پ. مهرکوهی – 

در حاشیه ی گفتگوهای ژنو

بامداد روز سه شنبه، گفتگوهای ایران و کشورهای ١+۵ در شهر ژنو بر سر برنامه ی اتمی ی ایران آغاز شد و دو روز به درازا کشید. این نخستین نشست رسمی ی ایران و کشورهای ١ + ۵ پس از به قدرت رسیدن آقای حسن روحانی بود. پیشاپیش انتظار می رفت که ایران پیشنهاد تازه ای درباره ی برنامه های غنی سازی ی اورانیوم به کشورهای ١+ ۵ بدهد. اگرچه کشورهای غربی کوشش می کنند خود را به این دور از گفتگوها خوشبین نشان دهند ولی این خوشبینی تنها ظاهرسازی است. آنان خوب می دانند که برنامه های غنی سازی ی ایران در یک سال گذشته پیشرفت هایی داشته است و از آن هنگام تا کنون شمار بسیار بیشتری سانتریفوژهای پیشرفته تر را به کار گرفته است. غربی ها خوب می دانند که ایران میلیاردها دلار هزینه ی برنامه ی اتمی خویش کرده است و نمی تواند از برنامه های اتمی اش به راحتی چشم پوشی کند. ولی این پیشرفت ها به اندازه ای نبوده است که ایران را به ساختن بمب اتمی نزدیک کرده باشد. آنان به طرف ایرانی اعتمادی ندارند. ایران هم دلیل های منطقی ی خویش را برای نداشتن اطمینان به طرف گفتگوهایش دارد. اگر بی طرفانه داوری کنیم، می توان گفت هیچ یک از دو سوی گفتگوها صادق و بی ریا نبوده اند. پیشنهاد ایران هرچه بوده باشد، فعلا از دیده ها پنهان خواهد ماند، زیرا وزیر خارجه ی ایران از کشورهای ١+ ۵ خواسته است از رسانه ای کردن آن خودداری کنند و این خواست ایران را کشورهای ١+۵ پذیرفته اند. با این همه اگرچه جزئیات پیشنهاد ایران پنهان و محرمانه می ماند، ولی بخش هایی از به بیرون درز کرده است. ایران پذیرفته است که بازرسان بنگاه اتمی پروانه خواهند یافت هرگاه بخواهند، سرزده، از نهادها و تأسیسات اتمی ی ایران بازدید کنند.

ایران به خوبی می داند که داشتن بمب اتم برای جمهوری ی اسلامی امنیت به بار نمی آورد. امنیت جمهوری ی اسلامی از دو سو می تواند به چالش کشیده شود: یکم: شورش همگانی ی مردم ایران بر پاد رژیم اسلامی و برای سرنگونی ی آن، که این در شرایط کنونی شدنی نیست و ضریب امکان آن امروزه چیزی در مرز صفر است. دوم: رژیم جمهوری ی اسلامی از سوی یکی از دولت های همسایه تهدید شده و به جنگ کشیده شود. امکان چنین خطری هم بسیار دور و ناباورکردنی است. اگر روزی مردم ایران بر رژیم اسلامی بشورند، هیچ بمب اتمی یی نمی تواند نقش بازدارنده ای در برابر شورش توده ها بازی کند، همانگونه که زرادخانه های اتمی ی فرمانسالاران کمونیست شوروی نتوانست مانع فروپاشی ی آن نظام شود. اگر ایران به بمب اتمی دست یابد، آنگاه آمریکا حضور بسیار چشمگیری در حوزه ی شاخآب پارس خواهد یافت که برای ایران خوشایند نخواهد بود و امکان تنش و جنگ میان آمریکا و ایران را افزایش خواهد داد. ولی با این همه ایران علاقمند است که امکان های بایسته برای دست یافتن به بمب اتمی را دارا باشد، اگرچه به ساخت آن دست نیازد. این در دسترس بودن امکان ساخت بمب اتمی از سوی ایران تعادل نیروهای منطقه ی خاورمیانه را که اکنون به سود اسراییل است برخواهم زد و این را کشورهای غربی تاب نمی آورند.

مشروع بودن یا نبودن کشور اسراییل هیچ ربطی به ما ایرانیان ندارد. سیاستمداران هر کشوری پیش از پرداختن به حق پایمال شده ی مردمان سرزمین های دیگر باید در اندیشه ی کار و نان و آب مردم خود باشند. کشور ما پس از به روی کار آمدن جمهوری ی اسلامی خود را بیهوده درگیر ِ تنش های میان تازیان و اسراییل، و به ویژه پرسشواره ی پلستین، کرد. پیگیری ی چنین سیاستی مگر زیان دستآوردی برای ایران نداشته است. در آن روزگاز آغازین کار ایشان، سران رژیم اسلامی که گرفتار سفسطه بازی انقلابی ی خویش بودند هرگز نتوانستند منطق فرمانگر (حاکم ) بر رابطه های بین المللی را درک کنند. آنان نخواستند دریابند که امنیت در خاورمیانه یکی از زیر مجموعه های امنیت جهانی است و به حق یا ناحق این سامانه (سیستم) امنیت جهان کنونی برای اراده ی رژیم اسلامی در نابودی ی اسراییل ارزشی قائل نیست و در برابر چنین خواستی می ایستد. در اوج انقلابی گری های ١٩۶٠ و ١٩٧٠که کشورهای عرب درگیر با اسراییل از پشتیبانی ی شوروی و چین کمونیست ِ پرهیاهیوی آن روزگار برخودار بودند کاری از پیش نبرده بودند. آنان هم گفته بودند که آخرین یهودی ی اسراییلی را به دریا می ریزند ولی سرانجام واقعیت ناتوانی ی خویش را پذیرفته و برای بازپس گیری ی بخشی از زمین هایشان ناچار به روی آوری به آمریکا شدند. این که به پذیریم ایران بتواند به تنهایی در برابر نیروهای آمریکایی ایستاده گی کند باوری خردمندانه نیست. امروزه جنگ با اسراییل هم اعلان جنگ به آمریکاست.

ایران می توانست از راه های خردمندانه و با به کارگیری یک سیاست ملی و افزودن بر اعتبار جهانی ی خویش در راستای بنیاد نهادن یک کشور پلستینی شرکتی پویا داشته باشد. امروزه بخشی از سیاستگران آمریکایی هم از این خواست مردم پلستین پشتیبانی می کنند. ولی سدای (صدا) آنان در میان جار و جنجال و همهمه ای که بر سر برنامه ی اتمی ایران به پا افتاده است به گوش نمی رسد. ایران می توانست با نزدیک شدن به چنین جریان هایی سدای خود را به گوش مردم آمریکا برساند و شرنگپاشی ی اسراییل را کمی خنثی سازد. ولی ایران در همه ی این سال ها نشان داده است که در سوزندان فرصت های دیپلماتیک استاد است، اگرچه لابی های اسراییل در پدید آوردن زمینه های فرصت سوزی ی های رژیم اسلامی بسیار کوشا بوده اند. سیاست نادرست ایران در خاورمیانه رقیبی تازه را به میدان آورده است، که در درازمدت به دشمنی با ایران خواهد پرداخت. ترکیه بزرگترین خطر برای ایران در آینده خواهد بود. دخالت بسیار گسترده ی ترکیه در کارهای همسایگان تازه آغاز شده است.

اگر مهم ترین مسأله ی هر کشوری را امنیت آن بدانیم، برنامه ی اتمی ی ایران برای کشور ما امنیت آور نبوده است. امنیت یا از راه سیاسی و دیپلماتیک به دست می آید و یا از راه های نیروهای زور و دخالت آرتشیان. شکی نیست که بخشی از نیروهای سپاه که دیدگاه هایشان با دیدگاه های آقای مصباح یزدی همسویی دارد و سودای به دست گرفتن قدرت پس از آقای آیت الله خامنه ای را دارند چندان از راه های دیپلماتیک در گشودن گره برنامه ی اتمی ایران پشتیبانی نمی کنند. از سوی دیگر برخورد کشورهای غربی با پرسشواره ی اتمی ایران تا کنون بسیار زشت، ناروا و توهین آمیز بوده است و آنان هیچ حق قانونی یی برای ایران قائل نبوده اند. گویی این اسراییل و لابی های آن کشور هستند که سیاست آمریکا و به پیروی ی آن دیگر کشورهای غربی را در برابر ایران دیکته می کنند. در چنین فضای بی اعتمادی ایران تنها می تواند به یک رشته راهکارهای دیپلماتیک دست بزند و بکوشد رابطه ی خود را با برخی کشورها، از آن شمار کانادا، از سر گیرد، به استوارترسازی رابطه اش با کشور عربستان سعودی پرداخته و برای گفتگوی رو در رو با آمریکا اعلام آماده گی نماید. شرایط ناگواری که تحریم ها برای مردم ما پدید آورده است باید به پایوران جمهوری ی اسلامی آموخته باشد که امنیت ایران امروزه از راه شکوفایی اقتصادی، کار آفرینی، تشویق تولید داخلی، تشویق مردم به پشتیبانی از فرآورده های ایرانی، و پایان دادن به فساد اداری برآورده می شود. بی فراهم آوردن زمینه های درونمرزی امنیت، هیچ کشوری نمی تواند به امنیت در مرزهای خود دست یابد. اگر ایران نگران امنیت خویش است، این امنیت با ادامه یافتن تحریم ها به دست آمدنی نیست. این درست است که آقای حسن روحانی یکی از کارکشته ترین سیاستمداران جمهوری ی اسلامی است، ولی این که توان پایان بخشیدن به بحران تحریم ها را داشته باشد نیاز به یک اراده ی همگانی در میان پایوران رژیم اسلامی دارد. پرسش اینجاست که آیا در ایران می تواند اراده یی شکل گیرد که در برابر فساد اداری و باندهای قدرت که از تحریم ها سود می برند بیایستد؟ 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)