عدم اعتقاد و بی توجه به دمکراسی،

دمکراسی یعنی حکومت مردم بر مردم. ولایت فقیه یعنی حکومت یک فرد (دیکتاتورمذهبی، سلطنت فقیه) بر مردم که متأسفانه نه دانش کافی اداره مملکت را دارد و نه پاسخگو است. اسلام ولایی اعتقادی به دمکراسی ندارد و مخالفین را به رسمیت نمی شناسد. متأسفانه در ایران با وجودی که ولی فقیه (دیکتاتور) سی و سه سال است که حکومت می‌کند،

حتی گزارشی پنج سطری از عمل‌کرد خود در طی این سالها ارائه نداده و هر منتقد خود را به شدید ترین وجهی سرکوب کرده و می کند.

عدم اعتقاد و بی توجه به حقوق بشر،

پیروان این نوع اسلام اعتقادی به حقوق بشر ندارند و نقض گسترده حقوق بشر در میان پیروان این جریان وجود دارد. در طول چهل و دو سالی که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، نقض حقوق بشر گسترده وجود داشته، حکومت دهها هزار نفر را زندانی کرده و هزاران نفر را در دادگاههای چند دقیقه‌ای بدون داشتن وکیل محکوم به اعدام کرده است.

از موارد نقض حقوق بشر در میان طرفداران این نوع اسلام اینکه در کلانتری ها، آگاهی ها و زندانها شکنجه(تعزیر) وجود دارد و مخالفین را شکنجه و یا وادار به اعترافات اجباری می نمایند. شلاق زدن(تازیانه) یکی از شیوه‌های این نوع طرز تفکر است.

عدم اعتقاد و بی توجه به حقوق زنان،

زنان بشر هستند و نیمی از اجتماع انسانی ما را تشکیل می‌دهند. اسلام ولایی بی توجه به حقوق زنان است، به باور آن‌ها مهمترین وظیفه زنان تنها خانه داری و بچه‌داری است. زنان حق ندارند رئیس جمهور و وزیر شوند و از مشاغل اجتماعی رانده می شوند. ارث زنان نصف مردان است. زنان نمی‌توانند حضانت فرزندان خود را به عهده بگیرند. زنان حق طلاق ندارند و تنها سه درصد نمایندگان مجلس زن هستند. زنان حق مسافرت و گرفتن پاسپورت بدون اجازه شوهر را ندارند و از نظر قوانین با مردان برابر نیستند. اسلام ولایی بطور کلی طرفدار فرهنگ قبیله‌ای و مرد سالاری است.

عدم اعتقاد و بی توجه به حفظ محیط زیست،

پیروان این نوع اسلام اعتقادی به حفظ محیط زیست ندارند. در بین علمای این نوع اسلام حتی یک فَتوا در مورد حفظ محیط زیست وجود ندارد. بخاطر همین مسئله است که پیروان این نوع اسلام در ایران با تجاوزات بی رویه به محیط زیست از طریق احداث صدها سد بی مورد و احداث تونل های انتقال آب باعث خشک شدن دریاچه و رودخانه های زیادی در ایران شده‌اند و کلاً محیط زیست ایران را تغییر داده اند. آلودگی هوا یکی از مشکلات بزرگ جامعه ماست، اسلام ولایی در این مورد نیز بی توجه است و از عالمان هیچ فتوایی در این مورد وجود ندارد.

اعتقاد به قوانین بسیار قدیمی متحجر،

پیروان اسلام ولایی اعتقاد به قوانین بسیار قدیمی عقب‌مانده و مربوط به هزار و چهارصد پیش دارند، در صورتی که صحیح آن این است که قوانین با زمانه جلو رود. اگر دو هزار سال پیش مردم را به صلیب می کشیدند، نمی‌توان اکنون نیز به صلیب کشید یا سنگسار کرد. در جمهوری اسلامی در اوایل انقلاب، از جانب طرفداران این‌گونه اسلام چندین بار سنکسار صورت گرفت، اعتراضات زیادی شد، اکنون حاکمان از ترس اعتراضات آنرا اجرا نمی‌کنند.

در اسلام ولایی عمده قوانین غط، خشن، مردسالارانه، وحشیانه و تبعیض هستند، در این قوانین برابری زن و مرد وجود ندارد، ارث زنان نصف مردان است، شهادت دو زن برابر یک مرد است.

در این قوانین شکنجه وجود دارد و نام شرعی آن تعزیر است و چهل و دو سال است که در زندانها بصورت وحشیانه ای اجرا می شود.شلاق زدن(تازیانه) ، قطع دست و یا پا یا هردو در این قوانین وجود دارد. قانون مهریه خیلی عقب‌مانده و مسخره است و مربوط به زمانی است که زنان خرید و فروش می شدند.

در این قوانین پدر و مادر می‌توانند فرزند خود را بکشند و مجازات نشوند.

قانون دیه یا خونبها خیلی مسخره و عقب‌مانده است و میزان آن با شتر سنجیده می شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)