تخریب محیط زیست در ایران: مدیریت ناصحیح و عواقب آن
سخن از نابودی و تخریب محیط زیست در ایران بسیار رفته است. اما وسعت و عمق فاجعه به اندازهای است که هر چه گفته شود باز کم است.
بررسی شاخصها و آمارهای مرتبط با منابع طبیعی و محیطزیست ایران نشان میدهد که اقلیم کشور در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. آب، خاک، هوا، دشتها و جنگلها هر یک به دلایل گوناگونی شرایط نامناسب و آسیبپذیری را تجربه کردهاند.
محیط زیست؛ بحران آب و سوءمدیریت منابع
مدیریت ناصحیح منابع آبی، از عوامل اصلی وضعیت نامطلوب کنونی است. توسعه ناپایدار کشاورزی و جانمایی نادرست صنایع بدون توجه به توجیهات زیستمحیطی، نقش بسزایی در این بحران داشتهاند. مدیریت نادرست آبهای سطحی و زیرزمینی نیز باعث تشدید این بحران شده است. در پنجاه سال گذشته تعداد چاههای عمیق و نیمهعمیق ۱۵ برابر و سدهای ساخته شده ۴۸ برابر افزایش یافته است. طرحهای انتقال آب بینمنطقهای بدون مجوز زیستمحیطی و برخورد ناکافی با چاههای غیرمجاز نیز به مشکلات افزوده است.
بحران محیط زیستی در زمینه فرسایش خاک وضعیت بدتری دارد. فرسایش خاک در ایران از سال ۱۳۵۵ تا کنون از یک میلیارد تن به حدود ۲ میلیارد تن در سال رسیده است. تشکیل یک سانتیمتر خاک به ۶۰۰ تا ۷۰۰ سال زمان نیاز دارد. میانگین سالانه فرسایش خاک در ایران سه برابر شاخص جهانی است.
آلودگی هوا و اثرات مخرب آن
آلودگی هوا در ایران از صنعتی و خودرویی تا گرد و غبارهای مختلف، ایران را به یکی از آلودهترین کشورهای جهان تبدیل کرده است. ایران در غرب آسیا رتبه ششم آلودگی هوا را دارد. غلظت سالانه ذرات معلق ۲.۵ میکرون در کشور به طور میانگین شش برابر استاندارد سازمان بهداشت جهانی است. در تهران به طور میانگین ۹۰۰۰ مرگ به علت مواجهه با ذرات معلق گزارش شده است.
دشتهای بحرانی و خطر فرونشست زمین
بسیاری از دشتهای ایران در شرایط بحرانی قرار دارند. نزدیک به ۷۰ درصد دشتهای کشور در وضعیت بحرانی هستند. این مساله باعث فرونشست زمین شده و شرایط نگرانکنندهای در این زمینه محیط زیستی ایجاد کرده است. استانهایی مانند اصفهان، تهران، فارس، البرز، کرمان، مرکزی، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و قزوین بیشترین نگرانیها را دارند.
وضعیت نگرانکننده جنگلها
جنگلهای کشور نیز از نظر شاخصهای محیط زیستی در وضعیت مطلوبی نیستند. ایران دارای شش نوع جنگل است: جنگلهای هیرکانی، بلوط، دریایی حرا و چندل، ارسباران، خشک داخلی و مصنوعی. این جنگلها به علت خشکسالی و تخریب در حال از بین رفتن هستند. در چند دهه گذشته از ۱۲ میلیون هکتار جنگلهای زاگرس، حدود ۷ میلیون هکتار از بین رفته است. طی ۱۵ سال اخیر، ۱.۵ میلیون هکتار از جنگلهای هیرکانی نیز از بین رفته است.
نقش دولتها و حاکمیت در تخریب شتابان محیط زیست
مدیریت ناکارآمد و فساد سیستماتیک در دولتها، محیط زیست ایران را به نابودی کشانده است. عدم تخصص و ناآگاهی مسئولان در تصمیمگیریهای کلان، منجر به اجرای طرحهایی بدون مطالعه زیستمحیطی شده است. حفر چاههای غیرمجاز و سدسازیهای بیرویه نمونههایی از این تصمیمات اشتباه هستند. علاوه بر این، فقدان سیاستهای حمایتی و نظارتی کارآمد، بهرهبرداری غیرمسئولانه از منابع طبیعی را تشدید کرده است.
توسعه نامتوازن صنعتی و کشاورزی بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای محیطزیستی، به تخریب منابع آبی و خاکی منجر شده است. دولتها با عدم توجه به اصول پایدار توسعه، نه تنها به حفاظت از محیطزیست کمک نکردهاند، بلکه به تخریب آن دامن زدهاند. نبود قوانین موثر و ناتوانی در اجرای قوانین موجود نیز به این بحران افزوده است. مشکلات اقتصادی و اجتماعی نیز باعث شده تا مسائل محیطزیستی در اولویت پایینتری قرار گیرند.
دولتها و حاکمیت ملایان در حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست کوتاهی که نه تخریب بسیار کردهاند. آنها نه تنها توانایی حفاظت و صیانت از محیطزیست را ندارند، بلکه مانع احیاء آن نیز میشوند. در برنامه توسعه هفتم مصوب مجلس، اهمیت مسائل محیطزیست به طرز محسوسی کاهش یافته است.
[محیط زیست ایران؛ تاراج سرمایه ملی توسط دولت درمانده جوان حزباللهی!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.