ناچاری خامنهای از فیلترینگ
اجرای فیلترینگ اینترنت از سوی حکومت ایران با هدف کنترل دسترسی به محتوا و محدودسازی دسترسی کاربران به منابع خاص صورت گرفته اما به آشکاری شکست خورده است. سوال این است؛ چرا خامنهای نمیتواند دست از فیلترینگ بردارد؟
پزشکیان اول آبان با تأکید بر زیانآور بودن این محدودیتها برای کشور، به وعده انتخاباتی خود درباره رفع فیلترینگ اشاره کرد. وی اعلام کرد که دولت در حال مذاکره با سایر نهادها برای بازگشت به وضعیت بدون فیلترینگ است.
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات قلابی، الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع رسانی دولت ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، نیز با اذعان به ناکارآمدی فیلترینگ، بیان کرد که ادامه محدودیتها به مصلحت حکومت ایران نیست.
به دنبال انتشار این اخبار اصولگرایان مرتجع جبهه پایداری و شرکاء با برچسبهای «اخلاقی» فراخوانی گسترده در همان شبکههایی که فیلتر هستند و از نظرشان استفاده از آن غیرقانونی دادند و تجمعی بدون مجوز را مقابل مرکز ملی فضای مجازی برگزار کردند.
از جمعیت ۱۴ میلیونی تهران حدود ۱۵۰ نفر به موافقان فیلترینگ پیوستند!
امروزه بیش از ۷۰ درصد کاربران اینترنت برای دسترسی به محتوای مورد نیازشان از ویپیان استفاده میکنند و هزینهای ماهانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان را متحمل میشوند.
این در حالی است که این هزینهها برای کاربران نهتنها بار مالی دارد، بلکه امنیت آنان را نیز تهدید میکند.
این محدودیتها برای کاربران علاوه بر هزینههای مالی، نوعی آسیب امنیتی و اجتماعی نیز به همراه داشته است.
همچنین، اصول کلی نشان میدهد هرچه محدودیت بیشتری بر موضوعی اعمال شود، تمایل به آن بیشتر میشود.
سود اقتصادی و کاسه گدایی ملایان که فیلترینگ امروز، جی روضهخوانی دیروزشان را گرفته
با افزایش استفاده از ویپیان و دسترسی آزاد به محتواهای فیلترشده، به نظر میرسد سیاست فیلترینگ علاوه بر نداشتن بازدهی، هزینههای زیادی را برای حکومت ایران به همراه داشته است و در نتیجه، این سیاست شکست خورده است.
پشت صحنه فیلترینگ اینترنت در حاکمیت ملایان ذینفعان متعددی وجود دارد. یک بعد آن موضوع امنیتی و خطر آن برای ملایان است.
بعد دیگر آن منافع اقتصادی فیلترینگ و فروش فیلترشکن و مافیای آن است که دست ملایان و وابستگان است.
بعد دیگر از روی ارتجاع و از روی جهالت ملایان است چنان که روزگاری رادیو، تلویزیون، موسیقی، ویدئو، ماهواره و… را نیز برنمیتابیدند.
اما سرانجام مجبور به پذیرش شدند و این پذیرش نه از روی تغییر نگرش و رویکرد بلکه از روی اجبار و تحمیلی بود که مردم به حاکمیت ملایان کردند.
برخی در حاکمیت ملایان ادعا میکنند که در پلتفرمهای خارجی جرائمی رخ می دهد که به وقت رسیدگی دست پلیس به هیچ جایی بند نیست و نمی توانند کلاهبردار و یا افراد خاطی را ردیابی کنند.
ادعا میکنند فیلترینگ صورت گرفت تا پلتفرمهای داخلی جایگزین انواع خارجی شود تا مانع این گونه جرائم شود.
آما آنچه وضوح دارد جرائم مالی اکثرا از سوی حاکمان، ملایان، مداحان، سپاهیان، و در یک نظر کلی وابستگان به حکومت انجام شده است.
به قول ظریفی در تاریخ اختلاسهای ایران هیچ فرد بدون حجاب اجباری و هیچ فرد غیروابسته به ملایان نبوده که دستی در اختلاسهای کلان مملکت داشته باشد.
فساد در دنیای حقیقی پیش چشمتان است در فضای مجازی دنبال آن نگردید
هر چه بوده همه و همه وابسته به ملایان بوده است از نوع مقید به حجاب اجباری مانند مرجان شیخالاسلامی، تا آخوند صدیقی و پاسدارانی مانند قالیباف و … که همگی حول نخ نبات ایدئولوژی ملایان گرد هم آمدهاند.
پس بهانه بروز جرائم مالی و… در شبکههای اجتماعی و عدم دسترسی پلیس برای رسیدگی به آن بهانه است.
اگر قصدی برای مبارزه با فسادها و اختلاسها و جرائم مالی بود نوع آشکار آن از در و دیوار حاکمیت ملایان میریزد.
اما پلیس هیچ کدام از آنها را نمیبیند. چون قصد مقابله با آن را ندارند، دشمنشان را در فضای مجازی جستجو میکنند با دزدان و مفسدان در فضای حقیقی و وابسته به حاکمیت کاری ندارند.
بخشی از ماجرا فیلترینگ نیز سیاسی بوده و هست و حاکمیت ملایان به دنبال انحصار در این زمینه مانند تمامی زمینههای دیگر است.
وقتی شبکههای مجازی و پلتفرمهای خارجی انحصار خبری و دیوار «مزرعه حیوانات» مانند ملایان را میشکند، ملایان این را برنمیتابند و از فیلترینگ کوتاه نمیآیند.
حالا دیگر موضوع به گونهای گشته که صدا و سیمای ملایان به درصد معدودی محدود شده است که در مقام قیاس، با صف نماز جماعت مساجد محلات برابری میکند.
از سوی دیگر حاکمیت ملایان اینترنت آزاد را تهدید و دشمنی برای نیروهای بدنه خود میبیند.
حاکمیت میخواهد بدنه نیروهایش منحصرا در حصار شبکه اطلاعرسانی ملایان باشند.
چرا که خارج از این حیطه این تهدید وجود دارد که ریزش در این میانه بیشتر و بیشتر شود.
فیلترین اهرم «اوجب واجبات» امروز ملایان!
چنان که در سالیان اخیر ملایان به کرات و مرات اعلام میدارند که طرفداران حاکمیت دیگر از مسجدروی دست کشیدهاند و رو به شبکههای اجتماعی خارجی آوردهاند.
یعنی آن چه حاکمیت با تلاش و هزینه زیاد از نیروی انسانی میخواهد در دنیای حقیقی جذب میکند از کانال فضای مجازی از حاکمیت دفع میشوند و این برای ملایان بسیار گران در میآید. قیل و قال مرتجعین خلص ملایان مانند جبهه پایداری و… از این سنخ است و از این در هراسند.
وقتی در سپهر سیاسی کشور جریان آزاد اطلاعات و بدون سانسور و فیلترینگ وجود داشته باشد، شفافیت وجود دارد، فسادهای ساختار حاکمیت رو میشود.
اختلاسهای یکی پس از دیگری و بعدی دبشتر از قبلی رو میآید. زمینخواری ۱۰۰۰ میلیاردی امام جمعه فاش میشود و به قول ظریفی صدیقی از «غفلت» بیدار میشود!
در چنین فضایی مردم میتوانند آزادانه حرف بزنند اظهارات خود را رسانهای کنند الگو بسازند، تحلیل ارائه دهند، کذبیات را رو کنند.
در کسری از دقیقه فجایع و معضلات جامعه که حاصل ناکارآمدی ملایان است را بر روی دایره بریزند.
تمامی معضلاتی که تعداد و شمار آنها، سیاههای که شاید بر آن پایانی نباشد با وجود شبکههای اجتماعی و همافزایی و برهمکنشی به عموم جامعه سرایت میکند، واکنش جامعه را برمیانگیزد.
ماجرای قتل حکومتی مهسا امینی نمونهای بارز است که فضای مجازی و شبکههای اجتماعی و همافزایی اطلاعاتی، همپوشانی ارزشهای انسانی و اقدامات عملی آن میرفت که بود ملایان را به نبودشان پیوند بزند.
از این روست که هرگز خامنهای نمیتواند دست از فیلترینگ بردارد. دست برداشتن از این امر یعنی دست برداشتن از قدرت و پیوستن به اوراق کتابهای تاریخ.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.