فیلم باغبان محسن مخملباف که در اسرائیل ساخته شده در جشنواره سینمایی اورشلیم با حضور فیلمساز به نمایش درآمد. این رویداد می توانست یک رویداد ساده فرهنگی باشد. اما تاریخ سه دهه تنش بین ایران و اسرائیل این فیلم و حضور مخملباف را به بحثی داغ تبدیل کرده است. عده ای در داخل کشور او را مثل مظنونی همیشگی به هر چه می خواهند متهم می کنند چون خط قرمز نظام ولایی را شکسته و گروهی در خارج از کشور او را ملامت می کنند چون او از نظر آنها سیاست تحریم اسرائیل را نقض کرده است.

باغبان فیلمی در باره صلح است و پیش از این در فستیوال فیلم بیروت هم به نمایش گذاشته شده و جایزه بهترین مستند را دریافت کرده است. مخملباف اولین ایرانی سرشناس از نسل انقلاب است که در اسرائیل فیلم می سازد و در جشنواره ای اسرائیلی شرکت می کند. او فیلمسازی مولف است که با سینما پیام سیاسی می دهد. زمانی در افغانستان دوران طالبان فیلم می ساخت تا آنچه را بر مردم افغانستان می‌گذشت روایت کند و اینک در اسرائیل فیلم ساخته تا در مستند شاعرانه خود از خدمت و خیانت مذهب به صلح بشری و از آیین بهایی بگوید که از ایران سرچشمه گرفت و در فلسطین عهد عثمانی بالید؛ آیینی که پیروان اش در ایران پس از انقلاب به شدت سرکوب شده اند و از حقوق اولیه خود مانند آموزش هم محروم اند.

حضور مخملباف در اسرائیل همزمان هم نفی کننده سیاست جمهوری اسلامی است و هم نقد سیاست گروهی از اپوزیسیون که سیاست بایکوت و تحریم را همچنان ادامه می دهند. ما با مخملباف هم عقیده ایم که بایکوت فرهنگی‌ اسرائیل راه چاره نیست و تنش میا‌ن اسرائیل و اعراب وقتی از میان می رود که به جای جنبش بایکوت جنبش صلح راه بیندازیم. ایرانیان سه دهه است با کشوری در ستیز اند که آن را نمی شناسند و با آن رفت و آمد ندارند. ادامه این روند قهر تنها به سود کسانی مانند محمود احمدی نژاد است که هیزم بیار آتش خصومت در هشت سال اخیر بوده است.

ما معتقدیم که مخملباف با ساختن این فیلم در کشور اسرائیل سنگ بنای اولیه ساختن پلی فرهنگی‌ میا‌ن دو کشور را گذاشته است و اکثریت مردم دو کشور از این اقدام صلح طلبانه او استقبال می کنند. گفتمان قهر آمیز و جنگ طلبانه میان ایران و اسرائیل نه به سود دو کشور است و نه به سود منطقه ما. اقدام مخملباف به شکلی نمادین و کم هزینه بازگوی این خواست تازه است. هر نوع تسهیل روابط فرهنگی میان مردم خاورمیانه به سود فلسطینیان نیز خواهد بود. او با اهدای جایزه اش به بازیگر آفریقایی فیلم پیام خود را تکمیل کرد. بازیگری که هشت نفر از اعضای خانواده اش را در نسل کشی رواندا از دست داد اما توانست بر نفرت خود غلبه کند و دشمنان اش را ببخشد و حتی گناهشان را فراموش کند. در جهان پر از نفرتی که ما زندگی می کنیم او یک الگوست.

مخملباف یکی‌ از بهترین نمونه‌های تحول و تغییر جامعه ایرانی و نسل انقلاب به سوی انسان دوستی و رها کردن اصول جزمی گفتمان زوال یافته انقلاب است. او نمونه مردمی است که از وضعیت آرمان محور مسلح به ایدئولوژی و جزم اندیشی مونولوگی عبور کرده و به آزاداندیشی و دیالوگ انسان محور رسیده است. صدای رسای چنین تحول و تکاملی نخست در جنبش سبز طنین انداز شد که مخملباف خود از حامیان و فعالان اصلی آن بوده است. مخملباف در این تحول فرهنگی‌ نقش پیشآهنگ و پیشگام دارد اما تنها نیست و جمع بزرگی از ایرانیان را نمایندگی می کند. کسانی که اندیشه بایکوت را رها کرده اند امروز خود را در کار و اقدام فیلمسازی بیان می کنند که زمانی فیلم بایکوت را ساخت اما اکنون در کنار مردمی ایستاده است که به بایکوت پشت کرده اند. از نظر ما او در مرام اش و انتخاب اش بحق سخنگوی نابِ بخشی از ایده آل‌هایی است که در جنبش سبز تبلور پیدا کرده است.

توضیح در باره امضاها: بیانیه حمایت از مخملباف و مخالفت با سیاست بایکوت به مدت 3 روز به صورت آنلاین در اختیار عموم قرار گرفت و بیش از 250 نفر از شهروندان از جمله هموطنان بهایی، روزنامه نگاران، استادان دانشگاه و فعالان مدنی آن را امضا کردند. فهرست منتخب زیر صرفا شامل نامهایی است که به صورت کامل ثبت شده اند (یا از طریق ایمیل اعلام حمایت کرده اند). اسامی شهروندان غیرایرانی هم در فهرست وارد نشده است:

 آ

داریوش آشوری، مهرداد آریا نژاد،  فربد آریایی، پتکین آذرمهر، نگاره آیت

الف

فرهاد افشار، گندم احتشام، شهداد امری، علی اسکندرزاده، عبدالرضا احمدی، آرش اعلم، صهبا الستی، ایرج اشرفی، آرش اعلم، شبنم الفت

ب

میثم بخشی، نوشین بختیاری، سرمد بحرینی، سیاوش بهمن، فروزان بهنیا

پ

آرش پارسا، پگاه پروینی، علیرضا پورپیرعلی

ت

شیدان تسلیمی، حسین تاراز، سعید توکلی، کتایون تقی زاده، نرگس توسلیان، محمد تنگستانی، مارشا تدریسی، ساغر تهرانی

ث

فرهاد ثابت، عرفان ثابتی، پیمان ثابتی، فرزانه ثابتان

ج

نسیم جهانشاه، مهدی جلالی تهرانی، نادر جهانفرد، جهانشاه جاوید، مهدی جامی، سپیده جدیری

خ

فرانک خوشکام، ملینا خورشیدیان، احمدرضا خجسته تبار، هادی خلیلی، بلوط خضرایی، بزرگ خضرایی

د/ ر

نیما دارابی، احمد رافت، حامد راد، دکتر آهنگ ربانی (مسئول پروژه شاهدان تاریخ بابی و بهائی)، فرزاد رفاهی، عزت ریاضتی، هادی ریاضی، هایده رئیس زاده، فرید روحانی، پرویز روحانی، بهروز رحمی، پدرام روشن، وحید رضایی

س/ ش

کاوه سپاهانی، علی سیناکی، فریبرز سروش، مینا سیگل، تونی ساکی، علی اصغر سپهری، کتایون سنگانی، سهیلا سهیل، آرمین شهدی، دکتر سلی شاهوار

ص /ض

وحید صادقی شیرازی، صهبا صفایی، محمود صباحی، سام الدین ضیائی

ط / ظ

دکتر اسفندیار طبری (دانشگاه یو. ام. آی. تی)، بهیه ظفر

ع/غ

هومن عسکری، سپهر عاطفی، فرانک عباسپولی، ضیا عرفانیان، میترا عالی، فاطمه غلامی

ف/ ق

کامبیز فنائیان، فریده فاطمی، سلیم فانی، علی فتاح، فرزان فرامرزی، مریم فاروقی، ذبیح فوزی، سارا فروغی، داوود قرشی، سعید قاسمی نژاد

ک/ گ

هرمز کتیرایی، رضا کاظم زاده، ال گرمان، بهروز گونیایی، فائزه گلکار سیستانی

ل/م

امیر لمسه چی، مهرداد لقمانی، بیژن معصومیان، ایمان مطلق، دامون مقصودی، مهران مقدس، اشکان منفرد، سپهر میثاقیان، مهدی مدنی، بهزاد مهرانی، محمود ماهری، مانی موید، منصور معدل (دانشگاه میشیگان)، نظام میثاقی، مانا مهرآیین

ن

ذبیح الله نقشیان، شروین نکویی، مرتضی نگاهی

ه/ و/ی

بهامین هومان پور رضا، اسکندر هائی، نگین هوگن، مارک هوشمند، زارا هوشمند، ایرج هوشمند، مرضیه ولی، نیر وحید، آرش یزدانی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)