ممنوعیت قتل اعم از اعدام تا ترور، حداکثر مجازات حبس ابد، اولین و مهمترین عامل توحشزُدایی از کشورهای موسوم به اسلامی و مُسلمها
حقوق بشر بعنوان هدف و معیار شناخت حق از باطلها است و بدیهیاتش بر اصل بدون تغییر حق حیات برای عموم است، امروزه تعداد بسیاری کشورها (بیش از ۱۰۰) بالاترین مجازاتشان حبس ابد است، یکی از شاخصهای مهاجرت نخبگان تمدنی و اندیشگی و علمی و فرهنگی و هنری و سایر معارف بشری و همچنین کارآفرین و استارتاپ و مخترعان و مبتکران و نوآوران و سرمایهدار و سایر نخبگان اقتصادی، ملاک ممنوعیت اعدام برای هرگونه قتل عمد است در آن کشورها، این امری بدیهی عقلانی است که هیچ باارزشتر جان خویشتن نیست و با هیچ چیز قابل عوض نخواهد بود. عملا بنگرید عمدۀ مسیر مهاجرت نخبگان به کدام کشورها است از میان کشورهای پیشرفته و مرفه.
امروزه یکی ملاکهایی نشان میدهد چقدر یک مردم و کشوری و حاکمانش به انسانیت مدرن نزدیک و از توحش دور هستند بستگی مستقیم دارد به اعتقاد و التزام عملی به ممنوعیت و محکومیت قتل عمد اعم اعدام تا ترور.
کسی همچنان اعتقاد دارد اعدام و قتل هر کسی حتی اگر مترکب قتل نفس شده، کشتن و مقابل به مثل قتل است، در زمرۀ وحوش است.
اینکه کشتن همنوع، امری توحشی است، به تجربه مطالعات طبیعت است، هر چند کشتن همنوع نیز در جهان وحوش از درندگان و غیر درندگان چندان هم رایج نیست! همنوعشی شاید تا همین اواخر، بیشتر در گونۀ جانوری انسان یا نخستی امروزی رایج بوده و چندان در میان سایرگونههای جانوری دیده نشده است!، شای به همین دلیل انسان را وحشیتری گونۀ جانوری خواند، برای همین پرهیز از کشتن همنوع، نخستین امر تعالی و معنوی و در راستای تمدن جهان و آیی جهانی است. آیین جهانی امروز که میتواند سرآمد تمام آیینها (دینها، مذهبها، فرقهها، ایدئولوژیها و..) باشد از سه ستون و استوار یافته استف حقوق بشر، دمِکراسی، تمدن، و تمدن امروز جهانی است و ما چیزی به نام تمدن غربی و یا غیر غربی نداریم، و قطعا چیزی نیز به نام تمدن اسلامی و مسیحی و سایر دینها نداریم، تمدن بخشیمادی زیست اسان مدرن امروز است و اساس در عمدهجات مظاهر تمدنی فرقی نیست. انچه فرق میبینند در سلایق و نمادهای فرهنگی است. احکام دیین مهلک و خشن بر نقص عضو شلاق، در زمرۀ توحش است در دنیای امروز، و حکومتی و مردمانی این نوع حدود شرعی را اجرا میکنند وحشی هستند و باید توحشزُدایی شوند. ترور و تروریسم هم جزئی توحش است و انها اعتقاد به تررو و مجری ترر هستند نیز باید توحشزدایی شوند، توحشزدایی دز آگاهی دادن شروع با تدریس در مدارس و دانشگاه ادامه میابد و در صورت ضرورت از قوۀ قهریه و دفاع مشروع استفاده خواهد شد.
ضرورت توسعۀ آموزش و پروش رایگان و پیشنهاد آموزش مدارس و دانشگاهی مجازی رایگان برای همین منظور بسیارأکید میشود.
اگر کشوری- با هر بهانه ای- کشتن دیگران در سیستم قضایی باشد، آن کشور در مراتب پایین تمدن است و در کل در میان کشورهای توحشی و مردمان وحوش طبقهبندی خواهد شد. یکی وظایف اسنان و بشریت مدرن، مبارزه با توحش و وحوش انسانی است. پالایش جمعیت بشریت از زیرگونههای وحشی خودش از وظایف حتمی برای بقای بشریت مردم و جهان هستی است.
اما دفاع مشروع، به معنی قتل و کشتن نیست، هر چند ناخواسته ممکن است در هنگام دفاع غیر عمدی، مدافع مرتکب قتل شود، دفاع مشروع، تنها در دفع شر مجاز است و نه ایجاد شرارت؛ قتل و کشتن عامدانۀ همنوعان و حتی وحوش انسانی، ممنوع و محکوم است؛ فرق میان ـنان وحشی با غیر وحشی در مین درک مفاهیم دفاع مشروع و مواد گفته شدۀ دیگر است.
قتل و کشتن همنوع بشری، اولی نشانۀ انسانی است که توحش میخواهد یا نمیخواهد. دیگر زمان که شک کنیم در این بدیه حققوبشری گشته، در همین چند سال و حتی چند روز اخیر چندین مورد آزادی زندانیان به جرم قتل عمد در کشورهایی مشاهده شد، که بعد چند دهه جرمشان رَد شده و آزاد شدند، فقط تصور کید اگر این اشخاص اعدام شده بودند، آیا ممکن بود جان آنها برگدانند؟!
در حالی کسی- حقیقتا مرتکب قتل عمد شده- میتوان به حبس ابد با شرایط حداقلی، شبیهسازی حذف فیزیکی او از زندگی عادی کرد. مجازت حبس ابد از نظر برخی بدترین مجازت است و برخی میگویند اعدام ترجیح است به حبس ابد، این روشن میکند حبس ابد مجازات به شدیدترین است، و میتواند جایگزینی در نظر رفت برای مرگ مجرم، منتهی حبس ابد این شانس را به مجرم یا متهم میدهد اگر سیسم قضایی مرتکب اشتباه شد، لااقل بخشی از عمر باقی مانده را به او برگردانده و حتی بازپرداخت خسارت کند، و تا حدی رضایت محوم به حبس ابد که ناحق زندانی شده برگرداند. هر چند قطعیت نیست در حق مطلق، در واقع امثالهم این گونه تعبیر میکنیم خدا نیستیم و در مرگ و کشتن دیگران تصمیم نمیگیریم در واقع کسی بعنوان قاضی یا هر کسی محکوم به مرگ کسی میکند دربارۀ جان او تصمیم میگیرد و کسی حکم به مرگ مکسی نمیدهد در واقع تصمیم دربارۀ مرگ کسی نمیگیرد، به نظر هرگز بشریت دربارۀ این قیل مفاهیم نخواهد نتوانست به قطعیت برسد همانند مفاهیمی چون وجود یا عدم وجود خدا، و یا زندگی پس مرگ و غیره، اینجا در نهایت تصمیم با عقلانیت است.
اینها نظر شخصی است و همواره ممکن است اشخاص اشتباهی کنند، پس هر کسی هر تصمیمی بگیرد مسئولیتش بر عهده خودش است.
جانورانسانی وحشی بودن ربطی چندان به تحصیلات دانشگاهی و مدرک تحصیلی و هنری و مدارس و سواد خواندن و نوشتن و دک و پُز لوکس و لباش شیک و مرفه ندارد، بسیرای وحوش ضد بشری در جایگاه دکتری علوم و مهندسی و دانشمند آی.تی تا علوم تجربی و اقتصادی و در کسوت ممیز سانسورچی رسانه و سایت و یا در سرویس جاسوسی در نقش یک تروریست حکومتی و حتی در کشورها غربی سکولار، وحوش همه جا هستند و در میان ما انسانهای متمدن، ما را فریب میدهند و به بهانۀ امنیت ملی، همنوعنمان را میکشند، و بارهاست که ما فریب میخوریم تا روزی خود به مسلخ وحوش برویم و قربانی شویم و آنگاه افسوس میخوریم که چرا سکوت کردیم یا عامل توحش و کشتن همنوع خود شدیم!، این قماش به ظاهر دانشمند و باسواد، در واقع وحوش به ظاهر متمدن و عالم هستند و اما جزء زیرگونۀ وحشی نخستیها هستند و نیازمند توحشزُدایی فوری هستند چرا تأثیر خطرناکی در گسترش توحش در میان سایر همنوعانمان دارند!، همین جا معلوم میشود تحوش داشتن یا نداشتن ربط چندانی ب مرک تحصیلی و عنوان دکتر و مهندسی و لیسنسه ندارد، چه بسا زیر دیپلم باسواد اهل مطالعه هزارها بار بامعرفتتر و باهوشتر و بافرهنگتر از فلان دیپلمه یا لیسانسه یا دکتر و مهندس باشد.
البته، مفاهیم و مظاهر توحش در برابر انسان مدرن غیر وحشی زیاد است، امروزه- در عصر هوش مصنوعی- همچنان با سانسور و نقض آزادی بیان و تهدید به مرگ تا زندانی و آزار روحی و جسمی و محرومیت از حداقلهای مواهب حق طبیعی زندگی عادی برای نخبگان تا همچون امثالهم است و ناامنی یکی از مشکلات بزرگ نخبگان فکری است و تأثیر منفی شدید بر کیفیت تولید آثار اندیشگی دارد!
با توجه توحش سانسور، این مطالب خوبان ادامه دهند و کلمات کلیدی دنبال و این مفاهیم پراکنش کنید. نگذارید وحوش ضد بشری در قالب سانسور و پز مدرنیته جعلی، مانع توحشزُدایی شوند. این توحشزُدایی برای حفظ موجودیت همهمان است!
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/tavahoshzodaei
لزوم فوری توحش زُدایی از ممالک دل زمین از تروریسم اسلامی تا اسلام ستیزی!
https://en.wikipedia.org/wiki/Capital_punishment_by_country

نظرات
دزدخانه است دیگر و مردم اکثرا تنگدست ایران دستشان ظاهرا کوتاه از اعمال قدرت بر بستن این دزدان!، پول بدون پشتوانه یعنی دزدی ا جیب تنگدستان و پروژه تعریف کردن و غارت و ریال بدون پشتوانه را دلار خریدن و بردن به خارج، عجب دزدخانه ای تشکیل دادید شما سرکردگان شیعیان حرام لقمه!
———————————–
ممیزی زمانه به میرغضب AB ترمز بزنید و لگام لمپنیسمش بکشید. بگذارید دگراندیشان با اعصاب و روان راحت مطلب منتشر کنند، تا به کی توش در این سایت ادامه خواهد یافت؟! واقعا مردم هلند خجالت نمیکشند از این توحش سانسور و لمگن گشت ارشادی؟! .یروس اسلام شیعی ولایی تا زمانه و دربار به ظاهر سکولاردموکرات هلند نفوذ کرده آیا؟! بالاخره کی شرم میکید از جهان تمدن و دمکراسی و حقق بشر. امثالهم یک عمر از حقوق شر و مخالفت با ادام و ترر یک روز آسوده نیستم در این تریبون زمانه زا دست لمپنهای دربار هلند!
شنبه, ۳۰ام تیر, ۱۴۰۳
میر غضب و لمپن فارسیست های نژاد پرست ند, که هر صحبتی از ایرانیان غیر فارس “تجزیه طلبی” و “تروریسم” خطاب شده, و مصداقشان از یک ایرانی نمونه میر غضب لمپنی به نام “آدلف رضا خان” یک دزد, تریاکی جنایتکار (قاتل میرزاده عشقی, دکتر ارانی, فرخی یزدی,….) است.
تک تک عبارتهای فارسیست های نژاد پرست انباشته از توحش های نمادین و غیر نمادین می باشد.
یکشنبه, ۳۱ام تیر, ۱۴۰۳
برای سلطنت باختگان ساواکی یک سگ هار وحشی مانند “آدلف رضا خان” هنوز روحش شاد است و نمونه ی یک ایرانی تمام عیار.
متوحش تر و لمپن تر از چنین قهرمان بافی ها به عمر خود دیده اید؟
مسلما خیر.
یکشنبه, ۳۱ام تیر, ۱۴۰۳