یک ماه؛ سی بزنگاه

– “یعنی هیچوقت دلت نخواسته از مدرسه که میرسی خونه بوی برنج تو خونه پیچیده باشه؟”

این سوالی بود که استاد تنظیم خانواده سر کلاس، زمانی که از کار زنان دفاع می‌کردم و از مادرم می‌گفتم، رو به من پرسید!

او در نهایت بحث زمانی که راه‌های منطقی، توان دفاع از نظریاتش را نداشتند، می‌خواست به اصطلاح خودش، ببیند ته دلم چه حسی دارم و با تکیه بر احساس، جدال کلاسی را ببَرد.

این روش در ارتباط با حقوق زنان از سوی موافقان تبعیض، به شدت پرطرفدار است؛ کار به جاهای باریک که می‌رسد به دنبال احساسی کردن ماجرا هستند.

از ابعاد اقتصادی کار خانگی که بگویی، با ظرافت بسیار بحث را به بوی قرمه‌سبزی و عطر آبگوشت‌های مادر می‌کشانند. مظلومانه می‌گویند: “اصلا مگر می‌شود برای دستپخت مادر قیمت گذاشت؟” یا ابراز تاسف می‌کنند و می‌گویند: “اگر قرار است همه چیز با رقم و عدد سنجیده شود، پس عشق و محبت و فداکاری کجای کار است؟”

دقیقا پرسش اینجاست که چرا فداکاری به معنای فلج شدن زندگی یکی برای ابراز عشق خود به دیگری، اساسا ارزشمند است؟ در مرحله‌ی بعد اگر بپذیریم فداکاری از صفات ارزشمند است، چرا تنها یک سویه و از سمت زنان آنهم در قالب کار خانگی بی‌مزد و منت معنا می‌یابد؟

جالب است که اگر مردی تنها زندگی کند، در حالی که شغلی تمام‌وقت دارد اما می‌تواند از پس کارهای خانه‌ی خود مثل تهیه‌ی غذا و شست‌وشو و رفت‌وروب برآید، دلمان به حالش کباب می‌شود و گمان می‌کنیم زیر بار زندگی به ویژه کارهای خانه هلاک شده و برایش دعا می‌کنیم زن بگیرد بلکه از این زندگی خفت‌بار رها شود!

به زبان ساده اگر این مردِ مستقل و توانا ازدواج کند، دیگر از انجام  کارهای خانگی خلاص می‌شود و با خیالی آسوده می‌تواند به کار اصلی‌اش یعنی شغلی که دارد بپردازد! در واقع کارهایی که تا پیش از ازدواج تماما در محدوده‌ی توانایی‌ها و نیازهای مرد بود، به ناگاه تبدیل به کارهایی اضافی و زنانه می‌شوند که تا قبل از این به شکل نامعمولی به عهده‌ی خود مرد بود!

زن‌ها دقیقا مانند مردها حق دارند بیرون از خانه شغل و اعتبار اجتماعی داشته باشند، در خانه به استراحت بپردازند و بله، کارهای خانه را نیز موقعیتی برابر انجام دهند. کار خانگی یک کار بازتولیدی است؛ به این معنا که به جریان تولید و کاری که بیرون از خانه توسط افراد در نظام اقتصادی انجام می‌شود، کمک می‌کند. در واقع افراد اعم از زن و مرد با ایفای نقش به عنوان چرخ‌دنده‌ای از سیستم کلان اقتصادی، نیاز به خوراک، خواب، سکس و به طور کلی بازپروری دارند.

کار خانگی متشکل از جلوه‌های این بازپروری است و از این جهت کاری ضروری، مستمر و همیشگی است. با نگاهی عمیق‌تر به این مقوله، می‌توان گفت که در حقیقت نظام اقتصادی برای دو کارِ مستقل و ضروری، تنها یک واحد حقوق پرداخت می‌کند. حال با توجه به اینکه کار خانگی به عنوان بازوی بازتولیدیِ جامعه تماما به عهده‌ی زنان است، باید گفت متضرر اصلی طبق معمول زنان هستند. از سوی دیگر امروزه اکثریت زنان در حرفه‌های مختلف مشغول به کار هستند.

در حالی که خبری از تقسیم وظایف در حوزه‌ی کار خانگی به چشم نمی‌خورد. در بهترین حالت، مردها کمک‌دست زن‌ها در خانه هستند. اما آیا کمک کردن از سر لطف با مشارکت از سر وظیفه برابر است؟

قطعا خیر!

زمانی که اساس انجام کاری به عهده‌ی یک فرد است، دلمشغولی اصلی نیز با همان فرد است.

در این جریان اگر کسی به این فرد کمک کند، تنها شریک یک مرحله از یک کل منسجم بوده و شاید به تسهیل فرایند کمک کند اما در تعدیل ماجرا نقشی ندارد.

در کار خانگی، اگر مرد لطف کند و برای مثال هفته‌ای یک بار خانه را جارو بزند این امر چون وظیفه‌ی او نیست نمی‌تواند به صورت همیشگی مورد انتظار باشد؛ یعنی زن خیالش از انجام این یک مورد راحت نیست بلکه هر هفته باید این موضوع را به مرد تذکر دهد یا از او بخواهد.

نکته‌ی دیگر اینکه قضاوت‌‌ها و قیاس‌ها نیز همگی متوجه مسئول اصلی است؛ برای مثال اگر نظافت خانه‌ای چندان دلچسب نباشد تمام سرزنش‌ها و سرکوب‌ها نثار زن خانواده می‌شود. در این جریان، رقابت زن‌ها نیز حول موضوعی می‌چرخد که مطابق کلیشه‌ها امری زنانه است.

کار خانگی، کاری طاقت‌فرساست؛ تکرار و روزمرگی در این کار به شدت فرسایشی است. این کار تمام زندگی یک زن را تحت تاثیر قرار می‌دهد بی‌آنکه برایش ارزش و قیمتی وجود داشته باشد. در این کار خبری از درآمد، ساعت کاری مشخص، مرخصی، استعفا و بازنشستگی نیست.

از سوی دیگر برای بازپروری تمام اعضای خانواده، کاری ضروری و همیشگی است.

برای رسیدن به برابری و برچسب‌زدایی از این کار نابرابر خانگی، یا باید دیگریِ ثالثی در ازای دریافت دستمزد، عهده‌دار انجام این کارها شود یا به صورت مشارکتی بین اعضای خانواده تقسیم شود.

زندگی مشترک یعنی تمام خواسته‌ها و بایسته‌های زندگی انفرادی در کنار یکدیگر و کاملا به صورت مساوی و موازی تامین و تضمین شوند!

مسئولیت‌پذیر باشیم و مستِ این لطفِ مدام نشویم!

#همبستگی_علیه_نابرابری_فقر_خشونت 

#بیست_و_پنج_نوامبر 

@bidarzani‌

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)