آیا مدعیان و مبلغان سیاست مدارا و مماشات میتوانند منکر واقعیات انکارناپذیر موجود باشند؟ آیا بیش از سه دهه حکومت طناب دار و تیرخلاص، حتی سرابی از اعتماد و اعتدال در چشم انداز سیاسی کشور باقی گذاشته است؟ آیا اساسآ میتوان دیپلماسی لبخند در سیاست خارجی و گفتمان چوبه های دار در داخل کشور را همزمان پیش برد؟

*****

در صحنه سیاسی کنونی ایران شاید دشوارترین کار برای یک ناظر بیطرف بیرونی، یافتن فردی باشد که در هر رده از ساختار این حکومت، دستش بهرشکل به جنایت و چپاول آلوده نگردیده باشد. بیداد بیسابقه ای که از ۳۵ سال پیش تا کنون گریبانگیر ملت مظلوم و مصیبت زده ایران گردیده است البته که در تاریخ معاصر بی مثال است. طبعآ در این حاکمیت سیاه، سقوط و نگون بختی مختص مردم نبوده بلکه تمامی ارزشها و اصول اخلاقی و فرهنگی و حتی مفاهیم واژه ها نیز واژگون شده است.

در سیستم حکومتی و نظام سیاسی که “عدل و عدالت و داد و دادگستری” با کارگزاری و وزارت فرد تبهکاری همچون “مصطفی پورمحمدی” رقم بخورد، فارغ از هر بحث و فحص اصولی یا مصلحت گرایانه و همه نمایشات “اعتدال و تدبیر” میتوان ابعاد فاجعه ی را که ارکان جامعه و میهن اسیر ما را دربر گرفته، بوضوح دید و دریافت.

بسیاری نام مصطفی پورمحمدی را بعنوان عضو “کمیسیون مرگ” در تهران از زمان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ به یاد دارند. هرچند سابقه باصطلاح قضایی وی به سالهای ابتدایی دهه شصت برمیگردد که بعنوان یک توله طلبه بیست و دو ساله، در موضع “دادستان انقلاب اسلامی” کشتار بیرحمانه زندانیان سیاسی بندرعباس و مشهد را با اتهاماتی همچون باغی و طاغی و یاغی و منافق و محارب و مرتد و مفسد فی الارض “مدیریت” میکرد، چرا که از همان دوران معتقد بود “زندانی نباید زیاد در زندان بماند“.

صحبت از نگون بختی و نگون ساری سرنوشت ملتی است که اتفاقآ در تاریخ معاصر و در مقایسه با دیگر جوامع بشری، تاکنون بیشترین بها را برای حرمت آزادی و حیثیت اجتماعی خود پرداخته است. آنوقت قاتل طناب بدستی همچون پورمحمدی، منادی داد و عدالت در این کشور میشود… براستی چه تلخ است وقتی تبر مدافع حق صنوبر است!

گوئیا در تقدیر این ملت و میهن، چنین مقرر شده است که برای فائق آمدن براین وضعیت نگون سار، بطور گریزناپذیری، راه و چاره ای جز سرنگونی نظام حاکم، موجود و ممکن نیست. آیا مدعیان و مبلغان سیاست مدارا و مماشات میتوانند منکر واقعیات انکارناپذیر موجود باشند؟ آیا بیش از سه دهه حکومت طناب دار و تیرخلاص، حتی سرابی از اعتماد و اعتدال در چشم انداز سیاسی کشور باقی گذاشته است؟ آیا اساسآ میتوان دیپلماسی لبخند در سیاست خارجی و گفتمان چوبه های دار در داخل کشور را همزمان پیش برد؟

در سالروز 10 اکتبر، روز جهانی مبارزه علیه اعدام، آیا میتوان امید و آرزویی واقعی تر و سزاوارتر از نفی تام و تمام حکومتی داشت که حتی یک روز بدون اعدام توان بقا ندارد؟

فرخ حیدری

HeidariFarrokh@gmail.com

—————————————————————-

* مهندس فرّخ حیدری ساکن امریکا، زندانی سیاسی دهه شصت و از فعالین سیاسی و حقوق بشری در تبعید میباشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)