۹ مهر ۱۴۰۰ برابر با اول اکتبر ۲۰۲۱
انباشت تصمیم های غلط و مغرضانه توسط سران رژیم آخوندی در ایران، کشورمان را در معرض مخاطره هایی قرار داده است که، اگر به درستی مدیریت نشوند، اضمحلال میهن را به دنبال خواهند داشت. با نگاهی به مجموعه ی بدبینی ها، خصومت ورزی‌ها و دشمنی هایی که رفتار رژیم اسلامی در چهل سال گذشته در سطح منطقه و جهان برانگیخته است به خوبی چشم انداز یک فاجعه ی تاریخی دیده می شود. لیست پایین می تواند اوج بلاهت و خباثت یک حکومت را در قرار دادن کشور در موقعیتی تا این حد حادثه ساز نشان دهد:
۱- ایالات متحده ی آمریکا، به عنوان قدرت نخست اقتصادی و نظامی جهان، ایران را به چشم یک کشور آشوبگر و دشمن که باید مورد تحریم و مجازات و چه بسا برخورد نظامی قرار گیرد می بیند.
۲- مجموعه ی ممالک اروپایی، در «اتحادیه اروپا»، ایران را به عنوان کشوری بی ثبات، دردسرآفرین، از حیث اقتصادی بی ارزش شده و در جستجوی ساخت موشک های دوربرد و به احتمال زیاد، در صدد تهیه ی بمب اتمی ارزیابی می کنند.
۳- کشورهای عرب منطقه (شاید به جز حکومت سوریه) ایران آخوندزده را مایه ی شر و آشوب برای خود و منطقه دیده و به عنوان یک خطر بالقوه یا بالفعل درصددند تا در یک حرکت بین المللی -که از آن پشتیبانی سیاسی، مالی و نظامی خواهند کرد- به حیات رژیم ایران و اگر ممکن باشد، به بقای یک ایران متحد پایان بخشند.
۴- بسیاری از کشورهای همسایه مانند ترکیه، پاکستان، جمهوری آذربایجان و حتی عراق، ایران را سرزمین بی ثباتی، دخالت ورزی، غیر قابل اعتماد و فاقد آینده ارزیابی می کنند و امیدوارند که بتوانند با زبان خوش و یا زبان غیر خوش، شر این دردسر را به گونه ای از سرشان باز کنند.
۵- اسرائیل به عنوان یک قدرت منطقه ای توسعه طلب به نظام حاکم بر ایران به چشم مجموعه‌ای فاقد هوش و استراتژی می نگرد که در ادامهی ارائه ی خدمات گرانبهای چهل و دوساله ی عربده کشی های «ضد صهیونیستی» خود به طرح های توسعه ی طلبانه ی صهیونیسم، بتواند در این دقیقه ی نود، یک خدمت آخر دیگر هم به تل آویو بکند و با به راه انداختن یک جنگ تمام عیار منطقه ای، راه را برای نقشه های آتی جریان‌های دست راستی اسرائیل باز کند. این جنگ که تل آویو پای آمریکا را هم به آن باز خواهد کرد، سرانجام خاورمیانه را به مجموعه ای از دولت های کلنگی و جنگ زده تبدیل خواهد کرد و این سناریوی مطلوب نیروهای صهیونیست برای تحقق «اسرائیل بزرگ» است.
۶- در گوشه و کنار دنیا نیز رژیم ایران برای خود دشمنان مستقیم و غیر مستقیم تدارک دیده و در صف خصومت با کشورمان قرار داده است مانند: آرژانتین، استرالیا، کانادا و ..
در مقابل، وقتی به لیست دوستان ایران نگاه می کنیم به خالی بودن چنته ی رژیم کنونی در بناسازی استراتژی جلب متحد پی می بریم:
۱- چین مایل به استفاده ی بی دردسر از فرصت های اقتصادی، مانند بهره برداری از منابع نفت و گاز ایران است، اما حاضر نیست خود را برای دفاع از ایرانِ در کف مشتی دزد و بی لیاقت، با قدرت هایی مانند آمریکا و اروپا و اسرائیل درگیر سازد. بنابراین در نهایت، ایران را با دشمنانش تنها خواهد گذاشت.
۲- روسیه ایران را در قالب یک رژیم مفلوک و ورشکسته می نگرد که از طریق آن می تواند برخی از پروژه های خاورمیانه ای خویش را به پیش برد یا با طرح های بی ارزشی مانند نیروگاه اتمی بوشهر میلیاردها روبل بسازد. اما در نهایت و در شرایط سخت، حاضر به معامله ی آینده ی ایران و حکومتش با هر پیشنهاد چرب و نرمی در پشت پرده خواهد بود.
۳- رژیم سوریه تا موقعی که بتواند از ایران و نفت و امکانات و پول و نیروهای آن برای حفظ موقعیت خویش بهره برد به این کار ادامه خواهد داد. اما اگر بقای سوریه در گرو نابودی ایران باشد با آن مشکلی نخواهد داشت.
۴- لبنان به ایران به چشم گاو شیردهی نگاه می کند که، تا موقعی که هست، باید آن را از طریق حزب الله لبنان دوشید؛ اما اگر روزی دفاع از ایران به معنای حمله به لبنان باشد، بیروت ترجیح خواهد تهران را تنها به مسلخ جنگ بفرستد.
۵- عراق یک کشور فرصت طلب است که به موقع ایران و رژیم آن را جلوی چرخ کامیونِ حل درازمدت مساله ی خاورمیانه توسط قدرت های بزرگ و تثبیت موقعیت خویش خواهد انداخت.
۶- یمن به دو پاره تقسیم شده است و اگر عربستان بتواند طرح صلحی را به حوثی ها ارائه دهد که در آن سهم مهمی از قدرت و چشم انداز سرمایه گذاری کلان در این کشور مندرج باشد، به راحتی قادر و مایل است که به دخالت ایران در کشور خود خاتمه دهد.
۷- ونزوئلا حاضر است بنزین ایرانی دریافت کند اما بدون شک حاضر نیست با آن بنزین آینده ی خود را به آتش کشد.
به این ترتیب می بینیم که در ورای رویابافی های فرماندهان ابله سپاه در زیر گوش ولی فقیه خرفت خود، رژیم ایران جز مشتی تروریست روزمزد، که بخواهند برای پولی کلان دست به اقدامی به نفع او بزنند، یک ستاره هم در آسمان صحنه ی بین الملل ندارد. رژیمی است منفور، منزوی، بدنام و وامانده که فقط با زور سرکوب و غارت منابع مردم ایران، تعدادی از نیروهای مزدور و مواجب بگیر را برای خود اجیر کرده و در ورای اینها، کمترین موفقیتی در زمینه ی استقرار ایدئولوژی پوچ و مسخره خود و یا جذب متحد در سیاست خارجی ندارد. رژیمی است غرق در باتلاقِ بی توجهی خارجی به سرنوشت خویش.
این انزوای تاریخی و قحطیِ یار در صحنه ی بین المللی نه فقط آینده ی رژیم ایران را به سوی قعر جهنم هدایت می کند، بلکه سرنوشت کل ایران را نیز با خطراتی حیاتی مواجه می سازد. به همین دلیل، باید به طور جدی به این اندیشید که کاری کنیم تا ایران را بدون رژیم کنونی آن داشته باشیم و این یعنی ضرورت حذفِ نظام آخوندی با قاطعیت و بدون کمترین تعارف؛ چیزی که جز با یک نبرد سهمگین و البته پرهزینه توسط مردم ایران عملی نخواهد شد. هر گونه تعللی در این زمینه سبب خواهد شد که رژیمِ متشکل از مثلثِ آخوند، پاسدار و دزدان بازاری موتلفه، ِکشتی ایران را، همزمان با غرق شدن نظام منحوس خویش، به زیر اقیانوس تاریخ برد.
اما برای برانگیختن یک حرکت تغییرساز، نیروهای آگاه و مسئولیت پذیر جامعه، که درصد بسیار کوچکی از جمعیت بزرگ گرسنه و گرفتار ایران را تشکیل می دهند، باید تصویر روشنی از ایرانِ فاقد رژیم کنونی داشته باشند. نگارنده چندی پیش در مقاله ای تحت عنوان «اگر ما به قدرت برسیم»، یک چشم انداز خلاصه اما روشن از آن چه یک جایگزین مردمی برای کشور خواهد کرد، در عرصه های مختلف مدیریتی کشور، ارائه داد. در نوشتار حاضر می خواهیم به طور مشخص روی سیاست خارجی ایرانِ فاقد رژیم جمهوری اسلامی تمرکز کنیم. ایرانی با یک حکومت مردمی، غیر وابسته و دارای عشق به سربلندی ایران و ایرانی.
چنین حاکمیتی می تواند بسیار متفاوت از رژیمِ نکبت سالار آخوندی عمل کند و سیاست خارجی کشور را به طور بنیادین در معرض تحولات مثبت بی شمار قرار دهد. برای این منظور نیاز به داشتن یک اصل پایه ای است که بتوان از آن به عنوان ستون زیرین بنای سیاست خارجیِ یک ایران آزاد بهره برد. این اصل می تواند به زبان ساده چنین باشد:
«در سیاست خارجی نباید به هیچ ملتی ظلم و تجاوز کرد و از هیچ کشوری ظلم و تجاوز را پذیرفت».
با همین اصل ساده که ترکیبی است از اخلاق گرایی، خردگرایی و انسانمداری، امکان ساختن و پرداختن یک سیاست خارجی پویا، هدفمند، قدرتمند و قابل قبول بیرون می آید. رعایت این پایه ی ساده، به دولت مردمی آینده ی ایران این اجبار را می دهد که از یک سو پذیرای هیچ ستم و تجاوز و غارتی از جانب یک قدرت خارجی نسبت به ملت ایران و منافع آن و یا ستم و غارت و کشتار هیچ ملت دیگری نباشیم و از سوی دیگر، در تعیین سیاست های خود در صدد فریب و تجاوز و غارت هیچ ملت و مردم دیگری برنیاییم. فراموش نکنیم که این اصل پایهای از بنیان های فلسفی و فرهنگی ایرانِ پیشااسلام الهام می گیرد که تبلور آن در ادبیات فارسی، در ارزش دهی به جان شیرین حتی یک مورچه، بازتاب می یابد. این همان فرهنگی است که رژیم کنونی با توحش مذهبی خود سعی در نابودی آن داشته و دارد و بدیهی است که در ایران آینده فرصت بازسازی و پرورش آن و استفاده از کاربردهای ملی و فراملی آن مطرح خواهد بود. کاربردهایی که هم تعالی ملت ایران را به دنبال خواهد داشت و هم یاری به گسترش دوستی و صلح و همکاری میان ملت ها و انسان ها در سراسر جهان در ورای مذهب، قومیت، زبان و ملیت آنها.
حال بر این پایه ی ارزشمند و زیبای اصول گرا، می توانیم برخی از ایده های مشخص را در مورد تعیین سیاست خارجی کشور در یک ایران آزاد ترسیم کنیم:
• تعامل با ابرقدرت ها بر اساس روابط سازنده با همه ی آنها، عدم وابستگی بیش از حد به هیچ یک از آنها، تاکید بر ضرورت ابراز بی پرده ی انتقاد از عملکرد آنها در صورتی که با اصل اخلاقی اساسی فوق در تضاد باشد.
• ساختن روابط متقابل دوستانه و برابر با کلیه ی کشورهای جهان در جهت بهره بردن از توانایی‌ها برای رشد و توسعه و پیشرفت ایران و ارائه ی تواناییهای ایران به آنها با هدفی مشابه.
• عدم دخالت در امور داخلی سایر کشورها و عدم اجازه به هیچ کشوری برای دخالت در امور داخلی کشورمان، مگر در چارچوب انتقادهایی که بر اساس رعایت اصل پایه ای بالا ضروری باشد.
• عدم تهیه و تدارک جاسوسی و توطئه و خرابکاری درهیچ کشوری وعدم پذیرش این اعمال از جانب هیچ کشوری در خاک خودمان.
• تدارک هئیت های کار و مذاکره برای حل و فصل مسائل و مشکلات مشترک مانند بحران منابع آبی با عراق و افغانستان، موضوع امنیت عبور و مرور مرزی با ترکیه و پاکستان و امثال آن.
• همکاری با کلیه کشورهای منطقه و فراتر بر روی بحران های زیست محیطیِ منطقه ای و جهانی، مانند مشکلات تالاب ها، آلودگی آب ها، محافظت از جنگل ها، مقابله با گرمایش کره ی زمین.
• کمک و یاری نظری و عملی به حل و فصل نزاع های قومی و مذهبی، جنگ ها و بحران های منطقه ای، مانند جنگ در یمن و یا نظامی گری در کردستان ترکیه و یا برادرکشی در افغانستان.
• یاری رسانی مادی و مالی به تمام مردم آواره، جنگ زده، قحطی زده، کووید زده در حد توانایی و امکانات مالی و مادی و لجستیکی کشورمان.
• برقراری روابط دو جانبه ی مشروط با اسرائیل و همکاری اقتصادی، علمی و فنی با این کشور و مشروط ساختن بازشناسی رسمی این کشور به احقاق حقوق تاریخی ملت مظلوم فلسطین و عدم دخالت در امور کشورهای دیگر منطقه.
• بهره بردن از نفوذ فرهنگی و تاریخی ایران در کشورهایی مانند عراق و سوریه و لبنان و یمن، برای ترویج صلح، ثبات و پیشرفت در این کشورها و همکاری با ایران و سرمایه گذاری های اقتصادی کلان در این کشورها با محوریت رشد اقتصاد ملی ایران.
• برقراری روابط خاص با کلیه ی کشورهای سابق قلمرو ایران بزرگ برای ایجاد یک سامانه ی بین المللی فرهنگی و تبادلات و فعالیت های هنری، فرهنگی، ادبی، ورزشی و امثال آن.
• برپاسازی و تقویت پیمان های منطقه ای با کشورهای همسایه و فراتر، با الهام از الگوی اتحادیه ی اروپا یا پیمان ابراهیم در جهت تقویت دوستی و صلح و همکاری میان کشورهای منطقه و به صورت تدریجی، برداشتن موانع عبور و مرور مرزی و قوانین سرمایه گذاری یا تبادل کالا و ایجاد مجموعه های بزرگ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با هدف همکاری و همزیستی منطقه ای و جهانی.
• جلب سرمایه گذاری های خارجی سالم در ایران و نیز انجام سرمایه گذاری های سالم ایران در جهان با هدف تقویت خصلتِ رشد بین المللی اقتصاد ملی کشورمان.
• تلاش مستمر برای کاهش نظامی گری در منطقه و جهان و فعالیت مستمر در مسیر حذف سلاح‌های هسته ای، نخست در منطقه ی خاورمیانه (اسرائیل، پاکستان، هند) و بعد در سراسر کره ی زمین. در همین راستا بدیهی است که موضوع فعالیت اتمی ایران باید فاقد هرگونه خصلت نظامی و یا آلوده ساز شده و تنها مصارف علمی و پزشکی و صنعتی را با رعایت استانداردهای بین المللی دنبال شود.
• ایفای نقش فعال در تمامی نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل، یونیسف، یونسکو، سازمان بهداشت جهانی و امثال آن با هدف تقویت آنها و بالا بردن کارآمدی این نهادها در یاری رسانی به کشورها.
• شرکت و فعالیت در پیمان های مثبت بین المللی مانند پیمان اقلیمی پاریس و گلاسکو و امثال آن، در جهت تقویت بنیه های زیست محیطی کره ی زمین برای آینده ی بشریت.
• داوطلب شدن و برنامه ریزی و سرمایه گذاری برای میزبانی مسابقات بین المللی ورزشی مانند المپیک ها و جام جهانی فوتبال، نمایشگاه های جهانی صنعت و فن آوری و یا سایر جشنواره های بین المللی در عرصه های فرهنگ، فیلم، موسیقی و امثال آن.
• فعال سازی حرفه ای و هدفمند دیپلماسی ایران در سراسر جهان با استقرار سفارت خانه ها و کنسولگری های ایران آزاد در تمامی پایتخت ها و شهرهای بزرگ کشورهای مختلف و گسترش مداوم روابط دیپلماتیک برای شناسایی عرصه های همکاری.
• بازسازی اعتماد بین المللی از دست رفته به ثبات، اقتدار و شفافیت عملکرد دولت در ایران با هدف معتبرسازی پاسپورت ایرانی و تامین امنیت و احترام برای ایرانیان مسافر و یا ساکن در سراسر جهان.
• ایفای نقش فعال در تلاش های سازمان ملل در جهت ماموریت های حفظ صلح در کشورها و مناطق مختلف جهان از جمله در آفریقا و سایر مناطق بحرانی جهان.
• تبدیل ایران به قطب گردشگری تاریخی و فرهنگی از طریق احیای آثار باستانی ایران و تدارک زیرساخت های مناسب برای پذیرایی گردشگران از سراسر جهان.
• فراهم آوردن شرایط زیرساختی و ثبات لازم برای جذب شرکت های بزرگ و فعالیت های دانش-محور به ایران و انتقال دانش و فن آوری و بهره بردن عادلانه از نیروی متخصص کار ایرانی.
• عقد قراردهای دو یا چند جانبه با کشورها در مسیر گسترش حذف متقابل ویزا و سایر فعالیت های تسهیل کننده ی تبادل دانشجو، پژوهشگر و نیز گردشگران.
• جذب دانشجویان خارجی در مراکز دانشگاهی ایران و تبدیل آنها به یک قطب گسترش نفوذ فرهنگی و اقتصادی برای کشور در آینده؛ به ویژه از میان دانشجویان کشورهای آفریقایی، آسیای مرکزی و نیز آمریکای لاتین.
• اعزام گسترده ی دانشجویان ایرانی به سراسر کشورهای پیشرفته ی جهان با تعهد به بازگشت و یاری به آنها برای تامین هزینه ها و نیز یافتن شغل و به راه انداختن فعالیت اقتصادی پس از بازگشت.
• شرکت و همکاری در پروژه های بزرگ صنعتی و علمی در سطح بین المللی برای پیشرفت بشریت در زمینه ی تامین آینده ای بهتر مانند طرح های بین المللی فضایی، بهره برداری از منابع کره ی ماه و مریخ در پروژه های مشترک کشورهای مانند هند، چین، امارات متحده ی عربی، روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکا و نیز مشارکت در اَبرپروژه های مهم برای تدارک منابع انرژی جایگزین و ایجاد پروژه های مشترک مشابه در ایران به مثابه طرح عربستان سعودی برای تامین انرژی خورشیدی.
• به وجود آوردن زیرساخت های مشترک با کشورهای مهاجرفرست ومهاجرپذیر در منطقه برای حل انسانی و موثر مشکل آوارگان و مهاجرین، بازگشت صلح آمیز آنها به کشورهای اصلی و یا اسکان موقت در شرایط مناسب…
آری این ها نمونه هایی است از آن چه یک دولت مردمی، بشردوست و عاشق ایران می تواند برای کشورمان انجام دهد. در طرح نظریهی «بینهایت‌گرایی» گفتیم که ظرفیت انسان برای بهره بردن از منابع جهان و هستی بی‌نهایت است و هیچ مرزی برای ساختن دنیایی بهتر، زیباتر و شایسته تر برای انسان وجود ندارد. این فلسفهی ملهم از خرد بشری و فرهنگ ایرانی می تواند ایران را به قطب تغییر در منطقه و جهان تبدیل کند و نگاه مثبت و توام با احترام ملت های دنیا را به سوی کشوری جذب کند که روزگاری مهد ساختن نخستین تمدن برای بشریت بوده است.
این نوشتار و مقاله ی قبلی را درباره ی تغییرات و اقداماتی که یک نیروی مردمی می تواند در داخل بوجود آورد، بخوانید و قضاوت خود را بر مبنای آن قرار دهید. دو لیست آورده شده در بالا را مقایسه کنید و ببینید که کدام یک از این دو ایران را دوست دارید: ایران منفور ومنزوی که در قالب سناریویی هولناک دارد جلوی چشم من و شما به سمت نابودی و محو خود از طریق قحطی و جنگ آب و شورش های کور و گرسنگی و جنگ نظامی پیش می رود؛ و یا ایرانی را که به طور بالقوه در انتظار ملتی است که بخواهد، اراده کند و سرنوشت خود را از چنگ رژیم اهریمنی آخوندها بیرون بکشد. بیایید تصویر مردمی گرسنه زده، ناتوان، ناامید و سرخورده را از خود دور کنیم و به یادآوریم که ما فرزندان کسانی هستیم که بیش از دو هزار سال پیش، بزرگترین امپراتوری تاریخ بشر را بنا کرده بودند و دهها قوم و ملیت با فرهنگ ها و مذاهب و زبان های مختلف در آن به همزیستی و همکاری مشغول بودند. بیایید کیستی تاریخی چند هزارساله ی خود را به دلیل چهل و دوسال نکبت مشتی ابله از یاد نبریم. انتخاب با ماست.#
————————————————————————————————
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
برای اطلاع از نظریه ی «بی نهایت گرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بی نهایت گرایی: نظریه ی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)