بر آشفتگی مادرمان زمین از بد فهمی ما ایرانی ها:

در  بخش دوم از زبان مادرمان زمین شنیدیم که علم و اجتماع در تضاد با هم رشد می کنند اگر که ما ندانیم کجا ها از عقل و کجاها از احساس استفاده کنیم. در این بخش سوم  باز هم از زبان مادرمان زمین می شنویم که رشد و تکامل واقعیات اجتماعی و محیط زیست چگونه خودشان را نشان می دهند. 

عزیزان ایرانیم من مادرتان زمین هستم. همان ضعفها، بدفهمی ها و اشتباهاتی که در شما بوده و هست و من چندین قرن بارها به شما گوشزد کرده ام هزاران برابر آنها در مذهبی های افراطی و آخوندها وجود داشته و دارد،  چون هزار و چهارصد سال است که مذهبی های افراطی در همه جا در برخورد با واقعیات و موضوعات مختلف اجتماعی و محیط زیستی از عقل‌ و احساس نابجا و نادرست استفاده کرده اید و این محیطها  را خراب کرده اند، چون در زمان قدیم علمی در کار نبوده تا عقل و احساس در برخورد با رخدادها و واقعیات اجتماعی و محیط زیستی درست و بجا بکار رفته و درست رشد کنند، در نتیجه احساسکور مذهبی در کنار یاور عقلی ضعیف و ناتوان واقعیات اجتماعی و محیط زیستی را با دروغ سرهمبندی کرده و هم به خورد خودش و هم به خورد این عقل ضعیف و هم در ذهن و روح مذهبی های افراطی به خورد آنها و هم در ذهن و روح مردم عامی و بی سواد به خورد این مردم داده، پس بنابراین چندین قرن بر اثر دروغ ، توهم، سرهمبندی، فرافکنی و رکود بر کمبودهای احساسکور مذهبی در ذهن و روح مذهبی ها، بخصوص جمهوری اسلامی اضافه شده، در نتیجه این مذهبی های افراطی و آخوندها در هیچ زمان با ذهن پویا، روح سالم و فرح بخش، عقل سلیم و احساس سالم رشدیابنده میانه ای نداشته اند. با واقعیات اجتماعی و محیط زیست همخوانی نداشته و با آنها غریبه و در تضاد و دشمنی  بوده و هستند و تاثیرات متضاد و مخرب روی هم گذاشته اند. مردم بی سواد در هر زمان این مذهبی ها را بر گرده خود سوار  کرده اند به خیال اینکه اینها نماینده خدا، پاک، مطهر و معجزه گر هستند. احساسکور مذهبی تا به آن حدی کور بوده  که گرایشهای ناسیونالیستی مردم را هم کور کرد و آن را زیر سلطه خود آورده و این دو  احساسکور با هم عقل ضعیف مردم را خفه کرده اند و بر ذهن و روح مردم غلبه و حکومت مطلقه می کرده اند، برای مثال همکاری پادشاهان و درباریان مفتخور با مذهبی های مفتخور که هر دو ضد عقل و مظهر خرافات بودند.

پس از چند قرن این ارث مذهبی ها و پادشاهان رسیده است به جمهوری اسلامی. این همان چیزی بود که آخوندها و مذهبی های افراطی بی عقل، بی احساس و گرفتار احساسکور مذهبی به آن احتیاج داشتند برای رشد واپسگرایی خودشان، برای حکومت عدل علی و ناب محمدی خودشان. برای برطرف کردن و کم کردن عقده ها و کمبودهای هزار و چهارصد ساله خودشان، زیرا این مذهبی ها، بخصوص آخوندها در ذهن و روح خود گرفتار احساسکور مذهبی مطلقگرا بوده و می باشند و این احساسکور کمبودهای خداگونه و پادشاهانه‌ دارد و به کم قانع نیست. جمهوری اسلامی و مذهبیون افراطی با فشار و تحدید ناسیونالیستها، ملیگرا ها، نیروهای مذهبی و ملی مذهبی و گروه های سیاسی چپ و راست را مجبور کرده اند یا با جمهوری اسلامی و اربابانش همکاری کنند تا مرز جاسوسی و یا سکوت کنند و یا از کشور خارج شوند. چرا؟ چون به لحاظ ساختاری همه آنها دارای ایدئولوژی کم و بیش کهنه و راکد مطلقگرا هستند و با ایدئولوژی مذهبی آخوندی چندان فرقی ندارند. فرزندانم من مادرتان زمین یادآوری می کنم. امروزه با بودن علم همه چیز در حال رشد و تکامل و نو شدن و به روز شدن هستند. اما افکار مذهبی و شبه مذهبی در رکود، عقبگرد، انزوا، درجا زدن، فرافکنی، دروغگویی است و فقط شعار می دهند، پس بنابراین  افراد مذهبی افراطی و آخوندیسم و شبه مذهبی های کور ( کمونیسم کور افراطی) در تضاد ذهنی و روحی با خودشان و در تضاد با رهبری رشدیابنده محیط اجتماعی ( بخصوص بچه ها، نوجوانان و جوانان رشدیابنده) و همچنین در تضاد با رهبری رشدیابنده محیط طبیعی ( محیط زیست) و همچنین در در تضاد با علم و دانش و پیشرفت و از همه مهم تر در تضاد با رهبری من مادرتان زمین و نیروی جاذبه ام و قانون فیزیک قرار می گیرند‌، این یعنی در اندازه های مختلف بیماری ذهنی ، روحی، عقلی، احساسی و جسمی. این یعنی بیماری اجتماعی و محیط زیستی. ساختار جمهوری اسلامی تکلیفش روشن است ، یعنی نابودی ، چون سر تا پا گرفتار احساسکور مذهبی منجمد، کهنه، متوهم و راکد هزار و چهارصد ساله است که مدام در تضاد رشد می کند و برای بقای خود احتیاج به دشمن و دشمن تراشی دارد . من مادرتان به جمهوری اسلامی پشت کرده ام.  شاید بعضی ها از بدنه جمهوری اسلامی در دقایق آخر  کنده و از آن فاصله بگیرند. اما کلیت نظام جمهوری اسلامی و مذهب افراطی کور نابود شدنی هستند. 

دلخوری مادرمان از اپوزیسیون داخلی و خارجی ایرانی:

فرزندان ایرانیم وضعیت اپوزیسیون داخلی و خارجی ایرانی چندان رضایت بخش نیست. متاسفانه چندان خودشان را اصلاح نکرده اند، یعنی کم و بیش مثل جمهوری اسلامی دارای ایدئولوژی کهنه، محافظه کار، دروغگو، ظاهر بین، متوهم، خود بزرگ بین، مطلقگرا ، منزوی و عوامل نفوزی در آنها رخنه کرده اند. اما من مادرتان زمین هنوز تا حدودی به اپوزیسیونهای داخلی و خارجی ایرانی می توانم امیدوار باشم اگر که خیلی دیر است، ولی در این دقایق آخر خودشان را کمی اصلاح کنند و از افکار و گرایشهای کهنه مذهبی کور و از گرایشهای کمونیستی افراطی کور و گرایشهای ناسیونالیستی کور افراطی فاصله بگیرند. زمان خود فریبی و دیگران فریبی و زمان  دروغگویی به خود و به دیگران ‌و تقصیر ها را به گردن دیگران انداختن گذشته است.

ببخشایم دگر از گفتنی های فریبنده….که دیگر نیست در قالب فریبی جز وجود من 

الآن خودتان هم دیگر دروغهای خودتان را هم باور ندارید، چه برسد به دیگران. وقت تنگ است و شما در پرتگاه هستید. علم و پیشرفت برای کشورهای دیگر است و شما از علم و پیشرفت عقب هستید. شما فرزندان ایرانیم در اپوزیسیونها‌ متاسفانه با  این گرایشهای کهنه  قدیمی خودتان هر روز بیشتر از واقعیات اجتماعی و محیط زیستی و علوم امروزه عقب می افتید. چرا؟ ، چون اولا علم و پیشرفت امروزه اجازه رشد واپسگرایی را نمی دهد. دوما شما همانطور که در بالا گفتم با همه چیز و همه کس، حتی با خودتان در تضاد رشد کرده اید. سوما  در این تضاد رشدیابنده همه جانبه بین جامعه ایران و بین اپوزیسیونهای ایرانی، جامعه و سرزمین ایران در حال نابودی هستند. آثار آنها هویدا است، یعنی شما از نظر ذهنی، روحی، عقلی، احساسی و جسمی در جا زده و متضاد رشد کرده اید. با خودتان در تضاد و دشمنی هستید. با تشکلهای دیگر در تضاد. با رهبری محیطهای اجتماعی و طبیعی در تضاد. همچنین با من زمین مادرتان و نیروی جاذبه ام در تضاد هستید. با طبیعت و هستی رشدیابنده بر روی من مادرتان زمین در می افتید. هر چند تا حدودی بین شما و جمهوری اسلامی فرق وجود دارد. اما شما هم  چندین دهه اشتباه زیاد کرده اید و در این چند دهه از علم و از کشورهای دیگر عقب افتاده اید و در انزوا و رکود با گرایشهای کهنه مطلقگرایانه دست و پنجه نرم کرده و می کنید. این گرایشها‌‌ مثل خوره و موریانه ذهن و روح و جسم شما را می خورند. اگر شما خودتان را اصلاح نکنید و از این افکار کهنه و از این انزوا که خودتان برای خود ساخته اید و یا دیگران برای شما ساخته اند فاصله نگیرید. من و نیروی جاذبه ام و قانون فیزیک به شما اپوزیسیونها هم مثل جمهوری اسلامی پشت خواهیم کرد، یعنی انقراض ایدئولوژی مذهبی جمهوری اسلامی حتمی است. هم زمان با آن ایدئولوژی های کهنه و راکد و افراطی مذهبی و غیر مذهبی شما اپوزیسیونهای ایرانی را هم من مادرتان منقرض اعلام می کنم. همانطور که کمونیسم شوروی سابق و بلوک شرق را منقرض کردم . همانطور که نابودی هیتلر و نازیسم را اعلام کردم. کسانی که در جمهوری اسلامی و یا در اپوزیسیونها به این گرایشهای کهنه تعلق خاطر نشان می دهند به فرمان من مادرتان و به فرمان قانون فیزیک حاکم بر ما رفتنی هستند.

امید مادرمان زمین به فرزندانش در ایران:

خطاب من مادرتان بیشتر به نوجوانان و جوانان بعد از انقلاب و آن بخش از شما انسانهای‌ باقی مانده از نسل قبل از انقلاب در ایران می باشد که از این وضعیت خراب ایران خسته شده و دنبال راه چاره هستند. شما  از واپسگرایی مذهبی آخوندی و واپسگرایی اپوزیسیونی متنفر و بیزار هستید. شما فرزندانم، بخصوص نوجوانان و جوانان دلبندم در جامعه ایران و در اپوزیسیونهای داخلی و خارجی ایرانی که تجارب و شناختهای تلخی در زندگی زمان شاه و بخصوص در دوران رژیم‌ آخوندیسم منفور عقب مانده داشته اید. 

عزیزانم وقت کم است.اما برای درست شدن هنوز دیر نشده. شما فرزندانم برای درست شدن باید چند چیز را به موقع و بجا در نظر بگیرید.  ۱-  شما اکثراً نوجوان و جوان هستید. از نظر ذهنی، روحی، عقلی و احساسی نوگرا هستید. در دقایق آخر در این وضعیت خراب نابودکننده جمهوری اسلامی از نوگرایی رو به رشد خودتان که تابعی از نوگرایی مادرتان زمین است و به شما امید و الهام می بخشد استفاده کنید. از انرژی نوجوانی و جوانی که من زمین در ذهن، روح، عقل، احساس و جسم شما نهادینه کرده ام استفاده کنید و با کمک همدیگر آنها را در واقعیات اجتماعی و محیط زیست درست به کار بندید تا بتوانید با تمام سختیها راه برون رفت از بحرانها‌‌ را پیدا بکنید، یعنی با کمک هم باید یاد بگیرید که در برخورد با واقعیات و رخدادها و موضوعات مختلف کجاها از عقل و کجاها از احساس و کجاها از هر دو در اندازه های مختلف استفاده کنید.  ۲-  فاصله گرفتن از گرایشها و ایدئولوژی های خیلی کهنه چند قرنه، مثل مذهب افراطی و ناسیونالیست افراطی و حتی بعضی از گرایشهای چند دهه اخیر، مثل کمونیسم افراطی و مائوئیسم افراطی فاصله بگیرید، چون همانطور که در بالا گفته شد به خاطر نبود علم اینها راکد متضاد با خود و متضاد با دیگران رشدکرده اند . ۳-  همین اشتباهات متضاد را ما در زمان رژیم شاه و بخصوص زمان رژیم آخوندی داشته ایم که مخرب بوده و هستند. شما عزیزان با وارسی و بررسی این اشتباهات متضاد پی خواهید برد که در زمان شاه و در زمان جمهوری اسلامی کجاها از عقل و کجاها از احساس درست و بجا استفاده نکرده اید، یعنی در دوران این دو رژیم در برخورد با واقعیات و موضوعات مختلف مدام عقل و احساس را اشتباهی بکار برده  و واقعیات و موضوعات مختلف اجتماعی و محیط زیست را متضاد و خراب  رشد داده اید و یا عوامل داخلی و خارجی مجبورتان کرده اند که آنها را خراب رشد بدهید  تا حدی که این محیط های اجتماعی و طبیعی خراب و ویران و عقل و احساس شما از این محیط ها هم تاثیرات منفی و متضاد گرفته و عقل و احساس در تضاد با هم رشد و ذهن، روح و جسم شما فرزندانم را خراب و ویران و متضاد و بیمار کرده اند. از این اشتباهات تلخ درس گرفته و سعی کنید با کمک هم از عقل و احساس در برخورد با واقعیات اجتماعی و محیط زیست درست استفاده کنید ۴- وارسی و بررسی اشتباهات متضاد در زمان شاه و در زمان رژیم آخوندی به تنهایی کافی نیستند. شما فرزندان ایرانیم واقعیات اجتماع و محیط زیست را هم در هر حال و در هر شرایط و در هر زمان باید در نظر بگیرید و با به کارگیری درست عقلی و احساسی در برخورد با آنها عقل و احساس خودتان را با آنها هماهنگ کنید تا رشد عقلی، احساسی، ذهنی، روحی و جسمی شما با رشد و تکامل واقعیات محیطهای اجتماعی و طبیعی همخوانی پیدا بکنند تا شما با این محیط ها متضاد رشد پیدا نکنید و این محیط ها را هم متضاد رشد ندهید و این محیطها بر روی شما تاثیرات مثبت بگذارند . به این شکل از همه نظر به روز و از رشد علمی و پیشرفت در هر زمان عقب نمی افتید، برای مثال در شرایط فعلی جامعه ایران پرداختن به سکولاریسم، دموکراسی، لائیسیته و ادا  و اطوار‌ روشنفکری در آوردن کار بیهوده ای است. بدانید و آگاه باشید که از واقعیات جامعه ایران بدور و کلاه گشادی سرتان رفته و می رود. واقعیات جامعه ایران به ما می گوید که مردم ایران در شرایط فعلی در قحطی، گرسنگی و جنگ بسر می برند و مردم از این ادا و اطوار‌ روشنفکری چیزی سر در نمی آورند و اصلا در شرایط فعلی این ادا و اطوار های روشنفکری درد آنها را درمان نمی کند. این حرفها و پرداختن به این موضوعات روشنفکری مال کشورهای پیشرفته است که همه نوع امکانانتی برای خودشان فراهم کرده اند.  فرزندان ایرانیم اگر کشورهای پیشرفته و قوی پی ببرند که شما هنوز در خواب و خیال به سر می برید. هم در زمان جمهوری اسلامی و هم بعد از جمهوری اسلامی توی سر شما فرزندان ایرانیم می زنند و شما را بیشتر غارت می کنند که تا مشکلات خودشان را حل کنند. باید بدانید که انسان و اجتماع و محیط زیست در رابطه با هم رشدیابنده و روی هم تاثیرات درست و مثبت و یا تاثیرات منفی و متضاد متقابل می گذارند، در نتیجه اگر غافل باشید تاثیرات مثبتش می ماند برای خارجی ها و تاثیرات منفی اش می ماند برای شما، یعنی همین شرایط غارت و چپاولی‌ که الآن وجود دارد برای شما فرزندان ایرانیم بدتر هم خواهد شد. ۵- فراموش نکنید که هر اتفاق خوب یا بد که در جامعه افتاده و می افتد  مدام در حال تغییر و تکامل و رشدیابنده است و هزار و یک علت و معلول دارد و نوع نگاه شما، نوع برخورد شما فردی و جمعی در این رشد و تکامل مثبت و یا منفی نقش دارند، پس بنابراین به جای فرافکنی و تقصیر ها را به گردن این و آن انداختن سعی کنید با موضوعات فعال برخورد کنید و با کمک همدیگر مشکلات را به موقع حل کنید، چون هر چه در جامعه و محیط زیست اتفاق می افتد چه خوب و چه بد یک سرش در ذهن، روح، عقل، احساس و جسم خود شما فرزندانم و سر دیگرش در جامعه و محیط اجتماعی و سر سوم آن در محیط زیست و سر اصلی آن در من مادرتان زمین و نیروی جاذبه ام  و قانون فیزیک می باشد. ۶-  شما عزیزانم باید بدانید که بعضی شناختها و تجارب بعضی از افراد که یک دهه و یا دو دهه و یا سه دهه از شما پیر تر هستند در بعضی زمینه ها درست و قابل استفاده هستند، بخصوص که آنها تجارب و شناختهای زمان شاه و زمان جمهوری اسلامی بعد از انقلاب را دارند، البته اگر که این افراد مسن تر بجا و به موقع این شناختها و تجارب درست یاد گرفته باشند را به موقع و بجا آنها را در اختیار فرزندانشان و نسلهای جدید قرار دهند. این یعنی در اندازه های مختلف هم افراد مسن تر به درد شما و هم شما جوان‌تر ها به درد آنها می خورید، یعنی بده و بستان باید دو طرفه و حساب شده و بر اساس منطق عقل سلیم و احساس سالم باشند.  ۷- با چنین شرایطی افراد نسلهای نو ( بچه ها، نوجوانان و جوانان ) که از نظر تکامل ذهنی،روحی، عقلی، احساسی و جسمی رشدیابنده تر هستند با شرایط جدید اجتماعی و محیط زیستی خودشان را هماهنگ و با کار و فعالیت درستی که می کنند خودشان را به روز کرده و رشدیابندگی خود را حفظ و از هر نوع رکود و درجا زدن پرهیز و گرفتار ایدئولوژی کهنه، راکد نمی شوند، یعنی آنها فعال هستند و  راکد، منزوی و تنبل بار نمی آیند و از عادتها، گرایشها‌‌، ایدئولوژی های خیلی کهنه و هر چیز دیگر کهنه چند قرن گذشته فاصله می گیرند.  ۸- این به این معنی است که نه فقط از طریق ژنتیکی خواص و آثار فردی از نسلی به نسل بعدی انتقال می یابند و رشد و تکامل ژنتیکی را باعث می شوند، بلکه باید شما فرزندان من که در قید حیات هستید باید بتوانید از طریق رد و بدل کردن شناختها و تجارب به همدیگر روی هم از نظر ذهنی، روحی، عقلی، احساس و جسمی تاثیرات متقابل مثبت بگذارید و زمینه محیط اجتماعی و محیط زیست را طوری فراهم کنید که تا نسلهای بعدی بهتر بتوانند از این محیط ها استفاده کنند و رشد و تکامل و یادگیری های خودشان را هماهنگ با رشد و تکامل محیطهای اجتماعی و طبیعی جلو برده و مدام صاحب شناختها و تجارب علمی به روز شده و رشدیابنده باشند و از جوامع دیگر رشدیافته عقب نیفتند.  ۹ – فرزندان دلبندم خط خودتان را از جاسوسان رخنه  کرده در جامعه و جاسوسان رخنه کرده در اپوزیسیونهای داخلی و خارجی ایرانی جدا کنید و آنها را رسوا کنید تا تفاهم و تعامل با خودتان و تفاهم و تعامل با واقعیات اجتماعی جامعه ایران با واقعیات محیط زیست و تفاهم و تعامل با مادرتان کره زمین و نیروی جاذبه اش پیدا بکنید. ۱۰-  اگر به خودتان در تشکلهای خودتان اجازه بدهید که در درون تشکل های خودتان هسته هایی بوجود آیند و افراد هر هسته با هم تفاهم و تعامل داشته باشند و از هم خیلی چیز ها یاد بگیرند خیلی خوب است. این هسته ها از درون  تشکیلات خود به حزب، گروه و سازمان خودشان کمک می کنند که هر کدام از این تشکلها منسجم تر و جلوی هرز رفتن و جلوی عوامل نفوزی و همچنین جلوی انشعاب تشکیلاتی را بگیرند. این بحث هسته ها را در مقاله ای دیگر  بیشتر باز خواهم کرد. ۱۱- برای بر طرف کردن مشکل اول از خودتان شروع و جزء به جزء جلو  بروید. طبیعی است که هر کاری از ابتدا به ساکن آسان نیست، پس بنابراین از دیگران هم بجا و به موقع کمک بگیرید و به دیگران هم حساب شده کمک بکنید و سعی کنید بسیاری از کارها را با هم جلو ببرید، البته شرط اول اطمینان دو طرفه است که این مهم به راحتی به دست نمی آید و در انتخاب افراد برای کارهای مختلف باید وقت گذاشت و از عقل و احساس و درایت نیز کمک گرفت. شرط دوم آگاهی و میزان آگاهی و نوع آگاهی به موضوعات و رخدادها و واقعیات اجتماعی و محیط زیست می باشند که باید درست و بجا یاد گرفته شوند. شرط سوم صداقت دو طرفه و احساس مسئولیت در حرف و عمل است که طرفها در رابطه با هم و در رابطه با محیط اجتماعی و محیط زیست باید داشته باشند تا همه چیز درست پیش بروند. شرط چهارم باید بدانید در برخورد با واقعیات و موضوعات اجتماعی و محیط زیست کجاها از عقل و کجاها از احساس و کجا ها از هر دو استفاده درست بکنید، البته با کمک همدیگر در حرف و عمل. شرط پنجم راست آزمایی‌ و نتیجه گرفتن و دست آورد در کارها می باشد. 

خلاصه مطلب

اگر دیدید که جامعه در حال تغییر و  رشد و تحول اساسی است. این یعنی شما فرزندانم می دانید کجاها از عقل و کجاها از احساس و کجاها از هر دو در برخورد با واقعیات استفاده کنید.  این یعنی به هر نوع دیکتاتوری در درون ذهن و روح خودمان پشت کردن . این یعنی به هر نوع دیکتاتوری از طرف هر کسی دیگر  پشت کردن. این یعنی پشت به دیکتاتوری اربابان خارجی کردن. این یعنی به گرایشهای کهنه مذهبی، مثل آخوندیسم و همچنین شبه مذهبی کور، مثل ناسیونالیسم کور افراطی ، کمونیسم کور افراطی و یا مائوئیسم کور افراطی  پشت کردن. این یعنی نابودی جمهوری اسلامی و هر دیکتاتور دیگر، مثل هیتلر و اتحاد جماهیر شوروی سابق. این یعنی از نظر روحی، ذهنی آشتی با خودتان و آشتی با دیگران و آشتی با محیط اجتماعی و محیط زیست کردن. این یعنی آشتی با مادرتان زمین و نیروی جاذبه اش  و به آغوش طبیعت کره زمین مادرتان و نیروی جاذبه اش برگشتن. این یعنی شما فرزندان دلبندم توانستید بر ارگانیسم خود ذهنی، روحی، عقلی، احساسی و جسمی مسلط و رهبری درست تری پیدا کنید. این یعنی من مادرتان و نیروی جاذبه ام از نو توانستیم بر تک تک مولکولها، سلولها، بافتها‌ ، روح، ذهن ، عقل و احساس شما رهبری درست و حساب شده تر داشته و ارگانیسم شما را بهتر از هر زمان دیگری از همه نظر رهبری و تنظیم کنیم. این یعنی آشتی با علوم و بکارگیری علوم در هر سطحی در هر کجای جامعه. این یعنی پیشرفت در هر زمینه در جامعه.

مردم شیلی در نگاه مادرمان زمین:

فرزندان ایرانیم نگاه کنید به مردم شیلی که پس از اشتباهات گذشته خودشان در زمان دیکتاتوری پینوشه از این اشتباهات درس گرفتند و خودشان را عوض کردند. در شرایط فعلی جامعه آنها، بخصوص نوجوانان و جوانان تا آن حدی رشد کرده اند که جامعه شیلی به کهنه گرایی و ایدئولوژی ها و افکار کهنه پشت کرده و در حال رشد و تکامل است . از گذشته تلخ خودشان درس گرفته و از آن فاصله گرفته اند. الآن می دانند کجاها از عقل و کجا ها از احساس و کجا ها از هر دو استفاده کنند. الآن دارای عقل سلیم و احساس سالم، ذهن پویا، روح پر نشاط شده اند تا حدی که این رشد و پویایی همه جانبه و در تک تک افراد، بچه ها، نوجوانان ، جوان و پیران رشد لازم خودش را نشان می دهد، برای مثال جامعه شیلی فرد جوانی که پختگی پیدا کرده و پختگیش‌ را از جامعه شیلی گرفته و پختگی و استعداد خودش را به جامعه خودش نشان داده و باعث شده که جامعه پخته و به روز شده شیلی به او لبیک بگوید و او را انتخاب بکنند برای رهبری دولتشان و آینده کشورشان. مردم شیلی و این رئیس دولت جوان در دل هم و به یاری هم رشد کرده اند و با هم و با رهبری درست همدیگر جامعه شیلی را جلو می برند و همه با هم جامعه خود را رهبری همه جانبه می کنند و آن به رشد و پویایی می رسانند تا از خرابی های گذشته فاصله بگیرند و جلوی خرابی های جدید که ممکن است پیش بیایند را بگیرند. مردم شیلی فرزندان من هستند و من و نیروی جاذبه ام آنها را دوست داریم و به آنها کمک می کنیم که ذهن، روح، عقل و احساس پویا و رشدیابنده داشته باشند و زندگی آنها بهتر و رشدیابنده شود، چرا؟، چون از اشتباهات گذشته در زمان دیکتاتور پینوشه درس گرفتند و خودشان را همه جانبه با واقعیات اجتماعی و طبیعی هماهنگ کردند و از تضاد با خودشان و از تضاد با محیطهای اجتماعی و طبیعی و از تضاد با من مادرشان کاستند. محیط اجتماعی و محیط زیست و من زمین و نیروی جاذبه ام هم با آنها آشتی کردیم و با آنها تضادی نداریم و آنها را درست رهبری می کنیم. دیکتاتور پینوشه و دار و دسته اش خودشان را اصلاح نکردند و من آنها را نابود کردم. شما فرزندان ایرانی ام هم مثل فرزندانم مردم شیلی از گذشته های زمان شاه و زمان آخوندیسم درس بگیرید و  آن اشتباهات را تکرار نکنید تا بتوانید همانطور که در بالا گفتم خودتان را اصلاح کنید . در شیلی سالوادور آلنده‌ رهبر فقید شیلی در ذهن و روح مردم شیلی زنده شده و پینوشه برای همیشه مرده است.
موفق باشید!  پاینده ایران عزیز ما

این مطلب بخشی از کتابی است که اینجانب در آلمان منتشر کرده و از نظر حقوقی محفوظ است.

اکبر دهقانی ناژوانی

نصیحت مادرمان زمین به فرزندانش در ایران (بخش اول)

نصیحت مادرمان زمین به فرزندانش در ایران (بخش دوم)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)