«بی‌عدالتی آموزشی» یا طبقاتی‌شدن آموزش در ایران

احمد محمودزاده، رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی وزارت آموزش پرورش اخیرا اعلام کرده است که ۴.۵ میلیون دانش‌آموز در مدارس غیردولتی در حال تحصیل هستند، آماری که بغایت نگران‌کننده و نشان از طبقاتی‌شدن آموزش در حاکمیت ملایان دارد.

متمم قانون اساسی ۱۲۸۶ ابتدایی‌ترین متنی است که تاسیس مدارس در ایران با هزینه دولتی و اجباری را نهادینه کرد.

متعاقب آن در سال ۱۳۳۲ «قانون راجع به آموزش و پرورش عمومی اجباری و مجانی» به تصویب رسید که حتی پیش از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، تعلیمات عمومی را در ایران رایگان و سپس آن را اجباری کرد.

سپس از سال ۱۳۵۳ تحصیل رایگان به تمامی مقاطع  تحصیلی، تا دکتری تعمیم پیدا کرد و مدارس غیردولتی که تا آن زمان وجود داشتند تبدیل به مدارس و موسسات دولتی شدند.

با انقلاب ۱۳۵۷ در ایران و روی کار آمدن ملایان اما ورق در مورد آموزش و پرورش رایگان نیز برگشت.

این در حالی است که بنا بر اصل ۳۰ قانون اساسی حاکمیت ملایان «دولت موظف است وسائل آموزش وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد.»

افزون بر این اصل سوم قانون اساسی نیز «دولت را موظف دانست که همه امکانات خود را در مورد آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعلیم آموزش عالی به کار برد.»

اما با گذشت زمان بارز و ظاهر شد که این «اصول» تنها جوهری بر روی کاغذ است که در عمل نه تنها هیچ گاه اجرایی نشد بلکه مدارس غیردولتی که به سخره و استهزاء «غیرانتفاعی» نامیده می‌شوند چنان در ایران و حکومت ملایان رشد پیدا کرد که حال احمد محمودزاده، رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی وزارت آموزش پرورش در اظهار نظری شاذ اعلام می‌دارد که ۴.۵ میلیون دانش‌آموز در حال حاضر در ایران در مقاطع مختلف تحصیلی در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند.

به بیان دیگر در حدود یک سوم دانش‌آموزان حال حاضر کشور در مقاطع مختلف تحصیلی در مدارس غیردولتی و خصوصی مشغول به تحصیل هستند!

محمودزاده افزوده در حال حاضر در حدود ۱۸ هزار مدرسه غیردولتی، بعلاوه ۲۰ هزار آموزشگاه غیردولتی و تقریبا ۳۵۰۰ مدرسه هیئت امنایی در ایران فعالیت دارند. [خصوصی‌ سازی آموزش و پرورش با حیله مردمی‌سازی!]

وی همچنین افزوده روی هم رفته ۳۷۰ هزار نیرو و پرسنل آموزشی و اجرایی به عنوان مشاغل مختلف آموزشی و اجرایی در بخش خصوصی و غیردولتی آموزش و پرورش مشغول به کار می‌باشند.

وی همچنین در مورد وضعیت وخیم معلمان مشغول به کار در این بخش، که عمدتا در اختیار مهره‌ها و کارگزاران حاکمیت هستند افزوده که با وجود این که بسیاری از معلمان این مدارس ۴۴ ساعت در هفته مشغول به تدریس هستند، به اندازه نصف این زمان بیمه می‌شوند و گر چه حقوق آنها در ظاهر پرداخت می‌شود اما موسسان مدارس (بخوانید کارگزاران حاکمیت) در خفا بخشی از حقوق پرداختی معلمان این مدارس را نیز از آنها پس می‌گیرند.

به بیان دیگر سرکیسه کردن خانواده‌های دانش‌آموزان برای هزینه تحصیل، کفاف غارتگری موسسان این مدارس را نمی‌دهد و آنها از قبل حقوق و مزایای معلمان این مدارس نیز دست به جیب‌بری می‌زنند!

در واقع این سیاست از ابتدای استقرار ملایان و به عبارتی از ابتدای سال‌های ۱۳۶۰ در دستور کار حاکمیت قرار گرفت و به تدریج چنان عرصه را بر مدارس دولتی تنگ نمود که بسیاری از خانواده‌ها به دلیل بی‌کیفیت‌بودن نظام آموزشی در مدارس دولتی مجبور به ثبت نام و ادامه تحصیل فرزندان خود در مدارس و آموزش‌‌گاه‌های غیردولتی شدند.

از سوی دیگر این ادعا مطرح می‌شد که با ایجاد بخش خصوصی و مشارکت خانواده دانش‌‌آموزان طبقه پردرآمد در تامین بخشی از هزینه آموزش درمدارس خصوصی، هزینه‌های دولت کم شده و دولت بهتر می‌تواند در بخش دانش‌‌آموزان دیگر آموزش رایگان را تامین کند.

اما تجربه چند دهه‌یی نشان می‌دهد که این ادعا از پایه و بن غلط و تنها بهانه‌یی برای انتفاع و سودبری ملایان و کارگزاران‌شان از مدارسی است که به استهزاء نام «غیرانتفاعی» نیز بر آن نهاده‌اند!

با به وجود آمدن این شکاف، فاصله بین دو سیستم آموزشی رفته رفته از هم بیشتر شد به نحوی که دیگر امروز بخش عمده‌یی از خروجی موسسات آموزش عالی کسانی هستند که در دوران ابتدایی و متوسطه در مدارس غیردولتی و خصوصی تحصیل کرده‌اند.

به عبارت دیگر بی‌کیفیت بودن مدارس دولتی بخش عظیمی از طبقه هدف، یعنی اقشار کم درآمد جامعه و استعدادهای نهفته در این اقشار را عملا از بارز شدن استعدادهایشان و امتیاز استفاده برابر از امکانات آموزشی برابر منع و محروم ساخت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)