رضا شیرازی
اواخر آذر ماه 1392

کارگران در ایران با دستمزد ناعادلانه و عدم امنیت شغلی روبرو هستند. همین موضوع حیات نیروی کار را چنان پرمخاطره کرده است که برای طبقات میانه و طبقه فرادست ایران غیرقابل درک هست. تجربه نشان داده است که وقتی زندگی از جنبه اقتصادی ثبات نداشته باشد عوارض اجتماعی آن برای جامعه هزینه های گزاف دربردارد و نه تنها آسیب های اجتماعی گسترش می یابند، بلکه بحران اخلاقی و به چالش کشیدن ارزش های عرفی و مذهبی جامعه امری حتمی ست.
هم اکنون امنیت شغلی و دستمزد عادلانه مهمترین مطالبه کارگران ایران است. عنصر سومی که بعنوان درد بی درمانی خود را برای نیروی کار نمایان کرده و در حال رشد هست، موضوع بیکاری ست. امروزه بیکاری میلیونها انسان در ایران بعنوان یکی از اصلی ترین مشکل اجتماعی به شمار می آید . مشکلی که به سادگی حل نخواهد شد. زیرا مناسبات اقتصادی و روند اقتصاد بیمار ایران با درنظرگیری سیاست های اقتصادی دولت که اولویت را نه به تولید بلکه به استخراج و فروش نفت و واردات می دهد دیگر ممکن نیست که بتواند براحتی مشکل بیکاری را رفع کند. از طرف دیگر بخش خصوصی که توان ایجاد کار دارد، یشتر متمایل به تجارت است.
با وجود سه مسئله دستمزد ناعادلانه و عدم امنیت شغلی بعلاوه بیکاری گسترده در ایران موارد زیر راهم باید به این سه مشکل فوق اضافه کرد تا به عمق بحرانی که نیروی کار در آن غوطه ور است، آگاه شد؛
1- سرکوب مبارزات صنفی کارگران.
2- مهار پتانسیل عظیم کارگران توسط تشکلات دست ساز دولتی.
3- جلوگیری از شکل گیری تشکلات مستقل کارگران.
4- سرکوب و زندانی کردن فعالین کارگری.
5- وجود مناسبات اقتصادی بیمار و توفق اقتصاد تجاری به اقتصاد تولیدی.
برغم موانع هشت گانه فوق، پرسش این است که بر بستر کدام مشخصه های عینی مبارزات صنفی بطور مستمر به اشکال گوناگون ادامه می یابد؛آیا موارد زیر نقش تعیین کننده در گسترده شدن اعتراضات کارگران ایران دارند یا خیر؟ الف – اعتراضات علنی، تاکید به روش های مسالمت آمیز و دوری گزیدن از خشونت.
ب – سازماندهی اعتراضات صنفی برای تحقق مطالبات و همچنین تلاش و کوشش برای بی اثر کردن تشکلات دست ساز دولت و انتخاب نمایندگان واقعی کارگران برای مذاکره با کارفرمایان یا حتی مذاکره با نیروی انتظامی برای جلوگیری از سرکوب خشن و گسترده کارگران و عواقب اجتماعی ناشی از آن.
ج – اعتصابات خود انگیخته و تهاجمی.
د – سازماندهی حرکتها و اعتراضات برای حفظ کار و تلاش و کوشش جهت جلوگیری از بسته شدن کارخانه ها و بعضا مبارزات تهاجمی برای افزایش دستمزد و یا طرح مطالبات حداقلی.
ح – اعتراض به قوانین نابرابر در حوزه بیمه بیکاری و قراردادهای کار.
ط – تهیه طومار و جمع آوری امضاء جهت تحقق خواسته های صنفی از قبیل تعیین دستمزد عادلانه.
حال اگر بتوان موانع هشت گانه در مقابل نیروی کار ایران را که در بالا بدانها اشاره کردیم به اضافه مشخصه های عینی و شیوه های طرح مطالبات کارگران که بطور تیتروار مطرح کردیم و بطور کنکرت توجه کافی به عمده ترین موانع زیر داشته باشیم؛

1-عدم کار دائم؛ بیکاری مزمن برای کارگران ماهر و نیمه ماهر و ساده، بیکارسازی های گسترده، عدم انعقاد قرارداد یا گسترده کردن قراردادهای موقت و سفیدامضاء ، مهاجرت نیروی کار.
تمامی این مسائل را می توان در کانتکاس روند و توفق اقتصاد تجاری و گسترش سوداگری و دلالی ، عدم حمایت کافی از امر تولید، قوانین نادرست حقوقی برای نیروی کار مورد بحث و بررسی قرار داد.

2- دستمزد ناعادلانه؛ عدم افزایش دستمزد، حقوق های معوقه، عدم تناسب دستمزد با تورم دو رقمی و بالای 40 درصدی. زمانی ممکن هست که بتوان از مسئله چرائی عدم افزایش دستمزد یا کمی دستمزد در ایران پرده برداشت که به پبوند کارفرمای بزرگ یعنی دولت با کارفرمای کوچک یعنی بخش خصوصی، به خوبی پی برد.

3-نداشتن تشکل سراسری و سندیکاهای کارگری مستقل؛ ایجاد موانع برای تشکلات مستقل کارگری و دستگیری فعالین کارگری و حبس های طولانی برای آنان و … تنها و تنها زمانی نیروی کار ایران خواهد توانست مطالبات واقعی خود را در سطح گسترده درجامعه مطرح کند که دارای تشکلات مستقل باشد. تا بتواند به یاری و کمک نهادهای مردم نهاد در مقابل دو قدرت دولت و بخش خصوصی و در کشاکش با این دو ، مطالبات اش را تحقق بخشد.

به رغم همه موانع در مقابل نیروی کار ایران، ما با این پرسش روبرو می شویم که چگونه و چرا اعترضات کارگران بطور بی وققه در ایران در جریان است؟ و متعاقبا آیا با این پرسش اصلی روبرو نمی شویم که حقیقتا درحال حاضر قلب اصلی مبارزات نیروی کار درایران کجاست و کدام بخش از نیروی کار پیشرو و پیشگام مبارزات صنفی است؟ وقتی که به اخبار در حوزه کارگری رجوع کنید و بطور دائم و روزانه آنرا پی گیری نمائید، متوجه می شوید که نمی توان حرکت های صنفی و اعتراضی کارگران ایران را به یک بخش صنعتی و خدماتی و یا به یک استان ومنطقه و شهر مختص کرد و یا اصرار کرد که مثلا کارگران در صنایع سنگین و یا صرفا کارگران مهار درگیر مبارزات صنفی هستند.
طبق اخبار، اعتراضات صنفی در کارخانه های گوناگون؛ از معادن تا صنایع پتروشیمی و صنایع نساجی از صنایع فولاد تا رشته های مخابرات و بهداشت و خدمات و حتی بخش مسکن و … وجود دارد.
همین گستردگی اعتراضات کارگری نشان از چند مسئله مهم می دهد. یکی آنکه کارگران ایران به چنان آگاهی رسیده اند که توان سازماندهی حرکت های خود را دارند. همین مورد به خودی خود نشان از آن می دهد که سطح آگاهی کارگران چنان رشد کرده است که توان آنرا دارند که تا حدودی تشکلات دست ساز دولت را بی اثر کنند. کیفیت حرکت ها به شکلی ست که خواسته های مشخص و قابل دسترس ، همراهی و همگامی کارگران، همبستگی و اتحاد نیروی کار برای طرح مطالبات صنفی. کلا حرکتهای صنفی را با درنظر گیری جو امنیتی برای تجمعات در ایران اگر در نظربگیریم پی خواهیم برد که با وجود استبداد مذهبی حرکت ه ای کارگری را نمی توان امری پیش و پا افتاده دانست. ثالثا پی گیری مطالبات صنفی نشان از نگاه واقعه بینانه رهبران عملی کارگران در ایران میدهد. زیرا طبق آمار رسمی نیروی کار در ایران با در نظرگرفتن خانواده اشان دارای کمیتی بیش از ده میلیون نفراست. بنابر این پی گیری نیازها و مطالبات صنفی این جمعیت کثیر امری واجب و ضروری و درست است.
بیهوده نیست که تاکید کنیم که وجود اعتراضات گسترده هم نشان از آگاهی نیروی کار هست و هم نشان از نوع سازماندهی پویای نیروی کار. نیروی کار در ایران بطور سنجیده و با ارزیابی واقعی گام برمی دارد تا خواسته های خود را مطرح کند. طوری که نیروهای سرکوب گر نتوانند به سادگی اعتراضات آنان را در نطفه خفه کنند. بویژه آنکه کارگران بطور آگاهانه راه کارهای علنی و بخشا قانونی را مورد استفاده قرار می دهند تا مقابل هرنوع تعرض نیروهای امنیتی و پلیس را بگیرند. اخیرا درمقابل کارخانه پل اکریل در مبارکه اصفهان، قبل از ساعت کاری تظاهرات ایستاده سامان داده بودند تا با اعتر اض به سیاست کارفرما در مقابل کوچک کردن خط تولید مخالفت خود را اعلام کردند و جالب هست که یاد آوری کنیم صبح ها قبل از آغاز کار و غروب ها بعد از ساعت کاری طی روزهای متمادی اعتراض خود را سازمان دهی کرده بودند. تا اینکه موفق شدند در مقال سیاست کوچک سازی کارخانه توسط کارفرما به پیروزی برسند.
فورا باید اضافه کنبم که ما در سالهای اخیر در چند بخش اعتراضات چشمگیرصنفی نداشته ایم. یکی بخش خودروسازی ست و دیگری بخش نفت و گاز و همچنین در بخش های آب و برق، حمل و نقل. البته فورا باید اضافه کرد که به معنی نداشتن مطالبه صنفی نیروی کار در این بخش ها نیست. زیرا به دلیل حساسیت فوق العادی که جمهوری اسلامی به این بخش های صنعتی و خدماتی دارد، حتی از بوجود آوردن تشکلات دست سازدولتی در آنها دوری می جوید. از طرف دیگر با گسترش همه جانبه قراردادهای موقت در اکثر بخش های صنعتی ضربه جبران ناپذیری به نیروی کار ایران وارد کرده اند.
بهرحال با وجود اینکه بخش زیادی از اعتراضات کارگری در رسانه ها منعکس می شود و برخی از فعالین این اعتراضات را دستگیر می کنند تا اعتراضات ادامه نیابد. اما با وجود اعتراضات گسترده صنفی، پراکندگی در آن همچنان مشهود هست و عنصر همبستگی طبقاتی و صنفی را بین نیروی کار بطور مداوم مشاهده نمی کنیم. شاید جامعه ما و بویژه کارگران نیازمند شرایط مساعد سیاسی هستند تا بتوانند اعلام همبستگی با مبارزات صنفی کنند.

شاید بتوان ویژگی های جنبش کارگری را در حال حاضر چنین فرمول بندی کرد؛

برای درک بهتر ویژگی های جنبش کارگری در ایران چاره ای نیست جز اینکه این واقعیت را از قبل بپذیریم که کمیت نیروی کار در ایران به شدت گسترش یافته هست. گسترش کمی کارگران در ایران در پرتو دو امر افزایش شهرنشینی و رشد سواد در ایران بخشا نشان از کیفیت اجتماعی و فرهنگی آن میدهد. از طرف دیگر به دلیل وجود خفقان امکان تحقیقات میدانی در کارخانه های ایران در باره وضعیت اجتماعی و فرهنگی کارگران نیست. بنابر این تنها به طور کلی و نظری شاید بتوان نکاتی در باره جنبش کارگری ایران بیان کرد.

الف- جنبش کارگری ایران هم اکنون فاقد نماینده سیاسی است. هرچند که برخی از حلقه های روشنفکران سیاسی و یا
طیف های متعددی از نحله های فکری در ایران مدعی نمایندگی سیاسی کارگران ایران باشند. اما تا حدودی روشن هست که در حقیقت نماینده سیاسی جنبش کارگری باید حضور عینی ومادی و مشخص خویش را در روند مبارزات حتی صنفی کارگران نشان دهد. فراتر از آن حضور واقعی در میان نیروی کار داشته باشد تا در این مسیر هم خود صیقل یابد و هم اعتماد واقعی کارگران را به خود جلب کند و هم با طرح تاکتیک های مناسب و واقعی به دور از چپ روی های کودکانه و برخورد محافظه کارانه با روند اعتراضات کارگران نسبت به وضعیت صنفی و طبقاتی اشان و همچنین اعتلای آگاهی نیروی کار در ایران، نمایندگی خود ر
ا اثبات کند. در پرتو همیاری با نیروی کار جهت ایجاد تشکلات مستقل کارگری گام بردارد و در توازن قوای سیاسی در جامعه نشان دهد که منافع طبقات فرودست بویژه نیروی کار را به هر امر دیگری ارجعیت می دهد.

ب- حکومت سیاسی ایران به دلیل مواجهه با اعتراضات کارگری در اقصی نقاط ایران بطور پنهان در صدد بوده و هست که بتواند با تکیه به تشکلات دست ساز کارگری برخی از اعتراضات کارگری را در نطفه خفه کند برخی را پرو بال دهد برخی را به شدت تام سرکوب کند. استراتژی مدیریت و هدایت و مهار اعتراضات کارگری و همچنین فرسایشی کردن برخی از اقدامات – در حوزه اعتراض قانونی به تعیین دستمزد سال 92 و یا گسترش دادن هیات حل اختلاف بین کارگر و کارفرما – و به بن بست کشاندن کامل سه جانبه گرائی، از چنان تجربه ای برخوردار شده است که تاکنون از سراسری شدن و یا حتی منطقه ای شدن اعتراضات نی
وی کار جلوگیری کرده است. بی شک در استراتژی جمهوری اسلامی در مدیریت، هدایت و مهار حرکت های کارگری کانون محوری آن شناسائی فعالین کارگری مستقل و اخراج آنان از کارخانه ها و یا دستگیری و به زندان انداختن اشان است. ظاهرا نیروی کار ایران در مقابل این استراتژی چندجانبه باید بتواند با تکیه به آگاهی اش از فعالین کارگری به طور همه جانبه حمایت به عمل آورد. همانطوریکه در هفته های گذشته در اعتراض کارگران در اصفهان به بوقوع پیوست و مسئولین امنیتی استان بعد از چند روز مجبور ماندند که فعالین کارگری پل اکریل را که دستگیر کرده بودند، آزاد کنند. همین نمونه به خوب
ی نشان میدهد که همبستگی و پی گیری کارگران جهت آزادی فعالین و رهبران عملی نیروی کار می تواند راه کاری مثمرثمر باشد.

ج- مطالبات صنفی کارگران هم اکنون عمده ترین مسئله نیروی کار در ایران هست. بنابر این نیروی کار ایران در ادامه حرکت ها و اعتراضات اش به مرحله ای از آگاهی رسیده است که توانائی پیوند مطالبات اجتماعی از جمله تشکلات مستقل کارگری و اتحادیه های سراسری را با مطالبات اقتصادی و صنفی خود دارد. بی گمان نباید و نمی توان پیوند اندام وار و افول و صعود حرکت های کارگری را با دیگر جنبش ها مطرح در ایران از قبیل جنبش زنان و حرکت های دانشجویی و کلا روند رو به پیش جامعه نادیده گرفت.
د – جنبش کارگری در ایران نیاز به پشتوانه نظری قوی دارد، امری که هم اکنون فاقد آن است. این حقیقت تلخ را باید پذیرفت که بخش عظیمی از روشنفکران منتقدسیاسی و یا فرهنگی و یا روشنفکران در حوزه عمومی حتی آکادمیسِن ها واستاتید دانشگاهها اکثرا گرایشی به مبارزات طبقات فرو دست بویژه نیروی کار ندارند. زیرا عمده ترین مسئله از نظر این گروههای اجتماعی موضوع دمکراسی و آزادی ست. حال آنکه اولویت طبقه فرودست ایران نان، کار ، آموزش و بهداشت و صد البته آزادی که در پرتو آن می تواند تشکل خود را به پا کند و بدون سرکوب دهشتناک اعتصاب کند و مطالبه خود را به گوش ملت برساند.
ح – چشم اندازهای کلان تحقق نیازهای معیشتی و تعدیل شکاف طبقاتی و حل و فصل شدن مطالبات حداقلی نیروی کار در ایران با وجود آنکه احتیاج به تحولات سیاسی و اجتماعی دارد اما با این وجود نیازمند اعتراضات پی در پی و سراسری با مطالبات مشخص و قابل تحقق نیروی کار است. جنبش کارگری ما هم اکنون فاقد اعتراضات منطقه ای و سراسری ست. شاید بتوان گفت که اعتراضات پراکنده صنفی قدرت واقعی جنبش کارگری ایران را نه تنها نشان نمی دهد بلکه باعث می شود که رهبران عملی و واقعی کارگران ایران به راحتی شناخته شده و دستگیر شوند.
و – به نظر می رسد که مسئله نان در ایران پیوند ناگسستنی با موضوع آزادی و مبارزات دمکراتیک ملت ما دارد. هر دو مطالبه کلان به هم پیوند دارند. یکی بدون دیگری محقق نخواهد شد. زیرا هم اکنون میلیونها انسان در جامعه ما با مسئله فقر، عدم دستمزد کافی، عدم رفاء حداقل دست به گریبان هستند و از طرف دیگر جامعه به شدت نیاز به آزادی و فراتر رفتن از قید وبند نظام استبداد مذهبی ست. حرکت رهائی بخش در ایران برای رسیدن به آزادی و نظامی دمکراتیک متکی به طبقه فرودست ایران است. زیرا اکثریت جامعه را تشکیل میدهد.طبقه ای که وقتی به صحنه سیاسی واجتماعی پا نهد تمامی پیش فرض ها
را تغییر می دهد و توازن قدرت را به نفع جنبش اجتماعی و تحول خواهی در سطح عمومی جامعه رقم می زند، امری که تاریخ جدید ما به خوبی آنرا تجربه کرده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)