مهرداد فیض –

آنچه که در ابتدای این مقاله باید بگویم این است که رژیم دیکتاتوری اسلامی ایران از هر حربه‌ای برای بقای خود استفاده می‌کند ،این چیزی است که از ابتدای حاکمیتشان شاهد آن بودیم و خصوصیت مردم فریبی آنان در دستور عملهایشان به کرات دیده میشود ،حال در این مبحث می‌خواهم بپردازم به چگونگی‌ طراحی رژیم آخوندی در فریب افکار عمومی، اولین عوام فریبی توسط خمینی در ابتدای انقلاب ۵۷ با شعار وعده آب و برق باید رایگان گردد و پول نفت باید بین ملت ایران تقسیم گردد آغاز شد و به درستی‌ که شاگردانش بعد از ا‌و راه استاد خود را در پیش گرفتند و تا به امروز هم ادامه طریق رهبرشان را دنبال میکنند .

در ایران با توجه به قدرت مطلقه ولایت فقیه انتخابات ریاست جمهوری انتخاباتی فرمالیته می‌باشد و شخص رئیس جمهور مقامی تشریفاتی است ، چرا که حرف اول و آخر را در رژیم دیکتاتوری فقط و فقط رهبر یا همان ولی‌ فقیه می‌گوید ،حتی شورای نگهبان که اعضای آن ۱۲ نفر می‌باشد و مسئولیت تعیین صلاحیتها ی نامزدهای انتخاباتی را به عهده دارد ۶ نفر از اعضای آن توسط شخص رهبر و ۶ نفر آن توسط رئیس قوهٔ قضایی که خود با انتخاب رهبر تعیین میشود متشکل می‌باشد پس میبینیم که چیدمان قدرت به گونه‌ای است که ولی‌ فقیه یا رهبر نقش اساسی‌ در تعیین رئیس جمهور را دارد .

اگر نگاهی‌ گذرا به گذشته بیاندازیم میبینیم که در دوره ریاست جمهوری هاشمی‌ رفسنجانی که مصادف با پایان جنگ ایران و عراق بود و به قول خودشان بعد از جنگ ایران و عراق دوران سازندگی در ایران آغاز و ایشان به عنوان سردار سازندگی نام گرفت ، دوره‌ای بود که هاشمی‌ تمام اقتصاد ایران را در اختیار سپاه پاسداران قرار داد و دست آنان را در تمام قراردادهای داخلی‌ و خارجی‌ باز نمود تا آنجا که امروز سپاه پاسداران تبدیل به مافیای قدرتمندی شده است که هم در عرصه اقتصادی و هم در عرصه سیاسی دخالت می‌کند و این سپاه تحت اوامر و فرماندهی رهبر یا همان فرمانده کلّ قوا است و تمامی‌ عزل و نصبها توسط‌ ایشان انجام می‌گیرد که توضیح بیشتر درباره ان از حوصله‌ این مقاله خارج است و در مقاله دیگری به بحث در مورد آن می‌پردازم .

به هر حال دوران ریاست جمهوری هاشمی‌ در حالی‌ به پایان میرسید که خطر فروپاشی نظام دیکتاتوری را تهدید میکرد و مردم از ادامه حکومته آخوندها بیزار شده بودندو نظام میدانستکه اندکی‌ از مردم در پای صندوقهای رای حاضر خواهند شد و مشروعیت رژیم در مرز تهدید بود .که رژیم با طرفند و طراحی جدیدی به نام خاتمی _ ناطق نوری وارد عمل شد و اینچنین ملت بزرگ و قهرمان ایران را بازیچه دست خود نمود و از ناطق نوری یک چهره اصولگرای تندرو و از خاتمی یک چهره اصلاح طلب به نمایش گذاشت که این دو به درستی‌ نقش خود را ایفا کردند و مردم که از دوران جنگ و دوران هاشمی‌ و گرانیها به بهانه سازندگی کشور خسته شده بودند به دنبال راه نجاتی برای خود میگشتند و از ترس اینکه ناطق نوری اداره کشور را در دست نگیرد به خاتمی که چهره اصلاح طلبانه اش مردم را فریب داد رای دادند و بدینسان بار دیگر رژیم موفق شد میلیونها نفر را به پای صندوقهای رای بکشاند و خاتمی نقش سوپاپ اطمینان رژیم را برای جلوگیری از فروپاشی نظام بازی کرد .خاتمی هم با شعارهای‌ همچون جوان گرایی و آزادی نسبی‌ و تنش زدائی در عرصه بین‌الملل ریاست جمهوری خود را آغاز و در طی‌ دوران ۸ ساله چیزی جز دروغ و فریب به مردم ارائه نکرد .

درادامه ترفندهای رژیم بازیگر جدیدی به نام احمدی نژاد را که خود را همچون رجایی ساده و خادم ملت وحامی محرومین و ستمدیدگان میدانست پا به عرصه انتخابات گذاشت و در مقابل هاشمی که دیگر انچنان جایی در میان مردم نداشت قرار گرفت و با شعار و وعده فقرزدایی و پول نفتباید سر سفره مردم بیاید همچون سلف خود خمینی بار دیگر با فریب افکار عمومی پیروز انتخابت گشت و در طی ۸ سال ریاست جمهوری کشور را چه در عرصه داخلی و بین المللی به چالشهای عظیمی کشاند و با حمایت ویژه خامنه ای و تقلب بزرگ انتخاباتی در دور دوم هم در مقابل افایان موسوی و کروبی به ریاست جمهوری خود ادامه و شاهد ان بودیم چگونه کشور را در عرصه سیاسی و افتصادی به زوال و در خطر تجزیه و حمله نظامی بیگانگان قرار داد و بزرگترین اختلاص های تاریخ ننگین نظام جمهموری اسلامی در دوره احمدی نژاد به وقوع پیوست .

یکبار دیگر نظام و شخص خامنه ای که خود را همچون دوره خاتمی – ناطق نوری در خطر فروپاشی و عدم شرکت میلیونی در انتخابات ۱۳۹۲ می دیدند ، بازی جدید را اغاز نمودند و با مظلوم نمایی چهره رفسنجانی وبه زندان انداختن فرزندانش فائزه و مهدی مجددا از او شخصیتی ساختند که کلید حل مشکلات ومرد لحظه های بحران میباشد ، و در لحظه های اخر با هیجان و عوام فریبی در وزارت کشو حضور و اعلام امادگی برای نامزدی انتخابات میکند و میبینم که در نمایش جدید او را شورای نگهبان رد صلاحیت میکند ، اری رییس تشخیص مصلحت نظام دیکتاتوری اسلامی رد صلاحیت میشود وباید چه ساده اندیش بود که باور کنیم هاشمی رفسنجانی دران پست صلاحیت داشته ولی به عنوان نامزد ریاست جمهوری صلاحیت نداشته است ، به هر حال نظام دیکتاتوری با قرار دادن اصول گرایان در مقابل حسن روحانی که یک اخوند میانه رومیباشدوبا شعار دولت اعتدال و تنش زدایی در عرصه بین الملل پا به میدان انتخابات گذاشت، بازهم مدلی دیگر از بازی خاتمی – ناطق نوری به راه انداختند و چهره های به اصطلاح اصلاح طلب هم از شخص وی حمایت، و حتی عارف یکی دیگر ازنامزدها ، مردانگی و ایثار میکند وبه نفع ایشان کنار میرود و مورد تقدیرگروهای اصلاح طلب و اشخاصی چون خاتمی و هاشمی رفسنجانی قرار میگیرد و حتی در روزهای پایانی نزدیک به انتخابات هم رسما این دو شخص از روحانی حمایت میکنند و اعلام میدارند که رای ما حسن روحانی میباشد و بدینسان بازی سینمایی دیگری به هنر پیشگی حسن روحانی رسما از ۱۲ مرداد ماه ۱۳۹۲ اغاز میگردد و بار دیگر احساسات و غرور ملی ملت بزرگ ایران بازیچه دست این از خدا بیخبران میگردد۰

کارشناس علوم سیاسی و روابط بین الملل

ده و در اینجا وارد کنید…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)