هفته گذشته آقای پهلوی در کنفرانس سالانه محافظه کاران ملی سخنرانی ایراد کرد که به لحاظ نوع کنفرانس و محتوای سخنرانی ایشان حائز اهمیت بسیاری است که کمتر در رسانه ها به ان پرداخته شده است. سخنرانی ایشان در طول سخنرانی ۲۲ دقیقه که متن آن به انگلیسی منتشر شده است که در ان آقای پهلوی نگاه و استراتژی خود را نسبت به تحولات ایران و منطقه و نقش ایالت متحده ابراز کرد.

رضا پهلوی در کنفرانس محافظه کاران ملی در واشنگتن، ژوئیه ۲۰۲۴
کنفرانس راست افراطی و مذهبی
نخست حضور آقای پهلوی و سخنرانی در چنین جمعی سوالاتی را بر میانگیزد. ضمن دفاع از حق آقای پهلوی برای سخنرانی در هر جمعی و کنفرانسی که مورد نظر ایشان است، اما همچنان این هم حق شنوندگان ایرانی است که هم از ایشان سوال کنند، و هم صحبتهای ایشان را نقد کنند. چرا که آقای پهلوی به عنوان کسی که تلاش میکند چهره شاخص مخالف جمهوری اسلامی در خارج از ایران باشد، و همواره تاکید کرده که وظیفه او این است که صدای مردم ایران در محافل بین الملل باشد.
اما کنفرانس محافظه کاران ملی، بخشی از محافظه کاران آمریکا هستند، که گرایش آنان راست مذهبی است. از جمله ارزشهای آنان که در وبسایت آنها منتشر شده دخالت مذهب در عرصه عمومی آمریکاست.[۱]
سوال از آقای پهلوی این است که آیا شرکت در کنفرانسی که یکی از اصول اساسی گروه برگزار کننده ان دخالت مذهب مسیحی در عرصه های عمومی است، و صراحتا خواستار آموزش انجیل در مدارس و دانشگاهها است چه معنایی دارد؟ کنفرانسی که به عنوان راست افراطی شناخته میشود، آیا آقای پهلوی خود را متعلق به راست افراطی میداند؟ آقای پهلوی چندی پیش از راست افراطی در صحنه سیاسی ایران را به عنوان یکی از عوامل مانع همبستگی نیروها ذکر کردند.
غیبت لغات دمکراسی، سکولاریسم، حقوق بشر، زن
حال اگر بخواهیم تصور کنیم که ایشان بدون تعلق ایدئولوژیک در ان سخنرانی شرکت کرده و صرفا منتقل کننده پیام مردم ایران بوده است، آنگاه محتوای سخنرانی ایشان سوالات بسیار بیشتری را دامن میزند. در این سخنرانی ۲۲ دقیقهای و یا متن بیش از ۲۴۰۰ کلمه، ایشان هیچگاه از لغتهای دموکراسی، سکولاریسم، حقوق بشر، زن استفاده نکردند. حتی زمانی که از ارزشهایی سخن میگوید که مردم ایران از مردم آمریکا الهام گرفتند، دمکراسی را، که اصل بنیان گذاری کشور آمریکاست را فراموش میکند. این نام نبردن از این ارزشهای بنیادی مبارزات مردم ایران یک احتمال یا سهو نیست. برای نوشتن چنین متنی در چنین سخنرانی مهمی، ساعتها وقت گذاشته شده و با دقت مورد بازبینی ایشان و مشاورنیشان قرار گرفته است. این بخصوص اهمیت بیشتری پیدا میکند چرا که آقای پهلوی همواره خود را شخصیتی فراجناحی قلمداد کرده و خواهان اجرای نقش در اتحاد و همبستگی گروههای مختلف بوده است. عجیب است که سه ارزش بنیادی که تقریباً تمامی گروههای سیاسی چپ تا راست تا ملیگرا مشروطهخواه جمهوریخواه به آن معتقد هستند، یعنی دمکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر را حتی یک بار ذکر نکردند. چگونه میتوان به عنوان شخصیت مهم اپوزیسیون مردم ایران به چنین کنفرانسی رفت، مبارزات مردم ایران را تشریح کرد اما از ذکر مهمترین خواستهای مردم ایران چشم پوشی کرد. آیا آقای پهلوی و مشاوران ایشان که این متن را نوشتند به دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر اعتقاد ندارند و نمی دانند که اینها مهمترین ارزش هایی است مردم میهنمان برای آنها مبارزه و جانفشانی میکنند؟ یا اینکه اگر اعتقاد دارند آیا ترجیح دادند برای خوش آمدن حاضرین در این کنفرانس که از جناح راست افراطی و مذهبی آمریکاست و از ارزشهای آنها دخالت مذهب در عرصه عمومی از جمله سر سیاست است این ارزش کلیدی مبارزات مردم ایران را عنوان نکنند؟
هیچ سخنی از زن زندگی آزادی نیست
آقای پهلوی در سخنرانی خود به جنبشهای درون ایران به مبارزات مردم ایران به مبارزات صنفی، مدنی و سیاسی مردم ایران اشاره نمیکند. ایشان حتی از بزرگترین جنبش مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی؛ جنبش زن زندگی آزادی، حتی نام نمیبرد. البته ایشان پیشتر نیز در دو اعلامیه شان برای سالگرد جنبش (در سال گذشته) و در سالگرد جان باخته مهسا، در هیچیک از این دو از زن زندگی آزادی نام نمیبرد. دولی که باید از ایشان پرسید آیا ایشان هیچ گونی اعتقادی به زن زندگی آزادی دارند؟ اگر بلی، چرا و چگونه از جنبشی که در تمام دنیا با نام زن زندگی آزادی شناخته شده است حتی نام نمیبرند؟
آمریکا سلطنت را احیا کند؟
در بخش خواست ایرانیان از دولت امریکا عنوان میکند که ایرانیان تنها خواستار حمایت و همکاری غرب است، اما برای یادآوری اشتباهات گذشته دولتهای آمریکایی در منطقه، مثالی افغانستان پس از طالبان را میبرند و اینکه امریکاییها نگذاشتند که رژیم سلطنتی در آنجا برقرار شود و ظاهر شاه به سلطنت برگردد. در عوض یک نظام ساخته غرب (که منظور ایشان البته همان دموکراسی و پارلمانتاریسم است) را به جامعهای که نرمهای و عرصه های فرهنگ خود را دارد القا کنند و به همین دلیل این نظام شکست خورد. چنین مثالی برای چنین جمعی بی دلیل نیست. اینکه این مثال چنین تصویری را به شنونده کنفرانس القا میکند که احتمالاً ایران هم دارای نرمهای فرهنگی خود است و تلاش نکنید که توسط تعدادی از الیت سکولار خارج کشوری ( منظور آقای پهلوی اینجا عراق است) بر ایران حاکم کنید. ایران نیز نرمهای فرهنگی خود را دارد و لازم نیست که نظام لیبرال دموکراسی شما را بپذیرد. (نقل به مضمون) براستی اما آیا این منطق همان منطق جمهوری اسلامی و چپ ها ی ضد آمریکایی نیست، آنها هم معتقد به نسبیت فرهنگی هستند و معتقدند که لیبرال دمکراسی نسخه مناسب کشور مثل ایران نیست. علاوه بر ان معلوم نیست که آقای پهلوی چرا اگر اعتقاد دارند که آمریکاییها قرار نیست سرنوشت مردم ایران را تعیین بکنند، مثالهای افغانستان و عراق را میآورد. آیا ایشان تلویحا از آنها میخواهد که نظام سلطنتی را هم در ایران ایجاد کنند. و لازم نیست دنبال نظام دمکراسی لیبرال برای ایران باشند.
تصویر گنگ گذشته!
ایشان در مورد گذشته ایران هم تصویری گنگ به مخاطب خود میدهد. ایشان میگویند که مارکسیستها و رادیکالهای اسلامی کشور ایران را فتح کردند. معلوم نیست این فتح چگونه صورت گرفته و این افراد چگونه بر ایران مسلط شدند آیا توسط یک کشور خارجی به ایران حمله شده؟ ایشان از آوردن واژه انقلاب و یا حتی شورش پرهیز میکنند. سوال اما اینجاست آیا ایشان هم مانند بسیاری از طرفداران ایشان که اعتقاد دارند، قدرتهای دنیا از جمله آمریکا در برداشتن شاه از قدرت نقش داشتند، به چنین نقشی معتقد است؟ و اگر بلی چرا آنرا در این کنفرانس و به مخاطب آمریکای بیان نمیکنند؟ همزمان ایشان به نقص گسترده حقوق بشر در زمان جمهوری اسلامی، نقض حقوق اقلیتهای قومی، جنسیتی، حقوق زنان و کشتار دگراندیشان از جمله هزاران چپ و مارکسیست هیچ اشارهای نمیکند. چرا که احتمالاً احساس میکنند این ارزشها با مخاطبین ایشان یعنی گروه محافظه کاران مذهبی همخوانی ندارد.
تصویر نقص از جامعه ایران و جنبش مردم ایران؛
آقای پهلوی با این سخنرانی تلاش دارد که ارزشهای جنبش مردم ایران و مبارزات آنها را با ارزشهای برگزار کنندگان کنفرانس ، گروه مذهبی راست افراطی و ناسیونالیست نزدیک نشان دهد. ایشان در این سخنرانی هیچ اشاره ای به این نمیکند که مردم ایران خواستار از بین بردن جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با نظامی با ارزشهای مدرن جهان امروز نظیر دموکراسی سکولاریسم و حقوق بشر هستند. نظامی که در ان حقوق زنان رعایت شود. آنها خواهان یک ایران مدرن هستند، خواهان پارلمانتارسیم و دمکراسی هستند و پیشگام این مبارزات زنان و دختران شجاع ایران هستند که حتی یک بار از آنها نام برده نشد. در عوض آقای پهلوی مبارزات مردم ایران را تنها با ارزشهای سنتی ناسیونالیست و خواهان بازگشت به شکوه گذشته نشان میدهد.
جایگاه رضا پهلوی با این سخنرانی ؛
اهمیت این سخنرانی در ان است که آنچه که مدتها توسط ایشان کتمان میشد و تلاش میشد که رضا پهلوی را در میانه میدان سیاست که از چپ افراطی و راست افراطی انتقاد میکرد نشان دهد، را بر هم زد. ایشان جایگاه خودش را در راست افراطی مشخص کرد. این شفافیت در ابراز مواضع ایشان بسیار خوب است چرا که برای مردم و افکار عمومی ایرانیان و جهانیان و نیز به خصوص بخشی از طرفداران ایشان که هنوز مطمئن نیستند آقای پهلوی در کجای اسپکتروم سیاسی ایران هستند، روشن میکند که آقای پهلوی در منتهی الیه راست سیاسی ایستاده اند.
نتیجه گیری؛
تا آنجا که من دیدم در فضای عمومی توجه کمتری به این سخرانی شده است. اهمیت گفتگوی محترمانه و نقد سیاسی این سخنرانی بسیار مهم است، که مردم ایران بیش از آنکه به دنبال چهره کاریزماتیک باشند به تبیین مواضع افراد و گروه ها باشند که از تکرار سناریوی ۵۷ جلوگیری شود. بخشی از وظیفه رسانه هاست که بر روی چنین نقاطی تاکید کنند و به شفافیت هر چه بیشتر مواضع شخصیت ها و نیروهای سیاسی کمک کنند.
اما در نهایت این جامعه پرتوان و با خردمند ایران است ، آن دختران و جوانانی که در خیابانهای ایران برای فریاد زن زندگی آزادی هزینههای فراوان دادند، آنها هستند که تصمیم بگیرند که برای آینده ایران، ایرانی مدرن با ارزشهای جهان امروز، دموکراسی آزادی سکولاریسم، کدام آلترناتیو مناسب است.
––––––––––––––––––––––––––––––––––––
پانویس
[۱] منبع:
https://nationalconservatism.org/national-conservatism-a-statement-of-principles
و عناوین تعدادی از سخنرانی های کنفرانس امسال از این قبیل است:
https://www.youtube.com/@NationalConservatism
Faith and the future in Europe
Being Ruled by People who Don’t Know What a Family Is
Chaplains of Decline: The Church and Post-Christian
Crisis of Meaning and Morality in the West

نظرات
یکی موفقیتهای مشترک رژیم ج.ا وحشی شیعی اسلامگرا و شرکای اجنبی (خائین به حقوق بشر و سکولاریسم) و صادراتیها و نفوذیهای ضد بشری در داخل و مافیایی های پلشت قاچاق منابع غارت شده… همین اجازه ندادن به ظهور چند شخصیت کاریزماتیک در داخل و خارج است (با انواع روشها از کوبیدن شخصیت تا ترور فیزیکی) – که از همه لحاظات اخلاق و منش خوب شخصی و کارنامه پاک دستی و در عین حال کارامدی و سیاست دادن و مدیر و مدبر- بوجود بیاید. کارنامه کارامدی مهم است، مثلا آیا بانو انوشه انصاری با آن همه کارنامه باشکوه علمی و سواد و علم میتواند بعنوان یک شخصیت سیاسی جمهوری خواه سکولار دموکرات ملی میهنی مردمی ایران دوست معرفی شود، تا امثال رضا پهلوی تنها گزینه نباشند؟! حتی آقای رضا پهلوی شخصیت خوبی باشد و تاکنون نیز دست کم در ظاهر امر خودش سکولار دموکرات و موافق رفراندوم برای انتخاب بین فرم جمهوری یا پادشاهی اعلام کرده، آیا فقط باید یک شخصیت کاریزما باشد و نباید چندین تا کاریزما داشته باشیم؟!
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/tavahoshzodaei
شنبه, ۳۰ام تیر, ۱۴۰۳