بحران انرژی در ایران و هدررفت سرمایه‌های ایران

بحران انرژی و منابع و اقتصاد ایران تحت حاکمیت ملایان در وضعیت فاجعه‌باری قرار دارد. بار این وضعیت بر دوش مردم ایران است که باید از غارت، ظلم و بی‌عدالتی حاکمان آغشته به ثروت، قدرت و قدرت متحمل شوند.

کشوری که یک درصد از جمعیت جهان را در خود جای داده است. دارای منابع طبیعی قابل توجهی مانند نفت و گاز، شامل ۱۷ درصد از ذخایر گاز جهان و ۱۳ درصد از ذخایر نفتی آن و فلزات مختلف است. ایران همچنین ۷ درصد از ذخایر معدنی زمین را در خود جای داده است. اما با بحران انرژی روبرو است.

اما حاکمیت ملایان و سپاه پاسداران، بلای فاجعه‌باری را بر سر ایران آوردند. گواه این امر عدم تعادل حیرت انگیز در آب، برق، نفت، گاز، بنزین و سایر انرژی‌هاست که دیگر نمی‌توان آن را پنهان کرد. به طور خلاصه بحران انرژی در کشور که سرشار از منابع طبیعی انرژی است!

مرکز پژوهش‌های مجلس، اعلام کرده دولت در سال ۱۴۰۳ بیش از ۳۰۷ هزار میلیارد تومان، معادل ۳۰۷ تریلیون تومان، کسری بودجه دارد.

بنا به تعریف این نهاد پژوهشی کسری بودجه عمومی، به معنی بیش برآوردی‌ها و عدم تحقق‌های احتمالی درآمدهای پیش‌بینی شده دولت است. اکنون این عدم تعادل به مایحتاج ضروری زندگی نیز کشیده شده است.

سایت آفتاب نیوز ۲۳ دی ۱۴۰۲ به نقل از وحید شقاقی، یک اقتصاددان حکومت ایران نوشت: «مساله اصلی ما کسری بودجه ۳.۴ میلیارد دلاری و عدم تعادل بانکی نیست. موضوع اقتصاد ایران امروز ۵۰۰ میلیارد دلار به ازای هر دلار برای پوشش و جبران بحران انرژی و عدم تعادل در برق، گاز، آب، بنزین و فرونشست زمین است. پس از این‌ها، با عدم تعادل در صندوق های بازنشستگی مواجه هستیم.»

 

عمق فاجعه بحران انرژی هنوز ناپیداست!

شقاقی افزود: معتقدم هنوز از عمق فاجعه بی‌خبر هستیم و تا عمق فاجعه را درک نکنیم، نمی‌توانیم به موضوع بپردازیم.

گفته می شود سالانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار برای پوشش عدم تعادل کسری و حل بحران انرژی نیاز است. با وضعیتی که حاکمیت ملایان ایجاد کرده کدام بودجه‌ می‌تواند این بحران را پوشش دهد؟ اما ضرورت آن غیرقابل انکار است، به ویژه زمانی که نرخ فرونشست تنها در تهران ۱۰۰ برابر میانگین جهانی باشد.

شقاقی همچنین با اشاره به خطر نابودی همزمان معیشت مردم و سرزمین ایران گفت: اگر نتوانیم این عدم تعادل را پوشش دهیم، ایران وارد مسیر ابرتورم می‌شود. لازم به ذکر است که ابرتورم به معنای رشد تورم سالانه ۴۰ درصدی نیست بلکه به معنای رشد تورم ماهانه ۵۰ درصدی است. در این صورت شرایط عجیبی برای ایران پیش خواهد آمد.»

۲۹ خرداد ۱۴۰۳، خبرگزاری ایسنا نوشت: «بر اساس آخرین برآوردها، عدم تعادل در تولید و مصرف بنزین به حدود ۱۵ میلیون لیتر در روز رسیده است. این ارقام نشان می‌دهد که حکومت ایران در چهار دهه گذشته اشتباهات مهمی مرتکب شده است. شاخصی دیگر در بحران انرژی.

این گونه بود که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در ۲۰ شهریور ۱۴۰۲ اعتراف کرد که «سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار انرژی در کشور هدر می‌رود»، اما این رقم در واقع نزدیک به واقعیت ۱۸۰ میلیارد دلار است.

بنا به اذعان رسانه‌های حکومتی «آمار مصرف انرژی در کشور غیرقابل باور است. روزانه معادل ۵ میلیون بشکه نفت، گاز طبیعی و ۱.۸ میلیون بشکه نفت مصرف می‌شود که در مجموع ۶.۸ میلیون بشکه نفت است. ارزش این انرژی مصرفی سالانه حدود ۱۸۰ میلیارد دلار است» (خبرگزاری میز نفت ۱۵ مرداد ۱۴۰۲).

 

حاکمان در خواب و مردم آشفته‌حال

سایت جماران روز ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ به نقل از غلامحسین حسن‌تاش، رئیس سابق انستیتوی مطالعات بین‌المللی انرژی در مورد بحران انرژی در ایران نیز اذعان عجیبی کرد. وی گفت: «آلاینده‌های محصولات ایران بسیار بالاتر از استاندارد جهانی و حدود ده برابر بیشتر است. متأسفانه کشور در حال حاضر حکمرانی ضعیفی را در تمام بخش‌های دولت تجربه می‌کند.»

در انتخاباتی که خامنه‌ای برای کسب مشروعیت ناموجودش سازماندهی کرد، نامزدهای دست‌چین‌شده راه‌حل‌های توخالی برای حل بحران انرژی ارائه کردند. آش به قدری شور بود که رسانه‌های حکومت نیز واکنش نشان دادند.

روزنامه دولتی هم‌میهن در ۳ تیر ۱۴۰۳ در مورد وعده‌های نامزدها برای حل بحران انرژی نوشت: «نامزدهای چهاردمین انتخابات ریاست‌جمهوری چگونه آدرس‌های غلط را به ‌عنوان راهبرد ارائه می‌دهند؟»

هم میهن به نقل از کارشناسان افزود: «سوءبرداشت در حوزه سیاست‌گذاری منجر شده که تاراج انرژی رخ دهد و کشور در بخش‌های آب، برق، گاز و نفت دچار کمبود شود… همه می‌دانند جهان دیگر وابسته به نفت و فرآورده‌های نفتی نیست؛ همه به جز کاندیداهای ریاست‌جمهوری. اقتصاد جهان به سمت راهکارهای فناورانه‌محورتر پیش رفته و دیگر دنیا از نفت اشباع شده است. عصر، عصر متاورس و واقعیت‌های مجازی است نه نفرین منابع و بیماری هلندی. حتی رقابت میان کشورهای نفتی حالا دیگر مدتی است که بر سر صادرات هر چه بیشترِ نفت نیست و زمینِ بازی در این حوزه هم تغییر کرده است اما زمین بازی کاندیداها، همچنان برنامه‌های «دولت در سایه» است.»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)