استغاثه شریعتمداری، ذلت در مقابل عربستان و ناچاری خامنه‌ای

به دنبال بالا گرفتن تنش بر سر لغو بازی الاتحاد عربستان و سپاهان به دلیل وجود سردیس قاسم سلیمانی و خواری و خفتی که حکومت ملایان متحمل شد، دستگاه دیپلماسی رئیسی به دنبال سفیدسازی این پدیده برآمده، امری که به تنش‌ها در اردوی خامنه‌ای از جمله واکنش شریعتمداری کیهان دامن زده است.

شاید نیت خامنه‌ای و شرکای وی در دولت منصوبش، فریفتن افکار عمومی ایرانیان باشد و دم از «عزت و اقتدار و دیپلماسی» به این شیوه بزنند، اما نمادها، نمودها و تجسداتی که به بیرون ساطع می‌کنند، خود گویای ذلت و اضطرار آنان است.

صحبت از توافق با عربستان سعودی است که خامنه‌ای پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و طنین‌افکن‌ شدن زمزمه‌های توافق سعودی با اسرائیل، به فراست دریافت که تنش با این کشور می‌تواند به بحران جدی‌تری برای بود و نبودش تبدیل شود و از این رو در پی توافق با عربستان برآمد.

در تفسیر این سخن باید اشاره کرد که پیش از این و پیش از قیام‌های چند سال اخیر از سال ‍۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱، که خامنه‌‌ای درگیر تضاد جدی در داخل کشور نبود در منطقه ترکتازی می‌کرد و فغان کشورهای حاشیه خلیج را بالا برده بود.

اما تعادل قوا با شروع قیام‌های ادامه‌دار علیه خامنه‌ای شد و جبهه منطقه‌یی، افزون بر جبهه جهانی بر سر موضوع اتمی علیه خامنه‌ای شکل گرفت.

این موضوع خامنه‌ای را بر آن داشت که برای تخفیف تضاد، تن به توافق با سعودی بدهد و در حالی که چند سال پیش از دیوار سفارت و کنسولگری آن بالا می‌رفت و داعیه «فتح مکه» و تبدیل آن به «پایتخت ایران» را داشت.

در طول مدت توافق خامنه‌ای با عربستان نیز که با بزک دستاورد دولت رئیسی قلمداد می‌شد، خامنه‌ای حاضر شد هر جور ذلتی را به تن بخرد؛ از تعویض سالن کنفرانس وزرای خارجه دو کشور به دلیل تصاویر سلمیانی و برافراشتن تصاویر سران سعودی در نمایشگاه فرش تهران و… [کرنش در مقابل عربستان و گردن شکستن برای مردم]

در این بین که خامنه‌ای هیمنه‌ی پوشالی خود را بر باد رفته می‌دید سعی می‌کرد در یک سیاست پاراللی، تلافی این خواری و ذلت را در دستور کار قرار دهد؛ حال در هر صحنه‌یی باشد.

فغان شریعتمداری و چشم‌بستن بر روی ذلت و اضطرار خامنه‌ای

این بار قرعه به نام بازی فوتبال دو باشگاه الاتحاد عربستان و سپاهان افتاد که خامنه‌ای می‌خواست با نمایش سردیس قاسم سلیمانی در جریان بازی دو تیم، جبران خواری و خفت گذشته در قبال توافق با سعودی را بنماید.

اما دست بر قضا حریف نیز دست ملا را خواند و در میانه میدان، اعتراضش به «سیاسی‌کردن» میادین ورزشی باعث شد تا ناظر بازی در تماس با ای‌اف‌سی بازی مربوطه را لغو و تیم مهمان را بدرقه‌ی کشورش کند.

شایان ذکر است استفاده از نمادهای سیاسی و دخالت سیاست در امور ورزشی امری کاملا مذموم و غیرقانونی است که در قوانین فیفا نیز کاملا بر آن تصریح شده است.

حال خامنه‌ای و دستگاه سیاست خارجه‌اش به «چه کنم چه کنم؟» افتاده تا موضوع را رفع و رجوع کند و حسین امیرعبداللهیان وزیر خارجه رئیسی نیز که وخامت اوضاع را می‌دید وارد صحنه شد تا به رفع و رجوع موضوع بپردازد.

این امر اما بر مذاق دیگران در اردوی خامنه‌ای خوش نیامد و صدا به اعتراض بلند کردند هر چند با دستمایه و تیتر «پرسشی دوستانه از وزیر امور خارجه».

اشاره به مقاله حسین شریتمداری نماینده خامنه‌ای در کیهان است که وزیر خارجه را مخاطب قرار داده است.

شریعتمداری با قلم‌فرسایی حاشیه‌یی و اما و اگر پیرامون دلیل لغو این مسابقه، نتیجه گرفته است که دلیل، وجود سردیس سلیمانی بوده است.

شریعتمداری با مفروض‌گرفتن این موضوع به امیرعبداللهیان تاخته است که چرا وی «به تکرار بازی لغوشده در زمانی دیگر» اشاره کرده است؟

شدت فشار وارده به شریعتمداری کاملا بارز است، اما گویا وی از فشاری که در پی تنش با عربستان به خامنه‌ای وارد می‌شد، بی‌خبر است.

شریعمتمداری سپس به ناله و فغان در مورد جسدشدن سلیمانی پرداخته و سوزش کرده و وزیر خارجه ملایان را زیر علامت سوال برده که چرا پیش از روشن‌شدن قطعی موضوع چنین موضعی گرفته است؟

رویکرد و عملکرد ظاهرا متفاوت وزیر و شریعتمداری، در افکار عمومی ایرانیان بر ضعف و ذلت ملایان در مقابل سعودی صحه می‌گذارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)