هاشمی‌طبا و تاخت و تاز به تاراج دبش دلار

موضوع اختلاس مربوط به چای دبش، هنوز محل جدال بین‌ باندهای حکومتی می‌باشد. این بار نوبت مصطفی هاشمی‌طباست.

مانند دیگر پرونده‌های اختلاس در حاکمیت ملایان، از پیش مشخص بود که این پرونده نیز مشمول بایگانی می‌شود. وقتی دست خودی‌های حاکمیت در کار است، گرد و خاک‌خوردن در قفسه‌‌های بایگانی، بدیهی‌ترین نتیجه پرونده‌های اختلاس و رانت است. به دنبال، هر چند تلاش‌های مذبوحی برای گفتن و نوشتن پیرامون آن صورت گیرد.

در پی آن اختلاس بزرگ «دبش»، وزیر دارایی رئیسی به میدان آمده و به مردم دلداری داده است. خاندوزی اعلام داشته که مردم «نگران نباشند، چای دبش مابه‌ازاء ریالی ارزهای مربوطه را به بانک  مرکزی برگردانده است! این امر خود موجب برانگیخته‌شدن صدای اعتراض برخی از مهره‌های جناح مغلوب حاکمیت شده است.

از جمله مصطفی هاشمی‌طبا، از مهره‌های جناح مغلوب ملایان، به این موضوع واکنش نشان داده است. وی در مطلبی تحت عنوان «ریال‌ـ‌ارز‌ـ‌خون» در روزنامه شرق، مدعی این اظهارات و «کد یمین و عرق جبین» شده است. هاشمی‌طبا اظهارات خاندوزی را زیر علامت سوال برده است که این اظهارات، «هر اقتصاددان، سیاست‌مدار و انسان آگاه را به شدت افسرده می‌کند».

اشاره هاشمی‌طبا به سیاست‌های بانک مرکزی ملایان است. وی اعلام می‌دارد که کوچک‌نمایی، اختلاس و ادعای پرداخت ریالی آن، چیزی از عمق فاجعه را نمی‌کاهد. هاشمی‌طبا سپس بانک مرکزی ملایان را آشکار به باد قاچاق ارز و خروج سرمایه از کشور می‌گیرد.

این نکته البته جای تامل دارد. خروج سرمایه موضوع اصلی پشت پرده اختلاسات سال‌‌های اخیر ملایان است. به بیان دیگر در سایه بی‌ارزشی ریال، ارز خارجی برای واردات داده می‌شود، اما سر از ناکجا آباد درمی‌آورد. پدیده قاچاق ارز که مقصد اصلی تمام بریز و بپاش‌های و اختلاس‌های ارزی سالیان اخیر ملایان است.

بازگشت معادل ریالی،‌ حقه‌ی جدید ملایان در اختلاس‌های دبش

به اسم واردات کالاهای اساسی، ارز دولتی یا نیمایی اختصاص داده می‌شود، اما کالایی وارد نمی‌شود. زمانی که موضوع عدم واردات و اختلاس رو می‌شود، برگ دیگری به کار گرفته می‌شود. معادل ریالی این ارز، به خزانه یا بانک مرکزی بازگردانده شده است!

در حالی که اصل ماجرا در این بین ارز است که پشتوانه و ثروت اصلی پولی کشور محسوب می‌شود. ناگفته پیداست که ارز اصلی در داد و ستد جهانی، دلار است. صندوق توسعه یا ذخیره اکثریت قریب به اتفاق کشور‌های جهان نیز با این پول شناخته می‌شود.

داشتن چنین اندوخته‌یی برای هر کشوری، به مثابه داشتن سرمایه عظیم و پشتوانه ارزی محسوب می‌شود. با این اندوخته می‌‌توان سرمایه‌گذاری‌های کلان اقتصادی انجام داد. زیرساخت‌های اصلی و زیربنایی کشور را نوسازی یا بازسازی کرد. به عبارت معروف حرف اصلی را در اقتصاد کشور،‌ پشتوانه‌ی ارزی آن کشور می‌زند.

اما در حکومت ملایان، حدیث به گونه‌ی دیگری است. خروج سرمایه در سالیان اخیر به عنوان یکی از اصلی‌ترین بحران‌های اقتصادی کشور مطرح می‌شود. اشاره هاشمی‌طبا نیز به این مقوله است. وی اعلام می‌دارد که سرمایه غیرمنقول یا ریال که در خارج از کشور اعتباری ندارد. قابل خروج از کشور نیز نیست. لاجرم در این بین ارز خارجی که در همه جای جهان اعتبار دارد، به بازی گرفته می‌شود.

در پرونده‌‌های مختلف اختلاس کلان، ارز از کشور خارج می‌شود بدون آن که مابه‌ازاء، کالا یا خدماتی به کشور وارد شود. وقتی که موضوع رسانه‌یی می‌شود و جنگ بالا می‌گیرد با ترفند پرداخت معادل ریالی آن موضوع فیصله داده می‌شود. مانند آن چه اکنون در موضوع چای دبش شاهد آن هستیم.

هاشمی‌طبا اشارت به غارت سرمایه‌‌های ارزی ایران می‌کند

اما سران حاکمیت، تعیین تکلیف نمی‌کنند که فرجام آن ۳.۵ میلیارد دلار ارز چه شد و به کجا رفت؟ ارزی که یا از طریق صادرات ثروت‌های ملی کشور مانند نفت عاید شده است. یا از طریق صادرات محصولات غیرنفتی، کشاورزی و… [هاشمی طبا؛ آینده تاریک ایران با ادامه بقای دیکتاتوری]

هاشمی‌طبا سران ارشد حاکمیت را مورد سوال قرار می‌دهد با کدام مجوز، این گونه خروج ارز را تببین می‌کنید؟ خروج ارز یا همان خروج سرمایه و بر بادرفتن پشتوانه‌ی ارزی کشور را؟ وی سران حکومت را متهم می‌کند حتی یک دلار،‌ از «کد یمین و عرق جبین» برای کشور درآمدزایی ارزی نکرده‌‌اید!

این اظهارات هاشمی‌طبا البته ادعا نیست و مصداق عینی دارد. هاشمی‌طبا سپس خطاب به دولت رئیسی، این سوال را به نقل از گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس مطرح می‌سازد؛ چرا ۲۸۰ میلیارد دلار ارز را به بازار ریخته‌اید؟! وی البته سوالات دیگری نیز خطاب به وزیر اقتصاد رئیسی مطرح می‌کند.

آیا یک فرد عادی می‌تواند نه ۳ میلیارد دلار که تنها ۱ میلیون دلار ارز بگیرد و معادل ریال آن را هم بدهد؟ آیا به صرف پرداخت معادل ریالی ارز، بانک مرکزی مجاز به فروش ارز می‌باشد؟ اظهارات هاشمی‌طبا که البته در بستر جنگ جناحی جاری می‌شود، تنها واگویه‌ی بخش کوچکی از غارت در حاکمیت ملایان است.

از سرمایه ۱۵۰ میلیارد دلاری صندوق توسعه، تنها ۱۰ میلیارد دلار باقی مانده و امیدی نیز به بازگشت ۱۴۰ دیگر نیست! بدین ترتیب سرمایه‌های ارزی مردم ایران، حاصل از ثروت‌های ملی، این چنین توسط ملایان به غارت می‌رود. نادر آنکه نام خروج سرمایه نیز بر روی آن گذاشته می‌شود، درحالی که این امر در واقعیت تاراج سرمایه است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)