رئیس جمهور ایران، آقای دکتر حسن روحانی اخیراً از سفر امریکا جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد مراجعت کرد. وی در این سفر علاوه بر نطق و خطابه در آن مجمع، در جلسه ای با نمایندگان رسانه ها ملاقات کرد و عمدتاً در باره ی مسأله ی هسته ای سخن گفت؛ همچنین با چند تلویزیون مستقیماً گفتگو کرد و به سؤالات آنان پاسخ داد که از آن میان مذاکره اش در CNN با خانم کریستین امان پور مخبر ایرانی تبار آن انتشار گسترده ای یافت.

رویهمرفته آیت الله روحانی در این سفر لحن ملایمتری نسبت به غرب و روابطش با مقامات رسمی و جهانی نشان داد. وی قبلاً در زمان مبارزات انتخاباتی و پیش از عزیمت به امریکا نیز تمایل دولت ایران را به تعامل با دول و ملل دیگر، رعایت حقوق شهروندی و آزادی های فردی ابراز داشته بود.

آنچه مفسّرین و ناظرین هوشیار در مورد اظهارات مشارٌالیه نوشتند این بود که “به عمل کار برآید به سخنرانی نیست”؛ به عبارت دیگر خاطر نشان ساختند که باید صبر کرد و دید در میدان عمل چه نتیجه ای از بیانات و گفتار ایشان حاصل خواهد شد. بعضی از دریچه ی بدبینی و شک نوشتند که همه ی آن مطالب نغز و دلپذیر با آنچه در صحنه ی زندگی و جامعه ی ایران می گذرد هماهنگ نیست و سخن سعدی را در گلستان تداعی می کند: “هیچ یک از سخنان دلاویز متکلمان در من اثر نمی کند، چه که نمی بینم در رفتارشان، گفتارشان”.

ولی انصافاً باید یادآور شد که درست چند روز قبل از عزیمت ایشان عده ای از زندانیان سیاسی آزاد شدند که معروف ترینشان خانم نسرین ستوده، وکیل شجاع و مدافع حقوق بشر می باشد. و اما از جهت دیگر قتل ناجوانمردانه ی آقای عطاالله رضوانی، بازرگان خوش نام بهائی در بندر عباس که ظاهراً بواسطه ی تحریکات مذهبی امام جمعه شهر و توسط افراد متعصب انجام شد (اواخر ماه اوت)، انتشار فتاوی رهبر جمهوری اسلامی دائر بر نجاست تمام افراد جامعه ی بهائی (حتی دانش آموزان مدارس) و تحذیر از معاشرت و معامله با آنان و همچنین چند اعلام علنی و تضییقات حقوقی نسبت به اقلیت های دیگر، همه و همه باعث دلسردی و یأس عمومی شد که دل به وعده های رئیس جمهور منتخب که نوید آزادی وجدان و حقوق شهروندی همه ی اتباع ایران را مکرّراً اعلان کرده بود، بسته بودند.

آقای روحانی در مصاحبه با خانم امان پور از آن جمله اظهار داشت: “از نظر ما فرق نمی کند کسی که کشته می شود یهودی، مسیحی و یا مسلمان باشد. از نظر ما هیچ فرقی ندارد چه که کشتن انسان بی گناه، مطرود و محکوم است. امروز هم اگر جنایتی علیه هر ملّتی، دینی و هر قومیتی و اعتقادی انجام گیرد، ما آن جنایت و نسل کشی را محکوم می کنیم”.

در این جا باید از ایشان پرسید، بسیار خوب، بر مبنای بیان فوق بفرمایید در مورد قتل فجیع آن بازرگان بهائی که خانواده اش پدر، شوهر و برادر خود را از دست داده اند چه اقدامی کرده اید؟ آیا مسبّبین و عاملین و آمرین این جنایت را تعقیب قانونی کرده اید و یا مثل گذشته کشتن و ریختن خون بهائیان “نجس” مجاز و مرتکبشان مصون از کیفر و مجازات است؟

جناب رئیس جمهور! شما همچنین در طی همان مصاحبه با خانم امان پور اظهار داشتید: “موضوع مهمی که در تبلیغات انتخاباتی ام مورد تأکید قرار گرفت، مسأله ی منشور حقوق شهروندی بود. من به مردم قول دادم که در زمینه ی حقوق شهروندی منشوری را تهیه و آن را منتشر کنم….امیدوارم ضمن ماه های آینده بتوانم مجموعه ی حقوق شهروندی را به صورت یک منشور تدوین نهائی (کرده) و آن را اجرا کنم…. اساساً من روی مسأله ی حقوق شهروندی بسیار حسّاس هستم، روی حقوق اقلّیت ها و حقوق اقوام هم بسیار حسّاسم. خوشحالم از اینکه هر زندانی که از زندان آزاد شود موجب مسرّت من است –امیدوارم روزی بیاید که زندان های ما خالی شود- می خواهیم همه ی زندان ها خالی باشند!

در اظهارات فوق دو مسأله ی بسیار مهم تدوین و انتشار حقوق شهروندی از جمله حقوق اقلیت ها و اقوام و نیز آزادی زندانیان (سیاسی –عقیدتی) تصریح شده است که امید واریم بنا به قول ایشان هر چه زود تر جامه ی عمل پوشد.

مسأله ی حقوق شهروندی یا به عبارت روشن تر تضمین حقوق انسانی هر فرد ایرانی اعم از قومیت و یا اعتقادات مذهبی از اهمّیت خاصی برخوردار است. در طی سی و چهار سال گذشته متأسفانه نقض حقوق بشر در این مقوله بسیار چشم گیر بود، بهائیان را تنها به جرم اعتقاد به آئین و دیانتی دیگر مورد شدید ترین فشار های همه جانبه قرار داده اند که غصب مراکز عبادتی، سلب مالکیت، اشکال تراشی در اجازه ی کسب و کار، اخراج از ادارات دولتی و عدم پرداخت حقوق حقه ی بازنشستگی ومنع تحصیل جوانان در دانشگاه ها، اعمال خشونت از دانش آموز دبستانی گرفته تا سالمندان، آواره کردن کشاورزان از منازل ومزارع خود و تخریب گورستان های بهائی را می توان نام برد.از آن گذشته حبس و محکومیت غیرموجّه و ظالمانه ی صدها پیروان دین بهائی من جمله هفت تن از مدیران جامعه ی بهائی (با محکومیت بیست سال زندان و محرومیت از حقوق مسلم زندانی مانند مرخصی و ملاقات و…) را باید متذکر شد. از این ها گذشته فشارهای روحی مختلف از آن جمله انتشار تهمت ها و اتهامات بی اساسی در نشریات دولتی و رسانه ای عمومی و عدم اجازه به جامعه ی بهائی برای ردّ و توضیح مفتریات و اکاذیب ناشی از تعصب و نفرت مذهبی نیز از مظاهر سرکوب و آزار مستمرّ و بی وقفه در حق بزرگ ترین اقلیت دینی غیر مسلمان ایرانی است که اخیراً با انتشار فتوای رهبر جمهوری اسلامی ابعاد وسیع تری پیدا کرده است.

آقای رئیس جمهور! شما اکنون ریاست قوه ی مجریه ی کشوری تاریخی و بزرگ را بر عهده گرفته اید، کشوری که روزگاری مهد تمدن، آزادی و عدالت بوده، دو هزار و پانصد سال قبل نخستین منشور حقوق اقوام و ملیت ها را ثبت کرده، و فرمان آزادی ده ها هزار زندانی و تبعیدیان یهود را از بابل صادر نموده است.

نقش شما در  تاریخ این سرزمین بسیار مهم و حساس است. در این برهه از دوران پرتلاطم در اوضاع جهان، خاورمیانه و ایران شما می توانید با اجراء اصول و مبانی حقوق بشر و یا به گفته ی خودتان حقوق شهروندی یادگاری ابدی و درخور ستایش از خود به جای گذارید. شاعره ی فقید، ژاله اصفهانی چه خوب سروده :

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ما است.

هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جا است!

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد!

                                                                                  مهر ماه 1392

                                                                                  اکتبر2013     ه.مهرپور

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)