افغانستان منحیث یک کشور سنتی و اسلامی دارای پیشینه طولانی سلسله سنت های می باشد که در مقابل ارزش های انسانی و حتی اسلامی قرار گرفته اند. اگر مرور کوتاهی بر تاریخ کشور بیندازیم، درمییابیم که زنان، قشر آسیب پذیرتری نسبت به مردان این سرزمین بوده اند. آنها برای سالیان متمادی قربانی اصلی بدرفتاری، خشونت و ازدواج های اجباری بوده اند. این اعمال زشت که بطور گسترده ای در سنت ها و باورهای مردمان سرزمین جا گرفته اند، گهگاهی با چالش های مواجه شده اند.

گهگاهی مردان و زنانی از جامعه بلند شده اند و این سنت ها را به پرسش گرفته اند. اکثر روشنفکران که برخلاف سنت های وقت خود صدا بلند کرده اند، در بیشتر اوقات با خشونت سرکوب شده اند. چرخه سرکوب و خشونت علیه روشنفکران و افرادی که برای حقوق مردم صدا بلند کرده اند، به سال ها و حتی قرن ها قبل برمی گردد. در جریان سال های متفاوت، زمامداران از گروه های متعدد قومی و مذهبی دست به سرکوب و خاموش سازی اعتراضات و روشنفکران زده اند. اگر نگاهی به تاریخ چهار دهه قبلی بیندازیم، درمییابیم که حکومت های وقت فارغ از اسلامی-بودن، کمونیست-بودن، و غربزده-بودن دست از سرکوب معترضان و حق طلبان نهبرداشته اند.
اگر بخواهیم حکومت های چهار دهه قبلی را مورد کنکاش قرار دهیم و بررسی کنیم که کدام یک بیشتر دست به سرکوب معترضان و حق طلبان زده اند، درمییابیم که در دوره های طالبان و کمونیست ها سرکوب معترضان در بالاترین سطح بوده اند. اما آنچه که طالبان را از دیگران متمایز می سازد این حقیقت است که آنها در دوره های حاکمیت شان بطور دوامدار در جنگ با زنان بوده اند.
قبل از ظهور طالبان، حقوق زنان افغانستان زیر قوانین نافذه این کشور تامین شده بودند و جامعه کشور هم بطور نسبی برای زنان آزادی های فردی داده بودند. زنان در سال ۱۹۲۰ میلادی حق رای را بدست آورند. در سال ۱۹۶۰ میلادی، قانون اساسی حقوق مساوی و برابر را برای زنان تصویب کرد. در جریان سالهای ۱۹۶۰ – ۱۹۹۷ میلادی، مدارا برای حضور زنان در تمام بخش های زندگی اجتماعی و سیاسی در میان جامعه کشور افزایش یافت و کشور رو به رشد و تعالی بود. زنان بخش اصلی از رشد و پیشرفت کشور بودند. در سال ۱۹۷۷ میلادی، زنان ۱۵% از بدنه قانونگذاری کشور را تشکیل داده بودند و در اوایل دهه ۹۰ میلادی، ۷۰% معلمین مکاتب، ۵۰% کارمندان دولتی و دانشجویان، و ۵۰% داکتران در کابل زنان بودند. قابل یادآوریست که زنان جزء اصلی سازمان های خیریه برای مبارزه با فقر در جریان جنگ و بعد از جنگ بودند ولی این امر با روی کار آمدن حکومت طالبان متوقف شد.
حکومت های متمرکز و استبدادی برای سالیان متمادی زنان را زیر نام سنت ها و ارزش های اسلامی در حبس خانگی نگهداشته اند. آنها با استناد به قرآن و تعالیم دینی، بر تقدس بودن زنان در خانه افزوده اند. آنها عقیده دارند که زن باید معمار خانواده و خانه باشد. آنها باور دارند که زن برای خانه است و زن ناموس است. کلماتی همچون “ناموس”، “ننگ”، “سیاسر و “محرم” سد راه پیشرفت زنان و رسیدن به ازادی های فردی و ارزش های دنیای مدرن شده اند. مردم کشور باور دارند که اسلام متضمن مصئونیت حقوق زنان و اطفال است. آنها بدین باور اند که اسلام در حوزه های مانند ازدواج، طلاق و حق میراث برای زنان دستورات صریحی دارد. با وجود تفاوت دیدگاه میان مردم و طالبان، طالبان دست از تفکر قالبی شان از اسلام برنداشته اند؛ نه در دور اول حکومت خود و نه حال برای بار دوم. آنها باور دارند که اعمال شان به نفع زنان است ولی حقیقت این است که رژیم طالبان باعث فروپاشی اقتصاد زنان و دختران شده است. آنها همچنان باعث بدتر شدن حالت صحی زنان شده اند و آنها را از حق آموزش و حق انتخاب باز داشته اند.
بر اساس گزارشات سازمان های متعدد که در راستای تامین حقوق بشر کار میکنند، افغانستان زیر سلطه طالبان بدترین حالت حقوق بشری را دارا بوده است. طالبان بطور سیستماتیک حقوق مردم را محدود کرده اند و مردم حق طلب و معترض را شکنجه، کشته و به بند کشیده اند. متاسفانه، ظلم و سرکوب معترضین همچنان جزء از سیاست گذاری طالبان است و در آخرین موارد، آنها تمنا زریاب پریانی و پروانه ابراهیم خیل، معترضین پیشگام و فعالان حقوق زنان را شامگاه چهارشنبه، ۱۹ جنوری ۲۰۲۱، با خود بردند و از سرنوشت آنها تا هنوز خبری نیست. تمنا و پروانه، دو دختر معترض، تنها سه روز قبل از بازداشت شان، یک راهپیمایی را در هماهنگی با ۲۰ زن دیگر به راه انداخته بودند و با شعار نه به حجاب اجباری، حق کار و تحصیل به خیابان ها آمدند. آنها در جریان اعتراض با خشونت روبرو شدند و بر صورت های شان گاز اشک آور پاشیده شد. با وجود حمایت مردمی از این دختران و خواست مردم از طالبان برای ازاد سازی آنها، طالبان دست داشتن در قضیه ربودن و به بند کشیدن این دختران را رد می کنند.
اتفاقات اخیر، نه تنها مردم داخل کشور بلکه مردم افغانستان در کشورهای اروپایی و امریکایی و مقامات ارشد امریکایی را نیز به تحرک واداشت. شماری از مقامات خارجی از طالبان خواستار رهایی زنان توقیف شده و فراهم نمودن جزئیات چگونگی بازداشت این دو فعال حقوق زن شده اند. جامعه جهانی هم با استفاده از همین موقف به تاریخ ۲۳ جنوری ۲۰۲۲ نشست سه روزه را میان طالبان و گروه های اجتماعی و مدنی با میزبانی کشور ناروی در اسلو، پایتخت ناروی برگزار کرد. اکثریت اشتراک کننده گان این جلسه افراد محافظه کار و طرفدار طالبان بودند. اگر مبالغه نشود، درین میان تنها چند تن محدود به اجندا از قبل تعیین شده تسلیم نشدند. همزمان با برگزاری این نشست، مردم افغانستان مقیم در خارج به خیابان ها آمدند و با عکس العمل شان از دولت های جهان خواستند تا حکومت تروریستی طالبان را به رسمیت نشناسند.
چیزی نمانده بود که پیام ناگفته مردم افغانستان به دل ها بماند ولی هدا خموش به نماینده گی از جنبش زنان عدالت خواه سکوت ها را شکست و قهرمانانه به سکوی عدالت ایستاد. او بی باکانه، شجاعانه و واضح پیام و درد بیست ساله مردم و توده های افغانستان را با جهان در رابطه به طالبان به اشتراک گذاشت. هدا سنت ها را شکست و به ارزش ها پایبند ماند. هدا سنت ها را شکست و خواست تاریخی مردم و زنان را مطرح کرد. آری، او تن به سنت ها نداد. آری، او در مقابل نماینده های طالبان و جامعه جهانی سکوت نکرد. آری، او با سخنرانی آتشین اش پیام توده ها را که در جریان سالهای روان در مذاکرات صلح به جهان نرسیده بود، رساند. او در بخش از سخنان خود گفت: “تاکید می کنم که من برای مذاکره نیامده ام بلکه برای طرح خواست ها و مطالبات مردم به خصوص زنان اینجا هستم”.
آری، هدا سنت ها را شکست. او بی باکانه تنها سفر کرده بود و نه ناموس کسی شد، نه ننگ داشت، نه سیاسر خطاب شد و نه محرمی داشت. او، تنهایی تنها در مقابل سنت ها نشست. سخنرانی آتشین هدا شامل چند نکته کلیدی بود که در حقیقت پیام توده ها را شامل بود. نخست، تن ندادن به جنایات رژیم طالبان. دوم، یادآوری جنایات، قتل ها و سایر بدرفتاری های طالبان با مردم. سوم، یادآوری و خاطر نشان ساختن غیر قابل اعتبار بودن وعدم پابندی طالبان به وعده های شان. چهارم، عدم تمکین طالبان به خواست و اراده توده ها. پنجم و مهمتر از همه، نترسیدن از طالبان و ایستادن رو در رو در مقابل آنها.
هدا سنت ها را شکست. هدا چند خواست مهم داشت و گفت: “تمامی زندانیان سیاسی منجمله معترضان مدنی در تمام شهرهای افغانستان به شمول بلخ، هرات و کابل باید فوراً رها شوند. شورای با صلاحیت و مستقل از سوی سازمان ملل، متشکل از خانواده آسیب دیدگان و قربانیان، نمایندگان مردم، نهادهای مستقل بین المللی حقوق بشر جهت نظارت و بررسی رفتار و سیاست های طالبان تشکیل شود. هر نوع خشونت از سوی تفنگ داران طالب علیه زنان و هرنوع تعقیب، دستگیری و زندانی ساختن افراد ملکی که تظاهرات مسالمت آمیز دارند، متوقف شود. مطالبه زنان “نان، کار، ازادی” باید تامین شود. ازادی، حقوق برابر از جمله کار و آموزش برای همه بدون قید و شرط تضمین گردد.”
حال و در این مقطع مهم تاریخی، پرسش این است که در تقابل سنت ها و ارزش ها، کدام یک پیروز می شود؟ در تقابل سنت گراها و ارزش گراها، کدام یک پیروز می شود؟ آیا هدا و ارزش ها غالب می شوند ویا سنت ها و طالبان؟ آیا ازدواج اجباری، زیر سن پیروز می شود ویا حق ازدواج به دختران داده می شود؟ آیا زنان اجازه آموزش دیدن می یابند یا همچنان در خانه ها باقی می مانند؟ آیا زنان در دراز مدت، امنیت و مصئونیت فردی بدست میاورند یا همچنان مردم در ترس و انزجاربه زندگی ادامه می دهند؟ آیا قدرت به مردم برگردانده می شود یا رژیم دیکتاتور همچنان ادامه می یابد؟
آری، هدا حماسه آفرید. او پای وعده هایش، خواسته هایش و مبارزات زنانه برای هم نسل هایش ایستاد. او، به نماینده گی از زنان مبارز و عدالت خواه، در آخر جلسه گفت: “بله، من بعد از نشست اسلو به کابل باز میگردم. من خطر برگشت به افغانستان را بهتر از هر کسی در اینجا می شناسم. اما من و میلیون ها زن جوان و پیر و افغانستان مصمم هستیم از مقاومت و مبارزه ما برای “نان، کار، آزادی” دست نکشیم”.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.