سهم نوآوری ژیژک در تاریخ و روشنفکری غرب در نظریه ی سیاسی مارکسیستی ای است که ارائه کرده است. ژیژک به عنوان یک مارکسیست می خواهد ضد سرمایه داری متأخر باشد. به نظر مک کیب آن دسته از نان به نرخ روز خورهایی که در صدد تبرا جستن از مارکس و تقلید مشمئز کننده از مهمل نخ نما شده ی «راه سوم» هستند، جز سرخوردگی عمیق از نوشته های اسلاوی ژیژک نصیب نخواهند برد. ژیژک خود را صراحتاً مارکسیست می خواند و بدین ترتیب اعتقاد راسخ خود به حقیقت و ارزش نقد مارکس از سرمایه داری و باور به امکان پذیری روش بهتر برای سامان دهی جامعه را می پذیرد.

ژیژک بیش ترین تأثیر را در فلسفه سیاسی خویش از کارل مارکس گرفته است. نقد مارکس از سرمایه داری، دلیلی است که او را به نوشتن وا می دارد. این بدان معنا است که ژیژک کار خود را گامی در جهت مشارکت در شاکله ی نقدی می بیند که کوشیده شیوه ی فهم ما از جهان را دگرگون کند، به گونه ای که در نهایت به تغییر جهان برای رسیدن به جهانی بهتر دست یازیم. به طور کلی مواردی که ژیژک از آموزه های مارکس مدد گرفته است عبارتند از: نقد و به چالش گرفتن سرمایه داری، فهم شیوه های جدید سازماندهی نیروی کار، تغییر جهان و نه تفسیر آن به عنوان نقش اصلی فلاسفه.

علاوه بر این تأثیر مارکس را می توان در آثار ژیژک به عنوان انگیزاننده ی نوع خاصی از تفکر ردیابی کرد. این نوع تفکر که پراکسیس خوانده می شود صرفاً در پی دسته بندی و تأمل بر تجربه نیست بلکه می کوشد آن را دگرگون سازد. از دید ژیژک مارکسیسم تلاش برای صورت بندی نظریه هایی نهفته است که به تغییر جهان مادی کمک خواهند کرد: بدین ترتیب ژیژک به یک نظریه پرداز انقلاب تبدیل می شود. ژیژک حتی در مسیحیت که یکی از مظاهر بزرگ ایده آلیزم است، سرمشقی برای انقلاب سیاسی مارکسیستی پیدا کرد. این امید به یک انقلاب سیاسی، همان جایی است که ایده های ژیژک در نهایت همواره به آن می گرایند چنان که روان کاوی ژیژک نیز همگام با مارکسیزم پیش می رود.

واکنش و مبارزه ی نیروهای چپ در مقابل سرمایه داری جهانی از دید ژیژک، پرسشی است مربوط به نحوه ی برخورد با همان امور مازادی که در خود سرمایه داری بیش از سرمایه داری اند. از این رو، ژیژک معتقد است چپ باید بکوشد تا با این امور مازاد اداره ناپذیر در راستای یک کلی گرایی سیاسی، مقابله کند. به گفته ژیژک در آن جا که نولیبرال ها با زبان آزادی بر حسب حرکت آزاد کالاها و سرمایه ها سخن می گویند، چپ باید خود را درگیر محلی فکر کردن و جهانی عمل کردن سازد. ژیژک مفهوم کالای مارکس و مفهوم خطاب/ استیضاح لویی آلتوسر (مارکسیسم ساختار گرا) را با هم تلفیق می کند و نام سمپتوم اجتماعی (Social Symptom) را بر آن می نهد. سمپتوم اجتماعی برای ژیژک راهی برای تحلیل گسترده تر جامعه شناختی است.

ژیژک راه مبارزه با سرمایه داری را در لنین جستجو می کند. وی با اشاره به دست نوشته های لنین مفهوم عمل انقلابی را تئوریزه می کند. بنا به خوانش ژیژک تکرار لنین یعنی بهره گیری از لحظه ی رخداد. ژیژک برای روشن ساختن موضوع به مارکس ارجاع می دهد که اصطلاح ” نفی در نفی ” را در کتاب سرمایه، حین بحث درباره خلع مالکیت از خلع مالکیت کنندگان در سوسیالیسم، به کار می برد. بنا به خوانش ژیژک، مارکس از این واقعیت آگاه بود که «دموکراسی صوری» بازار، و مبادله هم ارز در این دموکراسی، لاجرم متضمن «استثمار»، که همانا تصاحب ارزش اضافی باشد، است. ژیژک تاکید می کند درس اساسی «نقد اقتصاد سیاسی» که مارکس در طی سال های پس از مانیفست بسط داد این است که گردش جنون آمیز خود افزای سرمایه ای را توضیح می دهد که مسیر خود محورانه ی استوار بر خود باروری آن، در گمانه زنی فرا انعکاسی امروز در خصوص فرداها، به نقطه ی کمال خود می رسد.

ژیژک با تأکید به نقش بر سازنده ی پیکار طبقاتی، آن را همچون ابزاری می داند که ما را قادر می سازد تا ۱. تغییرات را در کانون تضادهای طبقاتی توضیح دهیم و ۲. محتوای سیاسی – انضمامی پیکارهای متفاوت را تحلیل کنیم و به داوری آن ها بنشینیم. به عقیده ژیژک ما امروز نیازمند شجاعت جدیدی هستیم، و فقدان این شجاعت (که همواره در نهایت شجاعت برای چون و چرا کردن در دیدگاه خودمان نیز هست) بیشتر از هر چیزی به چشم می آید. «باید خطر کنید و انتخاب کنید.» چنانکه لنین در پاییز سال ۱۹۱۷ گفت، عمل در وضعیت بحرانی ای رخ می دهد که آدمی مجبور است ریسک کند و بدون هر توجیهی دست به عمل بزند. برای ژیژک اگر یک قلم یک اسلحه بود، این همان قلمی بود که متون ۱۹۱۷ لنین را نگاشت. هم چنبن بنا به خوانش ژیژک، چه گوارا عمل انقلابی را نوعی «عمل عاشقانه» تلقی می کرد: هادی و راهنمای یک انقلابی راستین احساسِ شدید عشق است.

ژیژک تأکید می کند بزرگی و پیامِ لنین در این است که یک انقلابی، اعتباری جز خودش ندارد. به عبارتِ دیگر، در نقطه ای خاص باید مسئولیتِ عمل را گردن بگیرد. در نهایت دیدگاه لنین تکرار همان استدلالی است که رُزا لوگزامبورگ یک دهه پیش تر اقامه کرده بود: آنانی که انتظار می کشند تا شرایط عینی انقلاب از راه برسد، برای همیشه چشم انتظار خواهند ماند. ژیژک، لنین را به عنوان نام سیاسی، تکرار می کند و اصل قضیه این است که تحت این نام دوباره یک کنش سیاسی رادیکال صورت بگیرد. وقتی که در یک مصاحبه رادیویی از ژیژک در مورد نیاز به یک جامعه رادیکال سوال کردند، چنین پاسخ داد: «به عنوان یک ملحد، روز و شب برای آن دعا می کنم.»

منابع

پایان نامه

صدرالغروی، سید محمد (۱۳۸۹)، نسبت غرب و بنیادگرایی در فلسفه سیاسی اسلاوی ژیژک، استاد راهنما: سید محمود نجاتی حسینی، استاد مشاور: مسعود کوثری، دانشگاه آزاد.

کتاب

دالی، گلین (۱۳۸۷)، گشودن فضای فلسفه: گفت و گوهایی با اسلاوی ژیژک، ترجمه مجتبی گل محمدی، تهران: گام نو.

ژیژک، اسلاوی (۱۳۸۴)، رخ داد: گزیده مقالات نظریه – سیاست – دین، ترجمه مراد فرهادپور – مازیار اسلامی – امید مهرگان، تهران: گام نو.

ژیژک، اسلاوی (۱۳۸۵)، به برهوت حقیقت خوش آمدید، ترجمه فتاح محمدی، زنجان: هزاره ی سوم.

ژیژک، اسلاوی (۱۳۸۶)، هنر امر متعالی مبتذل، ترجمه مازیار اسلامی، تهران: نشر نی.

ژیژک، اسلاوی (۱۳۸۸)، وحشت از اشک های واقعی، ترجمه فتاح محمدی، زنجان: هزاره ی سوم.

ژیژک، اسلاوی و دیگران (۱۳۸۵)، آنچه همیشه می خواستید درباره لکان بدانید اما می ترسیدید از هیچکاک بپرسید، ترجمه مهدی پارسا، تهران: گام نو.

ژیژک، اسلاوی و دیگران (۱۳۸۶)، لاکان – هیچکاک، ترجمه مازیار اسلامی، تهران: ققنوس.

لاکلائو، ارنستو – ژیژک، اسلاوی (۱۳۸۸)، در ستایش پوپولیسم، ترجمه محمد ایزدی – عباس ارض پیما، تهران: رخ داد نو.

مایرز، تونی (۱۳۸۵)، اسلاوی ژیژک، ترجمه احسان نوروزی، تهران: نشر مرکز.

مایرس، تونی (۱۳۸۵)، اسلاوی ژیژک، ترجمه فتاح محمدی، زنجان: هزاره ی سوم.

مقاله

پل، سن (۱۳۸۴)، کوتوله موسوم به ماتریالیسم، هفته نامه خرد نامه همشهری: ۸۷.

ژیژک، اسلاوی (۱۳۸۵)، فلسفه در آخرالزمان به روایت ژیژک، روزنامه تهران امروز، ۹ اسفند.

وبلاگ: sadrolgharavi.blogfa.com

ایمیل: sadrolgharavi@yahoo.com

پرونده ی «کارل مارکس»  در انسان شناسی  فرهنگ 
http://anthropology.ir/node/10313

پرونده ی «اسلاوی ژیژک» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/16199

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)