۱.      هر فرماسیون اجتماعی داری سه وجه ساختاری ست: اقتصاد، ایدئولوژی و سیاست. در تمام فرماسیون های اجتماعی، اقتصاد وجهی ست که در نهایت تعیین کننده است، اما همیشه، وجه مسلط فرماسیون نیست. یعنی، دقیقاً در پیایندِ مقوله ی «در نهایت تعیّن گری» اقتصاد است که می تواند وجه دیگری از فرماسیون (برای مثال، ایدئولوژی یا سیاست) بر کلیت آن مسلط باشد. بنیادی ترین تغییرات اجتماعی تنها از مجرای وجه مسلط امکان پذیر است.
۲.      در فرماسیون اجتماعی سرمایه داری، اگر چه، باز هم، وجه اقتصادی در نهایت تعیین کننده است، اما در هر حال وجه مسلطِ این فرماسیون وجه سیاسی ست. بی دلیل نیست که مارکس، لنین، مائو و دیگر کلاسیک های اندیشه ی مارکسیستی بر تصرف قدرت دولتی تأکید مؤکد گذاشته اند.
۳.      با این همه، اگر چه تغییرات ساختاری در شیوه ی تولید سرمایه داری، تنها از مجرای دست یابی طبقات فرودست سازمان یافته و مسلط به آگاهی آنقلابی به قدرت سیاسی بدست آمدنی ست، اما، این امر هرگز بدان معنا نیست که در نبود فرودستان سازمان یافته و مسلط به آگاهی انقلابی، هیچ نوع تحول سیاسی اتفاق نمی افتد.
۴.      شکی نیست که در دوران ما، طبقات فرودست نه از اگاهی انقلابی برخوردارند و نه از سازمان و سامانه ی انقلابی برخوردارند. بنابراین، به هیچ وجه نمی توان انتظار داشت که این طبقات، در کوتاه مدت، به سوی قدرت سیاسی، به سوی انقلاب خیز بردارند.
۵.      با این وجود، در نبود فرودستان سازمان یافته ی مسلط به آگاهی انقلابی، نه سیاست تعطیل می شود و نه فرودستان از شرکت غیر سازمان یافته در آن احتراز می نمایند.
۶.      آن چه که در بهار عربی اتفاق افتاد، به شکل تراژیکی درستی این تحلیل را به اثبات رساند. نقطه عزیمت خیزش های مردمی کشورهای عربی، اگر چه از مقوله های اقتصادی آغازید، اما به سرعت به معادله ی موازنه ی نیروهای سیاسی سیستم بورژوایی ختم شد. آن چه تا به حال در کشورهای پیروز به دست آمده، درست است که از دموکراسی سیاسی فراتر نمی رود، اما، در هر حال دستاوردی ست مترقیانه. فرقی هم نمی کند که تا چه میزان این پیروزی ها در اثر دینامیسم داخلی بدست آمده اند یا با کمک نیروهای بین المللی.
۷.      مسیر جنبش در کشور سوریه هم مشخص است. چیزی که بدیهی ست، نظام سیاسی حاکم مشروعیت خود را از دست داده، اما، عمدتاً با اتکا به دستگاه سرکوب اش همچنان پابرجاست. آن چه که در مورد سوریه مسئله است، نه خودِ مقوله ی دخالت نظامی نیروهای بین المللی، بلکه تعلل این نیروهاست در نقطه ی پایان گذاشتن به سیستم سیاسی حاکمی که با گلوله های توپ و بمباران هوایی مردم اش را نوازش کرده است. سقوط نظام اسد، در داخل محدوده های تنگ سیاستِ بورژوایی امری ست مترقی، و مخالفانِ دخالت خارجی در دنیای امروز، عمدتاً، افرادی اند که مغز اجداد قرن شانژدهمی شان را در جمجمه ی خود حمل می کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر می‌کنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و می‌خواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com