چکیده :بله، آقای جنتی. ما خجالت زده ایم که آنقدر مسامحه گری کرده ایم که با 87 سال سن هنوز دست از سر این مردم بر نمی دارید. ما خجالت زده ایم که شما را در مقام غیر انتخابی چنان آزاد گذاشته ایم که پا بر همه ارزش های این انقلاب گذاشته…
آقای احمد جنتی حق دارد. لکه سیاهی که از انتخابات ۸۸ روی پیشانی ایشان و شرکایشان نشسته، نه با انتخابات ۹۲ و نه با صد انتخابات دیگر پاک نخواهد شد. نماد ضدجمهوریت، رای دزدی و مقابله با اراده ملت در تعیین سرنوشت، در نظامی که آمده بود تا میزان رای ملت باشد، حق دارد که هر از چندی با زبری کلامش به جان این لکه بیفتد، بلکه پاک شود. جنتی پس از کشتن ده ها نفر و به حبس کشیدن هزاران تن از سبزها در پی رخدادهای پس از انتخابات ۸۸، امروز در مقام خطیب نماز جمعه تهران مدعی شده که با این بخش بزرگ از جامعه مسامحه شده است و حالا باید از آقای جنتی و همپالکی هایش که نام خود را نام مستعار نظام گذاشته اند، خجالت بکشند. اما او هرچه این زبان زبر را روی این لکه می کشد، سیاهی پخش تر می شود. گویی غباری که زمان می رود تا روی سیاهکاری های او و شورای تحت ریاستش بکشد، هر از چندی به دست خود وی کنار زده می شود تا نسیان اجتماعی، نصیب کارهای آنها نشود.

البته این تنها دلیل گزافه گویی های او نیست. واقعیت آن است که با همه شاهکارهایی که او کرده، او به دست و پا زدن های بیشتری هم نیاز خواهد داشت و حق دارد که حالا حالاها دست پیش بگیرد و بگوید چرا سبزها عرق شرم بر پیشانی ندارند! با شاهکارهایی چون راه انداختن بساط نظارت استصوابی که بر اساس آن، تشخیص خود و هم گعده ای هایش در شورای نگهبان را بر تشخیص و اراده انتخاباتی مردم مسلط کرده، با نادیده گرفتن رای مردم تهران در انتخابات مجلس ششم که حداد عادل را به جای علی رضا رجایی بر کرسی نمایندگی نشاند، با کودتایی که در انتخابات مجلس هفتم با رد صلاحیت تقریبا کامل یک جریان درون نظام صورت داد و در انتخابات بعدی مجالس هشتم و نهم نیز آن را ادامه داد، و به خصوص در انتخاباتی که دیگر حرفی برای گفتن باقی نگذاشت، انتخابات ۸۸ که شورای نگهبان و اعضایش را به فعال ترین ستاد انتخاباتی احمدی نژاد بدل کرد، قبل از انتخابات اعضایش در همایش های کاندیدای مورد علاقه شان حضور یافتند و سخنرانی کردند و بعد از آن که در رای مردم دست برد میلیونی زدند تا اراده خود را بر مردم غالب کرده و باعث این همه گرانی و بی سر و سامانی کشور در همه ابعاد شوند.

بله، آقای جنتی. ما خجالت زده ایم که آنقدر مسامحه گری کرده ایم که با ۸۷ سال سن هنوز دست از سر این مردم بر نمی دارید. ما خجالت زده ایم که شما را در مقام غیر انتخابی چنان آزاد گذاشته ایم که پا بر همه ارزش های این انقلاب گذاشته اید، خون هزاران شهید را با سلطنتی که پایه آن را با ایستادگی در برابر رای مردم، به اسم ولایت رقم زدید را لگدمال کرده اید و تریبونی که از آن صدای طالقانی ها و منتظری ها و هاشمی ها می آمد حالا باید صدای حضرتعالی و احمد خاتمی ها را بشنویم. و حالا از مقام مدعی نظامی که بیش از هرچیز از دل نظارت استصوابی به استحاله کشیده شده، حرف حق تقلب و تخلف در انتخابات را تهمت به نظامی میدانید، که نظام نیست، قایق جنتی و دوستان است.

خجالت هم دارد در کشوری که این همه شهید به نام دین خدا داده، صدارت شورایی که قرار است با حضور متقیان تشکیل شود، با بی تقوایی چون شما باشد.

راستی، شما تا حالا هرچه درباره تقلب در انتخابات ۸۸ داشته اید را گفته اید و حرف تازه ای نمانده است. فقط یک سوال می ماند. همه تریبون های مهم که در اختیار شماست، تمام اطلاعات و آمار و ارقام وجزییات انتخاباتی هم که در کف بی کفایت شماست، این سوی ماجرا هم که جز چند سایت فیلتر شده ابزاری برای پاسخگویی ندارد، با این همه امکانات چرا هیچ کس قسم حضرت عباس هایتان را باور نمی کند؟ چرا هیچ آگاه به مسایل سیاسی، از هر جناح سیاسی که فرض کنیم، پیدا نمی شود که شما را بی طرفی عادل دربین جریان های سیاسی و به خصوص در رقابت انتخاباتی ۸۸ بداند؟ شما که به نام تقوا بر کرسی صدارت شورای نگهبان تکیه مادام العمر زدی، تریبون و ابزار تبلیغاتی و قوه قهریه و همه چیز در خدمتتان است. چرا ۴ سال قسم هایتان در هیچ باوری ننشسته است؟ این همه بدنامی بازتاب کدام عمل شما بر زمین خداست که مخلوق هایش از سر ناچاری در برابر اینکه قانون راهی پیش رویشان نگذاشته تا حرفشان را مستقیما به گوشتان برسانند و سر جایتان بنشانند، برایتان لطیفه می سازند؟

آقای جنتی، شما که در آخرین تلاشتان برای ایستادگی در برابر رای مردم، این بار باختید، فرمان حصر را از همین تریبون غصبی نماز جمعه علیه موسوی و کروبی صادر کردید، شرایط را برای آمدن خاتمی بر هم زدید، هاشمی رفسنجانی را با وقاحت تمام رد صلاحیت کردید و نهایتا از جایی که فکرش را نمی کردید، ضربه را از رای مردم خوردید، واقعا خجالت نمی کشید؟ ۱۸ میلیون رایی که به روحانی داده شد و میلیون ها رایی که پای صندوق ها نیامد اگر شما را به خجالت نمی کشانند، که دیگر حرفی نیست، اما فکر فردایی باشید که نه ولی فقیهی هست که پشتیبانتان باشد و نه قانونی که هر طور خواستید آن را تفسیر کنید و نه تریبون های یکسویه در اختیارتان خواهد بود. آنجا که پدر و مادر هم دست فرزند خود را رها می کنند و کسی به داد کسی نمی رسد مگر اعمال انسانها در این سرای فانی.

آرشیو نوشته های علی بردبار

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)