
مُعضل اصلی و محوری ترانه ی رپ و موزیک ـ ویدیوی «شاح» از شاهین نجفی و سپس صحبتهای خنده دارش در باب تیتر شاح و المانهای مختلف ویدیو در یوتیوب این است که متوجه نیست او در حینی که در ترانه اش به مذهبی ها و توده ایها و چپی هایی می پرد که عکس امامشان را در ماه دیدند و او را پرستیدند و مداحی کردند، خودش همان زمان تمام وقت در حالت «مداحی» در باب رضا شاه و خاندان پهلوی و فحاشی به مخالفانش است. یعنی همان کاری را می کند که در دیگران لعنت می کند. به این خاطر اگر به دیگران در ترانه اش می پرد که شما مداح بودید و امامتان را در ماه دیدید، انگاه خودش به شاه و محبوب جدیدش «شاح» می گوید تا تفاوتش را با شاه قاجار به قول خودش نشان بدهد. یعنی او نیز شاحش را به ماه می برد و می پرستد و او را «شاه شاهان» می کند، بی انکه از منظری مدرن و نقادانه حتی به محبوب خویش بنگرد و چنین روایت هنری مدرنی بیافریند. به این خاطر فیلم ویدیو پرخرج او و با خیلی المانهای مدرن و اروتیکی در نهایت چیزی جز یک «مداحی مضحک» و بشدت خودباورانه بیش نیست و حتی المانهای اروتیکی در واقع برای این هستند که توخالی بودن این رقصها و خودنماییها را نشان بدهند، بجای اینکه به اهمیت رشد رقص و شادی و اروتیک مدرن برای مقابله با فرهنگ تعزیه و مداحی اشاره بکنند. یا به این خاطر اخر کار باید دختری جوان و ساده پوش با شاهین رپ بیاید و در حینی که هر دو در ارزوی رسیدن منجی و «شاح نو» هستند و یا باور دارند که او می اید و نجات می یابند. همانطور که هوادارانش فتوای مداح جدیدشان را مثل عکس ذیل سریع گرفتند. یا وقتی دخترک جوان و نماد جنبش جوانان معترض ایرانی در موزیک ویدیو نقاشی پدر یا پدربزرگ محبوبش رضا شاه را از روی قاب عکسش بر دیوار می کشد و بدینوسیله شاهین نجفی و همکارانش به شکل مستقیم/غیرمستقیم می خواهند به ما القاء بکنند که جنبش محسا و جوانان کنونی محبوبشان رضا شاه و خاندان پهلوی هستند. یعنی می خواهند این جنبش متنوع و رنگارنگ و مدنی را اینگونه هوادار شاه محبوشان نشان بدهند و قبضه بکنند، یا با دهها اشاره ی مستقیم و غیرمستقیم دیگر در موزیک ویدیو.
لینک موزیک ویدیوی شاح از شاهین نجفی

داریوش برادری، روانشناس/ روان درمانگر
بنابراین موضوع مضحک و بس خنده دار این است که در حینی شاهین خیال می کند رپ اعتراضی مدرن می خواند، و برخی هوادارانش برای او و این ویدیو هورا کشیده اند و المانهایش را مثل این لینک نقد و ستایش کرده اند، او در عمل چیزی جز مداحی سنتی در باب منجی و شاح جدیدش نمی کند و انچه به دیگران انتقاد می کند، در اینه ی خویش نمی بیند. بی انکه قدرتهای موزیکی ترانه ی او و نکات جذاب ویدیویش را نفی بکنیم. اما اصل و اساس این ویدیو چیزی جز یک «مداحی رپ گونه» و تبلیغی رپ گونه برای رضا پهلوی همراه با حملات رپی به مخالفانش بیش نیست. این کوری مضحک شاهین نجفی و اهنگ شاح او است و اینکه نمی بیند چه شاخی تو جیب و جای دیگر خویش و طرفدارانش می کند. اینکه او از رپر معترض و مدرن به پروپاگاندیست و مداح نو تبدیل شده است، زیرا قبلا نیز با تمام قدرتهای خوب هنریش حاضر نبود با سوتی ها و حماقتها و خودباوریهای دروغینش خوب روبرو بشود. به این خاطر او اکنون مرتب بیشتر خود را باد و باد می کند، مثل این ویدیو و توضیحات تکمیلی و خنده دارش. یا باید بزبان لکانی گفت که «همانگونه که به دنیا و دیگری می نگری،آنگاه زل زده می شوی» و حالت شخصیت و نوع برخوردت ساخته می شود. یعنی یه شاهین نجفی باید بگوییم که وقتی رپ مدرن را به مداحی تبدیل و مسخ می کنی و از هنرمند مدرن به مداح و شاه دوست دوآتشه تبدیل می شوی، آنگاه عاشقانت و هواداران نقادت نیز مثل عکس ذیل می شوند که حتی یک جمله را درست نمی نویسند. یا مثل این نقاد و هوادارت بجای بررسی برسی می نویسد و شاهکار را شاهکاره می نویسد، همه کلمات را بهم می چسباند و تازه می خواهد نقد هنری هم بکند. از همه بدتر اینکه نمی داند معنای واژه ی «ری اکشن» یا واکنش چیست و چه ربطی به نقد دارد. یعنی انگار می خواسته بگوید «رفلکشن» یا رفلکسیون و تامل و چون بلد نبوده است، می نویسد ری اکشن. یک جمله با این همه غلط. اینها هواداران شاهین نجفی هستند. بزبان طنز من چنین هواداران و نقادانی داشتم، خودم را دار می زدم. زیرا از قدیم گفته اند برادر با برادر باز با باز.

یا اگر به توجیهات خودباورانه و منطق دوزاری و مضحک شاهین نجفی در باب اثرش در این ویدیوی یوتیوبش بنگرید، و وقتی مداحانه می گوید که شاح پهلوی را باید « از مخرج ادا بکنید» تا تفاوتش با شاه قاجار معلوم باشد، آنگاه ما نیز باید با طنز شیوه ی منطقش را در مورد خودش بکار ببریم و بگوییم پس شاهین هم باید از «مخرج ادا بشود»، تا بفهمد چه می گوید. تا بشود شاهین مقعدی و بگوییم شاحین و سپس شاخین و اخر شا را برداریم و بشود خین بر وزن فین و کین و جین و گین و غیره. زیرا مگه میشه اینطور جوک بگویی و خیال بکنی داری حرف فلسفی می زنی یا حرف مدرن و هنر مدرن و اعتراضی ارائه می دهی و نبیتی که تمام مدت به حالت یک عین الله باقرزاده عمل می کنی. یا انگاه مثل عکس ذیل شروع به فتوا دادن نیز می کند. زیرا وقتی سنگ اول را کج گذاشتی، آنگاه نتیجه اش این می شود که ته دلت همیشه می خواستی بشوی. اینکه مداح یک ولایت نو و شاه و پدر نو بشوی و فتوا بدهی. بی دلیل نیست که لکان می گوید« ادم یا جنبش هیستریک و افراط/تفریطی چیزی جز یک ارباب جدید نمی خواهد و به چیزی جز آن دست نمی یابد.»

ازینرو شاهین نجفی و همکارانش در تمامی المانهای مدرنی که در فیلم بکار می برند، از توجه شان به ترانس جندرها تا رقص اروتیکی و سادومازوخیستی، تا پارتی های ایرانی و جراحی زیبایی برای این است که بگویند اکثریت اینها چیزی پوچ و دروغین بیش نیستند و اخر به زیبایی ساده یک دختر جوانی برمی گردند که عاشق عکس رضاشاه و پدربزرگی هست. یا انها حداکثر یک ترانس را با پرچم ایران بر لباسش پشت سر شاهین می اورند. یعنی انها با جای بد بچه خود بچه را هم دور می اندازند و دوباره طرفدار ساده پوشی از جنس دختر می شوند و یا کت و شلوار از جنس شاهین نجفی که در تناقض با بقیه فیگورها قرار دارد. بجای اینکه اهمیت رشد رقص و شادی و حتی رقص پاپ و بظاهر الکی ایرانی را در تحول جامعه و فرهنگت حس بکنی و اینکه چرا حکومتت حتی از اهنگ ساسی مانکن می ترسد. یا اینکه چرا حتی جراحی زیبایی هم فقط یک عمل افراطی و دروغین نیست بلکه نوعی از خودافرینی مدرن نیز هست و معضل وقتی بوجود می اید که بشکل افراط/تفریطی رخ بدهد و چیزهای دیگری را نمایان بسازد. اما مگر خود شاهین تمام وقت در حال کار افراط/تفریطی و مداحانه در این ترانه اش نیست. یا مرتب در حال تصفیه حساب با دیگرانی نیست که مخالف او و نظر و بویژه مخالف «محبوبش» هستند؟. چه وقتی که محسن نامجو را « شق مرام بچه تربتی» می خواند، زیرا او رضا شاه را در شعری تریاکی خوانده است ( اشاره ایی دیگر نیز در ترانه به تریاکی خواندن توسط منفگی ها می کند)، یا در کنایه های دیگرش. با انکه این شیوه مسخره کردن و رسیدن حساب رقیب در رپ اعتراضی یک شیوه ی مرسوم است، اما بشرطی که رپر معترض و مستقل بمانی و مداح و پروپاگاندیست و مبلغ هیچ ایده ال و امام و شاه جدیدی مثل او نشوی. اینجاست که رپ مدرن ایرانی و مسخ می شود، انهم توسط شاحین از نجف امده.

یعنی این شاح پهلوی از شاهین نجفی که قرار است خیلی شاه باشد، «ان شاه خیالی و محبوب باشد»، یا شاه متفاوتی از شاه قاجاری باشد، عملا شاهی باد شده و خودشیفتگانه است که با سوزن نقدی می ترکد و اخر همه شان رجاله هایی می شوند که بقول هدایت فقط دهانی تشنه هستند که یکراست به یک الت تناسلی تشنه ختم می شوند. اخر همه شان مثل شاهین رپ «مداح» می شوند و این اهنگ جدید شاهین و این تفسیرات خنده دارش چیزی جز یک مداحی افراطی همراه با دستمال یزدی بیش نیست و انهم برای رضا شاه و خاندان پهلوی و به امید منجی جدید و شاح و پدر جدیدش رضا پهلوی و و بدون یادگیری از تاریخ و شکست پهلوی و دوران بعدی و یا دیدن نتایج دردناک و فاجعه بار مدرنیزاسیون پهلوی. بدون اینکه بخواهیم زحمات خاندان پهلوی را نفی بکنیم و یا نظرات دموکراتیک رضا پهلوی را. اما کافیست هوادارانش مثل شاهین باشند تا ازش دیکتاتور جدیدی در بیاید، چون انها به او این احساس را می دهند که خیلی شاه است، چون شاح است و نه انکه قرار است یک شاه مشروطه و تشریفاتی بشود، اگر مردم بخواهند. همانطور که شاهین نجفی که در ویدئو به دیگران می پرد که چرا از گذشته درس نمی گیرند، انگاه متوجه کوری خودش نمی شود و اینکه نمی خواهد از گذشته درس بگیرد و بفهمد چرا خاندان پهلوی محکوم به شکست بودند با انکه میهن پرست بودند. و حسن نیت داشتند. یعنی شاهین نجفی مداح از یاد می برد که وقتی در این ویدیو اینگونه برای رضا شاه و محمدرضاشاه یقه پاره می کند و خودش را فرزند انها می خواهند، برای این است که با تاریخ خویش روبرو نشود و اینکه چرا محبوبانش خاندان پهلوی محکوم به شکست بودند. زیرا می خواستند مدرنیت را بومی و همراه با حس شاه پرستی سنتی و بسان «شاه شاهان ایرانی» ترکیب بکنند، بجای اینکه با ساختن و رشد ساختارهای مدرن درون کشور حال حکومت دموکراتیک و فرهنگ دموکراتیک را نیز رشد بدهند که جزو لاینفک ساختار مدرن است و بناچار شکست خوردند و فاجعه ی بعدی را زمینه سازی کردند. زیرا وقتی بخواهی با تقلید مدرنیت چهارنعل به سوی دروازه ی تمدن به حالت مدرنیزاسیون سریع و با حکومت دیکتاتوری بشتابی، انگاه چنان همه چیز از بنیاد پوچ و بحران زاده می شوند که مردمت بازگشت به خویشتن می کنند و سراغ مذهب و ایمان می روند. چون نفهمیده ایی که مدرنیت نیاز به ساختار دموکراتیک و احترام همراه با نقد مداوم در جامعه ی مدنی و میان جامعه ی مدنی و دولت دارد و اینکه هنرمند و نقادش مداح دواتشه برای هیچ نظر و محبوب و ایسمی نشود و قادر به فاصله گیری نقادانه یا هنری و قاذر به روایت افرینی چندنحوی باشد. ازینرو مثل سکانس ذیل در ویدیوش هم خودش و هم دختر جوانی که قرار است نماد جنبش محسا و جوانان معترض کنونی باشد که خواهان حقوق مدنی و جامعه ایی مدرن و رنگارنگ و بر اساس قانون دموکراتیک هستند، در عمل فقط مسحور نگاه پدر باشکوه و جباری هستند که عکسش بر دیوار زده شده است. مریدان و شیفتگان در حسرت او یا نوه اش و شاح جدیدشان هستند، بجای اینکه فرد و هنرمند مدرن و قادر به ارتباط همراه با علاقه و نقد با گذشته و با پدران و مادران محبوب خویش باشند. حاصل چنین ارتباط شیفتگانه و مسحورانه نیز چیزی جز دور باطل مرید/مرادی نیست و اینکه جای یک دیکتاتور را با یک دیکتاتور دیگر عوض بکنی و بگویی «شاه مُرد، زنده باد شاه شاهان بعدی یا شاح جدید» و با کّرنش مریدان نوینی چون شاحین نجفی و امثالهم. یا با مسخ دوباره ی تحول دموکراتیک در دور باطل «بوف و ادیپی کور» که خیال می کند خیلی می بیند و خیلی می داند و این حالت تراژیک/ مضحک او و امثال انهاست. اینکه نمی بینند اینجا «کوری عصاکش کور دیگر است»، چون نمی خواهند بهای تحول مدرن را خوب بپردازند و هرچه بیشتر فردیت و ملت مدرن و رنگارنگ بشوند و بسان وحدت در کثرتی درونی/برونی و ساختاری.

اما وقتی درونا هنوز به حالت خودشیفتگانه ی عاشق/متنفر باقی بمانی و قادر به ارتباط تثلیثی و نمادین با دیگری و خود نباشی، آنگاه مثل شاهین نجفی قبلا چپ دواتشه و حال شاح پرست دو اتشه می شوی و نمی فهمی که موضوع و مشکلت دقیقا این است که همیشه «دواتشه و افراط/تفریطی» بودی و هستی. ازینرو حالا بدنبال «شاخ و پدری نو» هستی و انکه برایت پاره پاره بکند و تو برایش مداحی بکنی و او را شاح بنامی و بپرستی و فاصله گیری نقادانه و هنرمندانه با موضوعت از یادت برود. اخرش بشوی یک مداح دواتشه و شاه پرست که حکایت دوستی ات حکایت دوستی خاله خرسه بیش نیست. یا به این خاطر وقتی او با غرور در ترانه و رپش می گوید که «من سیلی به صورت مدرسم» و به مشروعه خواهان و اصلاح طلبان مذهبی و مسخ کنندگان انقلاب مشروطه می خندد، در همان لحظه نمی بیند که از طرف دیگر با دستمال یزدی در حال پاک کردن چکمه های شاه و محبوب و پدر ارمانیش «رضا شاه» هست، به جای اینکه حتی به عنوان یک مشروطه خواه مدرن خطاهای هولناک او و فرزندش محمدرضا پهلوی را ببیند و مشروطه خواه مدرن و یا یک رپر مشروطه خواه بشود. یا شاهین نجفی نمی خواهد ببیند که با این شاه پرستی کورکورانه و بدون نقدش آنگاه همزمان سیلی به صورت هنر قوی و مدرن ایرانی و به صورت همه هنرمندان بزرگ ایرانی چون صادق هدایت تا بهرام بیضایی و ابراهیم گلستان و تا نسل معاصر می زند که معضلات و خطرات دیکتاتوری رضاشاهی و مدرنیزاسیون لجام گسیخته و دیکتاتورمنشانه ی فرزندش محمدرضا پهلوی را در اثار بزرگشان به نقد کشیدند و در قالب روایتهای هنری قوی، بی انکه گرفتار دروغ بازگشت به خویشتن مذهبی و غیره بشوند. زیرا آنها قادر به فاصله گیری نقادانه و هنرمندانه در حد توان خویش بودند و هستند و یا مداح هیچ قدرت و پدری نشدند.

خنده داری شاحین مضحک این است که نمی فهمد چرا «شاهی که بخواهد شاه و سلطان بشود، احمقتر از گدایی است که خیال می کند شاه است»، همانطور که لکان می گوید. یا وقتی بخواهد شاح و شاخ بشود و چنین مداحانی داشته باشد. انگاه واقعا باید گفت همان بهتر که عطای این جماعت را به لقایشان بخشید.
یا چون شاهین انگار از نماد و نشانه خیلی خوشش می اید و با انها در ویدیوی توضیحاتش پُز می دهد، یابد بهش گفت که با این ترانه و سپس با این سخنانت نشان دادی که تو نماد جدید و مضحک فیگور «ایاز» براهنی هستی و انکه مفعولیت بنیادین و مقعدی خویش را حال به سان فاعلیت می خواهد به خودش و دیگران بیاندازد و به این شیوه که مثلا شاه را شاح بنویسد و ساد را صاد بنویسد و خیال بکند چیزی تازه و خارق العاده انجام داده است.

زیرا مشکل شاهینی که بدنبال پدر و رهبری نو می گردد، همان مشکل پدران پهلوی و مذهبی و معاصر است. اینکه همه شان نمی خواهند قبول بکنند که «پدر خوب پدر مُرده و نمادین شده است»، همانطور که لکان می گوید. اینکه شاه خوب شاه مًرده و نمادین شده و تبدیل شده به شاه مشروطه و عملا تشریفاتی است. زیرا نمادی بیش نیست و به این خاطر زیردست و مداح نمی خواهد بلکه نماد ساختاری دموکراتیک و با حضور شهروندان برابر و سرور است. یا عضو جامعه دیگر بنده ایی نیست که مرتب ارباب و محبوبی نو بخواهد و تا چشمش به او بیافتد، لعاب مدرن رپ را کنار بزند و روحیه ی اصلی مداح گونه و شیفته وار و مومنش را نشان بدهد و به ملحدان بپرد و کینه بجوید. زیرا شاه مشروطه شاح نیست بلکه شاهک است و می داند مسئولیت اصلی بدست دولت و مجلس است و حضور او فقط برای این است تا جامعه بداند که می تواند در عین وحدت مرتب رشد بکند و تحول بیابد و انهم از طریق چالش و دیالوگ و نقد و طنز مدنی و متقابل در همه حوزه ها.
بنابرین باید به این همه خودباوری مضحک و مقعدی شاحین و شاحش خندید که اخر مثل بادباکی توخالی با سوزن نقدی می ترکد و چه می ماند؟ هیچ چیز، یا چیزی بس خنده دار و بسان هیاهویی توخالی چون ترانه ی شاح او و رجعت و بازگشت به خویشتن او از رپ مدرن به مداحی سنتی. یا تمام دانش او در این ویدیوی تکمیلی در بخش کامنتها چگونه است؟ بقول بابک احمدی به شکل اقیانوسی با عمق یک وجب و به همراه یک خودباوری مضحک از جنس عین الله باقرزاده.
پانویس: متن ترانه و آهنگ شاح از شاهین نجفی

نظرات
مطمئن نیستم چرا اما این ویدئو نجفی منو یاد فیلم “سالو یا ۱۲۰ روز در سودوم” پازولینی انداخت.
شاید به خاطر تمثال نصیری روی دیوار؟
جوان با استعدادی بود, اما جدا خراب کرد.
دوشنبه, ۲۱ام فروردین, ۱۴۰۲
نسل جوان ایرانی نه تنها عاشق شاهان پهلوی پهلوی هستن ببکه از شما مارکسیست ها و پرگرسیو های ابله اخوند پرست ایرانی متنفرن. نه تنها به اشتباهتون اعتراف نکردید بلکه تمام تلاشتون رو میکنید که از اصلاحات چی ها و هر کس که دچار عقده پهلوی هستش دفاع کنید.
به راستی که شما هارو باید به اسم #چپ_مبتذل_ایرانی شناخت.
بیشترتون با نود درصد آرمانهای خامنه ای همفکر و همداستان اید و بخش دیگه های از شما ها هم مستقیم از داهل جمهوری اسلامی هدایت میشید. خاک بر سرتون. چه نام ننگ باری چپ در تاریخ ایران بجا گذاشت
یکشنبه, ۲۷ام خرداد, ۱۴۰۳
زنده باد خاندان ایران ساز پهلوی.
ننگ بر سه فاسد. ملا چپی مجاهد
یکشنبه, ۲۷ام خرداد, ۱۴۰۳
به کوری چشم شما مارکسیستهای مبتذل که هدچار عقده پهلوی هستین، روز به روز داخل کشور مردم بیشتر و بیشتر عاشق خاندان ایرانساز پهلوی میشن. شما حرومزاده های چپی هم از حسادت بمیرید. خایه مالان خمینی و خامنه ای ی حقیر. ..
یکشنبه, ۲۷ام خرداد, ۱۴۰۳
چپ بی همه چیز و مریض ایرانی تمام تلاشش رو برای نگه داشتن اخوندها در قدرت کرده و میکنه. شما دشمن مردم ایرانید. ننگ بر شما
یکشنبه, ۲۷ام خرداد, ۱۴۰۳
ننگ بر سه فاسد. ملا چپی مجاهد
یکشنبه, ۲۷ام خرداد, ۱۴۰۳
مرگ بر سه فاسد. ملا چپی مجاهد
یکشنبه, ۲۷ام خرداد, ۱۴۰۳
نسل جوان ایرانی نه تنها عاشق شاهان پهلوی پهلوی هستن ببکه از شما مارکسیست ها و پرگرسیو های ابله اخوند پرست ایرانی متنفرن. نه تنها به اشتباهتون اعتراف نکردید بلکه تمام تلاشتون رو میکنید که از اصلاحات چی ها و هر کس که دچار عقده پهلوی هستش دفاع کنید.
به راستی که شما هارو باید به اسم #چپ_مبتذل_ایرانی شناخت.
بیشترتون با نود درصد آرمانهای خامنه ای همفکر و همداستان اید و بخش دیگه های از شما ها هم مستقیم از داهل جمهوری اسلامی هدایت میشید. خاک بر سرتون. چه نام ننگ باری چپ در تاریخ ایران بجا گذاشت. خاک بر سرتون
یکشنبه, ۲۷ام خرداد, ۱۴۰۳