چالش‌های پیش روی مسعود پزشکیان

با هر خدعه‌ای مسعود پزشکیان به عنوان رئیس‌جمهور خامنه‌ای منصوب شد. اما سوالی که پیش می‌آید این است که چالش‌های پیش روی پزشکیان کدامند؟

آمار‌های ارائه شده از سوی حکومت را مطلقا نمی‌توان پذیرفت. حتی بر اساس آمار رسمی نیز تحریم فعالانه انتخابات از سوی مردم ایران پیروزی بزرگی را رقم زد. شکست و ضعف مفرط خامنه‌ای نیز در آن نهفته و هم‌زمان آشکار است!

از ارقام اعلام‌شده رسمی از سوی حاکمیت درمی‌گذریم که مهندسی‌شده است. اعداد حداقلی اعلام‌شده توسط جنبش مقاومت را نیز موقتا به کناری می‌گذاریم. با این دو کنار گذاشتن، نگاهی به چالش‌های پیش روی مسعود پزشکیان می‌کنیم.

طبق آمار حکومت و صرفا آمار اعلامی مهندسی‌شده، در دور اول ۶۰ درصد و در دور دوم بیش از ۵۰ درصد از مردم انتخابات را تحریم کردند.

پس تا اینجا و تا پایان کار مردم ایران با درصد تحریم بالا برنده اصلی و فوق‌العاده این نمایش بودند. هر چند خامنه‌ای به کمک اصلاح‌طلبان قلابی تمام تلاشش را کرد که مشارکت حداکثری به نمایش بگذارد و جلوه دهد.

اما پزشکیان منصوب رئیس‌جمهور اقلیتی است که اول از همه ضعف مفرط خامنه‌ای را به نمایش می‌گذارد. چرا که کاندید مطلوب خامنه‌ای یعنی جلیلی از دور خارج شد. اما در جبهه اصلاح‌طلبان قلابی نیز وضعیت مشابه است.

مسعود پزشکیان رئیس دولتی شده است که خواه ناخواه باید میراث‌دار سیاست‌های اجرایی رئیسی و سیاست‌های کلی نظام و خامنه‌ای باشد. وی به کرات نیز همین را تاکید کرد.

با این شرایط پزشکیان در حالی پای به پاستور می‌گذارد که باید پاسخگوی موج ۱۶ میلیونی مدعی حاکمیت که به وی رای داده‌اند باشد. بر این خیل، باید موج و خیل عظیم تحریم‌کنندگان حداکثری را نیز افزود.

تکلیف مطالبات مردمی چه می‌شود؟

حال تناقض این است مسعود پزشکیان چطور می‌تواند هم مجری سیاست‌های خامنه‌ای و ادامه‌دهنده راه رئیسی باشد، هم پاسخگوی مطالبات دو طیف کثیر تحریمی و رای‌دهندگان به وی؟!

این تناقضی کشنده و بسیار سمی است که پزشکیان از همین امروز با آن روبرو است.

مطالبات تحریمی‌ها و ۱۶ میلیون ادعاشده نیز اساسا در چارچوب نظام ملایان قابل تحقق نیست. از این جاست که سوپاپ اطیمنانی پزشکیان در قالب اصلاح‌طلبان قلابی به طناب دار خامنه‌ای تبدیل می‌شود. خاصه آنکه یکی از دلایل راه‌دادن خامنه‌ای به مسعود پزشکیان به پاستور، کاستن از فضای انفجاری جامعه و خطر قیام و اعتراضات بوده و هست.

از سوی دیگر مردم ایران، یعنی اکثریت تحریمی و مدعیان پزشکیانی، پسااعتراضات ۱۴۰۱، مطالبات‌شان در فضای تحریمی پسااسفند ۴۰۲ که خامنه‌ای را تا لب گور برد دیگر حداقلی نخواهد بود. از این رو پزشکیان با چالش بزرگی روبروست که نام آن را بهتر است سونامی چالش‌ها بگذاریم.

موضوعاتی مانند حقوق بشر، حجاب و «گشت ارشاد» و «نور» یا بهتر است بگوییم زور، معیشت و تورم و وضعیت اسفناک اقتصادی را نیز باید بر ابرسونامی چالش‌های مسعود پزشکیان افزود.

زنانی که پس از ۱۴۰۱ تبدیل به دشمن اصلی ملایان در داخل ایران شده‌اند بعد دیگر سونامی چالش‌های پزشکیان است. زنانی که نشان داده‌‌اند به هیچ وجه از خواسته‌های خود کوتاه نخواهند آمد.

در مقابل مسعود پزشکیان همان طور که از ابتدا مدافع و مجری حجاب اجباری بود، چه راهکاری پیش پای خود دارد؟ حتی در صورت داشتن راهکاری ولو مسکن، آیا مگر خامنه‌ای اجازه اجراء به وی خواهد داد.

چالش‌های پزشکیان با اصول‌گرایان

از سوی دیگر وی در مجلس با پیوستار مختلفی از اصولگرایان خالص‌سازی‌شده‌ای روبرو است که از هر جهت پیش پای وی سنگ‌اندازی خواهند کرد. از ترکیب دولت و وزراء تا سیاست‌های خارجی و برجامی که پزشکیان قول حل آن را داده است. انتقام اصولگرایان از وی در شکست نمایش انتخابات اخیر را هم باید به این سیاهه افزود.

پزشکیان اقلیتی و جناح مغلوبی مانند رئیسی دست بازی در استفاده از ارگان‌های مالی و قدرت خامنه‌ای نیز ندارد. یعنی به زودی در زمینه اقتصادی کفگیرش ته دیگ را لمس خواهد کرد؛ چالش دیگر.

مافیای موازی باندهای بسیار اصولگرایان از سپاه گرفته تا… دیگر سد و راهبند وی و بعد دیگر چالش پزشکیان بر سر تحقق وعده‌هایش هستند.

سهم‌خواهی در دولت و اجرائیه از سوی اردوی خامنه‌ای بعد دیگر چالش است که در همین روزهای ابتدایی دامن مسعود پزشکیان را خواهد گرفت.

مسئله برجام و احیاء یا حل آن که خامنه‌ای به روحانی و دولتش اجازه نداد که به سرانجام برسانند دیگر چالش است. در این ماجرا سکان تماما در دست خامنه‌ای است. پس از ۳ سال از عمر دولت رئیسی و مرگش، اخیرا فاش شد که دولت رئیسی مذاکرات مستقیمی با آمریکا بر سر برجام داشته است. حالا خامنه‌ای که به جناح مغلوب اجازه به نتیجه‌‌رساندن برجام را نداد، اما به رئیسی اجازه مذاکره مستقیم داد، چگونه به پزشکیان که یکی از وعده‌هایش حل مسئله برجام است این دست‌بازی را خواهد داد؟ این نیز یک چالش دیگر مسعود پزشکیان است.

در مقابل اما پزشکیان نه چندان وزنه و کاریزمایی دارد و نه چندان دولت و تیمی که منسجم و قوی عمل کند. این نیز مضاف بر دیگر چالش‌های وی است. پایگاه اصلاح‌طلبان قلابی نیز به گواهی تحریم‌های حداکثری چندساله، به اندازه‌ای نیست که در این زمینه یارای پزشکیان باشد. یعنی خود پای‌لنگ قافله‌اند و نمی‌توانند عصای پزشکیان باشند.

مسعود پزشکیان و مختصات حاکمیت ملایان

کابینه وی نیز باید ترکیبی دلخواه از خامنه‌ای و باند وی و اصلاح‌طلبان قلابی باشد که خود چالش‌ساز خواهند بود. چه در دولت و چه در مجلس. چنین کابینه‌ای نیز در تفرق توان پاسخگویی به هیچ یک از ابرچالش‌های حال حاضر جامعه ایران را ندارد.

حالا وضعیت حاکمیت ملایان چنین مختصاتی دارد. اکثریت مردم تحریم انتخابتی‌اش کرده‌اند. جناحین حکومت حتی نتوانستند بنا بر آمارهای رسمی، نیمی از واجدین شرایط را به رغم همه غوغاهای خارج از عرف اصلاح‌طلبان قلابی و مهندسی دو مرحله‌ای خامنه‌ای به پای صندوق بکشانند. اصولگرایان شکست‌خورده در این نمایش، منفعل بالفعل هستند. اصلاح‌طلبان قلابی نیز منفعل بالقوه. چون با چنین چالش‌هایی مواجهند. اما مردم ایران فعال بالفعل هستند با تمامی قدرت و تحریم حداکثری.

نتیجه اینکه خامنه‌ای به حلقه ضعیفی از اصلاح‌طلبان قلابی برای مهندسی مشارکت برای مشروعیت تن داد که قاتق نانش شود ولی احتمالا قاتل جانش خواهد شد. بازی با برگ «بد و بدتر» خامنه‌ای با اصلاح‌طلبان قلابی در دوران روحانی در سال ۹۶، بلافاصله در دی ۹۶ و آبان ۹۸ اعتراضات رادیکال زائید. این بار اما با ضعف مفرط خامنه‌ای و چالش‌هایی که ذکر شد، سرانجام بازی «بد و بدتر» و استفاده از اصلاح‌طلبان قلابی، خیلی زودتر از زمان دولت روحانی نه دچار زایمان اعتراضات که دچار سزارین خونینی خواهد شد. اعتراضات و قیام پایان‌دهنده به کار در حالی که خامنه‌ای در منتهای ضعف است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)