مقام رهبری نزدیک مقام عصمت است!
ولی فقیه سوم؛ خطری که در کمین است!(۹۸ )
حکایت حکومت ولایت فقیه در سرزمین ایران
فصل دوم ( ۵۵)
تصویب اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان قانون اساسی (اول) تا دوره ی مطلقه
تدوین و تحقیق از: محمد شوری (نویسنده و روزنامه نگار)
@shourimohammad

[محمد جواد] حجتی کرمانی:
بسم الله اررحمن الرحیم
اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا مناقسه فی سلطان ولاالتماس شیئی من فضول الحطام و لکن لنردالمعالم من دینک و نظم الصلاح فی بلادک…
[محمد] کرمی:
به گریه و زاری احتیاج نیست. مقدسات را حذف کنید!
حجتی کرمانی:
خواهش می کنم جناب آقای کرمی و سایرین، میان حرف زدن من چیزی اظهار ننمایندچون من اعصابم خراب است!
[محمد] یزدی:
مقدسات سخن را حذف کنید!
حجتی کرمانی:
من از جناب آقای رئیس خواهش می کنم اجازه ندهند برادران با سخنان بین الاثنین رشته کلام از دست من خارج شود.
[محمد ]کیاوش:
مدت صحبت ایشان محدود باشد، ولی هر چه دلشان می خواهد بگویند!
حجتی کرمانی:
تقاضا می کنم هر کس با سخنان من موافق نیست و نمی تواند شنیدش را تحمل کند از جلسه بیرون برود.
بهشتی(نایب رئیس):
آقای حجتی لطفا رعایت بعضی از مسائل را بفرمائید.
[ابوالقاسم] خزعلی:
ایشان عصبانی هستند اجازه بدهید۱۰دقیقه صحبت کنند!
حجتی کرمانی:
اجرای آئین نامه با رئیس جلسه است. با ایجاد تشنج در جلسه عملا خفقان بوجود می آید. بعدا مدام می گوئید کدام خفقان؟
کیاوش:
من ازاول تاحالا فقط دو تا ۷ دقیقه صحبت کرده ام ولی شماها دیگر مجال به من نداده اید…
حجتی کرمانی:
بفرمائید آقا! بفرمائید آقا بنشینید! بگذارید مطلبم را عرض کنم. شما از مقدس ترین اصل اسلامی [ولایت فقیه] دارید به بدترین نوع دفاع می کنید و مردم را علیه خودتان تحریک می کنید و مملکت را به انفجار می کشانید!
یکی از نمایندگان:آقا اینکار تحریک مردم است…
بهشتی(نایب رئیس)
اینگونه تذکرات را به عهده رئیس جلسه بگذارید. و اگر در بعضی موارد لازمست اغماض بشودمی شود. و گمان می کنم نتیجه گیری خیلی بهتر باشد… آقای حجتی بفرمائید!
[رحمت الله]مقدم مراغه ای:
ایشان الان در حالت عادی نیستند!چند دقیقه تنفس بدهید چون خودمن هم درمواردمشابه این وضعیت دیگر قادر به ادامه صحبت نیستم…
بهشتی(نایب رئیس):
آقای مراغه ای ما وقتی جلسه را آرام می کنیم تازه شما از سر می گیرید!
حجتی کرمانی:
تقاضا می کنم آقایان صلواتی ختم بفرمایند… اگر صحبت امروز من قدری طول می کشد به خاطر این است که ما داریم خطرناک ترین تصمیم را در تاریخ این مملکت می گیریم. این می تواندخطرناک ترین و بدترین تصمیم با بهترین و مهم ترین تصمیم باشد! ولی هر چه باشدهمانطوری که عرض کردم در عمل بدترین نوع دفاع را از این تصمیم جلسه ما کرده است و همین کاری که ما تا بحال کرده ایم، اثر خیلی بدی داشته است…. این یک مساله جامعه شناسی است! من فقیه نیستم ولی این مساله باید در جامعه بررسی بشود، و طرز تحقیق در جامعه شناسی غیر از اینجا نشستن و بحث کردن است. این بحث های ما همه اش بحث های ذهنی است! ما باید در جامعه برویم و ببینیم مصلحت جامعه مان بینی و بین الله چیست و ولایت فقیه را ما از نظر اجرایی به چه شکل بهتری می توانیم اجراکنیم که مزاج جامعه ما پذیرای آن باشد و هضمش کند…. ولایت فقیه را اگر مابه یک شکلی اجرا کتیم که مزاج جامعه بپذیرد و عکس العمل نشان ندهد و رحمت خدا و فیض الهی و ارمغان انقلاب بداند… یک آدم ضد دین و ضد مملکت ولی با استعداد به این آتش دامن می زند. همانطور که برادرمان آقای بنی صدر در مقاله ای نوشته بود ما اگر یک پیش بینی جامعه شناسانه بر اثر شناخت جامعه داشته باشیم در مقابل شایعات دیکتاتوری آخوندی و استبداد روحانیت که در همه جای مملکت شایعه کرده اند حقیقت را به صورت دیگری به مردم نشان خواهیم داد…. این از لحاظ جامعه شناسی درخور تامل است و الان هم باید کاری کرد که این تصورات غلط از بین برود. نگوئید آیت الله منتظری یا آقای بهشتی که قصد استبداد ندارند و به تصورات مردم چون حقیقت ندارد پس نباید به آن اعتنایی کرد! شما که واقعیت رامی بینید این تصورات را از مردم زائل کنید… ما با نوشتن این قانون اساسی بعضی تحصیلکرده ها را ناراضی می کنیم ومردم عادی هم که چندان از آن سر درنمی آورند. و شاید برایشان تفاوتی نداشته باشد ولی همین روشنفکران اززمینه نارضایی ها استفاده می کنند؛مثل حزب توده… آیا ولایت فقیه را که در این اصل می خواهیم پیاده کنیم این تنها شکل آن است؟ یا به اشکال دیگری که می تواند این اصل پیاده بشود با رعایت اصول جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی به طوری که ملت ما اصل ولایت فقیه را همانگونه که هست به عنوان یک رحمت الهی به عنوان پاسدار اسلام، به عنوان کنترل اسلام که به دست دشمن نابود نشود، بپذیرد!…
ما وقتی پیشنهاد کردیم جمهوری اسلامی، برای اکثریت مردم مفهوم روشنی بود و عده ای که می گفتند ما از آن چیزی نمی دانیم به آن رای ندادند. به هرحال در جمهوری اسلامی آنطور که برای مردم شناخته شده است رئیس جمهور منتخب مردم است و او سکان این کشتی می باشد. بهترین راه این است که شرط رئیس جمهور شدن را فقاهت قرار بدهیم و برای اینکه تعدد قدرت نشود و مساله برای مردم کاملا روشن گردد، امام ریاست جمهوری را بپذیرند. خود من موافق این مطلب هستنم و از دو ماه پیش آن را عنوان کرده ام و یا اینکه رئیس جمهور از مراجع مسلم وقت اجازه داشته باشد.. شورای نگهبان هم داریم. بین مراجع هم اختلاف بوجود نمی آید… گفتیم ما شورای نگهبان هم داربم رئیس حمهوری هنوزبا ختیاراتی که بعدش می رسد آنجامی نویسیم این رئیس جمهوربایدمورد تصویب وتائیدمراجع مسلم وقت قراربگیردوقتی که اینطور شدمتهم به استبداددینی نمی شوید و مساله ولایت فقیه هم در همین است!

[شیخ علی ]تهراتی:
بنده چون از اول گفتار آقای مکارم و بعد آقای حجتی را درست یادداشت کرده بودم و بعضی از دوستان هم وقت شان را که جلوتر از من گرفته بودند، به من مرحمت فرمودند این وظیفه به عهده من گذاشته شد… می خواهیم بررسی کنیم آیاگفتار این دو بزرگوار درست است؟… آقای مکارم ما کاری به مقدمه فرمایشات که کم لطفی کردند نداریم و جواب به آن نمی دهیم و یکی از کم لطفی هایشان این بود که گفتند همه آقایان در گوشه و کنارمملکت قدرت دارند و مثلا ما را تهدید می کنند، این جور نیست… بنده گفتار ایشان را در دوقسمت خلاصه می کنم:
قسمت اول این بود که فرمودند من با ولایت فقیه موافقم و مخالفتی با آن ندارم، ولی از ولایت فقیه ما دو چیز توقع داریم، باید به وجهی آن رابررسی و تنظیم بکنیم که ولایت فقیه حفظ بشودوبه محظور هم در آینده مبتلا نشویم‌. محظوراتی که بعد ذکر می فرمایند پنج محظور است… ایشان دو جهتی که برای ولایت فقیه ذکر کردند یکی از آن این است که یک وقت قوه مقننه و قوه مجریه ما، خلاصه نظام مملکت ما به خلاف اسلام نرود.و یا ضداسلام نباشداین راشورای نگهبان تامین می کند… و مطلب دیگر رئیس جمهوری که در راس تمام قوا قرارگرفته از قبل فقیه، رئیس جمهوریش امضا بشود که کارهایشان نفوذ داشته باشد کانه خود فقیه است. و تمام همان ولایت فقیه است. و همان تصرفات فقیه است. ایشان این را فرمودند ولایت فقیه باید حافظ این دو جهت باشد و ما با اینکه می توانیم امضا کردن رئیس جمهوری رادراختیار فقیه بگذریم می خواهیم جهت دوم را حفظ کنیم. که تصرفات، تصرفات حکومت اسلامی باشد. جهت اول هم که ضد اسلام نباشد شورای نگهبان حفظ می کند. بعد هم اشاره کردید به آقا که آقا رهبر انقلاب استثنایی بودند و در آینده معلوم نیست که چنین فردی یا افرادی که جای یک فرد را بگیرد به حسب مصداق تحقق داشته باشد تا ما کارهایی که دست ایشان است به ایشان بسپاریم.
ببینید در قسمت اول ما می خواهیم ضد اسلام نباشد. می خواهیم تصرفات هم طبق امامت در اسلام باشد. که بر گردد به اطاعت خدا، ولی باید احتیاطات لازم را هم انجام بدهیم باید حتی احتمالات ضعیف را که در آینده ممکن است محظوراتی در قانون اساسی پیش بیاید با قیود و شرایط بیشتر حتی المقدور جلوگیری کنیم و یک محکم کاری بیشتر در نظر بگیریم. که انشاالله محظوری هم پیش نیاید. پس این دو جهت درست است… اگر اینکه رئیس جمهور دارای تمام اختیارات باشد و مقداری اختیار در دست فقیه نباشد، فقیه یا شورای رهبری، بنده مطمئنم که در آینده نظیر آقا پیدا نمی شود. درست می گویند و قهرا شورای نگهبان انتخاب می شوند.البته مادعا می کنیم مانند آقا پیدا بشود. اما اگر نشد کسی که تمام جهات آقا در او نباشد قهرا شورای رهبری می شود. آن شورای رهبری که فقیه است عادل است، جامع الشرایط است. مخالف هوا است. و به اهل زمان خود شناسا است و شجاع است وآگاه است.آن مقام اگر مقداری از اختیارات در دستش باشد همین که ایشان گفتند بهتر حفظ می شود. نه ضد اسلام می شود و هم جریان امر طبق دستور خدا و طبق ولایت فقیه‌می شود.
در پنج اشکالی که ایشان کردندو یکی از آنرابررسی می کنیم معلوم می شود که هیچ فرقی نمی کند برای مردم که تمام اختیارات دست یک نفر باشد یک رئیس جمهور برگزیده بشود و تمام اختیارات اجرائی و ولایی به او محول بشود. یا یک مقدارش به او محول بشود و یک مقدارش در دست ولایت فقیه بماند. این از جهت عمل خارجی باهم دیگر احتیاج نیست. و الا درجهت خارجی هیچ فرقی نمی کند. مصالح ملت که ما معتقدیم ولایت فقیه حافظ منافع ملت است. حکومت اسلامی حافظ منافع ملت است و لذا ما معتقدیم اکثریت ملت ولایت فقبه را می خواهند و فقط غرض وزرها نمی خواهند. اگر مصالح و منافع ملت تامین شد، همه گرایش پیدا می کنند و هیچ نارضایتی هم پیدا نخواهد شد.و مردم بیشتر روی احتیاط می خواهند یک مقدار از اختیارات دست رئیس جمهور و یک مقدار دست ولایت فقیه باشد. نه همه اش دست یک نفر. تمرکز قدرت نیست که خطری مملکت را تهدبد بکند و به انحراف مبتلا بشود که بگوید من تا آخرعمر رئیس جمهورم‌، چنانچه دربعضی کشورها می بینیم این امرتحقق پیداکرده است… بعد ایشان گفتند که مردم خودشان رئیس جمهور را انتخاب می کنند وقتی که رئیس جمهور را انتخاب کردند قهرا از خودشان می بینند.دست خودشان می بینند و به آنچه او می گوید و دستور می دهد و می کند راضی هستند چون خود او را انتخاب کرده اند ولی ایشان می گویند که مقدار کمتری از اختیارات در دست ولایت فقیه باشد و مقدار بیشتری در دست رئیس جمهور ی. ما هم همین را می گوئیم! منتها ایشان فرمودند: اگرمقداری دست ولایت فقیه باشد مردم می گویند دیکتاتوری… ولی رئیس جمهور را خودشان انتخاب کرده اند. البته مردم را هم بعدا خواهیم گفت کدام مردم؟… هرچه کوچک،اختیارات کم هم بدهید به ولایت فقیه اگر ولایت فقیه از طرف مردم نباشد باز می گویند دیکتاتوری. این فرق نمی کند. البته ایشان می گویند ولایت فقیه را قبول دارم ولی اختیار کمتری به اوبدهید، چه فرقی می کند؟ خوب به این هم می گویند دیکتاتوری! همان مردمی که دادن فرماندهی عالی کل قوا را به رهبر، دیکتاتوری می گویند کاندیدا کردن رئیس جمهور ی با امضا کردن حکم او را بدتر می گویند و در هر صورت آنها ایرادخواهند گرفت.مامثل ایشان در این اجتماع هستیم. این اقلیت ناچیز همیشه ناراضی هستند… همه ولایت فقیه را می خواهند. با ما هم تماس می گیرند و می گویند بهتربن اصل قانون اساسی همین اصول مربوط به ولایت فقیه است که یک افرادی که عادل ودلسوزبرای و وابسته به خداو پیامبراکرم وامام زمان هستند، ناظر باشند. ولایت داشته باشند، نسبت به امور مردم این مقدار قلیلی که برادرمان اشاره کردند، گاهی تحت عنوان غرب گرا و یا روشنفکر هرچه هست ایراد می گیرند ولی اکثریت مردم غیر از این فکر می کنند. علاوه بر این مگر ولایت فقیه انتخابی نیست؟ رئیس جمهوری انتخابی و رجوع به آرای عمومی است، اما ولایت فقیه رجوع به آرای عمومی نیست؟… اگر فرماندهی کل قوا را به رهبر یا به ولایت فقیه بدهیم با مزاج مردم سازگار نیست؟ و در بیرون نمی باید؟ و اگر این بند را حذف کنیم بقیه اش با طبع مردم جور در می آید؟ این مزاج را از کجا ما بدست آوردیم؟ اگر فرماندهی عالی کل قوا به رهبر یا شورای رهبری یا به قول ایشان به ولایت فقیه داده شود چه محظوری پیش می آید که مردم ناراحت می شوند؟… فرصتی پیش آمده است که ما حکومت اسلامی را در مجرای خودش قراربدهیم و یک دیکتاتوری به این ملت مسلط نشود دیگر چه اشکالی پیش خواهد آمد؟این هم فرماندهی کل قوا نیست؟ فرماندهی کل قوا است!… مقام رهبری نزدیک مقام عصمت است. نزدیک به این است که هیچوقت گناهی نکند. هیچ وقت خطایی از او سر نزند. چرا؟ برای اینکه موظف به مشورت است. موظف است که از نظر متخصصان در کارها بهره بگیرد…. تنها فرماندهی کل قوا است که اشکال دارد؟ چه فرقی می کند؟ نقص به خود شما هم هست! وقتی ریاست جمهور را انتخاب می کند اصلا برود در خانه اش بنشیند و ولایت فقیه را رها کند! و کاری هم به عزل و نصب و امضا نداشته باشد. و هیچ چیز! فقط شش نقر نگهبان را تعیین کند برای اینکه خلاف اسلام نباشد و بعد هم برود درخانه اش بنشیند و کاری هم نداشته باشد بخاطر اینکه ریاست جمهور تعیین کرده است،! رئیس جمهور که هنوز هم در این اصل نیست که اوکاندیدا بکند و اگر هم بیاورد انحصاری نیست!… بعد از اینکه نظام صحیح و حکومت مستقر و حکومت ثابت اسلامی انشاالله پیاده شد و مجلس شورا تشکیل شد و رئیس جمهور تعیین شد و دولت مورد خواست و علاقه ملت تحقق پیدا کرد و دیدند که این ولایت فقیه چه نور و اشعه ای و چه انرژی به حکومت شان می دهد و چه انرژی به قوه قضائیه و مجریه ومقننه می دهد، اگراینهارابه چشم خودشان بینند آنوقت گرایش بیشتری پیدامی کنندو هیچگاه نارضایی در بین آن ها بوجود نمی آید!

ماخذ:
کتاب صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج۲، جلسه چهل و یکم ، ۱۷ مهرماه۱۳۵۸. ص ۱۱۲۱ تا ۱۱۳۰

ادامه دارد…
۱۵ آبان ۱۴۰۰
نه به ولی فقیه سوم!
پیشگیری بهترین درمان. علاج واقعه قبل از وقوع.

t.me/shourimohammad
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)