از وبلاگ خاطرات یک پزشک زندان- اسمش عین الله است اما نه باقر زاده. سالهاست زندان است این عین الله درگروه زندانیها ی قرار میگیرد که به دلیل حبس طولانی وناامیدی از آزادی تن به حبس خواب می دهند  یعنی تا می توانند از قرص های آرام بخش و اعصاب استفاده می کنند و این استفاده بی رویه از  این داروها خود باعث یک چرخه معیوب می شود که هر روز بر تعداد این دارو ها اضافه می کنن و عوارض مصرف این داروها ظاهر می شود و فرد به سمتی میرود که   مدام در حال خواب است و پرخاشگر می شود و به ظاهر خود نمی رسد  .عین الله هم   از آن قرصی های معروف است

امروز به بهداری آمده بود

می گوییم عین الله بگو چه مشکلی داری؟

میگه:قرصام کمه دکتر

میگم:نه اسم قرص نیار کافی هستند

میگه:نه کم هستند خوابم نمی بره اعصابم بهم میریزه

وکیل بند میگه عین الله همش تو چرته و قاطیه

میگم:عین الله امروز چند شنبه است(پنج شنبه بود)

عین الله:یک شنبه

من:چه ماهیه؟

عین الله:ماه نمیدونم

چه فصلیه عین الله؟

عین الله:زمستون

من:چرا؟

عین الله:چون سرد شده

من:عین الله حالت خرابه باید بفرستیم روانپزشک ببیندت

عین الله:نه من که درست میگم یه سوال دیگه بپرس دکتر

من:رئیس جمهور کیه؟

عین الله:احمدی نژاد

من:چه عجب اینو بلدی

عین الله:مگه میشه آدم کسی که دهن مملکتشو سرویس کرده یادش بره

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)