نادر طالب زاده تو درست میگویی. شماها از کشتار مسافرانِ هواپیمای اکراینی، عبور خواهید کرد، همانگونه که از انسان سوزی در سینما رکسِ آبادان عبور کردید. همانگونه که از اعدامها بر پشت بام مدرسه رفاه گذشتید. شماها توانستید در چشم بر هم زدنی، از کشتارهای کردستان، آذربایجان، ترکمن صحرا و خوزستان عبور کنید.

 طالب زاده! تو کاملا درست میگویی. شماها از بیش از یک میلیون کشته جنگ ایران و عراق عبور کردید. شماها از قتل، کشتار، در بند کردن و شکنجه یِ نویسندگان و روشنفکران، زنجیروار گذشتید. شماها ابدا از به نمایش گذاشتنِ جنایت هاتان ابایی ندارید، چرا که همیشه به سلامت از آنان عبور کرده اید. سرکوب خونین اعتراضات کوی دانشگاه و سرکوب و کشتار معترضان را در سال هشتاد و هشت، به یاد داریم. جنایاتِ کهریزک و صدها زندانِ مخفیِ مشابه آن را هیچ گاه از یاد نمی بریم که چه ساده، از آن گذشتید. جنایاتِ دی ماهِ نود و شش و آبانِ خونینِ نود و هشت را هم.

 ما هرگز فراموش نمیکنیم که شما در عبور کردن هاتان، چقدر استادید! به یاد داریم کشتار معترضان در نیزارهایِ ماهشهر را، که به شهادت پرسنلِ پزشکی، سپاه پاسداران اعدام اسلامی تان، مزارع را محاصره کرده و با مسلسل دوشکا به معترضین شلیک کردند با عِلم به اینکه تمامیِ جانباختگان، جوانانِ غیرمسلح بودند، و شماها چقدر ساده عبور کردید! 

 در این بیدادخانه، هرگز فریاد دادخواهیی شنیده نشد. نویدها را بر دار کردید و عبور کردید. نداها را قربانی کردید و عبور کردید. جانِ بکتاش آبتین ها را گرفتید و عبور کردید. یزیدوار آب را بر مردمِ تشنه خوزستان بستید و همزمان برای حسین تان سینه زدید. ابایی نداشتید از اعلام اینکه تنها به سر معترضان شلیک نکرده اید بلکه، پاهاشان را هم هدف گرفته اید، و از اینها عبور کرده، رسیدید به شلیکِ مستقیم به چشمانِ کشاورزان اصفهانی.

 شماها در همان عبور کردن هاتان، ثروتِ این سرزمین را به تاراج بردید. آری شما از دریای خزر به نفعِ روسیه و از جنوبِ کشور به نفعِ چین گذشتید. شماها از اینکه برق رایگان به عراق داده و ما مردم را در تاریکی نگه داشتید نیز به سلامت عبور کردید. شماها از اینکه میلیاردها دلار پولِ مردمِ ایران را در سوریه و لبنان و یمن و فلسطین، هزینه جنگ افروزی هاتان می کنید و سهمِ ما جز فقر و فلاکت نیست نیز، با وقاحت عبور کرده اید. 

اگر بخواهم آمارِ جنایت هاتان را در طی چهل و اندی سال از عمرِ انقلاب منحوستان برشمارم، میشود مثنوی هفتاد من. از جنوب سیل زده تا بلوچستانِ بی آب، از خشکیِ زاینده رود و کارون تا خشکاندنِ نخلستانها، از محرومیت میلیونها کودک از امکانات تحصیلی تا ساخت مدارسِ تروریست پرور در سوریه، از نبودِ بیمارستان و دارو تا صدور دویست تُن انسولین به عراق، از وارد کردنِ محصولات چینی تا با خاک یکسان کردن تولیدات داخلی، از تورم تا بیکاری، از نابود شدن ارزش پول ملی تا بی ارزش شدن پاسپورت ایرانی، از رواج کودک همسری تا آمارِ فاجعه بارِ کودکانِ کار، از رواج تن فروشی برایِ لقمه ای نان تا گسترشِ عامدانه اعتیاد در میان جوانان. کافیست؟ یا باز هم بگویم؟ اینها تنها گوشه ای از هنرنماییِ شماست که به خیال خود، استادانه از آنان عبور کرده اید.

این جُور که می‌بریم تا کی …. وین صبر که می‌کنیم تا چند؟

طالب زاده! شما وقاحت را دیگر بار معنی کردید. درست است که شما از همه اینها عبور کرده اید، اما یقین بدان که مردمِ ایران هم از شما عبور خواهند کرد و تومارِ وقاحت تان را در هم خواند پیچید. 

بر اساس ایده ای از بانو نازیلا گلستان

پاینده ایران

علیرضا نوری پور

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)