همه جور واردات دیده بودیم جز پزشک!
با وضعیت سخت و آشفتهای که حاکمیت ایران برای کادر درمان و پزشکان به وجود آورده است احتمالا به زودی واردات دکتر در دستور کار قرار بگیرد.
وضعیت پزشکان در حکومت ایران به دلیل سیاستهای نادرست دولتهای پیشین دچار مشکل شده است.
موج مهاجرت همراه با سیاستهای ناصحیح گذشته شرایطی به وجود آورده که اگر ادامه یابد، ممکن است حکومت ایران تا چند سال آینده از داشتن پزشکان ماهر و متخصص تهی شود.
با این سرعت از مهاجرت، حکومتی که اکنون دکتر به کشورهای اروپایی صادر میکند، احتمالاً طی یک دهه آینده مجبور به وارد کردن دکتر از کشورهای دیگر همچون هند و پاکستان خواهد شد.
اخیراً دکتر علیرضا سلیمی، رئیس انجمن علمی بیهوشی، به کاهش درآمد و پایین بودن دستمزد پزشکان اشاره کرد.
وی هشدار داد که برخی دکترها به دلیل درآمد پایین یا به جراحیهای زیبایی روی میآورند یا به مهاجرت فکر میکنند.
به گفته او، در جراحیهای زیبایی دستمزدها تا چند صد برابر بیشتر از دیگر رشتهها است.
در حال حاضر، سه مشکل اساسی شامل افزایش مهاجرت، کاهش تمایل به ورود به دوره دستیاری و کارایی پایین وجود دارد.
همچنین، افزایش سن مهاجرت دکترها نیز قابل توجه است، در حالی که معمولاً مهاجرت بیشتر در میان دکترهای جوان دیده میشود.
دیدگاه برخی مردم نسبت به دکترها به غلط این است که آنان گروهی ثروتمند هستند. دکترهای بیهوشی با انجام کارهای پراسترس روزانه درآمدی حدود ۷۰ تا ۱۰۰ هزار تومان دارند.
حتی برخی دکترها که در مناطق جنوبی و مرکزی شهر مطب دارند، قادر به تامین هزینههای جاری خود نیستند.
[چرا پزشکان ایران هر روز فقیرتر میشوند؟!]
این شرایط باعث شده که کشورهای مختلف به دکترهای ایرانی پیشنهادهای جذاب بدهند و آنان را با دستمزدهای بالا جذب کنند.
فشار بر پزشکان و افسردگی آنان
از طرفی، کارشناسان باور دارند که در اروپا فرهنگ جدیدی بین جوانان رایج شده است. آنها تمایل کمتری به تحصیل طولانیمدت در پزشکی دارند و بیشتر به دنبال شغلهایی میروند که سریعتر به درآمد برسند.
در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۳، جانشین وزیر بهداشت نیز به این موضوع اشاره کرد و گفت که در سالهای ابتدایی انقلاب، دکترهای خارجی در کشور حضور داشتند؛ اما اکنون از خارج برای درمان به ایران میآیند.
این مقام مسئول هشدار داد که شاید در ۷-۸ سال آینده، پزشکی در کشور باقی نماند و بار دیگر مجبور به اعزام بیماران به خارج شویم.
وی اضافه کرد که توقعات از دکترها بالا رفته، اما امکانات کافی برای آنها فراهم نیست، و این مسئله باعث فشار بیشتر بر جامعه پزشکی شده است.
وی همچنین به مشکلات و فشارهای رزیدنتها اشاره کرد. دریافتی پایین و حجم بالای کار، سلامت روانی رزیدنتها را تحت تاثیر قرار داده است و حتی در سالهای گذشته منجر به خودکشی برخی از آنها شده است.
یک تحقیق نشان داده که در سال اول دوره رزیدنتی، ۳.۴ درصد از رزیدنتها به افسردگی مبتلا بودند و این میزان در پایان سال اول به ۳۳ درصد افزایش یافته است.
فشارهای ناشی از حجم سنگین دروس و امتحانات سخت، بهویژه برای فارغالتحصیلان جوان، مشکلات روانی را تشدید کرده است.
علاوه بر این، آینده شغلی و تحصیلی دکترها متخصص جوان مبهم است، که باعث میشود تاخیر در تشکیل خانواده و مشکلات شخصی نیز برای آنها ایجاد شود.
وزارت بهداشت آییننامهای دارد که بر اساس آن رزیدنتها باید تعهدات خاصی را قبول کنند، که این تعهدات بعضاً غیرمنطقی است.
دزدی ارثیه دکتر پس از فوت توسط وزارت بهداشت!!!
به عنوان مثال، در صورت فوت رزیدنت، وزارت بهداشت میتواند هزینه آموزش را از اموال او دریافت کند!!!
دکتر در نظر بیمار همیشه شخصی قوی و با انرژی است و مردم تصور میکنند که دکترها نیازی به استراحت ندارند.
در واقع، توقع عمومی از پزشکان این است که در هر شرایطی آماده به خدمت باشند.
اما دکترها به این شکل فکر نمیکند و گاهی اعلام میکنند که به استراحت نیاز دارند.
حکومت ایران در سالهای اخیر به ناچار به واردات دکترها از کشورهای دیگر روی خواهد آورد. این ضرورت ناشی از چندین عامل کلیدی است.
اولین دلیل، کمبود شدید دکتر در کشور است. بر اساس آمارهای رسمی، ایران با نسبت کمبود دکتر مواجه است که این موضوع به خصوص در مناطق روستایی و کمتر توسعهیافته احساس میشود.
بسیاری از پزشکان به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی نامناسب کشور را ترک کردهاند و این مسئله باعث افزایش نیاز به دکترهای خارجی شده است.
دومین دلیل، بحرانهای اقتصادی و نارساییهای سیستم بهداشت و درمان است.
سیاستهای نادرست اقتصادی موجب افت شدید کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی شده است.
سومین دلیل، افزایش آمار بیماریها و نیاز به تخصصهای مختلف پزشکی است.
با رشد جمعیت و افزایش سن جامعه، نیاز به خدمات پزشکی تخصصی بیش از پیش احساس میشود.
از این رو، واردات دکترهای متخصص از کشورهای دیگر به عنوان یک راهکار برای جبران کمبود دکتر داخلی مورد توجه قرار گرفته است.
در نهایت، چالشهای داخلی نظام پزشکی ایران، از جمله قوانین سختگیرانه و عدم حمایت کافی از دکترهای بومی، به این وضعیت دامن زده است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.