از آنجائیکه جمهوری اسلامی یک آشفتگی انقلابی و یک هرج ومرج تمام است لذا هیچکدام از شئونات آن هم بر قاعدۀ پیشینی و مکتوبی استوار نیست. بنابراین هر مراسمی در جمهوری اسلامی از ثبات مرسومی برخوردار نیست. مراسم تنفیذ حسن روحانی هم فارغ از این هرج و مرج اجرایی نبود و معلوم کرد که جمهوری انقلابی خامنه ای پس از ۳۵ سال هنوز از داشتن یک پروتکل تشریفات مراسم تنفیذ برخوردار نشده است. مقایسۀ مراسم روحانی با دورۀ اول شروع کار احمدی نژاد دارای دو اختلاف فاحش و عمدی و دارای پیام سیاسی مشخص بود:

اول اینکه برخلاف دوره های قبل که رییس جمهور سابق حکم تنفیذ رییس جمهور جدید را قرائت می کرد، احمدی نژاد متن حکم روحانی را قرائت نکرد و این محمدی گلپایگانی بود که حکم را خواند و بعد از پایان به احمدی نژاد داد تا او حکم را به خامنه ای بدهد.

دوم اینکه برعکس دوره های قبل و بویژه سال ۸۴ خامنه ای حاضر به روبوسی با روحانی نشد و با عدم استقبال از تمایل روحانی او را تحقیر و وادار به بوسه بر شانه اش کرد. در حالیکه احمدی نژاد را می لیسید بجای بوسیدن.

بدیهی است که من نمی خواهم عیب جویی بکنم و بگویم که این دو اتفاق نشانه ای قطعی از عدم رضایت خامنه ای از انتخاب روحانی و از روی سوء نیت بوده است. اما وقتی این تغییرات اعمال شده را اعلان نکرده و حتی بخود روحانی ابلاغ نکرده اند که قصد روبوسی با رهبر را نکند چاره ای نمی ماند که مطمئن شویم که این روش نه یک تصمیم حکومتی و در جهت تغییر در برگزاری مراسم تنفیذ بلکه برای نشان دادن فاصله ها و نوعی دهان کجی عصبانی کننده و لجوج حاکمیت بسوی مردمی است که روحانی را نتخاب کرده اند.

ضمن اینکه فیلم هر دو تنفیذ را گذاشته ام که ملاحظه و مقایسه کنید. – فیلم سال ۸۴ از دقیقۀ ۲۶:۳۰- این را به این دلیل برجسته دیدم و خواستم انگشت رویش بگذارم که حاوی پیام خوش آیند و مهمی است و آن عدم پذیرش روحانی از سوی خامنه ای در اولین گام و روبروی دوربین های تلویزیونی است. زیرا همانطور که گفته ام آرای روحانی سیاسی و در تقابل با استراتژی خامنه ای بوده و این موضوع خواسته یا ناخواسته باید به مقابلۀ “رأی ملت” با “نظر رهبر” ترجمه می شد و دور جدیدی از کشمکش های انشاءالله فیصله بخش بسود ملت راه می افتاد که در همین ابتدای امر اتفاق فتاد و مبارک است. خوبی این عمل در آنجائی است که خامنه ای شروع کننده و علنی کنندۀ این اختلاف است و هرچقدر روحانی تلاش کرد در این مدت که رأی مردم را در کاسۀ خامنه ای هم تفسیر و تعبیر کند پاسخی این چنین بی ادب و تحقیر کننده گرفت. لذا امیدوار باشیم که روحانی و هاشمی و دولت شان خواهند توانست بی رودر بایستی تر از آنچه که تصورش را داشتند سیاست کنند و خامنه ای را بعنوان ام الفساد نابودی ایران در برابر مردم تنها بگذارند. اگر با این حرکت تحقیر آمیز خامنه ای باز هم روحانی بر طبل مقام معظم بکوبد آنگاه معلوم خواهد شد که او نیز مردم را فریب داده و شخصیت مستقلی از ایران خواران نوکر خامنه ای ندارد. چنین مباد! یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)