بعنوان یک منتقد مستقل، بارها گفتم دیگر ادامه دادن انتشار مطالبم تمایلی ندارم، اصل شروع این مطلب، احساسی وجدانی عقلانی بود، وگرنه چند سالی است کلا بی‌خیال این نوع مطلب‌نویسی- آن هم به این شرایط عجله و پراشتباه تایپی و کمترین ویرایش- بوده ام!

خلاصات مهم+بروزرسانی : توحش باطل‌های شش‌گانه و خشونت‌طلبان، دشمنان آزادی حقوق بشری و عامل اصلی بدبختی مردم ایران و جهان!
https://www.tribunezamaneh.com/archives/331469

شاید آخرین مطالبم باشد، بیشتر دارم ویرایش اشتاباهات تایپی و معدود نظرگاهی اصلاح می‌کنم.

در مطلب قبلی، چند مثال زدم، اگر گفتم ایران بایست در تمام جنگهای منطقه‌ای و  جهانی بی‌طرف باشد، اقتضای موقعیت ویژه ژئوپلتیک و ژئواکونومی و تنهایی ویژه ملی اش است، همان طور خوشبختانه دارد نظرات امثالهم در بین اهل اندیشه داخل و خارج ایران مورد توجه قرار می‌گیرد و گفتم نه علاقه ای و نیازی به اسم بردن از من نوعی است و نه نیازی به ذکر منبع از من!

یکی بحث‌هایی اخیرا احتمال تحت تاثیر مطالبم من دارد به جریان می‌افتد، بحث تنهایی ملی ایرانیان است، برخی به درستی دارند تنهایی ملی بحثی جدا از انزوا مطرح می‌کنند!

این نکته را بگویم این فقط کشور و ملت ایران نیست که ویژگی تنهایی ملی دارد، کشور و ملت‌هایی نظیر ژاپن و کره یا چین و حتی هند و… نیز به نوعی تنهایی کشوری ملی دارند.

تنهایی کشوری ملی، به این معنی است هیچ گاه هیچ ابرقدرت احتمالی و قدرت جهانی و منطقه ای با کشور و ملت‌های نظیر ایران، چین، ژاپن، هند و… متحد استراژیک نمی‌شود، این طبیعت ژئوپلتیک و ژئواکونومی و سابقه تاریخی و ویژگی‌های منحصر بفرد و یا کم نظیر این کشورها است که و بایست راه و روش بی‌طرفی پیشه کنند.

یکی از پیش نیازهای حتمی بی طرفی بر اساس منافع ملی، داشتن رابطه دوستانه و یا لااقل غیر خصمانه با کشورها است، اعم از همسایه تا سایر نقاط جهان.

باز لازمه توانایی بی‌طرفی داشتن حکمرانی مردمی (سکولار دمکراسی) و قانون‌مند و ارتش و نیروهای مسلح و امنیتی و اطلاعاتی قوی و هوشمند و بروز است.

همان طور می دانید ایران در هر دو جنگ امپرالیست‌ها موسوم به اول و دوم جهانی، اعلام بی‌طرفی کرد، اما چون نیروهای مسلح قوی نداشت و همچنین کشور در اوج دیکتاتوری رضاشاه بود و بر اثر دیکتاتوری او، حکومت از انجمن نخبگانی ملی و وطن‌دوست حقیقی فقیر شده بود، رضاشاه نه متوجه تغییرات جبهه جنگ بود، و نه ورود استراژیک امریکا به جنگ و بی‌اطلاعی از شکست احتمالی آلمان نازی، در واقع آنجا که بایست با متفقین کنار می‌آمد! بجای اینکه مقاومت می‌کرد، با سیاست طرحی اجرا می‌کرد تحت عنوان روابط آزاد و کریدور شمال و جنوب، تدارکات متفقین به شوروی  می‌رسید به شرطی که ایران اشغال نمی‌کردند!

مثالی بزنم، مشهور است هیتلتر می‌خواست بی‌طرفی کشور سوئیس نقض کند، سوئیسی‌ها علی رغم کشور کوچک و کم جمعیتی بودند و اما دارای یک نیروی نظامی ذخیره مردمی چیزی شبیه بسیج بودند، سوئیسی با ادله و مستندات به فرستادگان هیتلر حالی کردند اگر به کشورشان حمله کند، نیم میلیون آلمانی متجاوز را می‌کشند!

همین امر باعث شد آلمان نازی به سوئیس بی‌طرف حمله نکند!

اما ژاپنی حماقت کردند و بهانه دادند به یانکی با حمله به پرل هاربر و به دست خودشان غول را بیدار کردند تا آن هیولای بمب اتمی به اندازد بر سرشان تا بفهمند کجا باید پیش بروند یا کجا بایست به ایستند و فکر کنند!

الان یک داغونی به نام زلنسکی دارد همان اشتاباهات می‌کند و بی‌خودی دارد به مردم ایران اهانت و تهدید می‌کند! مشکلاتی حکومتش برای کشور و ملت اوکراین درست کرده به گردن ایران می‌اندازد، گویا این خودش را به نفهمی زده، از سال ۱۹۹۷ هیچ ابرقدرتی جرئت ندارد به ایران حمله کند بجز حملات بزدلانه تروریستی!

برای چندمین بار تاکید می کنم حکومت ایران حتی برای منافع خودش هم شده نباید در هیچ جنگی مشارکت کند، چه در منطقه  و چه خارج از منطقه. ایران از نوع سوئیس است، باید بی‌طرف باشد و با همه کشورها روابط دوستی هوشمندانه مبتنی بر منافع ملی برقرار کند، خودش از قضایای اعراب و اسرائیل بکشد بیرون.

اگر فعلا سخت است آشکارا با اسرائیل روابط رسمی برقرار کند، بر طبق تعهدات حقوقی سازمان ملل، از صلح  اعراب و اسرائیل حمایت کند و یا لااقل خفه خون بگیرد و این قدر سلفی‌های نفوذی در ج.ا دنیا غرب و متحدانش علیه ایران نشوراند.

لااقل می توان پوزبند به دهان این ابلهان و یا شاید نفوذی ضد ایرانی در داخل حکومت ج.ا ایران بزند! این قدر هزینه تراشی برای کشور و ملت بیچاره ایران درست نکنند این حرام لقمگان مافیای داخلی!

داستان این روزهای حساس ایران تحت حکومت آخوندیستی ج.ا دارد شبیه جنگ دوم امپرالیست‌ها می شود، کمی نابخردی و حماقت ملی مردم و حاکمان، می‌تواند ایران به یکی از دو سرنوشت سوئیس یا ژاپن تبدیل کند.


در  مورد شریعت اجباری، یک مثال عینی اش که دیگر تمام ملت با مغز استخوان آن را دارند درک می کنند، بحران ازدواج است.

گروهی تحت تاثیر جنبش جهانی زنان، آمدند دست کاری و اصلاحات در قوانین برای حمایت زنان کردند، احتمالا این کار درستی بود که قانون گذاشتند اگر مرد بخواهد زن را طلاق بدهد، باید هر آن چه از اول ازدواج به دست آورده نصفش به زن بدهد!

البته شکل منصفانه ترش این است هر آنچه زن و مرد بعد از ازدواج مال و ثروت جمع کردند، باید بین هم هنگام طلاق تقسیم کنند! چرا ازدواج امری شراکت است!

اما یک اشکال مهم این قانون دارد، اینکه نیامدند از این قانون برای رفع مشکل مهریه استفاده کنند، خیلی راحت می‌توانستند بگویند اگر رنی می‌خواهد از امیتاز این قانون بهره ببرد، هنگام ثبت ازدواج بایست مهریه نمادین یا مهریه دختر پیامبر اسلام حداکثر تعیین شود، با یک تیر دو نشان می‌زدند!

کنار گذاشتن شریعت اجباری و اختیاری کردند شریعت، یعنی این که بگذارند مردم خودشان تصمیم بگیرند آیا بخش از شریعت به نفعشان است و جنبه عقلانی و کاربردی دارد خودشان اجرا کنند و حکومت پایش از از زندگی خصوصی مردم بکشد بیرون، حکومت کارش درس اخلاق دادن نیست، حکومت یعنی مسئولیت و حمایت از حق الناس ویزه در بخش‌های مادی، حق اللهی جات ربطی به دخالت حکومت ندارد، اینکه به خدا اعتقاد دارد و یا ندارد و دین دارد یا ندارد ربطی به حکومت ندارد!

اینکه حجاب داشته یا نداشته به خود مردم و روابط شخصی زندگی مشترک زوجین و فردی مربوط است، بی‌خودی حکومت برای خودش هزینه تراشی نکند.

بجای این نهادهای سرباز چون ستاد امر به معروف و شورای انقلاب فرهنگی و پلیش اخلاقی که کارهای عقب ماندگان تئوکراسی (افراطیسم دینی از کلیسای قرون وسطایی تا اسلام گراهای افراطی) است، به پردازد به مسائل و قضایای استراژیک مانند منافع ملی و بی‌طرفی در عین رابطه با تمام جهان.

اگر بجای حکومت ج.ا، یک رژیم ملی‌گرای حقیقی ایرانی سر کار بود، در شرایط فعلی چه کار می‌کرد؟

 

برای روشن اندیشی درباره سری مطالب جنگ های اباطیلی بایگانی را مرور کنید

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/korooshbotshekane

نمونه دیگر نوشتارهای مشابه

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/botshekan

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)