در مراسم تنفیذ، خامنه ای نتوانست اختلاف خود را بر سر مسئله سیاست خارجی با روحانی پنهان کند. با توجه به آن که وزارتخانه های کشور و اطلاعات که دو اهرم کلیدی توسعه سیاسی هستند در دست اصولگرایان قرار دارد نمی توان از کابینه روحانی انتظار عبور از فضای ام

ویژه خبرنامه گویا

مهمترین محل اختلاف میان مسئولان جمهوری اسلامی از دوره هاشمی رفسنجانی تا به امروز، سیاست خارجی و پروژه هسته ای بوده است.

طرفداران تنش زدایی که رئیس جمهور جدید نیز یکی از چهره های شاخص آنان است، بر آن هستند که برای جلوگیری از انزوای جمهوری اسلامی و نجات اقتصاد از هم گسیخته و روبه فروپاشی کشور، سیاست دشمنی با آمریکا و شعار نابودی اسرائیل باید کنار گذاشته شود و در مورد پروژه هسته ای با قبول مشی شفافیت و پذیرش نظارت آژانس بر فعالیت های هسته ای ایران بستر توافق با ۱+۵ فراهم گردد.

اما نظر دیگری که هسته اصلی دیکتاتوری نظامی ـ امنیتی ایران منافع خود را در حمایت از آن جستجو می کنند، و ظاهراً رهبر جمهوری اسلامی نیز با آن همراه است، همچنان خواهان ادامه سیاست های شکست خورده گذشته در دو حوزه پیش گفته است.

حسن روحانی که در مناظره های انتخاباتی نظر نخست را یکی از وجوه اصلی گفتمان خود قرار داده بود و اساسا همین مسئله نیز یکی از دلایل استقبال رای دهندگان از او بود، تنش زدایی بویژه عادی شدن مناسبات ایران و آمریکا را لازمه پایان دادن به تحریم های خارجی و کلید اصلی حل بحران وخیم اقتصادی ایران و رفع خطر مداخله نظامی می داند.

خامنه ای و حلقه اصلی اطرافیان او همان گونه که اشاره رفت همچنان بر ادامه سیاست های خارجی گذشته اصرار دارند و اگر هم قرار به تغییراتی در این سیاست ها باشد، آن را نه در حوزه مسئولیت رئیس جمهور، بلکه جزئی از سیاست های کلان کشوری می دانند که فقط رهبر جمهوری اسلامی می تواند تصمیم گیرنده آن باشد.

خامنه ای حتی در مراسم تنفیذ رئیس جمهور نیز نتوانست اختلاف نظر خود را با رئیس جمهور جدید پنهان کند. لحن و محتوای سخنان او که بلافاصله پس از سخنرانی روحانی آغاز شد، نشان داد که میان رئیس جمهور جدید و رهبر جمهوری اسلامی در مسئله سیاست خارجی اختلاف عمیق است.

روحانی در سخنرانی مراسم تنفیذ برای چندمین بار خواستار تعامل با جهان، پرهیز از افراطی گری و حکمت در امر اداره کشور شد و آن را مستلزم نجات اقتصادی ایران دانست. او گفت مردم به گفتمان اعتدال رای دادند و تاکید کرد که رای مردم به او، رای به تغییر سیاست های گذشته، اجتناب از تندروی، حل مشکلات اقتصادی کشور و پایان دادن به نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی بوده است. او بر ضرورت اطلاع رسانی به مردم، پرهیز از بستن دهانها و اعمال دیکتاتوری تاکید کرد و قول داد که خود بر آنچه می گوید وفادار باشد.

خامنه ای اما مثل همیشه بر ضرورت ایستادگی در برابر دشمنان خارجی و در راس آنها آمریکا تاکید نمود و برای مردم فلسطین خواستار حقوق عادلانه ای شد که خود از مردم ایران دریغ داشته است. طرفداران سازماندهی شده رهبری هم در تایید سخنان او در وسط مراسم تنفیذ شعار همیشگی “مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه” سر دادند.
خامنه ای در سخنان خود مدعی شد که همه انتخابات های گذشته برخلاف ادعای دشمنان کاملا سالم و بدون تقلب برگزار شده است. او بطور ضمنی حساب روحانی را از اصلاح طلبان جدا کرد و رای مردم به او را رای به استمرار و تحکیم نظام دانست و با تاکید بر این که روحانی در همه مقاطع سی ساله گذشته بخوبی امتحان پس داده است، کوشید میان او و اصلاح طلبان تمایز قائل شود.

در مراسم تحلیف نیز روحانی بر ضرورت صلح با همه جهان مجددا تاکید کرد و گفت: با صراحت تاکید می کنم که ایران با هیچ کشوری سر جنگ ندارد. ایران “نه قصد تغییر مرزها را دارد و نه قصد تغییر هیچ نظام سیاسی را و آماده گفتگو و اعتماد سازی متقابل با همه دنیا است.”

آیا روحانی می تواند موفق شود؟

روحانی برای عادی سازی مناسبات ایران و آمریکا با دو چالش مهم داخلی و خارجی مواجه است:

۱ـ دولت موازی بیت
مهمترین چالش رو به روی روحانی، دولت موازی بیت به رهبری شخص علی خامنه ای است. فرماندهان و سران جریان نظامی ـ امنیتی وابسته به بیت رهبری که عوامل مستقیم کودتای ۲۲ خرداد ۸۸ و سرکوب ها و خونریزهای پس از آن هستند منافع اقتصادی و سیاسی خود را در ادامه وضع موجود می بینند. آنها از راه فعالیتهای تجاری ناسالم و شبکه های قاچاق واردات و صادرات که بر بستر تحریم های اقتصادی رشد سرطانی کرده اند، ثروت اندوزی می کنند و حاضر نیستند به این آسانی ها از منافع اقتصادی و موقعیت های سیاسی خود صرفنظر کنند. دشمنی با آمریکا و اسرائیل که یکی از وجوه اصلی ایدئولوژی هسته اصلی دیکتاتوری مذهبی ایران است، همواره بسترساز ادامه حیات مافیای نظامی اقتصادی وابسته به بیت رهبری و تامین کننده منافع بی حساب و کتاب اقتصادی آن بوده و هست. بدون کوتاه کردن دست این جریان از شریانهای اصلی اقتصادی کشور و برکناری مهمترین مهره های شاخص آن از پستهای حساس نظامی ـ امنیتی و قضایی؛ نه اصلاح سیاست خارجی کشور ممکن می شود و نه “نجات اقتصاد” کشور امکان پذیر است. مافیای نظامی ـ اقتصادی وابسته به بیت رهبر همان جریانی است که در دوره خاتمی هر ده روز یک بحران ایجاد می کرد. این جریان امروز بیش از آن زمان بر شریان های اقتصادی و تجاری کشور تسلط پیدا کرده است و به قول هاشمی رفسنجانی “به چیزی کمتر از همه کشور راضی نیست.” فقط شخص خامنه ای که خود این شبکه های خطرناک نظامی ـ امنیتی را به دور بیت رهبری تنیده است می تواند این موانع بزرگ را از سر راه روحانی بر دارد. اما خامنه ای آن چنان که پیدا است چنین قصدی ندارد، مگر آنکه روحانی و طرفداران اصلاح طلب وی بتوانند با حفظ تقویت مناسبات خود با جامعه مدنی و رای دهندگان و تکیه بر مردم خامنه ای را مجبور به قبول خواسته های مردم کنند. اما نگاهی به ترکیب کابینه پیشنهادی روحانی نشان می دهد که او نتوانسته و یا نخواسته است وزارت کشور و وزارت اطلاعات که هر دو برای شکل گیری و تضمین فعالیت احزاب نقش اساسی دارند را در اختیار گفتمان پیروز انتخابات قرار دهد.

برعکس ترکیب کابینه پیشنهادی روحانی نشان می دهد که توسعه سیاسی و عبور از فضای امنیتی کنونی به فضای سیاسی و مدنی در دستور کار دولت روحانی نیست. هر دو وزارت خانه های کلیدی اطلاعات و کشور که در این زمینه نقش اساسی دارند در اختیار اصول گریان قرار گرفته است. با این توصیف، دولت روحانی کنترل فضای داخلی کشور را به اصول گرایان سپرده و وظیفه اصلی خود را به عادی سازی مناسبات ایران و غرب که کلید نجات اقتصاد کشور دانسته می شود قرار داده است. اما با توجه به آنچه گفته شد پیشبرد تنش زدایی بدون فضای باز سیاسی و توسعه سیاسی داخلی بعید بنظر می رسد.

۲ـ دولت اسرائیل و محافل دست راستی آمریکا
کلنگی کردن و حتی تجزیه ایران یکی از آرزوهای شوم دولت نتانیاهو و محافل دست راستی حزب جمهوری خواه در آمریکاست. برخی از محافل قدرت در عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز با این هدف همسو هستند. خامنه ای و احمدی نژاد در سالهای گذشته با شعارهای توخالی علیه اسرائیل و آمریکا و اصرار بر عدم شفافیت پروژه هسته ای ایران بیشترین خدمت را به این محافل ارائه کرده اند.

این محافل از گفتمان تنش زدایی که روحانی بر آن اصرار می ورزد، ناخشنود هستند و اصرار دارند که روحانی هیچ فرقی با احمدی نژاد ندارد. تحریف سخنان روحانی توسط خبرگزاری فارس در مورد اسرائیل (سخنان روز قدس) چنان نتانیاهو را ذوق زده کرد که او بلافاصله بدون تحقیق درباره صحت و سقم خبر، با عجله از آن برای تبلیغات جنگ طلبانه خود بهره برداری کرد، و آن را به عنوان صحت ادعای پیشین خود، به خورد افکار عمومی بین المللی داد. جالب توجه آن که تکذیب خبر توسط نزدیکان روحانی مورد اعتنای بسیاری از روزنامه و محافل دست راستی که خبر تحریف شده خبرگزاری فارس را با آب و تاب منعکس کرده بودند، قرار نگرفت.

از این سو نیز، محافل افراطی جمهوری اسلامی مثلا روزنامه های کیهان و جوان خبر تصمیم نمایندگان گنگره آمریکا به تشدید تحریم ایران را با خوشنودی تاکنون چندین بار منتشر کرده و از آن برای مخالفت با سیاست های خارجی روحانی بهره برداری نموده است.

آمریکا و اروپا در دوره محمد خاتمی به سهم خود فرصت عادی سازی مناسب ایران و غرب را از دست دادند. روحانی فرصت تازه ای برای تنش زدایی میان ایران و غرب است. آمریکا و اتحادیه اروپا می توانند با کاهش تحریم ها در عادی سازی مناسبات ایران و غرب پیشقدم شوند و بدین وسیله حوزه مانور روحانی را در داخل کشور برای پیشبرد سیاست تنش زدایی وسعت بخشند.

نتیجه گیری: مردم به گفتمان سبز و اطلاح طلبی رای دادند، اما پستهای کلیدی کابینه روحانی بجز وزارت خارجه به اصول گرایان و مخالفان توسعه سیاسی واگذار شده است. حسن روحانی رسالت خود را بهبود مناسبات ایران و غرب قرار داده است. با توجه به آن که وزارتخانه های کشور و اطلاعات که دو اهرم کلیدی توسعه سیاسی هستند در دست اصولگرایان قرار دارد نمی توان از کابینه روحانی انتظار عبور از فضای امنیتی به فضای سیاسی داشت. حوزه مانور روحانی برای عادی سازی مناسبات ایران و آمریکا نیز محدود است و دو مانع مهم سد راه او است.

علی کشتگر

نیتی به فضای سیاسی داشت. حوزه مانور روحانی برای عادی سازی مناسبات ایران و آمریکا نیز محدود است و دو مانع مهم سد راه او است

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)