بر اساس گزارش ها طی یک هفته گذشته یک کولبر کشته و ۱۰ نفر دیگر از آنها با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی در مرز استان های غربی کشور از جمله کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه زخمی شده اند.

در عصر روز سه شنبه نهم آذر در مرز نوسود از توابع شهرستان پاوه در استان کرمانشاه، تعداد دیگری از کولبران هدف شلیک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی قرار گرفته که در نتیجه دو نفر از کولبران به نامهای محمد نوسودی و امیر ویسی زخمی گردیدند.

در منطقه مرزی هنگه ژال از توابع شهرستان بانه یک کولبر با نام فریدون محمدی ۳۳ ساله، و گروهی دیگر از کولبران از سوی نیروهای پاسگاه “زلی” در منطقه مرزی “چومان” از توابع شهرستان بانه هدف تیراندازی قرار گرفته که در نتیجه یک جوان ۱۹ ساله به نام عادل علیپور کشته و کولبر دیگری به نام یاسین امین پور زخمی شده است.

طبق آمار گردآوری شده در آبان ماه امسال شش کولبر در مناطق مرزی استان های غربی کشور جان خود را از دست داده اند.

در این میان ۳ نفر در اثر واژگونی خودرو در مسیر راه کولبری، ۲ نفر در نتیجه تیراندازی نیروهای مرزبانی و یک کودک کولبر به نام سروش رحمانی پس اینکه نیروهای انتظامی مرزبانی نوسود محموله اش را توقیف میکنند، در اثر خودکشی جانش را از دست میدهد و فرد دیگری در اثر انفجار مین مجروح شده است.

در نتیجه سیاست کولبرکُشی رژیم  هر هفته خبر کشتار کولبران بی دفاع در مناطق مرزی ، خانواده قربانیان و مردم این دیار را در غم و اندوه فرو می برد. از سوی دیگر دستگیریهای دلبخواهانە، شکنجه کولبران و حتی پنهان کردن اجساد کولبرها همگی به رؤیە معمول دولت تبدیل شده‌اند.

در شرایطی که بحران کرونا در ایران روزانه صدها قربانی می گیرد، کارگر کولبر برای بدست آوردن یک لقمه نان علاوه بر خطر مبتلاشدن به کرونا باید خطرسقوط از پرتگاه، غرق شدن در رودخانه، یخ ‌زدن در برف و کولاک، رفتن بر مین‌ های بجا مانده از جنگ ایران و عراق و خطر مرگ در اثر شلیک مستقیم مزدوران سرمایه را هم به جان بخرد.

کولبرانی که در جستجوی نان زیر سایه مرگ به کار حمل محموله در نوار مرزی روی می آورند، در واقع نیروی کار اجیر شده تجار و دلالانی هستند که در شهرها و روستاهای مرزی کردستان مستقر هستند، اجناسی را از یک نقطه مرزی روانه و یا دریافت می کنند و بیشترین و بالاترین منفعت ها را بی آنکه هیچ خطری تهدیدشان کند به جیب می زنند و دستمزد ناچیزی به کولبران می پردازند.

طی سال های اخیر رکود شدید اقتصادی در ایران و تنگناهای مالی جمهوری اسلامی به عنوان محرکی برای توسعه تجارت کالاهای “قاچاق” در مناطق مرزی کردستان عمل کرده است. در این سال ها پا به پای افزایش نرخ بیکاری در شهرهای کردستان شمار بیشتری از کارگران بیکار به کولبری روی آورده اند و هر اندازه که شمار کولبران افزایش پیدا کرده دستمزد ناچیز آنها کاهش پیدا کرده است.

کولبران اگر در گذشته برای حمل هر کیلو بار مبلغ ۱۷ تا ۱۸ هزار تومان دریافت می کردند اکنون مجبورند در ازای حمل هر کیلو ده تا ۱۲ هزار تومان کوله ها را از گذرگاه مرگ عبور دهند. آنها در جستجوی نان مجورند کولبری کنند و همین جبر نان است که باعث شده خطرات و سختی های راه را با جان بخرند.

اما اگر افزایش شمار کولبران کاهش شدید دستمزد آنان را در پی داشته است، در مقابل کسب و کار بخش هایی از بورژوازی تجاری کرد را پر سودتر کرده است، آنها برای کسب سود بیشتر با جان و زندگی کولبران بازی می کنند.

با همه این مصائب، تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی کولبری و گام نهادن در جاده مرگ در جستجوی نان  هم ”شغل” به حساب می آید. این شرایط سخت و دشواری که رژیم اسلامی به کارگران و زحمتکشان نوار مرزی تحمیل کرده گوشه ای از پیامدهای سیاست شوونیستی جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان است. رژیم اسلامی با نگاه امنیتی و میلیتاریزه کردن مرزها و ساختن برج های عدیده دیدبانی برای شکار کولبران مرزهای کردستان را به قتلگاه این انسانهای شریف و زحمتکش تبدیل کرده است.

ژنرال های سپاه پاسداران در حالی این کوله بران زحمتکش را به بهانه حفظ امنیت به گلوله می بندند، که در قلب پایتخت دانشمندان اتمی یکی بعد از دیگری ترور می شوند، اسناد محرمانه اتمی به سرقت می روند و مراکز اتمی مورد حمله پهبادها قرار می گیرند. همین سیاست شوونیستی، همین نگاه امنیتی به کردستان و پافشاری رژیم جمهوری اسلامی بر تداوم آن، زمینە تداوم جنبش انقلابی کردستان را فراهم کردە است.

جنبش رادیکالی که کارگران و زحمتکشان و کولبران کردستان موتور حرکت آن هستند، جنبشی کە چنین محرومیت ها و بی حقوقی هایی را سرنوشت محتوم این انسان های ستمدیده نمی داند و می خواهد به همه این مصائب و محرومیت و ستمگری ها پایان بخشد، جنبشی که به همت جریان سوسیالیستی حاکمیت شورائی مردم کردستان را در افق قرار داده است.

بدون شک کارگران و مردم زحمتکش در کردستان در این مبارزە انقلابی و حق طلبانه تنها نیستند. کارگران هفت تپه، کارگران صنایع نفت و پتروشیمی، کارگران مجتمع مس سونگون ورزقان، جنبش معلمان و مردم زحمتکش سایر نقاط ایران کە از حاکمیت اسلامی بە تنگ آمدەاند و در مبارزه برای تأمین زندگی و معیشت خود چیزی برای از دست دادن ندارند در صف طبقاتی کولبران هستند.

فعالین و پیشروان جنبش کارگری ایران لازم است آشنا کردن هر چه بیشتر کارگران ایران و افکار عمومی با شرایط پر مخاطره “شغل” کولبری و درد و رنج و مبارزه حق طلبانه کولبران را امر خود بدانند و علیه کشتار آنان و در دفاع از حقوق انسانی این هم طبقه ای های خود، از هیچ تلاشی کوتاهی نکنند.

در شرایطی که کشتار کولبران ادامه دارد، فعالین و پیشروان جنبش کارگری و انسانهای مبارز در کردستان که طی سالهای اخیر در کوره مبارزه علیه زور و اجحاف رژیم به هم مرتبط شده اند لازم است برای برپائی کارزارهای سیاسی و تبلیعی و به راه انداختن جنبش اعتراضی علیه بیکاری و علیه کشتار کولبران دست به دست هم بدهند.

“سخن روز” – شبکه تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له

https://alternative-shorai.tv

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)