خوابگرد – بار کردن معنای کاریکاتور زیبای هادی حیدری به آیین سربند بستن رزمندگان در زمان جنگ، آشکارا بهانه‌جویی ست. من که این آیین را نه فقط در تصاویر که بارها از نزدیک دیده‌ام و در آن شرکت جسته‌ام، تا وقتی این تفسیر نادرست و بهانه‌جویانه را نخواندم، ذهنم حتا ذره‌ای نیز به آن سمت جهت نیافت. موضوع، توهین به رزمندگان نیست وگرنه شماری از مشهورترین رزمندگان با خراش‌هایی بر تن و جان، اکنون یا در اوین روزگار می‌گذرانند یا در رجایی‌شهر. تعارف چرا، خودِ من هر بار که چفیه، نماد بسیجیان دوران جنگ، را بر دوش یا گردنِ زورپرستانِ زرآلوده‌ای می‌بینم که یا در جنگ حضور نداشتند یا اصلاً نطفه‌شان تا آن زمان هنوز بسته نشده بوده، بیش‌تر احساس توهین می‌کنم!

نه، موضوع بهانه‌جویی ست و وقتی پای بهانه‌جویی در میان باشد و قرار باشد به قول رئیس وزارت ارشاد “تکلیف این روزنامه یک‌سره شود”، چه فرق می‌کند که این کاریکاتور توهین به رزمندگان باشد یا نباشد و اگر باشد، می‌توان بر اساس آن روزنامه‌ای را توقیف کرد یا نکرد. از ملانصرالدین نقل است که روزی همسایه‌اش از او طناب خواست. ملا که دلش نبود، گفت: طناب دارم، ولی روی آن ارزن پهن کرده‌ام. همسایه گفت: روی طناب که نمی‌شود ارزن پهن کرد! ملا گفت: اگر قرار باشد بهانه بیاوری، روی طناب ارزن هم می‌توان پهن کرد. و حالا سه سال و نیم است به طور خاص که روی طناب، ارزن که هیچ، آرد هم پهن می‌توان پهن کرد!

دست از سر رزمندگان و دفاع مقدس بردارید ، توهین شمایید 

سایت کلمه – سید حامد آرین

بار دیگر غوغا سالاران، این بار به نام رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، یک روزنامه مستقل دیگر را توقیف کردند و ده ها نفر را در این دوران ریاضت اقتصادی و سختی ها با مشکلات بیشتر رو به رو کردند.

کاریکاتوری که نمایشی از جهل عمومی بود، خیلی زود مخاطب خود را یافت و آنان که جز سیاهی نمی بینند، ترجمان عمل خودشان را در کاریکاتوری دیدند که هدفی نداشت جز نشان دادن چشم هایی که بسته می شود و تاریکی که فراگیر می شود.

بدون شک تمسک به نام رزمندگان برای توقیف روزنامه شرق صرفا یک بهانه بود تا بار دیگر سناریونویسان بازمانده از سعید امامی بتوانند آتشی بیافروزند و چهره کشور را بیش از پیش سیاه جلوه دهند.

غوغاسالاران در حالی برای دستمالی که حتی وجود خارجی ندارد قیصریه را به آتش می کشند که در همین هفته دفاع مقدس صفحات روزنامه ها باز مزین شده به نام جانبازان و بازماندگان هشت سال دفاع مقدس.

جانبازی که دو دهه است کیسه های قرص و دوا و لوله اکسیژن با اوست. آن دیگری که در زیر زمینی سکونت می کند و کسی او را به یاد نمی آورد تا برایش مرثیه سرایی کند و از حق جبهه و جنگ بگوید.

جانبازی از شدت درد و بی توجهی مسئولان آسایشگاه خود را از پنجره به بیرون پرتاب می کند و جان می سپارد. آن یکی که سالها کپسول اکسیژن شده بود مونس همه شبها. جانبازی که اوین شده خانه دومش.

تکرار “آژانس شیشه ای” و جانبازانی که هنوز در خط مقدم اند

بیش از پانصد هزار جانباز ثبت شده نامی در “بنیاد”. هزار و هشتصد قطع نخاعی. صدها هزار بازمانده از جنگ. خانواده ایثارگران و شهیدان. رزمندگانی که اگر زخمی بر جسم ندارند، دردی در دل دارند و نظاره گر پایمال شدن خون همرزمانشان هستند؛ در زمانه ای که برای یک کاریکاتور روزنامه ای را توقیف می کنند.

به نام رزمندگان و برای ارضای شهوت قدرت خود، پا بر حلقوم ملت گذاشته اند و در حالی از دفاع از رزمندگان می گویند که در همین هفته دفاع مقدس رزمندگانی که خود خانواده شهدا هم هستند، حتی از حق مرخصی استعلاجی هم محروم اند.

امروز کسانی مدافع رزمندگان شده اند که همین دیروزها سر رزمنده ای را بارها در توالت فرو می برند تا اعتراف کند به سناریویی که آنان نوشته اند.

به نام رزمنده چفیه او را بر گردن آویخته اند، در حالی که حریم خانواده شهیدان بزرگ باکری و همت را می شکنند و فرزندش را کتک می زنند و چادر از سر همسرانشان می کشند.

برای یک کاریکاتور بیش از صد نماینده نامه نگاری می کنند، در حالی که برای اختلاس سه هزار میلیارد دلاری و انتصاب سعید مرتضوی متهم جنایت کهریزک سکوت کرده اند و یا نامه تشکر می نویسند.

کاریکاتوریست متعهدی را متهم می کنند که خود فرزند یک رزمنده است و از زمانی که چشم گشوده چشم به راه پدرش بوده که کی از جبهه باز می گردد. کسی که قاری قرآن است و جزء خانواده بزرگ رزمندگان هشت سال دفاع مقدس.

اینان همان کسانی هستند که نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس را به حبس برده اند و کسانی را به کرسی نشانده اند که هیچ سابقه ای از جبهه و جنگ ندارند فقط می توانند با فیگور دفاع از ارزش ها خودنمایی کنند و با مزار شهیدان عکس یادگاری بگیرند.

توهین به رزمندگان نه یک کاریکاتور که اعمال کسانی است که مردم را از همه چیز پشیمان کرده اند. همان کسانی که ثمره خون شهیدان را دستمایه قدرت کرده است.

توهین به رزمندگان دفاع مقدس، لشکرکشی خیابانی به نام بسیج است. همان لشکر مخلصی که از مردم بود.

توهین به رزمندگان دفاع مقدس، آلوده کردن دست سپاه است در معاملات اقتصادی.

توهین به رزمندگان دفاع مقدس، حاکم کردن نامحرمان بر مملکت و فراموشی آرمان های انقلاب است.

توهین به رزمندگان دفاع مقدس، حبس کردن رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در زندان . خانه نشین کردن آنان است.

توهین، خفقانی است که به نام دفاع از اسلام برپا کرده اید. توهین، بی اعتباری کشور است در مجامع بین المللی، کشوری که در طول هشت سال جنگ کسی جرات نداشت در مقابلش اینگونه موضع گیری کند.

توهین، اختلاس و چپاول بیت المال است و سکوت مرگبار شما.

شما بودید که به رزمندگان دفاع مقدس توهین کردید، وقتی مادر شهیدی باید از پله های زندان اوین نفس زنان بالا برود تا فرزند جانباز خود را ملاقات کند.

این شما بودید که به رزمندگان دفاع مقدس توهین کردید، وقتی فرزند شهیدی برای ملاقات برادر خود به زندان گوهردشت می رود. شما بودید که به رزمندگان دفاع مقدس توهین کردید، وقتی جانبازی را مجبور کردید برای تامین نیاز خانواده خود مسافرکشی کند؛ یا وقتی فرزند خانواده ایثارگری در گزینش دانشگاه رد صلاحیت می شود.

توهین، پدری است که شب هنگام شرم دارد با دست تهی به خانه برود. توهین، وجود این همه مفسده است که به نام اسلام برپا کرده اید. توهین دزدیدن رای مردم است و حاکم کردن دیکتاتوری نظامی. توهین، حضور شما و حکمرانی شما بر کشوری است که هر جایش بوی شهیدان را می دهد.

شما نااهلان و نامحرمان این کشور و انقلابید؛ چه کسی به شما حق داده است که مدافع حرمت بسیجیان و رزمندگان باشید؟

نگاهی به یادداشت هادی حیدری طراح کاریکاتور روزنامه شرق

هادی حیدری در یادداشت خود نوشت: کارتونی که روز دوشنبه 3 مهرماه 1391با عنوان «چشم‌بندان» در روزنامه شرق منتشر کردم، با سوء‌برداشت عده‌ای، در حال تبدیل به یک مناقشه است.
گروهی از جریانات، با برداشت نادرست از این کارتون و با سوء استفاده از احساسات مردم شریف ایران نسبت به رزمندگان جنگ، به ایجاد فضای مسموم پرداخته‌اند. لازم می‌دانم توضیحاتی را به حضور مخاطبان عزیز بنویسم:

1- کسانی که گذشته مرا و خانواده‌ام را می‌شناسند، از عمق ارادتم نسبت به رزمندگان شجاع جنگ، آگاهند. در هیچ شرایطی حاضر به اهانت به این بزرگواران که همه‌ی ما مدیون از جان گذشتگی‌هایشانیم نخواهم بود.

2- مقصود از این طرح، نشان دادن «جهل» است که عده‌ای در روز روشن در حال بستن چشمان یکدیگرند تا روشنایی آفتاب را نبینند. اگر طراح، بخواهد رزمندگان را به تصویر بکشد، باید لباس جنگ، سلاح جنگ و فضای جنگ را به تصویر بکشد.

از همه کسانی که شبهه‌ای دارند تقاضا می‌کنم تا به دور از جوزدگی‌ها و با لحاظ توضیحاتم، طرح را مورد بازبینی قرار دهند.

هادی حیدری
5 مهرماه 1391

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)