مدرسه فمینیستی: از آن جایی که جامعه ما، بسیار سیاست زده است، بنظر می رسد زمان آن رسیده که سامان فرهنگی بر سامان سیاسی اولویت گیرد. دولتمردان ما متاسفانه به سیاست زدگی مفرط حتی در حوزه آب و نان و بهداشت شهروندان دچارند. و درست این همان نقطه ای است که مشکلات جامعه ما آغاز می شود.

 

تظاهر و تفاخر به علم داشتن قدمتی هم پای جوامع بشری دارد چرا که  توده مردم برای کسی که علم بیشتری دارد اولویت و احترام قایل است. اما متاسفانه امروزه این آفت گسترش یافته که بسیاری در بیست سالگی یا حتی در کودکی به هر دلیلی یک تیتر دکتری برای خود جور می کنند تا در پس آن به عوام فریبی و سیاست ورزی بپردازند.

 

آمارها و تحقیقات، پایه علوم انسانی است ولی هنگامی که فرد یا گروهی، به هر دلیل بی سوادی یا فخر فروشی آمارها را بر پایه منافع فردی و گروهی خود تعیین می کند، برنامه ریزی ها و نهایتا عملکردها به گونه ای بیمارگونه می شود که امروز شاهد هستیم. از این رو گاه خوف آمار دروغین چنان گسترش یافته که وقتی در جمعی، آمار رسمی کشور ارائه می شود، بسیاری را وادار می سازد تا دیگران را از دادن آمار منع کنند. حال پرسش این است که مسئولیت این بی اعتمادی نسبت به آمار رسمی کشور برعهده چه کسانی است؟ از همین روست که می خواهم در اینجا تاکید کنم و بخواهم که زنان را در صدر مرکز آمار ایران و در مصدر نظارت بر طرح های عمرانی کشور قرار دهید، آن زمان خواهید دید که فاصله برنامه ها  و عملکردها در حد یک چاله است و نه دریایی که هر چه در آن آب بریزید پر نمی شود.

 

«فرهنگ شایسته»، کالایی ملموس نیست که در یک مدت معین آن را بتوان سفارش داد و به سرعت تهیه کرد. ایجاد فرهنگ شایسته نیازمند زمان است، آموزش می خواهد و خون دل خوردن های بسیاری را می طلبد، از این رو می توان گفت که این زنان هستند که از پس چنین کار مهم و درازمدتی برمی آیند.

 

زنان، سامان دادن فرهنگ را بر سیاست ورزی های ریاکارانه اولویت می دهند. حضور زنان متخصص در عرصه های مختلف همچون آموزش، بهداشت و نظارت را ارج نهیم و آنگاه خواهیم دید که چگونه فکر و عمل هم پای هم پیش می روند و تعقل و فرهنگ جای سیاست ورزی های بی مایه را می گیرد.

 

در این آشفته بازار سیاست جهانی که به نظرم انهدام و اضمحلال زندگی بشری را هدف گرفته است، باور کنید راهی غیر از سامان دادن فرهنگی بر پایه تعقل  و خرد نیست.

 

زواید و شاخ و برگ های بیهوده فرهنگی که سیاست ورزان مخالف حقوق زنان در جامعه طرح می کنند و از این طریق پست های بالاتر و درآمد بیشتری برای  خود به ارمغان می آورند، سمی است که بنیان حیات انسان، یعنی آن شریک دیگر خانواده را آماج تیرهای زهرآگین خود قرار می دهد. باید این وضع به تدریج با تدبیر و عقلانیت تغییر کند.

 

افزودن دم و دستگاهی بورکراتیک و ناکارآمد برای زنان و تعریف و تمجید از زنان در حرف و سخن، کافی نیست، بلکه باید در عمل، از حضور زنان در صدارت وزارت خانه هایی همچون آموزش و پرورش، بهداشت، ارشاد، و وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی استقبال کرد تا زنان بتوانند عملا از شایستگی های خود برای خدمت به کشور بهره ببرند. کوبیدن بر طبل تبعیض جنسیتی برای تداوم منافع سیاسی گروهی خود، فرجامش محروم ساختن ملتی از تعقل و فرهنگ است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)