حاکمیت ایران اجازه نخواهد داد حسن روحانی تا همیشه چهره‌ی معتدل خود را حفظ کند. شانه‌های رئیس‌جمهور منتخب در برابر جبری که الهیات سیاسی حاکمیت اعمال می‌کند دوام نخواهد آورد. اشمیت سیاست و الگوهای اعمال‌شده در آن را مبتنی بر الگوهای الهیاتی خیر و شر می‌داند و مانعه‌الجمع‌بودن این‌هر‌دو را قابل تسرّی به ساحت سیاست می‌دهد. امر سیاسی ناگزیر از دوگانه‌سازی است. از نخستین روزهای پس از انتخابات بازوهای بازجوییِ جناح حاکم برای تفتیش ماهیت دوست/دشمن در فیگور پساانتخاباتی حسن روحانی آغاز شده است. این روند به ناجوانمردانه‌ترین شیوه‌ی ممکن انجام می‌پذیرد. کیهان‌نویس‌ها دست به کار شده‌اند. توهم‌های خود را به روحانی نسبت می‌دهند. از طرف او حرف می‌زنند. نیت‌های او را با طیب خاطر پیش‌گویی و بازگویی می‌کنند. آن‌ها دوباره از حربه‌ی نخ‌نمایی استفاده می‌کنند که پیش از این در مورد خاتمی به کار می‌بستند. از زبان او ریشه‌کنی و نابودیِ اسرائیل را آرزو می‌کنند، ادعایی که اگر حسن روحانی آن را تأیید کند، وجهه‌ی بین‌المللی او تا حد زیادی زیر سؤال می‌رود و اگر آن را انکار کند، آرزوی تمامیت‌طلبان در راه حدگذاری میان دوگانه‌ی دوست/دشمن به تحقق خواهد پیوست؛ البته باید توجه کرد که ادعای نابودی اسرائیل مساوی با تأیید ماهیت نژادپرستانه‌ی رژیم صهیونیستی نبوده، نیست و نخواهد بود. موضوع بر سر فشارها و تحریم‌های خارجی و عواقب جبران‌ناپذیر آن روی مردم ایران است. تحریم‌های دارویی مقدّمه‌ی فلج‌شدن کلّی جامعه‌ی ما است که اگر تدبیری برای آن اندیشیده نشود، خیلی از هم‌وطنانمان را قربانی خواهد کرد (آن هم بدون جنگ و خونریزی!). حسن روحانی در برابر دو قطبی دوست/دشمنی که خواسته‌ی صریح حاکم است، چاره‌ای جز تقیه و استفاده از استراتژی‌های خلّاقانه ندارد. فعلاً زمان ریختن آبِ پاکی فرا نرسیده است. وارد شدن در بازی تفکیک‌گذارانه‌ی الهیات سیاسی در بافتار سیاسی جامعه‌ی ایران رخداد تعیین‌کننده‌ای است که در صورت نداشتن زمینه‌های مساعد و عدم باز-شکل‌گیریِ نیروهای اجتماعی و عدم مردم‌شدن کامل این نیروها ممکن است زودتر از موعد مهر ابطال بر اراده‌ی جمعی مردم بزند. بزرگ‌ترین هنر روحانی باید مدیریت خواست‌های تفکیک‌گذارانه‌ی الهیات سیاسی به‌مدد بهره‌گیری از بازی‌خوانی‌های استراتژیست‌های آگاه از اکنونیت جامعه باشد؛ حتا اگر مجبور باشد دوره‌ی هشت‌ساله‌ی خود را با این استراتژی به پایان برساند. مهم‌ترین مزیت استفاده از این استراتژی در طول این فرجه‌ی هشت‌ساله می‌تواند باز-ترمیم نیروهای اجتماعی و شکل‌گیری مجدد جامعه‌ی مدنی و بازتوانیِ فعالان سیاسی و روشنفکران باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)