بنبست خامنهای و حکومت ولایت فقیه از نگاه روزنامه شرق
روزنامه شرق در مطلبی تحت عنوان «تغییرات دولت یا تغییر دولت» به بنبست اقتصادی و… حکومت ولایت فقیه اشاره کرده است.
بدون شک قیام و اعتراضاتی که از شهریور سال ۱۴۰۱ شروع شد، حکومت ولایت فقیه را در شرایطی قرار داد که نسبت به قبل از این قیام و اعتراضات در شرایط متفاوتی قرار دارد و به بیان دیگر در وضعیت ضعیفتری نسبت به قبل از شهریور ۱۴۰۱ قرار دارد.
یکی از مصادیق و نشانههای این ضعف را میتوان تاختن و مورد حمله قرار دادن خامنهای توسط برخی از مهرهها و یا رسانهها در درون نظام و در چارچوب هرم حاکمیتی حکومت ولایت فقیه دانست.
رسانهها و برخی افراد که خامنهای را در پساقیام و پسااعتراضات در وضعیتی ضعیف و شکننده میبینند فرصت را غنیمت شمرده و خامنهای و حکومت ولایت فقیه را آماج حملات خود میکنند.
نمونهها بسیارند و از حوصله این مقال خارج. در اینجا تنها به ذکر یک نمونه از روزنامه شرق میپردازیم. روزنامه شرق در یادداشتی در روز جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲ تحت عنوان «تغییرات دولت یا تغییر دولت» به حمله به خامنهای و سیستم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… حکومت ولایت فقیه پرداخته است.
نویسنده یادداشت، مخاطب را به روزهای آغازین عمر حکومت ولایت فقیه عودت میدهد که در آن روزها بسیاری از «هواداران مذهبی حاکمیت جدید» با سوالی مواجه بودند مبنی بر این که «حکومت اسلامی که قرار است کشور بر اساس آن اداره شود چیست؛ اقتصاد سوسیالیستی یا سرمایهداری؟»
نویسنده ادامه میدهد که پاسخ ما هم این بود که هیچ کدام! ما دستگاه خودمان را داریم «اقتصاد اسلامی» و وقتی پرسیده میشد که این اقتصاد چطور اقتصادی است؟ پاسخ در نهایت به یک سری «اصول فقهی» ختم میشد!
روزنامه شرق: شبیه هیچ چیز نیست و همه چیز هست و هیچ یک نیست!
یادداشت روزنامه شرق میافزاید یا وقتی که از بانکداری پرسیده میشد، جواب داده میشد که «بانکداری در اسلام بدون ربا و به صورت قرضالحسنه میباشد» اما به مرور اقتصاد سرمایهداری جلو آمد و الان عملا حاکمیت ولایت فقیه هم اقتصاد سوسیالیستی دارد و هم سرمایهداری و چندین و چند نوع دیگر. اقتصادی دیگر که شبیه هیچ چیز نیست و همه چیز هست و هیچ یک نیست!
نویسنده اشاره میکند که این وضعیت، تنها در اقتصاد حکومت ولایت فقیه نیست که دیده میشود و در سایر حوزهها نیز وضعیت به همین منوال است و وضعیت به گونهیی شده است که معلوم نیست با چه ساختاری روبرو هستیم؛ سوسیالیسم سرمایهداری و یا…؟ با هر موضوع، سوا و جدای از موضوعات دیگر روبرو هستیم در یک جا روش سوسیالیستی است و در جای دیگر بر اساس سرمایهداری و در جای دیگری بر اساس «فقه اسلامی» عمل میکنیم! گویی که اینها هیچ ربطی به یکدیگر ندارند و بر یکدیگر اثر نمیگذارند.
نویسندهی یادداشت روزنامه شرق سپس این وضعیت متناقض حکومت ولایت فقیه را به خودرویی تشبیه میکند و میافزاید این خودرو هر قطعهاش ظاهرا مربوط به یک وسیلهی نقلیه باشد بخشهای آن بخشهایی از تریلی، موتور سیکلت، درشکه، اتومبیل، تراکتور باشند و داخل جزئیات هر کدام از اینها نیز، هر کجا کم آمده است یک قطعه از یک جا برداشته شده و به هر زوری که شده آن را در محلی که اصلا محل آن نیست گنجانده میشود! مثلا چرخ اتومبیل را با تسمه چرمی به خودرو بسته باشند و چرخ درشکه را با پیچ و چرخ تراکتور را با میخ به آنها بسته باشند و یا وصله و پینه کرده باشند!
نویسنده یادداشت روزنامه شرق پا را از این نیز فراتر گذاشته و آشکارا حکومت ولایت فقیه را به سخره و باد تمسخر میگیرد که مثلا شنیدهایم که موتور برای عمل احتراق، به شمع نیازمند است و شمعی که بر سر سفره عقد مینهند را در درون آن کار گذاشته باشیم، وضعیتمان این طوری است و یک دستگاه فکری همگن را به کار نگرفتهایم و سپس نتیجه میگیرد که در حال حاضر دیگر آن قدر این الزامات و قطعات نامرتبط با هم در کلیت دستگاه حکومت ولایت فقیه تکثر پیدا کرده است که همین روشن بودن خودرو (بخوانید بقای حکومت ولایت فقیه) خودش در حکم معجزه است هر چند که دیگر اصلا راه نرود!
روزنامه شرق: چاره در تغییرات جزئی نیست
یادداشت مطلب روزنامه شرق سپس نتیجهگیری میکند که دیگر دولت رئیسی را با وجود گذر ۲ ساله از عمر آن، نمیتوان دولت جدید دانست و این دستگاه دیگر توانایی حرکتدادن این خودرو را ندارد و به حد و اندازه توانایی و تغییرات وزاری کابینهی رئیسی اشاره میکند که به نظر میرسد خود رئیسی نیز پس از ۲ سال، به این نتیجه رسیده باشد که نمیتواند این خودرو را به حرکت وادارد! و از این جهت است که رئیسی مجبور میشود هر از گاهی افرادی را از کابینهی خود برکنار و افراد دیگری را جایگزین آنها سازد در حالی که تفاوت معناداری در توانایی این افراد نیست و لاجرم نمیتوان در انتظار اتفاق و معجزهی خاصی بود.
نویسنده یادداشت روزنامه شرق میافزاید برخی نیز بر این باورند چون کلیت کابینه (بخوانید کلیت حکومت خامنهای) توانایی و تخصص راندن چنین خودرویی را ندارند پس چاره را در تغییرات جزئی نمیبینند بلکه چاره را در تغییرات کلی و تغییر دولت میدانند که در آن صورت هم خودرو حکومت ولایت فقیه، تازه برمیگردد به دورهی دوم دولت پیشین (یعنی دورهی دوم دولت روحانی) و اما نه بیشتر از آن! و سپس نتیجهگیری میکند که در آن صورت نیز باز خودرو همان خودرو است! با تمامی تناقضات موجود در ترکیب اجزای آن و خودروئی که هیچ چیزی به هیچ چیزش نمیآید و سپس زبان به طعنه به خامنهای و حکومتش میگشاید که «خدا را شکر که همه چیزمان به همه چیزمان میآید…» [بنبست ایدئولوژیک حاکمیت از زبان یک اصلاحطلب سابق]
حرفهای روزنامه شرق همه عیان هستند و بیان؛ بیانی از وضعیت فعلی حکومت ولایت فقیه و بنبستی که در آن گیر کرده است و وضعیتی که هر «رهگذری» به خود اجازه میدهد که آن را بر زبان بیاورد و رسانهیی کند و به خامنهای و به تاج و تخت و هیمنهی سلطنت مطلقهی ولایت فقیه او بتازد؛ البته در این بین، آن چیز که بیش و پیش از هر چیز دیگری، بر ناظر آگاه و بیطرف، عیان و بارز میشود این است که قیامهای پی در پی و هر ساله رادیکالشونده، باعث شده است که هر قیامی که خامنهای و حکومتش پشت سر میگذارند آنها را به صورت کیفی تضعیف کرده و لبهی جلویی منطقهی نبرد را هر روز به سوی بیت خامنهای و بارگاه ستمگری دیکتاتور پیش برده و مردم ایران را هر روز به سرمنزل و مقصود نهایی و سرنگونی دیکتاتور نزدیکتر میسازد.
مردمی که در سالهای اخیر نشان دادهاند که با خود عهد کردهاند با هر قیمتی و در میدانی که، هر کس بنا بر منافع خود حاضر است تا خنجری به پهلوی انقلاب مردم ایران فرو کند، مصمم هستند که بهای خونین این انقلاب و تغییر را پرداخته و حکومت ولایت فقیه را به زبالهدان تاریخ بسپارند و طرحی نو در آسمان و سپهر اجتماعی، سیاسی و تاریخی ایران زمین رقم بزنند؛ آن روز دیر نیست.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.