فرجام بی‌فرجام اقتصاد ایران

محسن رنانی، اقتصاددان حکومتی اعتقاد دارد که اقتصاد ایران دیگر راه حل اقتصادی ندارد!

مسعود پزشکیان، که با شعار وفاق ملی رأی اعتماد گرفت، از همان ابتدا با چالش‌های زیادی روبه‌رو شد. یکی از این چالش‌ها، جنگ در منطقه است.

اصلاح‌طلبان می‌گویند این جنگ، فضای سیاسی کشور را ملتهب می‌کند. به همین دلیل، دستیابی به شعار اصلی دولت چهاردهم، یعنی وفاق ملی، دشوار شده است.

در مسائل داخلی نیز، برخی اهداف سند چشم‌انداز ۱۴۰۴، مانند رشد هشت درصدی، محقق نشده است.

پرسش اصلی این است که آیا پزشکیان می‌تواند مشکلات جامعه ایران را حل کند؟

محسن رنانی به این سؤال پاسخ منفی می‌دهد. او معتقد است اقتصاد ایران در شرایطی است که دیگر نسخه‌های اقتصادی کارساز نیستند.

مشکلات اقتصادی تنها شامل مسائل اقتصادی نمی‌شود.

اکنون مشکلات سیاسی و روان‌شناختی هم وجود دارد. تا این گره‌ها باز نشود، سیاست‌گذاری در اقتصاد ایران پاسخگو نخواهد بود.

رنانی اقتصاد ایران را به یک شهرک صنعتی تشبیه کرد که در باتلاقی از سیاست و بی‌ثباتی گرفتار شده است.

در این شرایط، هیچ‌کس حتی با وجود قوانین تشویقی حاضر به سرمایه‌گذاری نیست.

او می‌گوید اقتصاد ایران سال‌هاست در مشکلاتی گیر کرده که مانع رشد آن شده است. هر چه امتیاز و امکانات داده شود، باز هم امکان سرمایه‌گذاری وجود ندارد.

رنانی ادامه می‌دهد در انتخابات اخیر، پزشک عوض شد، اما این تغییر به معنای درمان نیست.

بنابراین، نشانه‌هایی از تلاش برای مانع‌زدایی در اقتصاد ایران دیده نمی‌شود.

او تأکید می‌کند که نسخه اقتصادی برای کشور ممکن نیست، زیرا برخی پیش‌نیازها باید فراهم باشد.

درمان زمانی ممکن است که بیمار به پزشک، یعنی مردم به حکومت حکومت، اعتماد کند. اگر اعتماد نباشد، بیمار به نسخه عمل نخواهد کرد.

پزشک، یعنی حاکمیت ملایان، خود در اقتصاد ایران بیمار است

همچنین، پزشک باید به درمان اعتقاد داشته باشد. در حالی که پزشک خود بیمار اصلی است.

شرط دیگر این است که محیط‌زیست بیمار مناسب درمان باشد. در محیطی که پر از استرس است، درمان نمی‌شود.

همچنین باید الگوی زندگی بیمار متناسب با درمان باشد. اگر ساختار اقتصاد بر مبنای رانت باشد، پزشک در فروش دارو منافع خواهد داشت.

شرایط اقتصاد ایران هنوز برای نسخه‌نویسی مناسب نیست. بیمار، یعنی بخش خصوصی، به رانت عادت کرده است و سیاست‌گذاران نیز در رانت شریک هستند. سیاست‌گذاری در این شرایط قصد درمان اقتصاد بیمار را ندارد.

در نتیجه، نسخه‌نویسی برای اقتصاد ایران به معنای ارائه راهکارهای غیرقابل اجرا است.

رنانی می‌افزاید علت این موضوع عدم وجود بستر مناسب برای اجرای سیاست‌هاست.

سیاست‌هایی که قابلیت اجرایی ندارند، فقط هزینه‌های بی‌ثمر ایجاد می‌کنند و هیچ منفعتی برای جامعه و اقتصاد ندارند.

سند چشم‌انداز بیست ساله یکی از مثال‌های بارز این وضعیت است.

تنها ۱۵ درصد از اهداف آن اجرایی شده و باقی آن به جای خود مانده است.

اگر سیاستی که قابل اجرا نیست توصیه شود، این خیانت است. باید ابتدا مقدمات درمان فراهم شود و سپس نسخه‌نویسی شود.

رنانی به چرایی عدم وجود عقلانیت در تصمیم‌گیری‌های بلندمدت اشاره می‌کند.

او می‌گوید ارتباط و گفت‌وگو، راه‌های تبدیل عقل به عقلانیت هستند.

متأسفانه، بستر مناسب برای عقلانیت در جامعه ما وجود ندارد. نااطمینانی، عقلانیت را نابود می‌کند.

در نظرسنجی‌ای که انجام شده، نود درصد کارآفرینان به اقتصاد ایران امیدی ندارند.

آن‌ها به چشم‌انداز نیاز دارند، اما ریسک‌های غیرقابل مدیریت مانع تصمیم‌گیری صحیح می‌شود.

رنانی سرآغاز توقف استفاده کارآفرینان از عقل ابزاری را پس از شکست برجام توصیف می‌کند.

وفاق با چه کسی؟

از آن زمان، اقتصاد ایران با نااطمینانی روبه‌رو شده و روندهای بهبود قبل از آن نزولی شده‌اند.

ایران اکنون از نظر شاخص‌های توسعه در منطقه در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار دارد.

از مجموع ۳۷۶ شاخص، حدوداً ۱۸۰ تا ۱۹۰ شاخص زیر میانگین جهانی هستند. این نابسامانی‌ها، عقلانیت را مختل می‌کند.

در شرایط عدم اطمینان پیچیده، سرمایه‌گذاران تمایل به پذیرش ریسک‌های بلندمدت ندارند.

دولت چهاردهم اکنون وارث یک نااطمینانی پیچیده و غیرقابل مدیریت است.

تنش‌های اخیر با اسرائیل نیز بر این نااطمینانی افزوده است.

رنانی باور دارد که عدم رسیدن دلار به ۲۰۰ هزار تومان، نشانه‌ای از امید است. این نشان می‌دهد که هنوز اطمینانی به تصمیمات سیاست‌گذاران وجود دارد.

رنانی همچنین بیان می‌کند که وفاق سه سطح دارد. وفاق من با همه، وفاق همه با هم و وفاق همه با من. حکومت به کدام‌یک از این سطوح اشاره دارد؟

در حال حاضر، افق چشم‌انداز در حکومت ایران خاکستری است.

رنانی سخنانش را این‌گونه به پایان می‌رساند: اکنون کشور در بحران‌هایی مانند برق، آب و گاز قرار دارد.

نمی‌توان ۹۹ درصد بازیگران را کنار گذاشت و انتظار وفاق داشت. ملت‌های توسعه‌یافته، آن‌هایی هستند که مهارت خلق قصه‌های جمعی را دارند.

قصه‌هایی که نیازها و بازیگران امروز در آن حضور دارند باید نوشته شوند تا به واقعیت تبدیل شوند.

اقتصاد ایران نیازمند توجه ویژه است تا بتواند به رشد و پیشرفت دست یابد.

در این راستا، باید به ریشه مشکلات توجه کرد و راهکارهای مناسب را طراحی نمود. این مسائل باید به‌طور جدی بررسی شوند تا به نتیجه برسیم.

[محسن رنانی در مورد زمان سقوط حکومت ایران سخن می‌گوید]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)