حوزهٔ زبان و جنسیت یکی از پویا‌ترین حوزه‌های زبان‌شناسی اجتماعی است و با رشته‌های دیگر علوم اجتماعی مثل نظریهٔ فمینیستی، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و فلسفه پیوند دارد. در گذشته زبان‌شناسان اجتماعی معمولاً خصیصه‌هایی که بیشتر در گفتار مردان اتفاق می‌افتاد به عنوان متغیر مردانه و خصیصه‌ای که در گفتار زنان اتفاق می‌افتاد به عنوان متغیر زنانه تفسیر می‌کردند. به عنوان مثال یکی از تعمیم‌های عمده در رویکرد قدیمی به زبان و جنسیت این بود که زنان بیشتر از مردان تمایل دارند از زبان استاندارد استفاده کنند. تحقیق‌هایی انجام شد که نشان می‌داد زنان طبقهٔ کارگر بهتر از مردان‌‌ همان طبقه می‌توانند روخوانی کنند و از کلمات معیار استغاده کنند یا زنان نواحی مختلف از گویش نزدیک‌تر به گویش معیار استفاده می‌کنند (لابوف ۱۹۹۹). امروز این رویکرد تا حد زیادی تغییر کرده است. دلایل زیادی برای این تغییر وجود دارد. یکی از دلایل این است که هر خصیصه‌ای که در گفتار زنان تکرار می‌شود، توسط مردان هم به میزان کم تری به کار برده می‌شود. اگر ما خصیصه‌ای زبانی را با این استدلال، زنانه یا مردانه قلمداد کنیم تعمیمی مبالغه آمیز انجام داده‌ایم.

دلیل دیگر این تغییر این است که امروزه زبان‌شناسان اجتماعی به جای برخورد ابژکتیو و پیشافرهنگی با مقوله‌های اجتماعی، بیشتر متمایل‌اند بفهمند که مقوله‌های اجتماعی مانند زنانه و مردانه در اجتماعات مختلف چه معنایی دارند.

به نظر می‌رسد که این مقوله‌ها بیشتر سازندهٔ هویت گروه‌های مختلف باشند تا صرفن بازتابندهٔ آن‌ها. هنگامی که یک گوینده از خصیصه‌ای بیشتر از یک خصیصهٔ دیگر استفاده می‌کند به این خاطر نیست که مرد یا زن است بلکه او در حال تکلم خودش را با یک نحوهٔ خاص گفتار به عنوان مرد یا زن می‌سازد.

از طرف دیگر به این معناست که آدم‌هایی که در گذشته نوعی تلقی می‌شدند – مثل مردانی که خصیصه‌های زبانی که زنان بیشتر استفاده می‌کنند را به کار می‌بردند- امروزه تبدیل به موضوع توجه شده‌اند. با بررسی این پدیده‌ها می‌توانیم راجع به مکانیسم‌های تقویت هنجار‌ها چیزهای زیادی بیاموزیم و بفهمیم جنسیت در گفتار یک اجتماع به چه معناست.

اجراهای جنسیت

یک توسعهٔ مهم در مطالعات زبان و جنسیت از اواخر دههٔ ۱۹۸۰ بر قابلیت‌های افراد برای کنش عاملانه در رابطه با هویت‌های اجتماعی مثل جنسیت تأکید کرده است. این گرایش در رابطه با مردود شدن مدل‌های متغیر‌ها و استفادهٔ زبانی که از هم بستگی بین متغیرهای زبانی و گویندگان به عنوان هویت‌های ساده و جبری صحبت می‌کنند به وجود آمده است. تأکید دیدگاه جایگزین بر تغییر نقش‌های جنسیتی در طول زندگی افراد است، اینکه چگونه در یک گروه متشکل از زنان یا مردان یک تجربهٔ شخصی از «زن بودن» یا «مرد بودن» بنا بر تاریخچه‌های شخصی متفاوت است. تحقیق در این گرایش گویندگان را به عنوان عاملین اجتماعی در نظر می‌گیرد که با انتظارات اجتماعی به آن‌ها تحمیل شده است اما همیشه قابلیتی برای درگیر شدن با آن‌ها دارند، برای تأیید یا تغییر آن‌ها.

این ایده که افراد ممکن است فعالانه و عاملانه با جایگاه‌های اجتماعی درگیر شوند سویهٔ طولانی دارد. در دههٔ ۱۹۷۰ گافمن جنسیت و دیگر نقش‌های اجتماعی را به عنوان چیزی که از مشغولیت تکرارشدنی ما در فعالیت‌های مختلف از طریق آنچه که نقش‌ها معنای آن‌ها را قبول کرده است تئوریزه کرد. گافمن راجع به این بحث کرد که چگونه ما تعامل‌ها و موقعیت‌هایمان در این تعامل‌ها را چارچوب می‌دهیم.

تحلیل جودیت باتلر از جنسیت آن را در قالب اجرایی قرار می‌دهد. این نظریه از مفهوم اجرای جنسیت در نظریهٔ گافمن متفاوت است. تئوری باتلر در رابطه با سنتی طولانی‌تر در فلسفهٔ زبان قرار می‌گیرد. ایدهٔ این سنت این است که بعضی گفتار‌ها واقعاً کاری انجام می‌دهند و به همین دلیل آن را اجرایی می‌نامند. مثلاً زمانی که می‌گوییم قول می‌دهم، یک گفتار اجرایی اتفاق افتاده است چون گفتن آن عمل قول دادن را محقق کرده است.

تمرکز بر عاملیت در زبان‌شناسی اجتماعی باعث تغییر عمیقی در این رشته شده است. بسیاری از محققین در این زمینه باور دارند که افراد فعالانه به هویت‌های خود شکل می‌دهند. بر همین مبنا محققین در این زمینه تلاش می‌کنند بفهمن چگونه شیوه‌های حرف زدن با رویه‌های غیر زبانی مرتبط است- با رویه‌های لباس پوشیدن، تعریف امور خواستنی و جذاب و… این رویکرد با اینکه ما در بارهٔ دیگر مقوله‌های اجتماعی چه فکر می‌کنیم رابطهٔ بالقوه دارد. به عنوان مثال اخیراً محققین به این مسئله توجه کرده‌اند که پیری و جوانی ممکن است تنها برچسب‌هایی بر اساس سن زمانی نباشد، بلکه برساخته‌هایی اجتماعی باشند.

برای مطالعهٔ بیشتر در این مباحث مراجعه کنید به:

Barrett (۱۹۹۸)- on African-American drag queens’ use of linguistic variants more frequently in the speech of white, middle class American women.

Cameron (۲۰۰۵)- a very important piece of research backed up by considerable data which seeks to integrate facts about gender, age and style.

Cameron and Kulick (2003)- a constructive and critical introduction to the relatively new field oflanguage and sexuality.

آدرس ایمیل نویسنده sepideh.saghafian@gmail.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)