muslim-country-democracyبا توجه به تجربه نظام های موجود در کشور های مسلمان به این نتیجه می رسیم که نظام دموکراسی می تواند تنها مسیر و گزینه ای برای ثبات و پیشرفت کشور ها باشد.

انتخابات آزاد نخستین رکن نظام دموکراسی است که مردم با رأی خود  حق تعیین سرنوشت خود را رقم می زنند حضور، باور و مشارکت مردم  در نظام دموکراسی ثبات سیاسی می آفریند و ثبات سیاسی باعث اعتماد مردم به نظام سیاسی می شود که امنیت و پیشرفت و رفاه و آرامش و آسایش نیز در شرایط ثبات سیاسی روی می دهد.

الگوی کنونی نظام ها دموکراتیک را در کشور های غربی می بینیم که این نظام  های سیاسی توانسته اند پیشرفت اقتصادی و امنیت ، آرامش و برابری جنسیتی را به ارمغان آورد.

مشارکت مردان و زنان و همه اقشار جامعه خارج از نوع پوست، نژاد ، زبان ، ملیت ، دین  و آیین شان و نبود تبعیض و تعصب در جامعه بی گمان مسیر هر کشوری را بسوی بالندگی و رفاه و پیشرفت هموار می سازد.

با نگاهی به کشور های جهان سوم به ویژه کشور های مسلمان در می یابیم که اکثر مشکلاتی که در این کشور ها وجود دارد ناشی از فضای تنگ و بسته ای است که دولت های خودکامه برای ملت های شان ایجاد کرده اند در چنین فضای اختناق و خفقان ، زائیده ای  رفتار چنین نظام های  خودکامه محرومیت تبعیض، تعصب و برتری گروهی بر دیگر است که پیامد های آن را  در کشور های در حال توسعه  بی ثباتی در قالب قیام های جدایی طلبانه رفتار های خشونت آمیز و تغیر حکومت ها  شاهدیم  به طور خاص در کشور های مسلمان بشکل  تروریزم بی نظمی ، ارعاب، خشونت وبمب گذاری های انتحاری می بینیم.

هویداست نظامی که در آن همه اقشار جامعه از قبیل احزاب ،گروه ها و اقلیت های قومی و مذهبی به دلایل ساختاری و قانونی از شرکت در حکومت محروم می شوند در صورت تداوم، به محرومیت و سرخوردگی سیاسی می انجامد که خود عامل اصلی ایجاد خشونت و بی ثباتی سیاسی است.

در ایران

مردم ایران  با سقوط رژیم شاهنشاهی خواستار آزادی و رفاه بیشتر بودند  اما از  دل آرمان های دموکراتیک اکثریت مردم ایران یک رژیم دینی زاده شد رژیمی که روحانیون در آن همه ی امورات اساسی کشور  را بدست گرفتند  که مخالفت با خود و نپذیرفتن دساتیر شان را از جانب مخالفان شان مخالفت با اسلام دانستند و مجازات شان را زندان و مرگ تعیین نمودند. در درون هر جامعه ای چنانچه نظام سیاسی حاکم نتواند به خواسته های متنوع مردم پاسخ درخور و قانع کننده ای بدهد و نظام مزبور مطابق ایدئولوژی مورد قبول جامعه نباشد و از جانب آن تأیید نگردد ، آن نظام از ثبات سیاسی برخوردار نخواهد بود. و ررژیم اسلامی ایران نیز از این اصل مثتثنی نیست مردم ایران از حقوق و آزادی های لازم برخوردار نیستند و عدم برابری و تبعیض و تعصب در مقابل سایر گروه ها و فرقه های دینی و مذهبی باعث نارضایتی بخش بزرگی از مردم شده است.

افغانستان  و بی ثباتی دوامدار

در افغانستان بعد از سقوط نخستین رژیم جمهوری در 7 اردیبهشت 1357 این کشور تا کنون روی آرامش را به خود ندیده است  عدم ثبات سیاسی و نبود امنیت بستری شده است برای پرورش تروریزم بین المللی، که به نا امنی جهانی انجامیده است اگر چه بعد از 11 سپتامبر نظام دموکراتیک به کمک غربی ها بوجود آمده اما این نظام نوپا با چالش های عظیمی روبرو است طالبان و القاعده دشمنان قسم خورده این رژیم اند از سوی دیگر فقر فرهنگی زمینه مناسب را برای زایش و پروش سازمان های چون طالبان و القاعده فراهم آورده است که ناشی از بی عدالتی های گذشته بوده است که با کودتاه های پی در پی افغانستان با سقوط روبرو ساخت .

پاکستان محلی برای پرورش تروریزم

پاکستان بعد از استقلال اش از هند تا کنون به نحوی دچار بحران بوده است و نظامیان بیش از نیمی از دوران استقلال پاکستان قدرت را بشکل غیر دموکراتیک با کودتاه ها غصب نموده اند اکنون که  مناطق قبیله نشین این کشور مرکز تولید و ترویج تروریزم و افراط گرایی جهانی شده  است، و امنیت پاکستان به خطر جدی روبرو ساخته ، که ناشی از حمایت و پرورش این گروه های افراطی توسط سازمان اطلاعات ارتش پاکستان یا ISI  بوده است که به عنوان ابزار فشار و امتیاز گیری در مقابل هند و افغانستان  استفاده برده است  اما اکنون به چالش بزرگ برای امنیت و ثبات خود این کشور تبدیل شده است.

عربستان سعودی بسته ترین رژیم خاور میانه

عربستان به عنوان یکی از بسته ترین و مذهبی ترین کشور های خاورمیانه  که به لطف منابع سرشار نفت یکی از ثروتمند ترین کشور های منطقه محسوب می شود منافع خاندان سلطنتی ایجاب کرده است تا ثبات منطقه پیرامونش حفظ شود و عناصر افراطی سرکوب گردند ،عدم تحمل هرگونه مخالفت از سوی قدرت حاکم باعث رشد گروه های ناراضی از جمله القاعده  شد. درین کشور احزاب و فعالیت های سیاسی ممنوع است و از سلاح مذهب در درون کشور برای بقای نظام شاهی آل سعود بهره برده اند فضای تنگ و خفقان آور این رژیم باعث شده است که رهبر سازمان القاعده دیگر فضای برای زیستن در کشورش نیابد و جهان را  به پرتگاه جنگ و خشونت و انتحار و کشتار بکشاند و این تراژدی از افغانستان  و پاکستان گرفته  تاعراق و سوریه و یمن و شاخ آفریقا گسترش یافته است.

با بر شمردن کشور ها و مشکلاتی که با آن روبرو است به این نتیجه می رسیم که نظام های غیر دموکراتیک  که سرکوب گر و تمامیت خواهند  زمینه ای مناسب را برای نارضایتی بخشی از مردم شان فراهم می آورد که نه تنها برای خود کشور شان در درازمدت مشکل آفرین و خطرناک شده بلکه برای جهانیان نیزبحرانزا و خطر آفرین بوده است. در این شکی باقی نمی ماند که نظام دموکراسی می تواند نظام مورد قبول و تایید همه باشد نظامی که زمینه ای مشارکت همه ی اقشار جامعه را در ساختار تشکیلاتی  وادری جامعه فراهم می آورد احترام به حقوق اقوام،مذاهب ،نژاد های و زبان ها و اقلیت را محترم می شمارد در چنین شرایطی ثبات و امنیت پدید می  آید که امنیت و پیشرفت به رضایت عموم مردم می انجامد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)