دولتِ”اعتدال و امید”، از ادعا و آرزو تا واقعیت!

مهر. ۰۸ سیاسی – تحلیلی بدون دیدگاه — مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Share Button

آقای روحانی نباید خود را به کوچه علی چپ بزند و درمد نظر نداشته باشد که ۱۸ میلیون آرایی که به ایشان داده شد، در عمده ترین بخش خود، رأی عدم اعتماد به این نظام و بیش از همه به مقام رهبری آن بود. از آن ۱۴ میلیونی که حتی زحمت دادن این رأی عدم اعتماد را هم بخود ندادند صحبت نمیکنم.

 

درستی و صحت یک گزاره، یک طرح یک ادعا را از روی همخوانی منطقی درونی اجزاء آن و عاری از تناقض بودنش میتوان درک کرد.با واکاوی تناقضات و ناهمخوانیهای یک طرح و یافتن و تشخیص تناقضات موقتی، سهوی، کوچک و قابل رفع و تفکیک آنها از تناقضات ماهوی میتوان میزان درستی، اصالت و قابلیت اجرایی  یک طرح و ادعا را دریافت.

در حاشیه سفر آقای روحانی به نیویورک اپیزود های کوچک و بزرگی رخ داد که با “معناشناسی” و واکاوی آنها میتوان به قابلیت اجرایی شعار دولت اعتدال و امید پی برد. این اپیزود ها بسیارند و طرح تک تک آنها آسان نیست و لازم هم نمیباشد ولی من چند تا از آنها را که بیشتر توجهم را جلب کرده اند ذکر . زیر ذره بین میگذارم با این توضیح که رفرنس به آنها جنبه نقل به مضمون دارد و لزومی به یافتن تاریخ،منبع و جزیئات و نقل آنها نیز نمی بینم چون همه از آنها باخبرند.

۱ـ آقای ظریف در دیدار باگروهی از ایرانیان مقیم نیویورک گفتند:” ایرانیان خارج کشور نمایندگان جمهوری اسلامی اسلامی و سیمای خارجی آن هستند و با وجود این ایرانیان ما احتیاج به ضصدا و سیما در خارج نداریم.ایشان، کلاً در منغبت ایرانیان خارج کشور سخنان زیبایی گفتند و اصرار کردند که آنها به ایران بیایند و بروند و … .” نقل به مضمون.

یادم می آید که در سالهای آخر دوره دوم ریاست جمهوریشان، آقای خاتمی هم اصرار زیادی به بازگشت ایرانیان مقیم خارج داشتند و حتی صحبت ازطرح یک لایحه عفو برای این “گنهکاران مادر زادی ” بود که با گریختن از مملکت مرتکب خیانت شده بودند. معنی این حرف این بود که اینها باید میماندند تا در اوین و گوهردشت آب خنک یا گلوله سرب مذاب طناول کنند تا محتاج “عفو” هم بخاطر به خارج گریختگی نباشند. پس از آن وعده های آقای خاتمی، شرایط چنان شد که چیزی نمانده بود که خود ایشان هم اوین نشین شده و به مصاحبه های تلویزیونی کشیده شود. اگر خود ایشانهم  بعدها به ماشین توابسازی سپرده نشد تا از وی فردی ذوب شده در ولایت شاخته شود، از ترحم آن ماشین عاری از ترحم نبود بلکه از احتیاط خود رئیس جمهور سابقمان بود.

توصیه من بعنوان یک خارج کشوری، که نه آن موقع به دعوت های آقای خاتمی اطمینان کردم و نه امروز به وعده های آقای  ظریف اطمینان میکنم اینست که بهتر است آقای ظریف زمانی چنین مهربانانه با ایرانیان مقیم خارج صحبت کنند که زندانهای ایران از زندانیان سیاسی خالی شده باشد و تکلیف آنها هم که در کهریزک جوانان مردم را کشتند، زهرا بنی یعقوب را در کمیته همدان کشتند زهرا کاظمی را در اوین کشتند و.. ، روشن شود. زمانی دعوتهای آقای ظریف جدی گرفته میشود که میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی خانم دکتر رهنورد، نه بعنوان سران فتنه بلکه بعنوان رهبران سیاسیِ”حداقل” بخشی از مردم با احترام به مواضع سیاسی اشان و بدون محدودیت های امنیتی از حصر خارج شده و برای این ۳ سال زندان و حصرشان هم به ملت و نه صرفاً خود آنها توضیح داده شود. یا حد اقل مانند دولت ترکیه، آن رفتاری با این رهبران جنبش مسالمت آمیز سبز شود که دولت ترکیه با اوجلان تروریستی که مسئول خون ده هزار از مردم و افراد ارتش ترکیه است رفتار شود، مانند او بتوانند مصاحبه مطبوعاتی کنند و نمایندگان رسانه های خارجی را بحضور بپذیرند و پیام صلح و آشتی ملی بدهند.

۲ـ آقای روحانی در سخنرانی خود در مجمع عمومی از حق مردم سوریه و بحرین برای دموکراسی، احترام به صندقهای رأی، و راه حل سیاسی برای عبور ازبحران، از جمله در دو کشور سوریه و بحرین سخن میگویند در حالیکه حکومت ما در بحرین، شیعیانی را که به رهبری حزب وفاق داری فراکسیون پارلمالنی بودند، به تحریم پارلمان و صندوقهای رآی و نافرمانی مدنی و قیام مسلحانه فرامیخواند و به آنها کمک لوژیستکی میدهد و از اینطرف در جهنم استبداد زده سوریه که رژیم اسد از همان آغاز، تظاهرات مسالمت آمیز مردمی راکه فقط اصلاحات میخواستند و نه انقلاب و قیام مسلحانه، به توپ بست! و با بمب افکن بمباران کرد، چه مستقیم توسط سپاه قدس و چه غیر مستقیم از طریق حزب الله لبنان، کمک میکند و بخش عمده هزینه جنگ در سوریه را میپردازد.

آقای ظریف بعنوان وزیرخارجه ایران اسلامی باید بداند که جنبش اعتراضی مردم سوریه با دستگیری یک دختر “گرافیتگر” (دیوار نویسی و نقاشی دیواری)، در شهر درعا آغاز گردید و چندی بعد مأمورین امنیتی رژیم زبان یک خواننده رپ را که آواز ضد بشار اسد خوانده بود را از بیخ حلق بریدند و گلویش را با کارد پاره کردند تا دیگر کسی از این رپ ها نخواند.

جناب وزیر خارجه ایران باید بداند که صحنه های شهرهای ویران شده سوریه و هزاران کلیپ های ویدئویی حکایت از بمباران سنگین هوایی و توپخانه توسط رژیم است و نه محصول عملیات تروریستی سبک اسلحه،  و دولت ما در پشت سر این بمبارانها و کشتار ها ایستاده است و در همان حال از حل مسالمت آمیز سیاسی مسئله سخن میگوید!

جناب رئیس جمهور ما در سخنرانی خود از اسرائیل میخواهد که به قرار داد ( NPT) بپویند در حالیکه نظام سیاسی آن کشور که هیچ، حتی برای رعایت اکیدحقوق زندانیان فلسطینیی که در اسرائیل آدم کشی و عملیات تروریستی کرده اند[ما میتوانیم این عملیات را مبازه مسلحانه و عادلانه و.. بنامیم]، نیز نظارت قانونی و حقوق بشری وجود دارد. آقای ظریف هرچه بخواهند میتوانند ادعا کنند ولی دستگاه قضایی اسرائیل آن دستگاهی است که اهود اولمرت (نخست وزیر سابق) را بخاطر جرم و یا حتی اتهامی کوچک از تخت صدارت به پای میز محاکمه میکشاند و تا بحال در ده ها مورد سربازان و یا شهروندان اسرائیلی را بخاطر ارتکاب جرم علیه فلسطینان به دادگاه کشانده و به زندان محکوم کرده است. یک نمونه چنین رفتاری دیروز اتفاق اقتاد که ارتش اسرائیل**  دو سرباز را بخاطر کتک زدن یک فلسطینی بازداشت شده تحویل دادگاه داد. جناب روحانی باید بداند که اگر اسرائیل بمب اتم هم دارد که “هنوز هیچ کس هم با قطعیت نمیداند دارد یا ندارد و کمتر کسی هم داشتن آنرا تأئید میکند”، این دولت زیر نظارت پارلمانی است که در آن پارلمان اعراب فلسطینی، حزب کمونیست موافق فلسطینها، اعراب یهودی هم نماینده دارند و این کشور تا کنون هیچ کشور دیگری تهددید به نابودی و حذف کردن از روی کرده زمین نکرده است امری که برای دولت ما روزمره و عادیست.

در آن مملکت هر لحظه که فلسطینیهای مقیم و یا اعراب آنجا اراده کنند میتوانند اجازه گرفته و برای هرچه که میخواهند و علیه هرکسی تظاهرات کنند، در روزنامه هایشان، در چهار چوب موازین رسانه ایی در همه کشورهای دموکراتیک، هرچه میخواهند بنویسند. در این کشور نه یک روزنامه نگار تا کنون بخاطر نوشتن زندانی شده است و نه یک روزنامه بخاطر نوشتن تعطیل گردیده است. در زندانهای اسرائیل تا کنون به کسی هم، صد البته، تجاوز جنسی نشده است.

در این کشور صدها انجمن مدنی و حقوق بشری و زیست محیطی و دهها حزب سیاسی چپ، راست و مذهبی آزادانه فعالیت میکنند و با ذره بین حرکات دولتشان را زیر مداقحه میگذارند و مترصدند تا دولتشان کمترین گافی بدهد تا آنرا زیر ضربه انتقاد بگیرند.

در آن کشور عالیترین ارگان قدرت اجرایی دولت، و رئیس جمهور تشریفاتی است و در آنجا هیچ قدرت فرا قانونی مثل “مقام معظم رهبری” ما وجود ندارد که “خودش” خدای قانون و بر فراز قانون اساسی مملکت قرار داشته باشد.

در آن کشور نمایندگان پارلمانیش قبل از نامزد شدن، از فیلترینگِ چندلایه نظارت استصوابی خبرگان و کنترولهای استصوابی دستگاه های اطلاعاتی و نظامی نمیگذرن تا به رأی گذارده شوندف از این روست که اعراب فلسطینی و مسلمان آنجا هم که تابعیت اسرائیلی دارند در پارلمان نماینده دارند و علنا با سیاستهای انضمام گرانه و تجاوز کارانه دولتشان مخالفت میکنند بدون اینکه ترسی از داغ و درفش حکومت داشته باشند و مجبور به تواب شدن در پشت صفحه تلویزیون شوند تهدید علنی و رسمی به تحمل بطری از طرف سران سپاه* در آن کشور برای هیچ یک از زندانیان فلسطینی محدودیتی برای نوشتن، تحصیل، مطالعه و تماس با خارج وجود ندارد.

جناب روحانی اگر این نکات را بهتر از من نداند کمتر از منهم نمیداند، از اینروست که زمانی “ایران” میتواند برای اسرائیل تکلیف کند که به پیمان( NPT ) بپیوندد که “حد اقل” آن آزادیها و حقوقی را که که زندانیان متهم به ترور و نه شهروندان عادی اسرائیلی، در آنجا دارند برای مردم عادی مملکت خودمان تأمین کنند تا مردم ایران یک نفس راحتی بکشند و بگویند که ما خوشبختانه از همان حقی برخورداریم که زندانیان فلسطینی در اسرائیل دارند.

من نمی دانم واقعاً آقای روحانی که از سازو کار فیلتر در فیلتر انتخاباتی مملکتمان بخوبی مطلع هستند و بخوبی میدانند انتخابات در ایران ولایی ما، در غیاب احزاب سیاسی آزاد، در غیاب نهادهای مدنی، در غیاب رسانه های آزاد، در غیاب نهاد های صنفی و حرفه ایی مانند شبکه سندکایی و اتحادیه ایی مستقل و از همه مهمتر در غیاب یک دستگاه قضایی قانونگرا و مستقل انجام میشود، چطور بخود اجازه میدهد تا از تریبون مجمع عمومی از دموکراسی و انتخابات آزاد در ایران سخن بگوید و از اسرائیل هم بخواهند که به پیمان منع گسترش سلاح های هسته ایی بپویوندد. آیا بهتر نیست که چنین توصیه هایی از طرف کشوری صورت گیرد که کارنامه ایی به سیاهی کارنامه ایران اسلامی در زمینه حقوق بشر، دموکراسی و شلم شوربای قانونی و حقوق مدنی ندارد؟

آیا قصیده سرایی آقای روحانی در رسای دموکراسی و اقتدار صندوقهای رأی در ایران، دهن کجی به دموکراسی و کاهانیدن ساز و کار های انتخاباتی به صندق آراء، صرفنطر از شرایط وجودی آنها و دهن کجی به دنیا و مردم خودمان نیست؟ آیا معنی فرمایشات آقای روحانی این نیست که: ای مردم ایران! دموکراسی همین است که ما داریم و داشته ائیم و کوپن شما هم برای ازادی بیش از اینها نیست؟

پس جناب روحانی! اگر این دموکراسی است آنچه در مالزی، کره جنوبی، شیلی و ترکیه  و اسرائیل هست چیست؟ از اسکاندیناوی و انگلیس و هلند مثال نمیزنم.

متأسفانه تناقض در برنامه دولت امید و اعتدال آقای روحانی بیش از آنست که بتوان آنرا بعنوان یک طرح “جامع و مانع” پیاده شدنی و مبرا از تناقضات بنیادی دانست.

حداقل انتظاری که میتوان از دولت آقای روحانی داشت اینست که به نسبت رفع این تناقضات در برنامه “امید و اعتدال” راجع به مقولانی مانند گفتگوی ملی، راه حل سیاسی و اجتناب از خشونت، دموکراسی و .. اظهار نظر کند.

آقای روحانی نباید خود را به کوچه علی چپ بزند و درمد نظر نداشته باشد که ۱۸ میلیون آرایی که به ایشان داده شد، در عمده ترین بخش خود، رأی عدم اعتماد به این نظام و بیش از همه به مقام رهبری آن بود. از آن ۱۴ میلیونی که حتی زحمت دادن این رأی عدم اعتماد را هم بخود ندادند صحبت نمیکنم.

* آقای مجتبی واحدی درفیس بوک خود  به  اصل سخنرانی سردار جعفری در یکی از جلسات یا سخنرانیها  اشاره داشت که ایشان از جمله گفته بود: سپاه هم بطری میسازد و هم خوب آنرا بکار میبرد. کنچکاوان به صحت و اصالت این خبر میتوانند به خود آقای واحدی مراجعه نمایند.

**

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)