سینمای ما- حـــامد مظفـــری-

 
برادران شایسته مالکان موسسه «هدایت فیلم» جزو قدیمی ترین تهیه کنندگان سینمای بعد از انقلاب هستند؛ تهیه کنندگانی که در تولید یک سری از آثار برجسته سینمای ایران و از جمله «روز واقعه»، «مادر»، «بوی کافور عطر یاس»، «سربازهای جمعه»، «بی پولی»، «کنعان» و «کافه ستاره» نقش داشته اند. در این میان برادر بزرگتر یعنی مصطفی بعد از تجربه ای سه دهه ای در عرصه تولید فیلم، سال گذشته اولین فیلم خود در مقام کارگردان را جلوی دوربین برد. فیلمی با عنوان «من همسرش هستم» که به لحاظ خط داستانی بخشی از دغدغه های زندگی امروزه طبقه متوسط اجتماع ایران را به تصویر می کشد و همین وجه داستانی بود که عاملی شد برای قرارگیری نامنصفانه این فیلم در میان فیلمهای توقیفی حوزه هنری و ممانعت از اکران آن در هشتاد سینمای کشور. با مصطفی شایسته درباره دلایل این اکران ناعادلانه گپ زده ایم.

«من همسرش هستم» علیرغم محدودیت اکران در سینماهای حوزه هنری فروش نسبتا خوبی داشته. چقدر از این فروش خوب را برآمده از همذات پندارانه بودن داستان و لحن صریح آن می دانید؟
این مساله حکایت از آن دارد که مردم تفاوت فیلم خوب از فیلم بد را متوجه می شوند و فرق فیلم صادقانه با فیلم سفارشی را می فهمند. ما به لحاظ امکاناتی که در اختیارمان است نسبت به سایر فیلمها محدودیت بیشتری داریم. شما نگاهی بیندازید به جدول اکران، تنها فیلمی که سینما آزادی و سینماهای حوزه را ندارد، فیلم من است. ضمن اینکه یک سری امکانات بعدی مربوط به اکران را هم از دست داده ایم. زمان اکران هم که مقارن است با باز شدن مدارس و در چنین شرایطی خانواده هایی که درگیر درس و مشق فرزندانشان هستند اوقات فراغت خود را هم به استراحت می گذرانند تا اینکه به سینما بیایند؛ با این حال فیلم من باز هم فروش خوبی داشته و البته متاسفم از اینکه تمام ظرفیتهای نمایش در اختیار این فیلم قرار نگرفت تا فروش واقعی آن مشخص شود.

گفتید که به غیر از محدودیت ایجاد شده توسط حوزه یک سری امکانات بعدی مربوط به اکران را هم از دست داده اید. منظورتان از این امکانات بعدی چیست؟
ببینید وقتی ارگانی که تقریبا نیمی از سینماهای کشور در اختیارش است، یک لیست سیاه تشکیل داده و نام تعدادی فیلم را به عنوان غیرمجاز اعلام می کند توجه برخی نهادها نسبت به فیلم، منفی می شود و به این ترتیب حساسیت بیهوده ای ایجاد شده و حتی آنها که نسبت به فیلم موضع مثبتی دارند هم دیدشان تعدیل پیدا می کند یعنی یک سری جاهایی که اصلا ربطی به حوزه ندارند هم توجه شان به فیلم جلب می شود البته به شکل منفی آن یعنی به این فکر می افتند که نکند با پرداختن به این فیلم مشکل بیخودی برایشان ایجاد شود.

آیا در میان نهادهایی که به آنها اشاره کردید صداوسیما هم وجود دارد؟ آیا رفتارهای حوزه سبب ساز آن نشد که در پخش تیزرهای تلویزیونی تان مشکل پیدا کنید؟
نه، اتفاقا اصلا با صداوسیما مشکل نداشتیم و برای پخش تیزرهایمان همان روندی که همیشه وجود داشت، طی شد.

پس منظورتان چه نهاد یا ارگانی است؟
نمی خواهم در این باره دقیقا توضیح دهم اما همین قدر می گویم که اول از همه خودِ شما به عنوان روزنامه نگار چقدر سعی کردید فارغ از پرداختن مضمونی به فیلم، دردسرهایی که در نتیجه سیاستهای یک نهاد فرهنگی خاص برای «من همسرش هستم» پیش آمده را مورد واکاوی قرار دهید. مشکلی که برای فیلم من و تعدادی فیلم دیگر ایجاد شده، مساله ای کاملا جدی است، فیلم ما با داشتن مجوز اجازه نمایش در حدود هشتاد سینمای حوزه در تهران و شهرستانها را ندارد.

 

مصطفی شایسته در پشت صحنه «من همسرش هستم» در میان مصطفی زمانی و نیکی کریمی

به نظر می رسد این مسائل برآمده از جوی بوده که بعد از تعطیلی خانه سینما ایجاد شده؛ به درست یا غلط تعطیلی خانه سینما سبب ساز آن شد که گروهی از رئوس این نهاد برای تقابل با وزارت ارشاد پشت حوزه سنگر بگیرند و این وسط فیلمهایی مثل «من همسرش هستم» به گوشت قربانی بدل شدند.
به نظر می رسد همین طور است. فکر می کنید چگونه امکان دارد همان نهادی که به ما اجازه اکران فیلم در سینماهایش را نمی دهد فضا را باز می کند برای رییس کانون کارگردانان مهمترین نهاد صنفی سینما تا این رییس، فیلم دلخواهش را با سرمایه ارگان توقیف کننده فیلمها بسازد! یا اینکه لیدر یکی از تشکلات تهیه کنندگان همین نهاد صنفی در تشکیلاتی مشغول فیلمسازی است که نه فقط فیلم من که حدود پانزده فیلم را از نمایش خلع کرده است! جالبتر اینکه همین لیدر در حال تهیه دو فیلم برای این ارگان است!!! روال در پیش گرفته شده توسط این ارگان در طول تاریخ سینما سابقه نداشته؛ نه فقط در سینمای ایران بلکه در سینمای جهان ندیده ایم که فیلم از بالاترین مرجع فرهنگی کشور اجازه نمایش داشته باشد اما نهادی دیگر بر سر اکران آن مشکل ایجاد کند. دوستانی که سابق بر این در هیات رییسه مهمترین صنف سینمایی فعالیت می کردند این روزها مشغول کار کردن در نهادی هستند که با افتخار توقیف فیلمهای مجوزدار را اعلام می کند!

در این شرایط برای حل شدن شیوه ای که توسط حوزه هنری پیش گرفته شده چه می توان کرد؟ خودِ شما به دنبال این نبودید که به سراغ نهاد مافوقی بروید که به اختلافات مابین این دو رسیدگی کند؟
اصلا امکان دستیابی به ارگانی دیگر را نداریم. فقط حیران مانده ایم که چطور می شود وزارت ارشاد به ما مجوز اکران می دهد و نهادی دیگر ادعا می کند که فیلم را در سینماهایش اکران نمی کند. باز هم می گویم در تاریخ سینمای جهان هیچ وقت چنین اتفاقی رخ نداده. ضمن اینکه این را هم یادتان باشد اقدام ارگان توقیف کننده فیلمها در قرار دادن سینما آزادی در زیرمجموعه سینماهای خود هم کاملا نادرست است چون این سینما را شهرداری ساخته و تنها زمین آن است که به حوزه تعلق دارد. در عجبم که چرا شهرداری از مالکیتی که بر این سینما دارد استفاده نکرده و در برابر تصمیم نادرست حوزه عکس العملی نشان نمی دهد.

به هر حال شهرداری هم در جناح مقابل دولت قرار دارد و بعید است به حمایت از وزارت ارشاد بپردازد؟
نمی دانم در این باره چه بگویم چون من سینماگر هستم نه سیاستمدار. ما فیلم می سازیم برای ارتقای فرهنگ اما گروهی هستند که سینما را فضایی کرده اند برای تسویه حساب سیاسی و این امری به شدت مذموم است. من کاری به تقابلات سیاسی ندارم، این حق من و هر کارگردان دیگری است که وقتی پروانه نمایش دارد فیملش محدودیت اکران پیدا نکند.

به نظر می رسد این روالی باشد که حداقل طی ماههای آینده هم ادامه داشته باشد و به بیان دیگر انتقادات شدید وارده به حوزه هنری هم آنها را نسبت به تفکر درباره رفتارشان به تردید نینداخته.
نه، این طورها هم نیست که هر چه می گوییم به جایی نرسد. اگر اظهارنظرات من و امثال من مهم نبود که اوضاع از این هم بدتر می شد. شاید فیلم من با محدودیت اکران مواجه شده باشد اما به هر حال سیر انتقادات وارده به حوزه هم آن قدر بوده که آنها را درباره سیاستهای آتی شان دست به عصاتر کند.

همان طور که می دانید در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی اغلب سینماهای کشور مصادره شد و بعد از اینکه این سینماها مدتی تحت نظر بنیاد مستضعفان بود در نهایت تمامی این سینماهای مصادره شده به حوزه هنری واگذار شد. آیا اگر در جریان روند خصوصی سازی، این سینماها هم به بخش خصوصی واگذار می شد بخش اعظم مشکلات فعلی حل نمی شد؟
همین قدر می گویم که انحصار در هر شکلش و از هر کسی که سر زند امری ناپسند است. به نظر من خصوصی سازی می تواند بخش زیادی از مشکلات را مرتفع کند. سینما باید دست بخش خصوصی باشد چون در نهایت همین بخش است که همواره در سینما باقی خواهد ماند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)