علی مطهری و در بردن بردن فرماندهی انتظامی از عقوبت جنایت
علی مطهری از مهرههای حکومت ایران در پستی در اینستاگرام در واکنش به مرگ سیدمحمد میرموسوی در حالی آن را «دومین خطای» نیروی انتظامی اعلام داشته که ۷۵۰ جانفدای آزادی ایران در اعتراضات ۱۴۰۱ را به فراموشی سپرده است.
مرگ سیدمحمد میرموسوی چنان ترسی از فوران قیام و اعتراضات مردم ایران در آستانه اعتراضات ۱۴۰۱ را بر سران حکومت ایران مستولی گردانید که از بزرگ و کوچک آنها به قتل وی واکنش نشان دادند.
از پزشکیان رئیسجمهور خامنهای گرفته تا رادان فرمانده انتظامی خامنهای و… و خلاصه هر کس منفعتی در بود ملایان دارد وارد گود شد و به سفیدسازی این قتل حکومتی پرداخت.
علت نیز چنان که ذکر شد تنها و تنها ترس از فوران خشم مردم و شروع اعتراضاتی مانند اعتراضات ۱۴۰۱ در اعتراض به قتل مهسا امینی بوده و هست.
در این بین علی مطهری از مهرههای اصلاحطلبان قلابی خامنهای نیز به این موضوع واکنش نشان داده است. وی در حساب کاربریاش در اینستاگرام نوشته است: «مرگ محمد میرموسوی بعد از فوت ستار بهشتی دومین خطای نیروی انتظامی است.»
وی افزوده «متهم هر مقدار هم که شرور باشد ما حق ضرب و شتم او را نداریم. مأموران پلیس باید آموزشدیده باشند.»
او در پایان «نمره بیستی» به خودش داده و نوشته است: «در موضوع ستار بهشتی وزیر کشور را به صحن مجلس آوردم. امروز آقای مؤمنی تازه وزیر شده و البته به این موضوعات حساس است.»
البته که در محکومکردن و مجازات و در برابر عدالت قرار گرفتن آمران و عاملان این قتل حکومتی حرفی نیست. البته اگر حاکمیت ملایان این کار را انجام دهند. امری که هیچگاه مسبوق به سابقه نبوده است. متهم پس از مدتی تبرئه شده و از مجازات گریخته و یا حتی ترفیع درجه و منصب نیز گرفته است.
علی مطهری و کاربرد هدفدار کلمه «دومین خطا»
اما بحث بر سر «دومین خطای نیروی انتظامی» خطاب کردن قتل حکومتی سیدمحمد میرموسوی میباشد.
نیروی انتظامی از بدو تاسیسش در سال ۱۳۷۰ تاکنون، مرتکب صدها و هزاران مورد قتل، شکنجه، سرکوب، تجاوز، آزار و اذیت و… در مورد شهروندان ایرانی شده است.
اما چه شده است که علی مطهری قتل حکومتی سیدمحمد میرموسوی را «دومین خطای نیروی انتظامی» نامیده است؟
اولین هدف کوچکنمایی این قتل است و ترس از واکنش جامعه در حال انفجار ایران نسبت به این سنخ جنایات میباشد.
چنان که ذکر شد از بدو تاسیس نیروی انتظامی قتل و کشتار بخش ثابت کارنامه این نیرو و بعدها فرماندهی بوده است.
اما در حکومت ایران نه هیچ کس به آن پرداخته و نه کسی پای میز محاکمه آمده است.
از این رو علی مطهری در مقابل احتمال فوران خشم مردم موضوع را به «دومین خطا» تقلیل داده تا جنایت فرماندهی انتظامی را سفیدسازی کند.
دومین هدف مطهری از بیان چنین گزارهای این است که جامعه در ابتدای کار دولت پزشکیان، از همکیشان علی مطهری میباشد.
قطعا چشمها به کابینه پزشکیان است که ببیند میراثدار دولت زودمرده رئیسی در امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، سرکوب و…. چند مرده حلاج است.
آیا پزشکیان به مانند سلفش، یا به عبارت بهتر، اسلافش، راه سرکوب خونین مردم ایران را خواهد رفت یا نه در این زمینه تغییراتی از ترس قیام مردم به وجود خواهد آمد.
نگارنده بر این اعتقاد است که هیچ تغییری در مشی و راه دولت پزشکیان با اسلافش وجود ندارد. چون دولت وی دولت به معنای واقعی آن نیست.
مبلمان و چیدمانی است که اوامر و فرامین خامنهای را پیش میبرد و خود پزشکیان نیز از ابتدای تبلیغاتش بارها به این موضوع اشاره داشته است.
مطهری، مدافع دولت پزشکیان و جنایاتش!
از این رو وقتی سیاست بالادستی وی، یعنی خامنهای، تغییری در برخورد با جامعه نکرده است، ارگان پاییندستی نیز هیچ تغییر سیاستی در این زمینه نخواهد داشت.
[آیا خامنهای عقبنشینی کرده؟]
با این وجود اما اصلاحطلبان قلابی مانند علی مطهری تلاش خود را مینمایند تا پزشکیان را چهرهای متفاوت از رئیسی جلوه دهند.
اکنون در آستانه قیام و اعتراضات ۱۴۰۱ قرار داریم که در آن حداقل ۷۵۰ نفر از مردم ایران قتل رسیدند. هزاران تن از نواحی مختلف بدن، مخصوصا نواحی حساس بدن مانند چشم و سر مورد اصابت قرار گرفته و جراحات جدی برداشتند.
این جنایات نیز توسط سپاه پاسداران، فرماندهی انتظامی، یگان ویژه این فرماندهی، نیروهای لباس شخصی، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه، بسیج و… خامنهای صورت گرفته است.
قطع یقین بخش عمدهای از این قتلها و جراحات وارد شده به شهروندان ایرانی در قیام و اعتراضات ۱۴۰۱، توسط فرماندهی انتظامی صورت گرفته است.
اما علی مطهری قتل حکومتی سیدمحمد میرموسوی توسط یگان ویژه فرماندهی انتظامی را «دومین خطای» این فرماندهی میخواند!
علی مطهری خود را به فراموشی میزند که هنوز ۲ سال نیست که مهسا امینیها و نیکا شاکرمیها به دست فرماندهی انتظامی و دیگر قوای سرکوب به قتل رسیدند.
اقرار به آن همه قتل، عقوبت دارد و آمران و عاملان آن از صدر تا ذیل حاکمیت ملایان میبایست پای محاکمه و حسابرسی بیایند.
از این رو تنها راه حل انکار از بنیاد و اساس آن همه قتل و ضرب و شتم و جنایت از سوی علی مطهری است.
اما این پایان کار نخواهد بود و روزی مردم ایران به «دومین» که نه از اولین و تا آخرین جنایت فرماندهی انتظامی و سایر قوای سرکوب و سران حاکمیت رسیدگی خواهند کرد.
علی مطهری نیز در بین افرادی است که در این صف ایستاده و در سفیدسازی این جنایات «ماله به دست» ایستادهاند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.