کاوه قریشی – روزنامه نگار – به آنهایی که با ژست مداراگرایانه «پس گردنی» به رامین میهمانپرست را تقبیح می‌کنند و آن را مصداق خشونت گرایی در جامعه کنونی و خطری جدی برای آینده می‌دانند، باید این جمله آدورنو را یادآوری کرد که نه فقط در جامعه ایرانی، در سراسر زندگی مدرن به جایی رسیده‌ایم که حتی درِ یک ماشین را هم نمی‌توان بدون خشونت ببندیم، چه رسد به واکنش اعتراضی و انتقام جویانه به نماینده یک نظام تا دندان مسلح که مطلقا میانه‌ای با گفتگو ندارد. خشونت تمام ابعداد زندگی ما را گرفته و اصولن امری اجتناب ناپذیر شده. درصد زیادی از مردم در شرایط بحران اقتصادی ایران در مناسبات روزانه خود علیه یکدگیر خشونت اعمال می‌کنند. گرانی، تورم و کاهش قدرت خرید، مصداق بارز خشونتی به مراتب عریان‌تر از پس گردنی سخنگوی وزارت خارجه است.

به هیچوجه بحث بر سر مدارای با خشونت و توجیه پس گردنی نیست که از قضا باید در صورت وجود یک نظام دادگر جلویش را گرفت. خشونت را باید نفی کرد؛ حتی اگر نفی آن خسته کننده فرسایشی و بی‌نتیجه باشد. از طریق نفی متعین خشونت به قول مراد فرهاد‌پور می‌توان به اشکالی از آگاهی دریافت که از طریق دیالکتیک درونی تناقضات را آشکار و گذار به مرحله بعدی را می‌سر می‌کنند. اما در نفی انتزاعی، اصولن با موضوع درگیر نشده و در حقیقت آن را نفی نکرده‌ایم؛ صرفا خیر خواهی خودمان را نسبت به ماجرا نشان داده‌ایم.

نحوه مواجهه بسیاری از اصلاح گرایان و مدارا جویان وطنی یا انبوه کاربران شبکه‌های اجتماعی با موضوع پس گردنی میهمانپرست در آمریکا چیزی فرا‌تر از این خیرخواهی سترون نیست.خشونت بد است. با مخالفان مدارا کنیم. سیلی را با سیلی پاسخ ندهیم. انتقاد و اعتراض ما به جمهوری اسلامی به جای خود، ‌ ولی باید با خشونت ورزی اپوزسیون مخالفت نکنیم. به هم احترام بذاریم. ایده هر کس محترم است و دور باطل بازنشر این طرز تفکر سترون از ابعاد انتقادی، بدون افتادن هیچ اتفاق خاصی همچنان ادامه پیدا می‌کند. در چنین شرایطی خشونت نیز طبیعتن بدون افتادن در یک جدل دیالکتیکی بیشتر و بیشتر بازتولید می شود. و باز به قول فرهادپور اشتباه بزرگ زمانی رخ می‌دهد که فکر کنیم راه مقابله با خشونت، تغییر و تلطیف عقاید دیگران است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)