این روزها ترس از «برپایی حکومتی سکولار و دموکرات در آیندهء ایران» تمام وجود اصلاح طلبان و اصول گرایان را فرا گرفته است. این ترس حتی در متن هایی که طرفداران جمهوری اسلامی در فضای مجازی منتشر می کنند هم به چشم می خورد. حاکمان امروز ایران با در اختیار داشتن تمام امکانات لازم، و با وجود اینکه برای حفظ حکومت انجام هر جنایتی را مجاز می دانند، این روزها به شدت می ترسند؛ ترسی که این امید را به مردم ایران می دهد که براندازی دور نیست و در عین حال این هشدار را می دهد که باید بیشتر از پیش و هرچه زودتر بر روی فراهم آوردن تمام ابزارهای لازم جهت برپایی حکومتی سکولار و دموکرات در ایران، متمرکز شد.
همین ترس در بخش هائی از اپوزیسیون حکومت اسلامی نیز برقرار است. مثلاً، زنی حدوداً هفتاد ساله را مجسم کنید که، با حرکاتی مشمئز کننده، مشغول سخنرانی برای افرادی است که در میان آنها زن هایی دیده می شوند که لباس هایی یک شکل به تن دارند و روسری هایی قرمز بر سر. بله، مریم رجوی مشغول سخنرانی است. او امروز بیشتر از گذشته خود را از رؤیای رسیدن به قدرت، در فردای پس از براندازی، دور می بیند و می داند که مردم ایران حکومت اسلامی نمی خواهند، نه به سبک خمینی، نه به سبک اصلاح طلبان و نه به سبک رجوی.
شاید این علت اصلی ترسی است که در چهره و صدای او دیده می شود. او و سازمان اش نمی توانند تمایل خود برای رسیدن به قدرت مطلق را پنهان کنند و در این سخنرانی هم او، مثل همیشه، از مسعود رجوی – که در غیبت کبری بوده و پروژهء امام زمان سازی از او نیز همچنان در جریان است – نام می برد و شورای ملی مقاومت ایران را نیز تنها جایگزین دموکراتیک می داند.
آنها دراین سال ها نخواسته و نتوانسته اند که مراحل رشد و تکامل را طی کنند و فرسنگ ها با خواسته های نسل جوان ایران فاصله دارند؛ اما همچنان امید دارند که با سوءاستفاده از دین اکثریت مردم ایران (که البته شاید دیگر حتی نتوان گفت که اکثریت مردم ایران به اسلام باور دارند)، می توانند به قدرت برسند.
اما آیا مریم رجوی تصور می کند که مردم ایران او و امثال او را در جنایت هایی که حکومت اسلامی در حال حاضر در ابعادی گسترده در ایران انجام می دهد بی تقصیر می دانند؟ آیا تصور می کند که آزار و اذیت هایی که سران این سازمان در حق اعضای خود این سازمان روا داشته اند، از نظرها پنهان مانده و فراموش شده است؟
مریم رجوی در این سخنرانی باز هم ادعا می کند که عده ای نمی خواهند اجازه بدهند که او ایدئولوژی و آرمانی داشته باشد. این در حالی است که عده ای از ایرانیان، حتی ایرانیانی که در انقلاب سال ۵۷ نقشی داشتند – نقشی بزرگ یا کوچک – در این سال ها کوشیده اند که با تجزیه و تحلیل رویدادهای گذشته و درس گرفتن از اشتباهات و به دست آوردن آگاهی از شرایط امروز دنیا و ایران و خواسته های نسل جوان ایران، در راه ساختن ایرانی آباد و آزاد قدم بردارند که البته اولین قدم دراین راه، براندازی رژیم حاکم بر ایران و برپایی حکومتی سکولار و دموکرات است.
اما آیا او واقعا معنای سکولاریسم را نمی داند؟ آیا او صدای نسل امروز را به درستی نمی شنود؛ صدایی که به او و امثال او می گوید: «شما می توانید در فردای پس از براندازی به هر ایدئولوژی که می خواهید باور داشته باشید اما نمی توانید ما را مجبور به پذیرش آن کنید، نمی توانید بر اساس آن قوانینی جهت ادارهء کشور وضع کنید و نمی توانید بر اساس آن، حقوق بشر را زیر پا بگذارید و یا به منافع ملی ایران ضربه بزنید».
آری، سایهء سکولار دموکراسی برای همه تمامیت خواهان ترس آفرین شده است!

نظرات
نئولیبرایسم نیز نوعی از دمکراسی سکولار میباشد, اما دمکراسی, مردم سالاری سکولار بدون سوسیالیسم , جامعه گرایی, جامعه محوریت و عدالت اجتماعی منجر به ظهور جنبش های افراطی مذهبی می شود, مانند ناسیونالیستهای مسیحی, فاشیستهای هواداران ترامپ, در آمریکا.
واژگان “دمکراسی سکولار” در رسانه های جریان اصلی رمز واژه ای است برای بنیاد گرایی بازار نئولیبرایستی, که امروزه منجر به “انقراض ششم” و از بین رفتن گاه تدریجی و گاه بسیار سریع حیات در کره ی زمین شده است.
به جای این قرقره کردن ناشیانه ی پروپاگاندای نئولیبرایستی توجه کنید به فاجعه, فلاکت و کاتاستروفی که در محیط زیست وطن در شرف وقوع است و هر روزه آب وخاک و هوای این سرزمین را نابود کرده و از بین میبرد.
فرصتی در دست نیست, وقت تلف نکنید.
“دمکراسی سکولار”تان در سرزمینی که نه آب خوردن دارد, و نه خاک و هوای مناسب برای زیست انسانی, به درد لای جرز میخوره.
تا تمام کشوردریاچهٔ ارومیه نشود, دو زاری تون نمیفته .
دوشنبه, ۱۴ام آبان, ۱۴۰۳
طی چهل سال گذشته بنیادگرایی “بازار آزاد” و نئولیبرالیسم منتهی به برقراری بدترین نوع تمامیت خواهی در تمدن بشریت شده است. تمامیت خواهی سرمایه و “بازار آزاد”.
که تمامی چنین فرایندی در چهاردهه ی گذشته تحت عنوان کذایی “دمکراسی سکولار” به پیش رفته است .
بدین ترتیب خود شما به اصطلاح “سکولار دموکراتها” یکی از بدترین مبلغان تمامیت خواهی, از نوع “بازار آزاد”, می باشید، و مانعی هستید بر سر راه برقراری یک نظام مردمسالاری حقیقی و حقوقی.
مختصات کلی تمامیت خواهی سرمایه و “بازار آزاد” را شاید بتوان بدینگونه خلاصه نمود که؛ نئولیبرالیسم، “دمکراسی سکولار” کذایی شما، با نابود نمودن اتحادیه ها و هرگونه بیان قدرت مردمی در جامعه, سعی در فراهم نمودن ملزومات رژیم جدیدِ (نئولیبرالی) انباشت سرمایه را دارد و تدارک می بیند.
اتحادیه که نباشد، مزدها را می توان به حداقل سطوح تقلیل داد، دستمزد پایین کارگر = سود بالای سرمایه.
پس از بازار کار و گارگران نوبت کل جامعه می رسد و انکار آن:
“جامعه وجود ندارد”،
که اگر وجود ندارد پس دیگر لازم نیست بودجه ای برای خدمات عمومی، سپهر عمومی و فرهنگ عمومی هزینه نمود.
اینکه امروزه ارزش های دموکراتیک به معنای واقعی کلمه در نیمی از جمعیت وجود ندارد، بدین دلیل است که فرهنگ دموکراتیک توسط “خرد” نئولیبرال, هنجارها و عقل “بازار آزاد” طی چهل سال گذشته ویران شده است.
اما بحران کرونا نشان داد که امپراتور لخت است, یا به بیان عام: “کو.ش گوه یه”, اول باید خودش را بشورد.
و این مشاهده و دستور العملی است که در مورد “سکولار دمکرات” های کذایی “بازار آزاد”ی وطنی نیز می تواند صادق باشد.
ببینیم و تعریف کنیم.
دوشنبه, ۱۴ام آبان, ۱۴۰۳
نتیجه ی اخلاقی داستان:
نئولیبرالیسم و “بازار آزاد” با اینکه در اثر بحران ۲۰۰۸، و بحران کرونا و نابودی جهانیِ روزمره یِ محیط زیست، آن حقانیت، محبوبیت و هژمونی سابق را از دست داده است، منتها در عین حال کماکان رژیم انباشت سرمایه در سطح جهانی است، و به خودی خود نه تغییر پیدا خواهد کرد، و نه متوقف خواهد شد.
اون مَثَل “خودش خشک میشه میفته” در مورد “بازار آزاد” نئولیبرالیسم صادق نیست. این بازار آزاد و نئولیبرالیسم هستند که دارند هر روزه زندگی در کره ی زمین را می خشکانند.
البته قصد و هدف تغییر دادن و یا متوقف کردن نئولیبرالیسم و “بازار آزاد” شاید بیش از هر چیز حکایت “آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها” باشد.
به این معنا که: در اقتصاد جهانی کنونی که برای مثال کُل تولید خالص رقمی حدود صد تریلیون دلار است، (کل تولید ناخالص داخلی جهانی (GDP) در سال ۲۰۲۳ ، ۱۰۵,۴۳۵,۰۳۹,۵۰۷,۰۲۴ دلار بود.) منطقا باید رقمی بود تا بتوان بر چنین سطح انباشتی از ثروت و سرمایه تاثیر گذاشت.
مانند اعتصاب کشاورزان هندوستان علیه سیاستهای نئولیبرالیسم و “بازار ازاد” ۲۰۲۰ – ۲۰۲۱ (که بزرگترین و عظیم ترین اعتصاب در تاریخ بشریت بود) که پیروز شدند.
یعنی این کار, چنین امری فقط از پس جنبش های اجتماعی اعتراضی و شورشی بر می آید.
برای شروع کار در وطن ما و جامعه ای ما میتوان هول سه محور کلی ذیل هماهنگی, اتحاد و همکاری نمود:
۱) آزادی زندانیان سیاسی و لغو اعدام
۲) توانمندی و قدرت بخشی به مبارزات و اعتراضهای معیشتی و بالا بردن سطح زندگی
۳) هماهنگی, اتحاد و همکاری سراسری و کشوری (منطقه ای, جهانی) برای حفظ محیط زیست و آب, خاک و هوای سالم.
دوشنبه, ۱۴ام آبان, ۱۴۰۳