فارس زبان بیچاره و عواقب توطئه فارسی ستیزی سیصدساله استعمار اجانب از روس و انگلیس و غیره!، و دعوای فارس و غیر فارس و سوءاستفاده رژیم ایران و ضد رژیم ایران از این قضایا!
امروز کشور مدرن فرانسه نامش از قوم ژرمنی زبان فرانک است، تا صد و پنجاه سال پیش فقط ده درصد مردمانش به زبان لاتینی گلی (فرانسوی) سخن میگفتند اما امروزه بیش از ۹۵% فرانسوی زبان شده اند، فرانسه امرز سرآمد تمدن و دموکراسی و حققو بشر ادعا میکند است!، فقط وقتی به ایارن میرسد، خار درد مال ایرانی ها برای رسیدن به تمدن جهانی و دموکراسی و حقوق بشر؟!، طی سیصد و اندی سال اخیر، استعمارگان و امپرالیستی اروپایی مناطق مرمان ایرانی تبار اعم فارس زبان و غیر فارس زبان به بدترین نحو ممکن تجزیه و جدا کردند و ایگونه استخوان اختلافات در لای مرزهای نامناسب تجزیه شده گذاشتند تا به امروز از این مرزها میچکد!ریال جنایتهای روس و انگلیس در توطئه رذیلانه تجزیه فلات ایران و تبدیل این فلات بهدشکورهی تامناجس قوی وزبانی، چنان رذیلانه بوده تعجب مینید چگونه روس و انگلیس تواستند پیشگویی و پیش بین کنند این هم جنگ افروزی و اختلاف و تحجر و فقر و فلاکت را!، روس و انگلیس و دیگر اجانب فرنگی و غیره چگونه این مرز و بوم مردم فرهنگ همزیستی و همگرایی نوروزی جشن با بلاهای نژادگرایی و اختلافات الوده کردند؟!، ای بیشرفهای فرنگی! ای رذلها که آخوند و سپاهی بر سما ما اور کردید تا سرزیمن ما درجا بزنتد و زا غافله تمدن جهانی و دمکراس یو حقوق بشر عقب بماند!، در یک جا بین پاکستان افغانسنان پشتونها جدا کردند، در شمال افغانستان تاجکستان از تاجیکهای جنوب و غرب و شمال کشور تاجیکستان جد کردند، تمامی فارس زبانان تکه تکه کردند حتی در داخل ایرن!، کرد و ترک را جدا کردند!، ننگ بر شما دشمنان بشریت و دشمنان همزیستی و همگرایی!، این مطلب برای کسانی که به درست یا غلط پان…ایسم خودشان یا دیگران برچسب میزنند نیست، سالهاست متوجه شدم این کسانی مقید و معتقد ارتدوکسی به فلان هویت هستند از آن مدعی ایرانگرا و ملیگرای که بیت مشکوک منتسب به فردوسی را پرچم کرده ( چو ایران نباشد تن من مباد / بدین بوم و بر ،زنده یک تن مباد reply flag) و به قول زنده یاد رضا مرادی غیاث آبادی و امثال هموچون وی که بارها روشنگری کرده اند که این بیت دروغ است و به ساختار و سازمان فکری و شعری شاهنامه وفردوسی نمیخورد که چنین شعر و بیت زشت و ضد بشری بگوید (هر چند بنا اصل جایزالخطایی انسان، حتی فرودسی نیز ممکن بوده اشتباهات خیلی کرده باشد در ارائه تفکر و اندیشه ورزی، و برخلاف ادعای ادیانی ها و مذهبی ها و فرقه جتی های دین های مدعی آسمانی، انسان معصوم عقلانی نیست و انسانها حتی ناحواسته مرتکب خطاهای بسیار گاهی میشوند به زیان خودشان چه بسا تمام شود در حد نابودی جان خود!)، باری! مردمانی به نام مشهور شده فارس (عجم لسان الفارسی) که تا همین چند دهه پیش پیران دهاتیشان خود را دربازشناسی با فارس زبان هزاره، عجم خودمیگفتند، عجم مفهومی کاملا نژادگرایانه در مواجهه با فارس زبان هزاره (دورگه و چندرگه های زردپوست و سفید پوست) که عجم فارس زبان هویتی مشخصا نژادگرایانه و نه نژادستیزانه برای بازشناسی دو تیره نژادی مشخص فارس زبان هزاره و فارس زبان عجمی خراسانی و غیه در ایران امروز بوده که کم کم این اصطلاح از بین رفته و بجایش فارس زبان و فارس جایگزین شده و به شاتباه هزاره ها را افغان مینامند، این سخنی نادرس است که همه هزاره های فارسی زبان ایران را افغانی میخوانند و معرفی میکنند، چرا هزاره های فارس زبان ایران دست کم قدمت چند قرنی در ساحات شرق ایران امروز از زمان اواخر قاجار و کل دوران پهلوی و ج ا دارند، این هزاره ها روستاهای قدیم دارند که نمدان که امروز در انتهای بلوار طبرسی مشهد به محیط مشهد پیوسته، دهاتی از دهاتهای پرتعداد هزاره نشین ایران است که قرنها عمر دارند، پس هر هزاره ای افغان به معنی ملیت افغانستانی لزوما نیس، اما پس از حوادث اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی و جنگ داخلی افاغنستان امروز اکثر هزاره های ایران، اتباع افغانستانی هستند و چه بسا حتی ده درصد هزارهای فارسی زبان مقیم ایران بومی ایرانی نیسند و مهاجران افغانسانی باشند(؟). با توجه به توضیحی اده شدف چه بسا عجم در نزد فردوسی هم به معنی عموم غیر عرب زبان در مقابل عربها باش و هم به معنی مصطلح منطقه زیست فردوسی یعنی خراسان که بومیان عجم برای بازشناسی فارس زبان سفید و سبزه و تیره پوست فارس زبان، یعی دو گروه ز ومیان فارسی زبان هستند و چه بسا نمیدانند این ظرافت مردم شناسی را!
بگذریم، که فارس زبانهای ایران امروزه بسیار بدبخت وبیچاره و مفلوک هستند، بالاترین جمعیت فقرا و فرودستان از میان ایشان است، این فارس زبان بومی بویژه تیره عجم، نه مانند مرزنشینان جنوب شرق و غرب و جنوب و شمال و شمالغرب مورد عنایت ناسیونالیستهای چپ و راتسی اتنیکیگرا هستند و از قاچاق و دسترسی به سلاح گرم برخوردارند که ز جان و مال و حق زندگی خویش دفاع کنند۱، و نه از خان نعمات رانت حکومتی! از حکومت رانده و از ناسیونالیزم قومی مانده!، چرا ایرانگایان مشهور به پان ایرانیست اساس منکر وجوئ قویت یا تنیک فاس هستند! و صد سالست دو رژیم پهلوی و ج ا منکر وجود فارس است و اجانب هم به لطف زبان شناسی فرنگی، تا توانسته از جمعیت پارسیان فارس زبان زده و حتی کار به جایی دارد میرسد که روستا به روستای مردمان بینالود و البرز و هزارمسجد و کپه داغ و کرکس و زاگرس که تا معرفند به دهها زبان و قومت و اتنیک تقسیم کرده اند و امروزه با فرمول زبان شناسی غربی و فرنگی، کلا از صد میلیون ساکن ایران، ده ملیون هم فارس نباشند!، از طرفی فارسی زبانی محاوره ای نیست و بلکه زبانی معیاری شده در کتاب و رسانه و ادارات و دیوانی، عملا همه فارس زبان نیز دوزبانه هستند، زبان و یا لهجه و گویش محلی خود دارند مانند تهرانی و مشهدی و اصفهانی و یزدی و کرمانی و اراکی و همدانی و شیرازی و بندر عباسی و اهوازی و بوشهری و بشگردی و زابلی و سیستانی و دامغانی و سبزوای و نیشابوری و تربت حیدری و تربت جامی و و کاشمری و بردسکنی و قوچانی و چنارنی و شاندیزی و طرقبه ای و بیرجندی و قائنی و گنابادی و طبسی و تون و بشرویه ای و خوسفی و نهبندانی و بمی و جیرفتی و سیرجانی و مینابی و لاری و مرودشتی و اباده ای و گلپایگانی و بروجرد و بروجنی و شهرکردی و شوشی و شوشتری و دزفولی و کرمانشاهی و شاهرودی و سمنانی و قزوینی و کرجی و و آبادانی و گرگانی و… و یکی هم زبان فارسی کتابی (فارسی دری به معنی فارسی درباری و دیوانی و اداری و سراسری)، این وسط لر و بختیاری و مازنی و گلکی خود را چه بسا پراسی زبان ندانند به لطف هجمه زبان شناسی فرنگی!، در مقایل سورانی و کرماجی و فیلی و لکی القا میشود همه یک زبانند به نام کُردی!، چیزی علیه فارسی زبانان دلیل است که لر و بخیتاری و مازنی و گیلکی جدا کردند، همان اصل زبان شناسی فرنگی اینها از آن کُرد گرفتند، از طرفی همان پاردوکسیکال ترک قشقایی و خراسانی یکی دانسته با ترک زبانی آذربایجانی!، کلا ما فارس ها خار دار! تو هر چیزی اگر به نفعشان باشد از نظر اجنبی و ضد فارس اخه و بده و عهه است و اما همان چیز برای خودشان بهه و خوبه و حقه است!، هر که انتقاد کنند، با چوب بیسوادی وبدون تخصص و ضدیت با علم زبان شناسی فرنگی، محکوم وسرکوب میشود و در میان زبان شناسان خاک بر سر فارسی زبان، چندتا با شرف پیدا نمیشد علیه این چرندیات ضد فارسی علمی کتابی منتشر کند، چون میترسند توسط دانشگاههای غربی مدارک دکتری زبانش شناسی شان ورد شک و هجمه قرا گیرد، دکان این مدرکگرایی بیچاره کرده همه مردم ایران بویژه فارس زبانها را!، تجارت مافییا و حرم لقمگی فساد آموزشی و مدرکگرایی و مدرکفروشی تمامیت ارضی و موجودیت ایران به خطر کامل انداخته ودر شرف فروپاشی سرزمین قرر رفته این حفرات فساد آمزشی، انبوه جاسوس و خرابکار واد نادهای امینیت و سیاسی و اطلاعاتی ایرانکرد و این ویرانستان روی دست مردمان ایران اعم فارس و غیر فارس گذاشته است! فسادی بیش از بیست سالست فریاد میزنند و هر روز بدتر میشود، نه خامه ای و نه بیتش و نه سپاه حساسیتی رویش نشان ندادند و امرو دارد طومار رهبری و بیت و سپاه و کل ایران کجا میچد!، روزی که ایران تجزیه و به چندین کشور شد و میلیون کشته و آواره روی دست بشریت گذشت، بدانید یی دلایلش همین فساد علمی و امزشی و مدرکگرای یو مدرکفروشی بوده است!
اجانب و دشمنان کشور و مردم ایران، همانطور سکوت کردند در بحث کالاهای بشردوستانه و عدم تفکیک از تحریمهیا فله ی ترمپ و بایدن و بقیه شرکای ظالمشان، درباره این نکته های گفته شده درباره بیچارگی و مظلومیت فارس زبانها سکوت کرده و حتی منکر میشوند!
————-
چریان هیا ضد ایرانی وضد فارسی، پان ایرانیسم و پان فارسیسم یی میدانند به طوری که ویکی پدیا پان ایرانی به زبان فارسی، عینا به تورکی آذربایجاین به پان فارسی ترجمه شده است! یعی از نظر جریان ترکگرا، پان ایرانیسم و پان فارسیسم یکی است. این سخن من نیست، درعمل ترکگراها این را سالهاست در ویک پیدا اجرا نموده اند، این یک فک و سند است.
اما از نظر من نه پان ایرانیسم و نه پان فاررسیسم وجود خارجی ندارد و صرفا در بحثهای دروغین ضد فارسی و د ایرانی است، چرا تقریبا همه مردم ایرن فارسی گو هستند اع اینکه خودشان فارس زبان دی بدانند ی ندانند مثلا ترک زبان، همه ایرانی اند چون تبعه ایرانند و آنهای تبعه نیستند داستانشان فرق میکند. پس چیزی ه نام پان ایرانیسم و پان فارسیسم اساس موضوعیت ندارد.
اما کسانی خودشان ایرانگرا میدانند و این بیت منتسب به فوردسی بر تیشرت میزنند و پرچم مینند، شاید نمیدانند یا نمیخواهند بفهمند این بیت یک سخن نابخردانه است حتی اگر واقعا فردوسی گفته باشد!، قرار نیست هر چی فردوسی گفته سخن درستی باشد!، فرق اسسای امثالهم با ایرانگراها در همین اس، آنها خاک ارجح بر هر چیزی گیوا میدانند حتی حق حیات، یعی میگویند اگر قرار است ایران از بین برود باید تمام جهان قربانی ایرن بشود!، در حالی امثالهم میگوییم بر اساس بدییهات حقوق بشر ی ذات طبیعی و حتی داروینیسمی هم بنگریم، هیچ چیزی انسان بعنوان گونه ای جانوری، جان خویش ارجح بر هر چیزی انتخاب میکند، انسانها بعد ز جان و ترجیحاتش ممکن خاک یک شور مدافع شوند یا نه! اگر روزی دید اکثر فارس زبانها قید کشور ایران را زدند تعجب نکنید، این هما اشتباه و دروغ و تهمت ناروایی است که جدایی طلبان و فدرالیستها و ضد فارس ها به فارس زبانها میزنند و رژیمهیا پهلوی و ج ا فارس میدنند و بیچراه فارس زبانها که اکثرشان فقیر و بیچر و مفلوک هستند منتفع از حکومتهای پسا قاجار میدانند، فارس هزار و انید سالست تحت تسلط غیر فارس است حتی در ج ا، فارس بدیخت است و ۱۴۰۰ سالست تحت حکومت غیر فارس تنها بخاطر موقعیت ممتاز زبان فارسی و اینکه حکومتها چاره نداشتند یا عربی یا فارسی برگزنند، چون مردمن ایران اکثرشان علی رغم تلاش تازیان عرب زبان ندند، ناچار هم حکومتها از جمله حکومت ضد ایرانی وضد فارس ج ا و حتی پهلوی و تمامی حکومتهی پیش از هلوی، از روی اجبار زبان فاسی بکار بردند، چون آلترناتیوی ندشاند، تمامی این حکومتها فارسها استثمار کردند، فارسها نسل کشی کردند، فارسها تحقیر و آوراه و کشتار کردند، فارسها از بدیهی ترن حقو بشری شن محروم کردند، هر چند پهلویها کمی بهتر بودند و مهربانتر بودند با فارسها، با یان وجود نام پرشیا ا دونامی ایران پرشیا حذف کردند و همچین استان فارس از خلیج فارس جد کردند همین حکومت پهلویها!
———————————————————————
کلمات کلیدی دنبال کنید به انبوه مصادیق این مباحث حقوق بشری خواهد رسید.
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/eco2demo2cracy
—————————————————————————
فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران »
https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/hamavaran/sh3
——————————————————————-
از سایت پژوهشهای ایرانی (غیاث آبادی)
چو ایران نباشد تن من مباد: تحریف شاهنامه فردوسی برای مقاصد ناسیونالیستی
چو ایران نباشد تن من مباد: تحریف شاهنامه فردوسی برای مقاصد ناسیونالیستی
فاشیسم چیست و چقدر فاشیست هستیم؟
میهن/ وطن چیست؟ بررسی یک مفهوم کهن
http://ghiasabadi.com/motherland.html
ملی چیست؟ در باره یک واژه و مفهوم نوساخته
ملت چیست؟ بررسی یک اصطلاح وارداتی
ناسیونالیسم چیست؟ و تفاوت میان ملیگرایی و میهندوستی
گفتارهایی در باره تبعیض نژادی، وطندوستی، غرور ملی، و قربانی کردن انسان به پای کشور
گفتارهایی در باره تبعیض نژادی، وطندوستی، غرور ملی، و قربانی کردن انسان به پای کشور
چگونگی پیدایش مرزهای سیاسی ایران و کشورهای خاورمیانه
آریاگرایی و نسلکشی فرهنگی به بهانه گسترش زبان فارسی و وحدت ملی
آریاگرایی و نسلکشی فرهنگی به بهانه گسترش زبان فارسی و وحدت ملی
نظرات
فارسیشسیتهای بی شرف از لجن ترین و کثافت ترین اقشار وطن هستند و تمامی عر و تیزشان دروغ , افسانه بافی و مالیخولائی مریض فارس محور مرکز محور فاشیست است.
ایران همچون ملتی خیالی: نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی
http://dialecticalspace.com/iran-as-imagined-nation/
مصطفا وزیری در سال ۱۹۹۳ یعنی در حدود ۳۰ سال پیش کتابی منتشر کرده است با عنوان ایران همچون ملتی خیالی. این کتاب اما توجه چندانی را در فضای فارسیزبان به خود جلب نکرده و در حوزهی مطالعات ایران حتا به نوعی طرد هم شده است. این نادیدهگرفتن البته عجیب نیست به ویژه با درنظرگرفتن استدلالهای نامتعارف و جدید وزیری دربارهی ایران، و اینکه جریان غالبِ فکری در آنچه با نام مطالعات ایران (Iranian Studies) میشناسیم همچنان شدیدن پایبند ناسیونالیسم است.
وزیری در کتابش کوشیده تاریخنگاریِ ناسیونالیستی و ملی را به چالش بکشد. او تاریخِ ملی ایران را ابداعی بسیار متاخر میداند. به گفتهی او در دویست سالِ گذشته مورخان و دیگر عالمان علوم اجتماعی گذشته را بر اساس جهتگیریهای نسلی، موقتی و ایدئولوژیکی خودشان و بیتوجه به ماهیتِ سیال دولت ملی و ناسیونالیسم روایت کردهاند. از دید وزیری، هویت ملی یک توهم تاریخی است.
او شرح میدهد که چگونه برداشتهای اروپایی از ملت و ناسیونالیسم، تاریخنگاری را با نظریهی نژادی درآمیخته است. کتاب شکلگیری مفهوم هویت ملی را میکاود و استدلال میکند که برآمدنِ شرقشناسی، ایدهی نژاد آریایی، و دستهبندیهای زبانی (مانند زبان هندواروپایی و یا زبانهای ایرانی) چگونه همبسته و در راستای ایجاد و تقویت یک تاریخنگاریِ الیتیستیِ سوگیرانه و غیرواقعی بودهاند.
در چنین بستری است که از دید وزیری، یافتههای فیلولوژیک و باستانشناسانه در پیوند با اسطورهی نژاد آریایی به منظور طرح و ترویج تفسیری خاص از ایران به کار گرفته شدهاند.
شرقشناسان نام ایران را نه صرفن برای دلالت بر یک مردم، که همچنین همچون معادلی برای یک خانوادهی زبانی، یک تمدن و یک فرهنگ جعل کردهاند.
و این به رغم آن بود که چه در دوران باستان و چه در دوران اسلامی، ایران همچون یک موجودیت همگن اساسن وجود نداشت. از فیلولوژی و باستانشناسی بهره گرفته شد تا به مصنوعات بشری دوران باستان نامهایی الصاق شود و همزمان ادبیات را به سنتی ملی گره بزنند.
وزیری معتقد است که شرقشناسان به این ترتیب کوشیدند یک هویت ملیِ ناموجود را برای مردمانی در گذشتهی بسیار دور دستوپا کنند.
دوشنبه, ۲۱ام خرداد, ۱۴۰۳