سید مصطفی تاجزاده در یادداشت کوتاهی به بررسی برخی مسایل روز پرداخته است.

به گزارش نوروز، این زندانی سیاسی در یادداشت خود با استقبال از انجام نظرسنجی در خصوص رابطه با آمریکا، دلیل عمده مخالفت اقتدارگراها با نظرسنجی را تمایل قاطع مردم به برقراری رابطه با آمریکا میداند و معتقد است این نظرسنجی نتایج نظرسنجی سال 81 را که باعث برانگیخته شدن خشم اقتدارگراها دستگیری دست اندرکاران آن نظرسنجی شد تایید خواهد کرد.

عضو ارشد جبهه مشارکت ایران اسلامی در بخش دیگری از یادداشت خود ضمن ابراز خشنودی از خبر اعتراض نویسندگان و مترجمان به سانسور نوشته است: “ایشان همان کاری را کردند که سینماگران برجسته ایرانی کردند و سرانجام خانه خود را پس گرفتند. باید دانست تنها راه رسیدن به حقوق و آزادی های اساسی از جمله در عرصه فرهنگ و هنر به میدان آمدن خود اصحاب اندیشه و قلم است.”

تاجزاده همچنین با برشمردن برخی نکات مشترک جنگ طلبهای آمریکایی – اسراییلی با اقتدارگرایان ایرانی آورده است: ” جنگ طلبان آمریکایی در فکر گسترش فضای نظامی و میلیتاریستی به ویژه در خاورمیانه هستند و جنگ طلبان ایرانی نیز به بهانه تحریم و تهدید می خواهند فضای پلیسی – امنیتی موجود را تداوم بخشند. هر دو گروه می دانند که تنش و تحریم و تهدید زهدان اقتدارگرایی است. هم چنان که صلح و همکاری و اشتراک مساعی بهترین بستر حرکت های اصلاحی است.”

متن کامل این یادداشت در پی می آید:

در مورد نظر سنجی
اقتدارگراها به طور جدی با نظرسنجی در مورد رابطه ایران و آمریکا مخالفت می کنند و می گویند اول برای مردم محاسن و معایب رابطه با آمریکا را توضیح داده سپس نظرسنجی شود. روزنامه سپاه (جوان) هم نوشته است که این ها می خواهند نظرسازی کنند.

اما به واقع نظرسنجی به طور کلی و در این مورد خیلی کار درست و ارزشمندی است و امیدوارم نتایج آن برای اطلاع عموم منتشر شود و به اقتدارگراها می گویم که اگر قرار است دلایل این کار توضیح داده شود، موافقین باید مدعی باشند که طی این سال ها حتی یک بار اجازه توضیح دادن دلایل موافقت خود را نیافتند وگرنه مخالفین که همه این سال ها تریبون دراختیارشان بوده که حرف جدید و تازه ای ندارند! اگر هم نگران نظرسازی هستند، خودشان به طور مستقل نظرسنجی کنند و یا به طور مشترک با مراکز و مؤسساتی که دولت تعیین می کند همکاری کنند.

علت مخالف این ها به اعتقاد من دو مسئله است: 1- تمایل اکثریت قاطع مردم به برقراری با آمریکا. چرا که می دانند علیرغم نیات سوء واشنگتن این رابطه در مجموع به سود کشور و مردم است. 2- این نظرسنجی، نتایج نظرسنجی سال 81 را که سه نهاد همزمان انجام دادند، تأیید می کند. یعنی همان نظرسنجی که خشم اقتدارگراها را برانگیخت و تعدادی از دست اندرکاران این نظرسنجی و مسئولین مرکز مربوطه را به جرم نظرسازی بازداشت کردند. و بدون شک این دوره بیش از بار قبل مردم به رابطه با آمریکا نظر موافق خواهند داد. آقای روحانی 19 میلیون رأی از 50 میلیون واجد شرایط کسب کرده است. یعنی حدود 37% به نظر من در این نظرسنجی معلوم خواهد شد که بیش از 70% مردم موافق برقراری رابطه با آمریکا هستند یعنی دو برابر کسانی که به وی رأی داده اند.

تشکر از فعالان جامعه مدنی
خبر مربوط به اعتراض نویسندگان و مترجمان که به میدان آمده و مقدمه تشکیل کمپین «نه به سانسور» را فراهم آورده اند، در داخل زندان برایم بسیار مسرت بخش بود. ایشان همان کاری را کردند که سینماگران برجسته ایرانی کردند و سرانجام خانه خود را پس گرفتند. باید دانست تنها راه رسیدن به حقوق و آزادی های اساسی از جمله در عرصه فرهنگ و هنر به میدان آمدن خود اصحاب اندیشه و قلم است و طرح مباحث در روزنامه ها، مجلات، فضای مجازی و انشاء الله در آینده ای نزدیک در رسانه ملی نه میلی!

ظرفیت آقایان هاشمی و خاتمی
در روز 24 خرداد مردم تنها روحانی را رئیس جمهور نکردند بلکه ظرفیت خیلی از نیروها خصوصا آقایان هاشمی و خاتمی را آزاد کردند. اقتدارگراها فکر می کردند ردصلاحیت هاشمی و جلوگیری از ثبت نام خاتمی تیرخلاص به ایشان است. در حالی که با این کار همه توان و ظرفیت ایشان را آزاد کردند. اگر هاشمی یا خاتمی رئیس جمهور شده بودند، نمی توانستند این گونه آزاد و صریح از حقوق اساسی ملت دفاع کنند و در مورد مسائل مختلف موضع بگیرند و همین مسئله تکفیری ها را که خدا را شکر روز به روز منزوی تر می شوند، عصبانی کرده است. وظیفه آقایان هاشمی و خاتمی ادامه روشنگری به سود میهن و آئین و مردم است و وظیفه ما حمایت قاطع از این هردو بزرگوار است.

یکی از دستاوردهای بزرگ دوم خرداد روشن شدن مواضع یک سان جنگ طلبان آمریکایی-اسرائیلی و ایرانی است. هم چنان که مواضع یک سان طالبان شیعی را با تکفیری های سنی و مجاهدین خلق آشکار کرده است. درست مانند عصر اصلاحات که تیترها و تحلیل ها و جهت گیری های ارگان مجاهدین خلق کاملا هم سو با کیهان بود، اکنون نیز جنگ طلبان ایرانی و خارجی مدعی هستند که انتخابات هیچ تغییری در سیاست ها و برنامه های کشور ایجاد نکرده و نمی تواند تغییر ایجاد کند. جنگ طلبان آمریکایی و اسرائیلی نمایشی بودن انتخابات را از سخن خود نتیجه می گیرند و افراطیون و جنگ طلبان ایرانی فکر می کنند راه دفاع از ولایت مطلقه فقیه آن است که ادعا کنند انتخابات هیچ تغییری در سیاست های کشور ایجاد نمی کند! اشتراک دومشان آن است که مدام اعلام می کنند تحریم ها شکست خورده است. جنگ طلبان آمریکایی آن ادعا را برای زمینه سازی افزایش تحریم ها و نهایتا برخورد نظامی صورت می دهند و جنگ طلبان ایرانی این ادعا و سخنان همتایان خارجی خود را تکرار می کنند تا ثابت کنند راهبرد فاجعه آمیز 8 سال گذشته درست بوده است.

اشتراک سوم دو گروه در آن است که می گویند روحانی قابل اعتماد نیست و ظاهر و باطن او با هم فرق دارد. جنگ طلبان اسرائیلی روحانی را گرگی در لباس میش می خوانند و جنگ طلبان ایرانی نیز او را خائن به آرمان های اسلام و انقلاب و امام اما به نام روحانیت و مردم می نامند.

و اشتراک چهارم آن است که هر دو گروه با کمپین «نه به تحریم» مخالفت می کنند زیرا تداوم تنش ها و تحریم ها و تهدیدها را به سود خود ارزیابی می کنند. جنگ طلبان آمریکایی در فکر گسترش فضای نظامی و میلیتاریستی به ویژه در خاورمیانه هستند و جنگ طلبان ایرانی نیز به بهانه تحریم و تهدید می خواهند فضای پلیسی – امنیتی موجود را تداوم بخشند. هر دو گروه می دانند که تنش و تحریم و تهدید زهدان اقتدارگرایی است. هم چنان که صلح و همکاری و اشتراک مساعی بهترین بستر حرکت های اصلاحی است.

نکته آخر این که امروز چنان هم سویی این دو گروه گسترده و علنی شده است که ملاحسین تکفیری را مجبور کرده بگوید « درست است که کیهان دقیقا پا جای پای نتانیاهو می گذارد، اما این نعل وارونه است» اما خوشبختانه آگاهی های عمومی آنقدر بالاست که به خوبی حق را از باطل و درست را از نادرست تشخیص می دهند .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)