یکی از مشخصات دروان جمهوری اسلامی ویرانگری بی سابقه محیط زیست در ایران وبحران آب است و پیوسته این پرسش مطرح است که رابطه این نابود سازی با امر سدسازی و منافع مالی حاکمان چگونه قابل توضیح است.

بدون شک حرص ثروت اندوزی حاکمان، بی توجهی به دانش علمی وتجربه های جهانی ونیز بی لیاقتی های سیاسی و فنی، ندانم کاری های اداری و نبود یک دیدگاه همه جانبه، زمینه ساز نابسامانی های اکولوژیکی در کشور ماست. ولی ابعاد ویرانگری واصرار مسئولان ومدیران این نظام در ادامه سیاست های مخرب شکی باقی نمیگذارد که یک انگیزه قدرتمند مالی وفساد ورشوه خواری نیز عمل میکند. درواقع از ویژه گی های این نظام، فساد مالی دستگاه دولتی و تعداد بیشماری از رهبران درجه یک و مسئولان نظامی و اداری در سطوح گوناگون میباشد. اختلاس ها، رشوه خواری ها، نبود شفافیت در معاملات دولتی، فروش وانتقال کارخانه وزمین بافراد خودی ، عدم پیگیری قضائی دزدی های کلان اداری ودولتی، سهم بری آقای خامنه ای از درآمد های نفتی، امتیازات مالی بیشمار سران سپاه پاسداران وغیره نمونه هائی از فساد فراگیر است. دراین نظام ناسالم، سیستم سدسازی نیز، فرصت بسیار مناسبی برای انجام معاملات ناشفاف ورشوه گیری های متعدد بشمار میاید.

روشن است که در جهان ایجاد سد وآبگیر بروی رودخانه ها اهدافی چون تولید برق، تامین آب مصرفی کشاورزی و صنعتی، فراهم نمودن آب آشامیدنی شهرهاو مدیریت درستتر توزیع آب برای نیازهای گوناگون میباشد. متاسفانه اجرای اینگونه طرح ها همیشه با سیاست معقول متکی بر نیاز واقعی و کارشناسی کامل و زیست محیطی برخوردارنیست ودرک اقتصادی وسودجویانه کوتاه مدت درسیاست ها غلبه دارد. عدم توجه به جوانب اکولوژیکی اینگونه طرح ها اغلب به زیان های سنگین اجتماعی، تاریخی، فرهنگی وزیست محیطی منجر گشته است. باین لحاظ در برخی کشورها سد سازی و بویژه سدسازی بزرگ اعتراضات گوناگون وجدی بوجودآورده است و کارشناسان وتصمیم گیران میزان ساختن سد را بشدت کاهش داده اند. در فرانسه طی سی سال اخیر تنها ۵ سد مهم ساخته شده است.

قرارگاه خاتم الانبیا و قراردادهای مالی و سدسازی

اولین سد در ایران، سد گلپایگان بود که در ۱۳۲۳ مورد مطالعه قرارگرفت وسپس عملیات ساختمانی اش از ۱۳۲۶ شروع شده ودر سال ۱۳۳۶ به بهره برداری رسید. از آنزمان تا بامروز ۵۵۴ سد متوسط وبزرگ در ایران ساخته شده است. قبل از انقلاب حجم کل سدها ۱۲ میلیارد مترمکعب بود در حالی که طبق آماردولتی این میزان در زمان کنونی به ۴۰ میلیارد و ۷۰۰ میلیون متر مکعب رسیده است. به بیان دیگر در سی سال اخیرو بخصوص بعداز جنگ ایران وعراق میزان سدسازی بسرعت گسترش یافت. در واقع طی جنگ ایران و عراق، سپاه پاسداران تجربه های بسیاری در ساختن خاکریزهای خط مقدم و سنگر ها و پناهگاه به دست آورد. در پایان جنگ، کادر رهبری سپاه پاسداران تلاش کرد تاموقعیت خود را تحکیم کرده واز طریق گسترش نقش نظامی به بستر اقتصادی امتیازات خویش را نگهدارد. برای تحقق این استراتژی، مجموعه قرارگاه خاتم الانبیا باهدف «آب‌رسانی، صدور نفت و گاز، پروژه‌های سدسازی، انتقال آب و نیرو و راه‌سازی» بوجود آمد. قرارگاه را با نام اختصاری قرب نام نهاده شد.

رهبری سپا ه شرکت ساختمانی “قرب” رابا زیر مجموعه قرارگاه خاتم الانبیا سامان داد تا از تجربه های دوران جنگ برای دوران بعدی در زمینه سدسازی استفاده کند. گروه تخصصی کربلا، گروه تخصصی نوح، گروه تخصصی قائم، گروه تخصصی نیروگستر، گرو تخصصی رجائی، گروه تخصصی سماوات، گروه تخصصی کوثر، شرکت مهندسی نفت و گاز سپانیر، شرکت مهندسی سپاسد، موسسه نور، موسسه سماء، موسسه مشاور ایمن سازان و غیره از نهادهای وابسته به قرارگاه میباشند. در راس این شرکت بزرگ رئیس هیأت مدیره، سرلشگر محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران قرارگرفت. باقی اعضای هیأت مدیره عبارت اند از: فرمانده نیروهای مشترک رؤسای پنجگانۀ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ( نیروی هوایی سپاه، نیروی زمینی سپاه، نیروی دریایی سپاه، نیروی قدس، و نیروی مقاومت بسیج)، رئیس دانشگاه امام حسین، فرمانده بنیاد همکاری سپاه و رئیس اداره خودکفائی سپاه پاسداران. این شرکت بسیار پرقدرت بوده و همچون یک اقتصاد مافیائی از جمله در زمینه سدسازی عمل میکند. شرکت قرب یکی از بزرگترین و پرنفوذ ترین مقاطعه کاران در ایران ومنطقه است.

در تارنمای مجتمع قرب، فهرست فعالیت های آن، یعنی عملیات مهندسی راه و ساختمان، سدسازی، صنایع و معادن، کشاورزی و طراحی، بیان شده است. در این تارنما آشکارا اعلام شده که این شرکت دارای ” ۷۵۰ قرارداد مهم در زمینه های مختلف راه و ساختمان، سد سازی، سیستم های آبیاری، شاهراه ها، تونل و سازه های بسیار مقاوم، شمع بندی تیرآهنهای مشبک سه بُعدی، ساختمان دکل های روی آب دریا و لوله کشی برای آب ، گاز و نفت” میباشد. شرکت قرب همچنین اعلام می کند که برای ۱۷۰ پروژه بزرگ دیگر به عنوان مشاور استخدام شده است. در ۲۶ ماه ژوئن سال ۲۰۰۶، شرکت قرب اعلام کرد که تا آن زمان بیش از ۱۲۲۰ پروژه را به اتمام رسانده است و ۲۵۰ پروژه بزرگ دیگر نیز در مدیریت خود دارد. این شرکت دارای ۲۵۰۰۰ نفر مهندس وکارمند وکارگربوده که به گفته سردار عبدالرضا عابدزاده ۱۰ درصد آنها پرسنل رسمی بوده و بقیه قراردادی میباشند.(روزنامه شرق ۱۳ اوت ۲۰۰۶)

پس از جنگ شرکت های وابسته به سپاه پاسداران قرارگاه خاتم الانبیا، قراردادهای کلان وبدون برگزاری مناقصه وبا توافق آقای خامنه ای بدست آوردند. به چند نمونه از این قراردادها توجه کنید: شرکت ملی گاز ایران قراردادی سه میلیارد دلاری با قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا وابسته به سپاه پاسداران امضا کرد تا با احداث یک خط لوله ۹۰۰ کیلومتری گاز منطقه عسلویه را به ایرانشهر در سیستان وبلوچستان انتقال دهد. یک قرارداد چهار میلیارددلاری بین شرکت مترو تهران با دوشرکت وابسته به سپاه، شرکت ملی ساختمان وشرکت قرب، بامضا رسیده است. توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی به مبلغ ۲.۵ میلیارد دلار به شرکت خاتم الانبیا واگذار شد. وزارت نیرو در تیرماه ۱۳۸۵ تمامی پروژه های آب و برق غرب کشور را به سپاه پاسداران واگذار نمود. احمدی نژاد با پیروزی در انتخابات همه طرحهای برقی و آبی و سدسازی در آذربایجان و خوزستان و لرستان و ایلام و کردستان و کرمانشاه را به پیمانکاران سپاه سپرد و چند سردارسپاهی را وارد دولت خود نمود. علاوه براین مذاکره و توافق برای یکسری پروژه بیش از ۱۰ میلیارد دلار قرارداد طرح‌های مختلفی همچون طرح توسعه سه فاز پارس جنوبی، ساخت خطوط انتقال نفت و گاز، توسعه پالایشگاه ایلام و توسعه میدان بزرگ نفتی سوسنگرد، میان وزارت نفت و قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا مورد دیگری از معاملات توام با فساد ورشوه خواری است.

شبکه ای گسترده از شرکتها به صورت شرکت های تعاونی و پیمانکاری و بازرگانی وصنعتی ومهندسی، وابسته به سپاه ویابسیج بوده ودراکثرطرحهای اقتصادی کشوردرگیر هستند. از کندن تونل در سراسر ایران تا خط آهن تهران تبریز، از سد کرخه تا صنایع نظامی، از پروژه برق رسانی وسدسازی در آذربایجان غربی تا سدسازی در کردستان و کرمانشاه و ایلام و لرستان و خوزستان، از واردات لوازم خانگی درتمام دورانی که ورود آن ممنوع بود گرفته تاشرکتهای خودروسازی مانندگروه بهمن(مزدا)، از طرح های عمرانی تا ساختن متروی تهران، ازپیمانکاری خطوط انتقال نفت وگازگرفته تاانتقال ترانزیتی نفت قزاقستان ازایران،ازقاچاق نفت عراق درزمان تحریم اقتصادی تااسکله های غیرقانونی، از انتقال آب دریای خزر به استان سمنان تا قاچاق بنزین، از راهسازی در سراسر کشورتا تاسیسات دریائی، از ساخت تاسیسات آبگیر پتروشیمی‌ کاویان تا مجتمع اوره و آمونیاک پتروشیمی ‌پردیس، ازتلمبه خانه نفت چمران تاتاسیسات آبگیر طرح توسعه میدان گازی کیش، ازطراحی و تامین واحد نمک‌زدایی و مبدل‌های طرح توسعه میدان گازی کیش تا انبارهای مکانیزه و تسهیلات گوگرد، از اسکله خدماتی پارس جنوبی تا صدها مورد دیگر زیر کنترل این نهاد نظامی اقتصادی قرار دارد. در ابتدا قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء در زمینه راه وسد سازی بسیارفعال بود وبعد از آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد فعالیت های خود را از ساخت راه و سد سازی که از سال های بعد از جنگ هشت ساله با عراق آغاز کرده بود، به نفت گسترش داد و پروژه های بسیاری را با کمک دولت در اختیار گرفت. گفته میشود که قراردادهای نفتی این شرکت بیش از ۱۵ میلیارد دلارارزیابی میشود. این شبکه اقتصادی وابسته به سپاه، بعد از انتخابات تقلبی ریاست جمهوری ۸۸، و در حالی که سپاه نقش تعیین کننده در مقابله با معترضان وسرکوب آنها داشت، فعالیت های خود را در بخش اقتصادی وکل حیات کشوری گسترش داد. تاکنون شرکت های گوناگون وابسته به سپاه با انعقاد ۷۶۵۰ قرارداد فعالیت‌های اقتصادی گسترده‌ و انحصاری سازمان داده است که البته این پروژه ها را گاه با هم پیمانان خارجی خود مانند شرکت “ساینو هیدرو چین” باجرا درمیآورد. تحلیل‌گران اقتصادی ایران برآنند که درآمد حاصل از فعالیت سپاه در «عرصه‌های غیرقانونی اقتصاد» به بیش از ۱۲ میلیارد دلار در سال میرسد و این درآمد در شرایطی صورت میگیرد که سپاه هیچگونه گزارش مالی در باره فعالیت های اقتصادی و سودآوری و هزینه های خود ارائه نمیدهد.

قرار گاه خاتم در پروژه های مهم وزارت نیرو‌، راه و ترابری‌، صنایع و معادن و ساخت‌و‌ساز مشارکت فعالی داشته و از ابتدا با داشتن اخبار دقیق در باره مناقصه ها بهترین موقعیت راجهت برنده شدن دارد. سدهای گوناگونی که در ایران ساخنه شده و میشوند تحت نظر این مجموعه میباشد و تمامی مراحل از مهندسی تا کارهای ساختمانی واداره سدها توسط شرکتهای گوناگون قرارگاه صورت میگیرد. آنها خود انتخاب میکنند که چه شرکت داخلی و خارجی در طرح سدسازی باید برنده باشد و چه شرکتی باید حذف شود. آنچه که دربارۀ فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران باید بیان کرد نخست آنکه نحوۀ اجرای مناقصه ها و ترتیب اعطای قراردادهای کلان و پرسودی که نصیب شرکت قرب و سایر نهادهای وابسته به سپاه پاسداران می شود کاملن غیر شفاف بوده وهیچگونه ضابطه قانونی ندارد؛ دوم آنکه توانایی و پشتوانۀ مالی عظیم شرکت قرب، به آن این امکان را می دهد تا در مناقصه ها و مزایده های دولتی قیمت کمتری از سایر شرکت ها ارائه دهد، هرچند بعداز امضای قرارداد، هزینه های سنگین تازه نیز ادعا میگردد؛ سوم آنکه معیارهای سنجشِ کیفیت ومرغوبیت کارها و پروژه های انجام شده توسط شرکت قرب، در عمل، بسیار پایین تر ازمعیار های دیگر شرکت ها می باشد؛ و چهارم آنکه شرکت قرب، باعتبار مناسبات خود با ولایت فقیه و سران سپاه و مدیران مالی رژیم، براحتی به سرمایه های کلان و ارز موجود در بانک های دولتی دسترسی دارد. بعلاوه میدانیم که شیوۀ حسابداری قرب توسط شرکت ناظری است که خود تابع قرب میباشد وشرکت قرب مشمول پرداخت مالیات نیست. این شبکه اقتصاد مافیائی با حمایت مستقیم ولی فقیه بپاشده و اختلاس ها ورشوه خواری ها در ماهیت این مدل اقتصادی میباشد. یاد آوری شود که طرح خصوصی سازی شرکت های دولتی، در واقع جز واگذاری دارائی ها و ثروت ها به این شبکه مالی چیز دیگری نبوده است.

 

سدسازی، قراردادها و بازار سوداگران

سدسازی در جهان به عنوان یکی از راهای مهم جهت آبیاری کشاورزی صنعتی و آب آشامیدنی شهری و مصرف برق مورد توجه بوده است. گسترش شهر و افزایش جمعیت در کشورهای گوناگون، دولت هارا بر آن داشته تا منابع آبی جدید سازماندهی نمایند و نیازهای گوناگون جمعیت را پاسخ گویند. این صنایع سد سازی که تاحدودی لازم و معقول است در بیشتر اوقات از مدل اصولی خارج شده و تبدیل به یک اقتصاد ناهنجار و سودجو و ویرانگر طبیعت تبدیل شده است. مدیران سیاسی و اقتصادی با کمک مهندسان و تکنیسین ها با ایدئولوژی سدسازی بمثابه عامل اصلی پیشرفت، با سرمایه های کلان به ساختن سد اقدام نموده و تمام نتایج مخرب اجتماعی و زیست محیطی آنرا از یاد بردند و میراث تاریخی را ویران گرده و اکوسیستم بومی را بهم ریختند. در ایران دوره جمهوری اسلامی سدسازی به یک رشته عظیم مالی تبدیل شد وهرجائی که نیاز بود ویا نبود با یک طرح جدید سد آذین شد. امروز ۵۵۴ سد در ایران وجود دارد وباید پرسش نمود هدف این طرحها چه بود و نتایج این سدها کدامند؟

از نظر کاربرد اقتصادی وتکنیکی، وضع تولید سدها در ایران چگونه قابل ارزیابی است؟ برای پاسخ باین پرسش باید بیان نمود که در ایران علاوه بر تولید برق، از کل آب های ذخیره در مخزن سدها تنها میزان نصف آن قابل تنظیم واستفاده است. از این میزان ۶۰ درصد به مصرف کشاورزی میرسد و ۳۰ درصد به آب آشامیدنی اختصاص دارد. این ارقام بسیار کلی بوده و شرایط دقیق هر سد را به نمایش نمیگذارد و چه بسا بازدهی بسیاری از سدها بسیار پائین باشد زیرا سدها بطور مرتب پاکسازی نمیشوند وخاک وماسه وسنگ ولجن در کف بسیاری از سدها انباشت شده وبنابراین میزان آب قابل استفاده میتواند خیلی نازل باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)