حال حکایت مخالفت مردم با برخی از اعضای کابینه دولت شیخ حسن رو حانی است که هر چه فریاد کشیدند مبادا با انتخاب افرادی چون وزرای نفت و دادگستری ، امید ملت را به نا امیدی مبدل سازی ، کار ساز نمی شود و عاقبت کلیدار اعظم با وارد کردن برخی از افراد بد سابقه در هیات دولت خود ، بد گمانی و وحشت را بار دیگر به خانه دل های امیدوار ملت باز می گرداند و در همین اولین گام خط بطلان به شعار های انتخاباتی خود می کشد تا همگان اگر چه نه با صدای بلند اما زیر لب با خود بگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست .

با رد سه وزیر و تائید ۱۵ تن از اعضای کابینه امنیتی , نظامی دولت تدبیر ، هیات دولت شیخ حسن روحانی مشخص شد حالا دیگر می توان با چنین کابینه ای که اعضای آن هریک طی سی و پنج سال عمر نظام با حضور در چرخه قدرت عامل نابسامانی های امروزکشور بوده اند، به معنا و مفهوم انتخاب نام “تدبیر” برای چنین دولتی پی برد خاصه با وجود وزرایی چون مصطفی پور محمدی ، عضو “هیات مرگ ” در قتل عام سال ۶۷ که به رغم همه مخالفت ها با اصرار اقای روحانی و تائید مجلس فرمایشی از این پس در نقش وزیر دادگستری در تصمیم گیری های هیات دولت جدید حضور فعال خواهد داشت .

شیخ حسن روحانی در اولین کنفرانس خبری خود گفته بود :”مبنای انتخاب ما برای معرفی کابینه ,شایستگی ,تجربه ,اعتدال گرایی ,ایمان ,تقوا ,کاردانی ,اخلاق , تخصص گرایی , پاک دستی , است ” اما بعد از اعلام اسامی وزرا ، هیچ یک ازاین شاخص های انتخاب، متناسب و همگون با پیشینه و عملکرد وزرای پیشنهادی نبود، از انتخاب وزیر نفت که باید حافظ تنها منبع در آمد و سرمایه ملت باشد تا انتخاب وزیر دادگستری که اگر چه مقامی تشریفاتی است اما گماردن یکی از اعضای ” هیات مرگ ” اعدام های سال ۶۷ ،بعنوان وزیر دادگستری ضمن توهین به خانواده های زندانیان سیاسی اعدام شده ، توهین به شعور مردم و عدالت است و از سر انتخاب چنین وزرایی آن هم با سوابق مشعشع است که امروز حتی صدای اعتراض طرفداران جناب روحانی هم شنیده می شود تا بدانجا که در ابعاد جهانی مطرح می گردد و از این رو چنین کابینه ای را باید کابینه وحشت نامید نه تدبیر .

حکایت انتخاب و پیشنهاد وزرای دولت شیخ حسن روحانی نقل آن حکایت از ورود سگهای انگلیسی به کشور در زمان صدرات نصرت الدوله در مقام وزارت دارایی را تداعی می کند می گویند در دوران مجلس پنجم ، نصرت الدوله وزیر دارایی وقت که به مدرس هم دست ارادت داده بود ، لایحه ای به مجلس می برد که به موجب آن دولت ایران یک صد قلاده سگ از انگلستان خریداری و وارد کند ، نصرت الدوله در باره سگها داد سخن میداد که این سگها شناسنامه دارهستند ، پدر و مادر آنها معلوم است و نژادشان مشخص ، و از همه مهمتر انکه به محض دیدن دزد او را می گیرند ، اما با همه این توصیفات، مدرس طبق معمول دست روری میز می کوبید و مدام می گفت مخالفم ، نصرت الدوله با ناراحتی رو به مدرس می کند و می گوید ” ای اقا …ما که هر چه لایحه به مجلس می اوریم شما مخالفید ، دلیل مخالفت شما چیست ؟مدرس گفت : مخالفت من هم دلیل دارد و هم اینکه به نفع شماست ، مگر خود شما نگفتید این سگها به محض دیدن دزد او را می گیرند ؟ خب اقای وزیر این سگها به محض دیدن شما و اطرافیانتان اول خود شما را می گیرند ، پس مخالفت من به نفع شماست .

حال حکایت مخالفت مردم با برخی از اعضای کابینه دولت شیخ حسن رو حانی است که هر چه فریاد کشیدند مبادا با انتخاب افرادی چون وزرای نفت و دادگستری ، امید ملت را به نا امیدی مبدل سازی ، کار ساز نمی شود و عاقبت کلیدار اعظم با وارد کردن برخی از افراد بد سابقه در هیات دولت خود ، بد گمانی و وحشت را بار دیگر به خانه دل های امیدوار ملت باز می گرداند و در همین اولین گام خط بطلان به شعار های انتخاباتی خود می کشد تا همگان اگر چه نه با صدای بلند اما زیر لب با خود بگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست .

حالا دیگرمیتوان به آنا نیکه با امید اصلاح امور، لاجرم فردی ازمقربین دستگاه ولایت فقیه را بعنوان رئیس جمهور انتخاب کرده اند ، به ضرس قاطع گفت یاران باز هم به خطا رفته اید و بازهم از همان سوراخی گزیده شده اید که پیش از این با انتخاب دولت اصلاحات گزیده شده بودیم و این است فربین ملتی که از گذشته خود پند می گیرد با ملتی که هر بار با نادیده گرفتن همه تجارب گذشته خود، مدام مرتکب خطا های مکرر می شود.

اخیرا فرزانه ای در فضای مجازی در مقایسه شادی هم زمان مردم مصر و ایران در چهارم جولای ، که یکی برای عزل منتخب دیروز خود( مرسی در مصر ) و دیگری با انتخاب فردی از بطن حاکمیت بی سوال(روحانی ) که ادعا می کرد کلید تدبیرو امید در دستان اوست ومی تواند گره از مشگل لاینحل امور بگشاید. از شادی انتخاب خود به خیابان ها آمده بودند، این پرسش را مطرح می سازد که براستی کدام یک از این شادی دو ملت بر حق و گوارا خواهد بود ؟

امروز با گذشت زمان نه چندان دور نتیجه شادمانی هم زمان دو ملت مصر و ایران پیش روی ما و همه جهانیان ا ست یکی (ملت مصر ) با سازماندهی جنبشی فراگیر آن هم طی سه ماه ، با عزل منتخب دیروز خود که بنا داشت قانون اساسی غیر دمکراتیک را بر ملت مصر تحمیل کند هنوز شهد آن شادمانی را در کام خود احساس می کند و دیگری( ملت ایران )با اعتراض به انتخاب و دفاع مصرانه منتخب خود ازفردی که دست کم با اعدام ٣٠٠٠ تن از جوانان این ملت دستانی الوده به خون دارد ، کامی تلخ از ان شادمانی را بیاد می اورد تا بدانجا که امروز انگشت‌شمارند کسانی که باور داشته باشند شیخ با چنین کلید هایی قادر به باز کردن بغض فرو خفته ملت باشد چرا که به روشنی روز پیداست که همه امور ،‌ در دستان ولی فقیه است و هیچ شاه کلیدی کار ساز نیست مگر شاه کلید همت ملتی که از ظلم به واقع به تنگ امده باشد وگرنه آش همان است و کاسه همان ودر این دور تسلسل انتخاب از بین بد وبدتر تفاوتی بین دولت ها ی بر سر کار آمده وجود نخواهد داشت و این واقعیتی است که حتی بیگانگان هم بدان واقف بوده آنچنانکه عبدالله عسکر، رئیس کمیته روابط خارجی در شورای سعودی،که در تفاوت بین دو دولت روحانی و احمدی نزاد به رویترز گفته است ، فرق روحانی با احمدی‌نژاد مثل «فرق کولاکولا با پپسی» است و لا غیر .

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)