توهم مستکبرین، سوءتفاهمی حاکمان ج.ا دچار شده اند گویا درباره پیشنهادهانامه ها؟!، قذافی و صدام تا آخرین روزهایشان فکر می کردند بالاخره پیروز می شوند، شرقی و غربیان با ایران چکار می خواهند بکنند؟، در حال تکمیل

فعلا دعوت می کنم به روشنگری های نسبتا خوب رضا مرادی غیاث آبادی مطالعه فرمایید، من با همه کسانی معرفی کرده ام کاملا همسو یا همفکر نیستم، اما بخش های بیشتر نظراتشان قبول و یا مساعد می دانم.

اینکه منتقدانی مانند اکبر گنجی، می گویند (نقل به مضمون) هر کسی به صنف خویش باشد، نظامی در صنف خود، آخوند در صنف خود و… سخن درستی است، یکی از دستاوردهای حکمرانی مردمی و بهتر امروز اصل تفکیک قوا است، این شترگاوپلنگی که به اسم ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ۴۴ سال در ایران حکومت کرده، از اولین کارهایی کرد مبارزه با بدیهیات حکمرانی مردمی از جمله اصل تفکیک قوا بود، این ج.ا ها هر آنچه ممکن بود به درد یک حکمرانی مردمی بخورد داغون کردند، از هویت مردمی (ملی) و ارزش های فرهنگی حتی نوروز و یلدا را هم به گند کشیدند و با اسلام گریز شدن احتمالا اکثریت مردم(ها)، عملا دو عامل اصلی وحدت و انسجام مردم ایران ضربه کاری وارد کردند، این تلاش هایی که می شود باقی هویت مردمی (ملی) ترمیم کند بیش از پیش نشان می دهد ضربات کاری ج.ا ها به انسجام میهنی مردم ایران زده اند که در مطالب متعدد اشاره شده است.

اما داستان این شوآف های کمدی تراژیک وطن دوستی و حمایت از تمامیت ارضی ج.ا ها واقعا خنده گریه ناک است، خیلی در این سال ها به مونگول ها (مغول ها؟!) حمله می کنند و می گویند این حکومت خساراتش از مونگول ها بیشتر است، اما اگر منصفانه بنگریم مونگول ها که بیشتر جمعیتشان را متحدان آلتائیک و تاتارها و چینی ها و ایغورها و… تشکیل می دادند و حتی برخی صاحب نظران معتقدند اساسا هون های زرد به رهبری مونگول های پیشاچنگیزی و چنگیزی و پسا چنگیزی همیشه یک اقلیت بودند و سردستگی داشتند و شاید تا ۹۰% آنها متحدانشان بودند و حتی مواقعی قوم های ایرانی مانند بازماندگان اسکیت ها و الانی ها در تهاجمان هون و مونگول مشارکت داشتند برای کشورگشایی و غارت، اثرات اسکیت های آلانی در نام کاتالونیا می گونند است!، کاتولیونیا ترکیبی از نام گوت ها ژرمنی و آلانی های اسکیت است.. برای روشن شدن به مطالب غیاث آباذی و زیباکلام (از جمله کتاب چگونه ما ما شدیم) دعوت می کنم.
به هر حال مقایسه اجمالی بین چیزی از حکومت مونوگول ها در ایران بویژه ایلخانان بازگو کرده اند و حکومت فعلی، به مراتب مونگول ها بهتر بودند، مونگول ها با وجودی آیین بودایی و بسیاری فرهنگ چینی آوردند و ایکاش این فرهنگ آکنده کنفسیوسی چینی و شرق آسیای در ایران اثراتش قوی می شد و به مراتب از فرهنگ منحط امروزی بهتر است.
مونگول اساسا  خیلی قوی تر از ج.ا از چیزی به درست یا غلط منافع ملی ایران می گویند دفاع می کردند، با وجودی ایلخانان حکومتی تحت الحمایه یا نمیه مستقل به خاقان پکن بودند، اما به طرز عجیبی احترام و همزیستی با ایرانیان پیشه کرده و مجذوب فرهنگ ایرانی شده اند، اینکه می گویم فرهنگ ایرانی یک  اشتاره کلی است، خیلی جوگیر نشوند افراطیون ملی گرا که لابد  خیلی فرهنگ باحال و متعالی بوده، هر چه بوده الان بعید است یک دهم همان فرهنگ قرون وسطایی ایران ندارند این مردم داغون.
ایلخان ها عملا محدوده قلمروی  ایران به دوران ساسانی رساندند، با بکار گماری دیوانیان و کارکنان ایرانی و فارسی زبان و… عملا یک حکومت شبه ایرانی بودند و به مراتب  از ج.ا ها ایرانی تر و ایران پرست تر بودند.
اثرات ژنتیکی مونگول ها بر تمام مناطق ایارن است وبرخلاف تصور نژادپرستان ایران گرای افراطی و پان قومی مانند عرب گراها و کِردها و… ژن مونگول در تمام قبایل ایرانی می توان یافت، به قدری اثرات ژنتیک مونگول بالا است که بسیاری از کرمانج ها اگر زبان باز نکنند با مونوگول ها اشتباه گرفته می شوند، این حقیقت البته منکر می شوند، اما قیافه ها چیزی دیگر می گوید، برخلاف پان تُرک ها، آذربایجانی ها حتی کرمانی و کرمانج کمتر تاثیر از مونگول و حتی ترک پذیرفتند، علت کثرت ذخیره ژنتکی تیره قفقازی و آریوایرانی در آنها است منطقه آذربایجان و شرق قفقاز بسیار حاصلخیز و مستعد فزونی جمعتی بوده مانند اآاتولی و برخلاف مناطق مرکزی و شرقی و جنوبی که در دوره بحران خشکسالی بودند، مستعد جذب جمعیت و رشد جمعیت و برای همین  خیلی از قبایل ترکمان در خراسان نمانده و به سمت آدربابجان و آناتولی کوچیدند و اما به دلیل جمعیت بالای اآربایجان و با وجودی ژن تیره زرد غلبه زنتکی دارد چندان اثری دیده نمی شود در چهره آدربابجانی ها، میزان سفید پوستی و حتی بلوندی و بوری (مو و پوست و چشم روشن) آذربایجانی بسیار بالا است. این حکایت جمعیت بسیار زیاد آنها نسبت مونوگول و ترکمان ها دارد.

برخلاف انگاره نزادپرستانه پان های ایرانیستی و آریاگرایی، عمده چیزی از  ایران باستان مانده یک جمعیت نسبتا همگرا و اما دارای تنوع زنتکی و از هم گسختگی فرهنگی و زبانی و اجتماعی شکنده است، تلاش برای ترمیم ضایعات حملات عربی و مونگولی و ترکمانی در دوران پهلوی با ضعف های حکومت و کارشکنی آخوندیست ها و پان های قومی چندان موثر نیفتاد و دولت و ملت مدرن کاملا جا نیفتاد، ظهور برامدن آخوندیست هی ی ایران فروش که در کل ایران را به جهاز پان عربیسم کردند و امروزشوآف حمایت تمامیت راضی می کنند، اسا این ج.ا ها همان اویال حکومت منحوسشان؛ کل  ایران به عرب ها فروختند و نه ظاهری و بلکه ایدئولوژیک و همان طور اکبر گنجی اشاهر کرد اسلام بخشی هویت عربی است و امری حشایه ای برای آنها، این طبیعی است دین اسلام کلیت به زبان عربی است و کتاب و نماز و دعا به زبان  عربی است و حتی دعاها و زیارت نامهیی که ایرانی بعد ها نوشتند بهز بان عربی است و حتی مانند پروتستان ها جرئت دعای فارسی نوشتن نکردند!، با وجودی طی سال ها و ماه های اخیر گفتم و گفتند این تنش زدایی و مصالحه خوب است با کشورها و دولت های عربی، اما همزان بایست با غرب و شرق موازنه کرد و حتما راوبط دیپلماتک و عادی با امریکا برقرا کرد.
اینکه امثالهم بدوبیراه در ظاهر می گویم دلیل نمی شود آن ابله مسدول کشوری و لشکری مثلا از من نوعی تقلید کند، هر چند خودم علاقه به این کار ندارم تند انتقاد کنم، اما زبان دیپلماسی چیز دیگری است.
گفتم به ظن قوی، دلیل اصلی ایجاد روابط مجدد بین ج.ا ها و سعودی ها، قضیه حج و رانت باند حج است، و اینکه توجیه گری وجدانی ج.ا ها برای آرامش وجدان هایشان از آن همه ظلم و جنایت و فساد، اینها هم بالاخره دارند زندگی می کنند و از این خان حرام لقمگی و دزدی بایست توجیه وجدانی داشته بانشد، اینها این غارت ها با توجیهات شرعی وجدانشان آرام و خاموش می کنند، کلا اگر ایدئولوژی و توجیهات نباشد زود روان غارتگر و جنایتکار و فاسد و ظالم به هم می ریزد و دچار گسیختگی روانی می شود. هنوز بایست کتاب ها نوشت از پدیده دین و این رسومات مذهبی و دنی و نقشش در تسهیلات زندگی معتقدین و اینکه شرعیات و توجیهات که از نظر غیر مسلمان های منتقد و یا معاند خرافه است، از دید روان شناختی اجتماعی برای غارتگر یک تسکین وجدانی و توجیه است وگرنه حتی زن و بچه اینها روی گردان می شوند از ایشان با  این همه ظلم وجنایت و فساد!
این حرفها تکررای است، توجه شما به مطلب سعید زیباکلام دعوت می کنم که گفته غرب و امریکا و اسرائیل به کمتر باز کردن تمام پیچ و مهره ها صنعت هسته ای و تحویلش رضایت نمی دهند، اما من اضافه کنم با توجه به تجربه لیبی، اینها به کمتر  نابودی  ایران رضایت نمی دهند، آن شوآف های حماسی ده میلیون شرکت در مرگ خمینی و آن چزندیات آخرالزمانی و ضد غربی و ضد امریکا و ضد اسرائیلی گفتند و عمل کردند علیه غربیان و متحدان شرقی و یهودیان به خوبی یاد دارند و اینکه اینها از نابودی ایران منصرف کرد حداقل لازمه اش کتار رفتن ج.ا ها است و گذار به حکمرانی مردمی و یک سری شوآف و یک سری بینادکاری جلب اعتماد است وگرنه تا زمانی ج.ا ها حکومت می کنند حتی ۹۹% مردم اعلام کنند مسلمان نیستند و حتی بگویند کلا از  ایرانیت گدشته و انگلوساکسون و مسیحی انگلیکن شده اند این غربیان از  نابودی  ایران باز نمی دارد…
برخی راه حل موقت برای گذار از این مهلکه گفته شده

پیشنهادنامه جدی بود، اما میدانستم قبول نمی کنند، حداقل چندباره اثبات شد اینها دنبال اصلاح نیستند و خامنه ای دنبال سلطنت و پادشاهی و نیست و مجتبی هم شازده نیست، اکبر گنجی  خیلی طعنه زده به خامنه ای و پسرش و البته همزمان طعنه به پهلوی ها با عنوان شاهنشاه آریامهری خامن ای و شاهزاده مجتبی، اینهاکذبیات است و اما طعنه آمیز.

خامنه ای و ج.ا شاهنشاهی را قبول می کردند شاید وضع بهتر از حالا بود. این چیز مسلم است با تجریه تاریخی، جمهوری سکولار دموکراسی بهتر از سیستم دیکتاتوری دائمی استف دیگر همگان نتایج بهتر جمهوری سکولار دموکراسی دید اند، اما محتوا مهم است و نه اسمف من مدعی نیستم، دیگران می گویند از لحاط استاندادرهای اجتماعی ورفاهی حکومت های پادشاهی دموکراسی سکولار (مشروطه) اروپایی بالاترین هستند، هر چند برخی قبول ندارند و می گیوند این ها پروپاگاندای اروپایی است.

اینکه داستان زیبای عدالت حکومت علوی و مهدوی بگویند و در عمل ۴۴ سال برعکس چیزی باشد و هی بگویند نگذاشتن و فرصت نشد و هی به به گردن دولت قبلی ج.ا ها به اندازند بیفایده است. داستان اینها مانند داستان خودروسازی ج.ا ها است. ۴۰ سال است خودروسازی ج.ا ها هی می گیود فرصد فرصت فرصت و حمایت و حمایت و حمایت و دائما فرصت و حمایت و باز سال به سال داغون تر! قضیه خز شده…

این پیشنهادنامه کمترین فایده اش همین است بعدها که شاید نزدیک باشد رفتن روی چوبه دار و یا خزیدن توی سوراخ موش ها، نگویند پیشنهاد نشد و مصالحه گری پیشنهادنشد… دبه در آرودن دیگر جای نیست، هر چند این پیشنهادنامه های از هر دو طرف استقبال نشدف هر دو طرف تکلیفشان روشن است کار به فاز نهایی قهری خواهند بدرف شانس یار شود و نیروهای مسلح به نفع کشور و مردم ایران رها کند ج.ا ها را. وگرنه اوضاع به قول معروف بیخ پیدا کرده و به جاهای بدی می کشد.

در این صورت انهایی راه فاز نهایی قهری انتخاب می کنند بدانند آماده خطرات باشند، یادشان بادش کجاها اول حفظ کنندف سواحل شمال و جنوب، این سواحل و جزایر از معادن گاز و نفتش مهم تر است.

مدعیان ملی گرایی و  ایران گرایی خوششان نمی آید از حقایق، این دنیا بر اساس داستان سرایی و ایدئولوژی منافع توزیع نمی کند، سه گاه زور  وزر و جاه تعیین کنندهخ است، فعلا  ایرانی مدعیان بازی در غیاب حکومت مردمی (ملی) باخته اند و ج.ا ها سر جهاز پان رعبی و قمار فلسطینف ایران به مرزهای نابوید کشانده اند، هم اکنون کلی ایران رفته توی سایه نابودیف الان ج. برود، باز نسل ها لازم است، اما به محض ج.ا بورد و یک حاکمیت حکمرانی مردمی سر کرا بیاد، ظرفیت بالایی فعلی ایران  با حفظ مرزهایش به سرعت ظایعات زیادی برطرف می کند، این قماربازی با  کارات ایران توسط چینی و روسی تقصیر ج.ا است، این ج.ا اس ایران وجه مصالحه و کارت بازی دیگران قرار داده، در خانه باز کرده و توقع دارند اجنبی به حرامی نزد خانه!

این کشور و مردم ظلم زیادی به امثالهم کردند، بجای سکوت و یا ضربه، حق و حقیقت را انداختم میانشان… این بهتر از انتقام شاید باشد…
ادامه شاید
بدرود

 

مشکلات اساسی اقتصاد حکومت های نظیر ج.ا چیست؟

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)