۸۷ تن از فعالین دانشجویی، مدنی و سیاسی با صدور بیانیه ای اعتراض خود به تدام بازداشت مریم شفیع پور، فعال دانشجویی را اعلام کردند.

امضا کنندگان این بیانیه خواهان آزادی هر چه سریعتر تمام دانشجویان دربند علی الخصوص مریم شفیع پور بوده و یاد آور می شوند اینگونه اقدامات جز دور شدن هر روزه ی جنبش دانشجویی از رئیس جمهور جدید، نتیجه ای نخواهد داشت.

مریم شفیع پور در ۵ مرداد ماه سال جاری بازداشت شد و تاکنون طی یک تماس کوتاه تلفنی از وضعیت خود و محل بازداشتش خبر داده است.

شفیع پور پیش از این در سال ۸۹ به دلیل فعالیت‌های دانشجویی بر اساس حکم دادگاه انقلاب قزوین به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده است.

متن کامل این بیانیه که در اختیار سایت دانشجونیوز قرار گرفته، در ادامه آمده است:

بیش از سه هفته از بازداشت مریم شفیع پور، دانشجوی ستاره دار دانشگاه بین المللی قزوین می گذرد و بازداشت کنندگان وی هنوز خبری از چرایی بازداشتش به خانواده ی نگرانش نداده اند.

در حالی که حکم ریاست جمهوری حسن روحانی تنفیذ شد، ارعاب و تحمیل فضای امنیتی و تهدید بدنه ی نهاد دانشگاه و همینطور بازداشت فعالین سابق و فعلی دانشجویی که در مواردی بیشتر شبیه آدم ربایی است تا یک بازداشت، همچنان ادامه دارد.

تنها چهار سال از بازداشت ها و صدور احکام گسترده ی زندان و راهی شدن بسیاری از فعالین دانشجویی به خاک سرد تبعید می گذرد که گویی انتخاب رییس جمهور جدید که قرار بود آرامش و امنیت را به تمام اقشار جامعه از جمله قشر پیشرو دانشجو به ارمغان آورد هم تغییری در سیاست های سرکوبگرانه دستگاه های امنیتی بر علیه جنبش دانشجویی به وجود نیاورده است. اگر فقط دو ماه از رقص و پایکوبی مردم در خیابانها از پی پیروزی از در انتخابات می گذرد، قلب بیمار مادر مریم شفیع پور، یار دبستانی ما، در پی حمله ی نیروهای امنیتی به منزلشان دچار شوک عصبی شده و در بیمارستان بستری شد. حمله ای که به یورش نیروهای اسراییلی به خانه های فلسطینیان شبیه است. و گویی قصه ی غربت فعالین دانشجویی در خاک خودشان تمامی ندارد. بی شک مادر مریم شفیع پور اولین و آخرین مادری نبود و نیست که برای شنیدن صدای فرزند باید چشم به تلفن بدوزد و ذکر بر لب سلامتی جگر گوشه ی در اسارتش را طلب کند. مادران و پدران مجید توکلی، مجید دری، ضیا نبوی، شنبم و فرزاد مددزاده، مهدی خدایی،… و دهها نام دیگر نیز در چنین روزگارانی به سر می برند. سوال بی پاسخ مانده ولی جاری این است که مگر می توان سخن از اصلاح و اعتدال گفت و خون به دل نجیب ترین و شریف ترین فرزندانی از این خاک کرد که هیچگاه سودای قدرت به سر ندارند و جز به بهروزی و نیکبختی نوع بشر نمی اندیشند. چرا باید همچنان برای توجیه آنچه که با جنبش دانشجویی و فعالینش می شود به داستان قدیمی ضحاک و ماران بر دوش رسته اش مراجعه کنیم که جز با خوردن خون و مغز جوانان اجازه ی خواب و زندگی آرام به دیکتاتور نمی دادند؟

زنده بودن بارقه های زندگی و امیدواری به تغییر در کف خیابانها و دیدن شادمانی های مردم همواره غایت مطلوب جنبش دانشجویی بوده است؛ اما این جنبش همچنان هم فراموش نمی کند که زندانهای این سرزمین از پاک ترین و عاشق ترین جوانان لبریز است. جنبش دانشجویی ایران با بیش از شش دهه رویایی با انواع دیکتاتوری ها و چشیدن طعم تلخ خیانت ها و دیدن لبخند های دروغین ارباب قدرت در بزنگاه های مخلتف تاریخی، همچنان که به آینده ای زیبا برای ایران لبخند می زند و عشق را در دل می پرورد، با چشمی غمگین به زندان ها و دانشگاه هایی نگاه می کند که اولی میزبان دانشجویانی شده که جز آزادی و عدالت نخواستند و دومی میزبان حضور سهمگین نیروهای امنیتی و تفکرات متحجری چون جداسازی جنسیتی و حذف دختران از بسیاری از رشته های علمی شده است.

به راستی در کدام برهه از تاریخ بشریت، زندان و حبس و ارعاب و شکنجه و اختناق پاسخی قانع کننده به فریاد حق خواهی و عدالت جویی و آزادی طلبانه ی بشر بوده است؟ به راستی کدام پگاه راستین خورشیدی بر خواهد افروخت که در آن روز دیگر چشم هیچ مادر و پدری دستبند بر دست فرزند نبیند و قلب هیچ جوانی از شنیدن آنچه که دونترین مرزهای توحش را می پیماید، فشرده نگردد؟

ما امضا کنندگان این نامه، ضمن یاد آوری وعده های انتخاباتی رییس جمهور منتخب مردم مبنی بر اتمام فضای رعب و خفقان بر دانشگاهیان و همینطورپایان دادن به روند ستاره دار کردن دانشجویان منتقد و عقیدتی و رفع نقض حق تحصیل، به طریق اولی یادآور می شویم که زندان نه محل نخبگان و دلسوزان انسان که محل جداسازی مجرمانی از جامعه است که با اختلاس های میلیاردی و استفاده از انواع و اقسام رانت های قدرت اقدام به چپاول جان و مال مردم می کنند. زندان نه محل نگهداری دانشجویان حق و علم پژوه و که محل تنبیه کسانی است می توانند جان جوانان را به یغما برند و آخر العمر جهت نشان دادن عدل دستگاه قضایی کشور فقط ۲۰۰ هزار تومان جریمه شوند.

یاد آور می شویم زندان محل زیست انسانهایی همچون بهاره هدایت و مجید توکلی و یاشار دارلشفا و مجید دری و ضیا نبوی و مریم شفیع پور و دهها نام دیگری نیست که زمین از اینکه به زیر پای آنان چرخید به خود می بالد.

یار آور می شویم مسیر اعتدال و آرامش جامعه نه از راه راهزنی های نیروهای امنیتی از که جاده ی شنیدن صدای نیروهای منتقد و آزادی خواه می گذرد.

در پایان خواهان آزادی هر چه سریعتر تمام دانشجویان دربند علی الخصوص مریم شفیع پور بوده و یاد آور می شویم اینگونه اقدامات جز دور شدن هر روزه ی جنبش دانشجویی از رئیس جمهور جدید، نتیجه ای نخواهد داشت.

اسامی امضا کنندگان این بیانیه به شرح زیر می باشد:

آرش نصیری اقبالی

آرمین شریفی

آزاده دواچی

آیدا ابروفراخ

آیدا سعادت

آزاده شافعی

اشکان یزدچی

امیر رشیدی

امیر منظور

اندیشه جعفری

بلال مرادویسی

بنفشه جمالی

بهارا بهروان

پرهام میثاقیان

پروین اردلان

پویا جهاندار

ثمین چراغی

جعفر قدیم خانی

جواد مهدوی

حامد ابراهیمی نژاد

حسین شفیعی

خدیجه مقدم

داود مومنی پاکدهی

راضیه(پری) نشاط

رامتین غفاری

رضا حسینى

رضوان مقدم

رقیه رضائی

روژین محمدی

روناک نصیری

ریحانه جدیدفرد

زهرا نیک پور

ژیلا گلعنبر

سارا افتخاری

سارا صحرانورد فرد

سالومه رحیمی

سپنتا صادقیان

سپیده قجر

سحر نوری

سروش اسلامی

سمیرا دماوندی

سمیه بهادری

سمیه رشیدی

سید علی بنی جمالی

سید مصطفی ارمغان

سیدمهرشاد مرتضوی

سیما شکوفنده

شهاب الدین دلیر

شهروز صباغ

شهلا باور

شیوا نوجو

صبری نجفی

طنین ترابی

عباس حکیم زاده

علی اصغر قنبری

علی تقی پور

علی تدین

فاریا بارلاس

فرشید آذرنیوش

فرشید فاریابی

فروغ سمیع نیا

کاوه رضائی شیراز

کوشیار نصر

مانی حمیدی صفا

محمدرضا حمیدى

محمد شوراب

محسن مرادی شیوا

مرسده هاشمى

مریم احمدی

مریم رحمانی

مژگان ثروتی

مصطفی مالکی

ملاحت سلحشور

مهدی ظهرابی

مهران رحیمی

مهرداد ویسی

مهسا امامى

مهسا نصراللهی

مهشید رحیمی

مونا شفیع پور

میثم رودکی

ناهید جعفری

ناهید کشاورز

نسیم سرابندی

نیره توحیدی

هایده تابش

وحید دلزنده

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)